جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

4 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
4
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  58 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  186 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  196 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 31 اردیبهشت 1390 12:40
نمایش جزئیات
آفلاین
سام علیکم خدمت ابجی گلم
عرضم به حضورت که من قبلا تو ایفای نقش تایید شده بودم اما از اونجایی که زندگی کی گذاشت ما فعالیت کنیم یه مدت که نبودم دسترسیم گرفته شده حالا دوباره شخصیتمو معرفی می کنم تو بازی با کلماتم تایید شدم.
ببینم تریپ همون نایی که دستاشون رو تو هم قلاب می کنن و می گن:- به ناااااام خدا من...... از تهران هستم!!
.....................................................................................

نام : هانیبال
نام خوانوادگی: لکتر
گروه:- گریفیندور.من در مدرسه هاگواتز تحصیل کردم.
سن: حالا ما می گیم 26 سال
خصوصیات ظاهری:- قد بلند .هیکل نه چاق نه لاغر. صورت کشیده.پوست گندمی. چشمان البالویی. موهای تیره.
علاقمندی ها:خواهرم میشکا. گوشت انسان مخصوصا" مغز.تغییر چهره و سرکار گذاشتن اون همه پلیس ماگلی که دنبالمن.
چارو:- بلدم اما چوب جاروی خاصی ندارم.
چوب جادو:- من دو عدد چوب جادو دارم یکی مال پدرم از جنش درخت راش بیست سانتی متر انعطاف پذیر با موی پریزاد. مال خودم: چوب درخت بید. بیست سانتی متر.انعطاف پذیر نیست.و هسته ی ان یک رشته خونی از یک خون اشام است. چون من مامور مخفی وزارت هستم مجوز جادو وحمل هردوی انهارا در یک زمان دارم.
توانمدی های خاص: من قدرت هیبنوتیزم از طریق چشمانم را دارم بدون استفاده از چوب جادو .
..........................................................................................
معرفی نه چندان کوتاه: از پدرم شروع می کنم. پدر من الفرد بلک دایی کوچک سیریوس بلک بود که در زمان نوجوانی از خانواده بزرگ بلک جدا شد و ثروت هنگفتی بهم زد. سپس بامادرم اپریل میناری ازدواج کرد . البته رولینگ در کتا ب به دین پدرم الفرد اشاره ای نکرد او یهودی بود و بعد ها از ترس کوره های ادم سوزی هیتلر نام خانوادگی اش را به لکتر تغییر داد.هیتلر در ان زمان نه تنها یهودیان بلکه به قصد کشتن جادوگران کوره های ادم سوزی اش را برپا کرد.(این واقعیت تاریخی را فقط تعداد محدودی از سیاست مدارن بزرگ ماگلی و وزیر سحرو جادومیداند) پدرم و مادرم هردو در اتش کینه ی دو جادوگر که هیتلر را با طلسم فرمان کنترل می کردندسوختند و تباه شدند و من وخواهر کوچکم از چنگ مرگخواران گریندل والد در امان ماندیم......اما زمستان بود و سرما سخت گروهی متشکل از چهار نفر از دست نشانده های گریندل والد در محاصره برف و یخ ماندند و با ما در خانه حبس شدند. سه هفته بدون اب و غذا هرکس را وادار به کارهایی می کند.انها خواهر کوچولو و تپلم را کشتند و یه سوپ خوشمزه ازش درست کردند. ومن حالا بعد از گذشت سالها و تحصیل در مدرسه ی علوم و فنون هاگواتز (جادوگری از پدرم به من ارث رسیده بود) همزمان بعد از به پایان رساندن دوره های مدرسه ،در دانشگاه ماگلی روانشناسی مشغول به تحصیل و در وزارت خانه در بخش ختلفات ماگلی مشغول به کار شدم. در حال حاضر دارای چندین مدرک دکترا از دانشگاههای ماگلی در رشته های مختلف و مامور مخفی تخلفات ماگلی و قاتل چهار جادوگری هستم که خواهرم را در زمستان ان سال کشتند(البته انها متخلفین ماگل ازاری بودند که من در حین ماموریت به فجیع ترین وخوشمزه ترین وضع کشتم،کاری کردم تک تک شون از گوشت بدن خودشون خوردن برای همین وزارت خونه منو قاتل نمی دونه اما پلیس های ماگلی بدجوری خودشون رو گذاشتن سر کار و دنبالمن). دارای توانایی ویژه در هیبنوتیزم بدون استفاده از چوبدستی می باشم. لازم به ذکر است که پدرم ازدواجش را بامادرم از خانواده اش مخفی نگه داشته بود تا از خطر های احتمالی به ما صدمه ای وارد نشود. بنابر این بعد از فوت پدرم تمام ارثیه ی او به سیریوس بلک رسید .من و او در مدرسه تقریبا" هم دوره بودیم اما من زودتر فارغ التحصیل شدم. من با زن دایی دایی مرحومم در نیویورک زندگی می کردم. و اکنون به علت شغل و پلیس های ماگلی مکان معینی ندارم.
............................................................................
معرفی حقیقی: دکتر هانیبال لکتر.شخصی کاملا" حقیقی می باشد اوادمخواری معروف در سال های اخیرامریکا بود که کتاب و فیلم معروف «سکوت بره ها» را از روی زندگی حقیقی این مرد ساختند .کتاب حاضر را توماس هریس گرد اوری و تدوین کرد. چند سال بعد از ان باتوجه به فروش قابل توجه کتاب اول توماس هریس کتاب تخیلی را به نام «هانیبال» منتشر کرد که دنباله ی تخیلی کتا ب اول بود. تیراژ زیاد و قرار گرفتن نام این کتاب در لیست پرفروش ترین کتا بها، دوباره کمپانی های فیلمسازی را بران داشت که فیلی از روی کتاب با همان نام بسازند چنان که مستحضرید.
باتوجه به واقعی بودن شخصیت دکترهانیبال لکتر وجادویی بودن دنیای هری پاتر و همینطور واقف بودن من به تمام زوایای شخصیت دکتر هانیبال لکتر و مسلط بودن به دنیای جادویی هری پاتر به من این اجازه رو خواهد داد که شخصیتی با ثباط و قابل اجرا را از تلفیق این دو دنیا خلق کنم و به مرحله ی اجرا بگذارم. خوب فکر کنم همه چیزو کامل گفته باشم.امیددارم که با همین شناسه بتونم فعالیت خودمو در ایفای نقش شروع کنم.
.....................................................................

http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=6&forum=7&post_id=182890#forumpost182890

اینم اینک تایید شخصیت قبلیم
اخ دمت گرم عزت زیاد


بله؟آبجی گلم؟؟اینورا آبجی ای دیدی شما؟
شناسه شما هری پاتری نیست ولی چون این مدت چند نفر دیگه هم به این صورت تایید شدن شما رو هم تایید میکنم.
تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1390/2/31 17:17:57
دستمالی کثیف....چ�
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 30 اردیبهشت 1390 23:36
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:آلستور
نام خانوادگی:مودی
معروف به:مودی چشم باباقوری
توضیحات:من الستورمودی کارآگاه سابق وزارت سحروجادووفردی بسیارشکاک وضدمرگخوارومحتاط هستم یه چشم ویه پام رودرراه مبارزه بامرگخواران ازدست دادم که ازاون به بعدمجبورشدم ازیه پای چوبی ویه چشم سحرآمیزکه باش حتی میتونم پشت سرمم ببینم استفاده کنم عضومحفل ققنوسم وگروهمم توهاگورتزیادم نیست ولی شمابگیریدگریفندورمن درشبی که هری پاتروبرای همیشه ازخونه ی خاله وشوهرخاله ش بیرون میبردیم به دست مرگخواراکشته شدم.


تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1390/2/31 12:34:33
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 15:00
نمایش جزئیات
آفلاین
من همون الستور مودی old6 هستم
با شناسه ی جدید وارد شدم
لازم نیست که دوباره برم بازی با کلمات که ؟!
.........................................................
برای این که منو تایید کنی اول از همه توی چشای من نگاه نکن که اون دنیا باید منو تایید کنی !!
اهم خب صحبت کردن به زبون شما سخته !! ولی خب ایراد نداره !!
من باسیلیسک یا همون شاه مار م که همین جور که توی تالار اسرار خوندید اونجا زندگی میکردم و وارث اسلیترین بزرگ به من دستور میداد که کی رو بکشم (ولدمورت کبیر)!!
اما ولدمورت که نتونسته بود هری رو بکشه یه مقداری از خصوصیت هاش توی بدن اون پسره ی کله زخمی موند و اون هری فضول رازه منو از طریق میرتل که خدا بگم چیش بکنه فهمید و اومد سر وقت من بیچاره ی فلک زده !!!
بعد هم دامبی براش اون کلاه رو با فاوکس که باید همونجا میخوردمش فرستاد و هری هم که گریفیندوری بودنش گل کرده بود شمشیر گودریک رو کشید بیرون و من بیچاره رو کشت . البته منم دست پا چلفتی نبودم نیشش زدم اما اون فاوکس با گریه اش هری رو خوب کرد !!
این بود داستان زندگی من فلک زده !!
در ضمن منو بفرستین اسلیترین !! یادتون نره ها !!!!:D



تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط NA SA در 1390/2/29 17:36:43
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1390/2/29 18:19:45
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 18:29
نمایش جزئیات
آفلاین
شخصیت جدید من: باسیلیسک
برای این که منو تایید کنی اول از همه توی چشای من نگاه نکن که اون دنیا باید منو تایید کنی !!
اهم خب صحبت کردن به زبون شما سخته !! ولی خب ایراد نداره !!
من باسیلیسک یا همون شاه مار م که همین جور که توی تالار اسرار خوندید اونجا زندگی میکردم و وارث اسلیترین بزرگ به من دستور میداد که کی رو بکشم (ولدمورت کبیر)!!
اما ولدمورت که نتونسته بود هری رو بکشه یه مقداری از خصوصیت هاش توی بدن اون پسره ی کله زخمی موند و اون هری فضول رازه منو از طریق میرتل که خدا بگم چیش بکنه فهمید و اومد سر وقت من بیچاره ی فلک زده !!!
بعد هم دامبی براش اون کلاه رو با فاوکس که باید همونجا میخوردمش فرستاد و هری هم که گریفیندوری بودنش گل کرده بود شمشیر گودریک رو کشید بیرون و من بیچاره رو کشت . البته منم دست پا چلفتی نبودم نیشش زدم اما اون فاوکس با گریه اش هری رو خوب کرد !!
این بود داستان زندگی من فلک زده !!
در ضمن منو بفرستین اسلیترین !! یادتون نره ها !!!!:D



برای گرفتن نقش جدید باید شناسه جدیدی بسازید.
تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1390/2/28 19:08:59
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 اردیبهشت 1390 11:16
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام
بنده الفياس دوج هستم
از دوستان صميمي آلبوس دامبلدور
عضو محفل ققنوس هستم
در مدرسه ي هاگوارتز عضو گريفندور هستم
به درس دفاع در برابر جادوي سياه هم علاقه ي خاصي دارم
باتشكر
الفياس دوج


تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1390/2/27 11:24:06
از خانم رولينگ متشكرم كه همه ي مان را آفريد

---------
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 24 اردیبهشت 1390 18:18
نمایش جزئیات
آفلاین
من هري پاتر هستم
پدر و مادرم در جنگ با ولدمورت كشته شدند
و حتما از او انتقام خواهم گرفت
همسر من جيني ويزلي است
از هيچ چيز نميترسم و با سيريوس بلك نسبت دارم
و عضو گريفيندور هستم
و عضو محفل ققنوس
بقيه اش هم با شما


شما اول باید در بازی با کلمات تایید بشید بعد معرفی شخصیت کنید.همچنین شخصیت هری به تازه واردین داده نمیشود.

تایید نشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط =Harry potter= در 1390/2/24 18:30:44
ویرایش شده توسط =Harry potter= در 1390/2/24 18:42:32
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1390/2/26 9:38:31
از خانم رولينگ متشكرم كه همه ي مان را آفريد

---------
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 24 اردیبهشت 1390 10:21
نمایش جزئیات
آفلاین
من یه شبح وارم . همون شبح واره تو دارن شان (ارباب شبح واره ها) استیو لئوناردو . اگر کتاب سرزمین اشباح رو خوندین به شماره 1 توجه کنید و اگر نخوندید به شماره 2.
1-من بعد از جنگم با دارن شان نمردم و زنده موندم(عین خود لرد ) سپس انقدر بی توان بودم تا بالاخره یکی از موگولها من رو پیدا کرد و به من آب و غذا داد . من سر حال و پر نشاط شدم که دوباره نیرویم را به دست آوردم. به خانیمان رفتم و مادرم به من گفت که از نوادگان اسلیتیرینم( ) (البته جاگسن اون اسم جعلی و الکی منه )
حالا من به هاگوارتز اومده بودم که درس بخونم خیر سرم که با ارباب لرد ولدومورت مواجه شدم . حالا می خواهم گروه شبح واره ها و مرگخوارها متحد شه تا همه این جادوگران سفید و اشباح نابود شوند.
2-اگه داستان اشباح رو هم نخوندید (زودتر بخونید . خیلی قشنگه)
خوب من یه انسان نیستم . یه موگول هم نیستم . من یه شبح وارم (شبح واره ها با تزریق خون شبح واره می شون . یعنی باید یه خون از یه شبح واره به یه انسان داده بشه. )شبح واره ها از انسانهای معمولی خیلی قویتر و سریعتر هستند و برای زنده موندن به خون نیاز دارند . وقتی خون یه نفر رو می خواهند بخورند . نمی تونند جلوی خودشون رو بگیرند و خون رو تا آخر سر می کشن .

من قبلا عضو اسلیتیرین بودم ...
لطفا من رو به اسلیتیرین برگردونین...
------------------------------------------------

ویرایش:
چرا جادوگران داره خاک می خوره ...
4 سال پیش که ما بودیم نمی ذاشتن یه پست یه ثانیه توی" پاسخهای جدید در انجمن" بمونه!!!
حالا سالی یه پست زده هم نمیشه!!


جاگسن عزیز شناسه شما هری پاتری نیست و مربوط به همون دوران قدیمه، ولی چون این اواخر چند نفر از قدیمی ها با شناسه خودشون برگشتن دوباره به شما دسترسی میدم.ولی معرفی شخصیتتون هری پاتری نبود ها!
بازگشت دوباره شما رو تبریک میگم.
تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جاگسن اون در 1390/2/24 10:29:47
ویرایش شده توسط جاگسن اون در 1390/2/25 8:01:39
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1390/2/26 9:42:12
من یه شبح و�
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 اردیبهشت 1390 16:53
نمایش جزئیات
آفلاین
بله ؟!
کسی گفت بابا قوری ؟!
که این طور!! مودیه بدذات ؟!
چرا اتفاقا خیلی توفیر داره گر چه اگه منم بودم همین کار رو می کردم !!
اون کراوچم که از خودتون بود که جناب اصیل زاده !!
خب حالا خیلی مهم نیست . بخشیدمت .
همه حتی اگه دراکو رو نشناسین منو باید بشناسین دیگه .
حالا اگه بازم باید معرفی کنم باشه میکنم .
خب من همین که از اسمم مشخصه الستور مودی معروف به مودی مد _آی هستم .
داستانه زندگیمم که معروفه لازمه بازم بگم ؟! خسته شدم !!
تا اون جایی که من یادم میاد یه روز بارتی کراوچ اومد خونمو (البته نه در بزنه بیاد تو !!!) بعد منو اسیر کرد انداخت توی صندوقه خودم بعدم به جای من اومد هاگوارتز و به هری کمک کرد تا بتونه به مرحله آخر مسابقه 3 جادو گر برسه که ولدمورت بتونه قدرت بگیره و اونو بکشه بعدش هم جام رو رمزتاز کرد و باعث شد سدریک بیچاره کشته بشه خوب دیگه حالا .
احتمالا توی گریفیندور بودم !! نمیدونم یادم نیست !!


تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایوان روزیه در 1390/2/23 18:40:53
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 16 اردیبهشت 1390 00:18
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم... اهم... لوموس!

خوبه؟ همه جا روشنه؟ پس باهاس چشاتون منو ببینه و خودش بفهمه که من کی هستم! آخه شخص شخیص و شاخص و جادوگر اصیل و اصیلزاده و باشرافتی که من باشم، نیازی به معرفی نداره که! هرکی چشای باباقوریشو وا کنه منو میشناسه. حتی اون مودی بدذاتم منو از شونصد فرسخی میشناسه. اصولا ایشون به خاطر حسادتش بود که منو به اون... چیزه... اون راسوهه... چیز کرد! یعنی تبدیل کرد دیگه... و اصولا حقش بود که اونجوری بره زیر خاک!

اینکه یارو مودی قلابی بوده هم هیچ توفیری تو اصل ماجرا نداره. داره؟

دیگه اینکه... اگه تاییدم نکنین مامی جونم حالتونو می گیره. پاپا هم (هرچند همش بهم سرکوفت می زنه ولی به هرحال) یه آوداکداورای باحال می چسبونه پشتتون تا هم سبز شین و هم جیلیز و ویلیزتون دربیاد.

اصلنشم اگه شایستگی تایید منو نداشته باشین، میرم دورمشترانگ و به همۀ شما می فهمونم یه دراکو مالفوی چند مرده حلاجه!

اینم اون دراکوی قلابی که
معجون پیچیده رو از اون پسرۀ کله زخمی گرفت و خودشو به جای من جا زد. باز خوبه یه چن تا جادوگر اصیل و به دردبخور پیدا میشن که با کروشیو طرف رو به حرف بیارن و بعدم پرتش کنن آزکابان!

درنتیجه فورا شناسۀ دراکو مالفوی رو برای من باز کنین و بفرستینم اسلیترین. می خوام به مهمونی شب یکشنبه برسم. پانسی (هرچند خیلی دختر اکبیری و چندشیه... ولی به هرحال اصیلزاده س!) ازم قول گرفته که توی مهمونی باهاش برقصم و یه مرد اصیل هیچوقت به قولش با یک بانو، پشت پا نمی زنه.

کام آن!

****************

ویرایش!

الان از پشت صحنه خبر دادن مادرمرده حرف بدیه. از باسن هم خوششون نیومد. مجبوریم ملاحظۀ روح لطیف خانوما رو بکنیم دیگه.



تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید جناب اصیل زاده. امیدوارم مانند اصیل زاده ها رعایت ادب و متانت را بکنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سایه در 1390/2/16 0:22:24
ویرایش شده توسط سایه در 1390/2/16 0:32:10
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1390/2/16 3:32:39
Re: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 9 اردیبهشت 1390 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:جینی
فامیلی:ویزلی
گروه:گریفیندور
سن:20سال
چوبدستی:پر ققنوس چوب درخت گنجشک و 32 سانتر و انعطاف پذیر
جاروی پرنده:نیمبوس 1990
تعداد فرزند:3عدد
نام پدر:آرتور
نام مادر:مالی
همسر:هری پاتر
شغل:خانه دار
قد:173
مشخصات:زیبا.موقرمز.قد متوسط.کوچکترین و تنها دختر ویزلی ها.دارای 6برادر.در انجام جادوهای گوناگون مهارت خاصی دارد.
علاقه مندی ها:کوییدیچ.طلسم کردن اسلایترینی ها.


تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1390/2/11 20:15:15