ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راستش دو سه ساله که دل من از خیلی چیزها به درد اومده
و همون ها فکر من رو به شدت مشغول کرده.
من امروز سعی کردم چند نوبت از ته دل بخندم اما بیشتر دردم گرفت
شب یلدا برای من معنی خاصی داره
فوت مادربزرگم
تصادف کردنم
رد شدن مقاله م در جشنواره ی پژوهشی دانشگاه و به هدر رفتن 5ماه زحمتم
و
شب تولد همسرم
به بار نشستن درخت پرتقالی که دوران بچگی کاشته بودم
با عرض معذرت
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
و......
شاید اختلاط این اتفاقات نشانه ای از چیزی باشه ولی همیشه سعی کردم به همه ی پانورامای جلوی چشمم نهایت دقت رو داشته باشم...به همه چیز
ولی همه ی این ها رو گفتم که این بیت شعر رو یادتون باشه
هرکه در این دهر مقرب تر است
جام بلا بیشترش می دهند
(البته منظور من ابدا خودم نیس! منظور اینه که اگر حتی در این شب یلدا سختی و صعوبت و یا ظلمی بهتون رسید ،به بزرگواری و شرف و عزت بی نهایتتون ببخشید و اون رو پله ای بدونید برای ترقی جایگاهتون پیش خدا)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جاتون خالی نون و پنیر و هندونه ای خوردیم در کنار همه ی اعضای خانواده
اما
هنوز هم فکر من مشغوله!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

