جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  57 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  182 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  195 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
كافه سه دسته جارو
ارسال شده در: چهارشنبه 21 دی 1384 05:21
نمایش جزئیات
آفلاین
به اين دليل كه اين تاپيك مفقود الاثر گرديد دوباره زده شد تا مورد عنايت پستهاي ارزشي اينجانب و شما قرار بگيرد!
---------------------------------------------------------------------------
كافه شلوغ شلوغ بود و همه در حال گفتگو با يكديگر بودند.در گوشه اي از كافه يك ميز كوچولو موچولو با دوتا صندلي تپل مپل! قرار داشت و دو نفر بوقي بر روي آن نشسته بودند!

-عزيزم من دوستت دارم ولي باور كن اين يه دونه كار رو نميتونم بكنم.
-تو هيچ وقت منو دوست نداشتي....من اصلا نميخوامت.بهتره حرفاي آخرت رو بزني.
-بابا چي ميگي تو ميگم نميشه ديگه!
-مثل اينكه تو آدم بشو نيستي خب به جهنم!!
-جهنم جاته!

ناگهان دختر بوقي دستش رو ميكنه زير صندلي و يك چكش بيرون مياره و بر سر پسر جوان ميكوبه!

*پنج دقيقه بعد*

تعداد صندلي هاي دور ميز به سه عدد رسيده و فردي ريش دراز در پشت سومين صندلي نشسته.كله ي پسر جوان باندپيچي شده و دختر بوقي چكش رو در دستانش بازي ميدهد!!

دومبول:دخترم فلور شما كوتاه بيا!...بيل خيلي پسر آقاييه...حالا پول نداره تورو ببره اون ور آب كه دليل نميشه كه پسر بدي باشه....منو نگاه كن با اين سن و سالم تا حالا از قزوين اون ورتر نرفتم!
فلور:خب به من چه!...اصلا شما هم مشكل داري!!
و در يك حركت انتخار با چكش به وسط بيني دامبلدور ميكوبه كه به ترتيب چنين چيزهايي پيش مياد!:
1-دامبلدور صداي آخي از خودش در مياره!
2-عينك دامبلدور از وسط به چهار نيم تقسيم ميشود!
3-فلور لبخند مليحي ميزنه
4-يكي از مشتري ها نفس ميكشد!
5-دامبلدور از درد خم ميشه!
6-صداي تق بلندي مياد و لحظاتي بعد الستور مودي در حالي كه به دامبلدور چسبيده ديده ميشه!
7-دامبلدور دومين آهش رو ميكشه!!
8-دامبلدور به سنت مانگو منتقل ميشه!


لحظاتي بعد مودي سر جاي دامبلدور نشسته و در حال نصيحت فلوره...

فلور:من نميدونم اگه نخوام با بيل آشتي كنم بايد كي رو ببينم؟
مودي:خواهر من احتياجي به ديد زدن كسي نيست!...شما كافيه....اون چيه رو زمين؟
فلور برميگرده و خودكار معروف مودي رو بر روي زمين ميبينه!!
مودي:ها!...خودكار منه...ميشه يه كم خودتون رو خم كنيد و بهم بدينش؟....من پام چلاقه نميتونم!
فلور نگاه عاقل اندر صفيحي مي اندازد:
مودي كه ترسيده بود:فقط ميخوام كمكتون كنم!!!

فلور كه از افكار پليد برادر حميد مطلع شده بود بار ديگر مجبور به استفاده از چكشش ميشود و در يك عمليات انتحاري چكشش را ... و در حالي كه مودي در حال قرمز شدن است لبخند مليحي ميزند!
فلور:حيف كه دلم برات ميسوزه!
و چكش را در مي آورد و غلاف ميكند!
--------------------------------------------------------------------------
آيا بيل و فلور آشتي خواهند كرد؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1384/10/21 15:27:00
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1405/2/20 19:55:58
شناسه ی جدید: اسکاور