جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان کشتن او فرا رسیده بود.
- لوسیوس زندانی رو بیار.
- اطاعت میشه ارباب!
آتش خشم تمام وجودش را فرا گرفته بود. نقشه باید بی کم وکاست اجرا میشد حتی اگر مجبور به قربانی کردن خادمین خود می شد. سال ها بود که انتظار چنین فرصتی را می کشید. دیگر اجازه نمی داد هیچ چیز مانع او شود حتی...
- نه خواهش می کنم...نه
افکار لرد...
--------------------------
متاسفانه دو پست قبلی رو به خاطر اسپم بودنشون نادیده گرفتم.
- لوسیوس زندانی رو بیار.
- اطاعت میشه ارباب!
آتش خشم تمام وجودش را فرا گرفته بود. نقشه باید بی کم وکاست اجرا میشد حتی اگر مجبور به قربانی کردن خادمین خود می شد. سال ها بود که انتظار چنین فرصتی را می کشید. دیگر اجازه نمی داد هیچ چیز مانع او شود حتی...
- نه خواهش می کنم...نه
افکار لرد...
--------------------------
متاسفانه دو پست قبلی رو به خاطر اسپم بودنشون نادیده گرفتم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
