جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

30 کاربر(ها) آنلاین هستند (25 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
30
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  39 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  186 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  306 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  290 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  369 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
نقل قول:

Salazar Slytherin نوشت
داخلی اتاق بازجویی اداره کشکیجات زمان نا مشخص
فید اوت از فلاش بک(صحنه در قطار)
سالازار : ای قاتل ها!.. بالفطره ها! ... دستتون رو شد!...اعتراف کنید!.. بگید تو کدوم قطار اونو کشتید! .. واتسون یادداشت کن!..
ولدمورت: کدوم قطار!... تازه تو حرفات تناقض هست!.. اون شب خون آشام بستری بود!.. من چطور می تونستم با اون راجع به کشتن حرف بزنم؟ ...
سالازار: ساکت!.. اینجا من سوال می کنم! ... اما راستی!.. خودت بگو!؟ .. چطوری این کارو کردی!...؟؟ اعتراف کن
ولدمورت ( با افسوس) وایییییی! .. این دیگه کیه!؟
واتسون : جناب سالازار ، می خواین این چند سطر آخر رو پاک کنم؟ .. ضایع شده! ..
سالازار (با قیافه حق به جانب) : نه ..اینا اعترافه!.. در دادگاه علیه خودشون استفاده می شه! ...تازه در این توطئه دستای شوم دیگه ای هم هست! ...
دامبلدور: پس جرم من چیه!؟
سالازار: .وضع تو از همه بدتره!..
1) اشتباه گرفتن اتاقی که توش زن و بچه هست با WC
2) اشتهار به سوء
تازه تو در قتل هم شرکت داشتی! ... اون شب به جز من که در چهره مرلین بودم یکی دیگه هم وارد اتاق شد!.. اون مینروا بود و تصمیم گرفت جریان رو ارجاع بده به وزارتخانه! و تو! ای قاتل! ..
---------------------------------
ادامه دارد!



داخلی اتاق بازجویی اداره کشکیجات زمان نا مشخص
سالازار خطاب به دامبلدور: این تو بودی که اسباب مسافرت مینروا رو فراهم کردی و اونو به بهونه رسوندن ونوس به قتلگاهش فرستادی!... و اون هری نامرد!.. نقشه از اون بود!... نمی خواست که ونوس رو از دست بده.
سالازار: ونوس!.. تو اعتراف کن!.. اگر اعتراف نکنی شکنجه می شی! ...
ونوس: اعتراف؟ .. به چی؟
سالازار: واتسون! بیارش!..
واتسون یه بستنی گوجه فرنگی سالار می ده به سالازار!
سالازار هم می گه: چرا توت فرنگی نیست!.. خوب مهم نیست!..
و بستنی رو می ریزه رو لباس فییروزه ای ونوس
ونوس: باشه! باشه!.. اعتراف می کنم!..
زنگ تلفن
سالازار گوشی رو بر میداره.در حالی که تکیه داده به میز و پایش رو مدام می کوبه به زمین! ..
(صدای پای سالازار) تق تق تق تق شلپ شلپ شلپ! ..
سالازار: این صدای چیه!... نگاه می کنه زیر پاش می بینه که آب جمع شده و پاهاش رو می زده تو آبها که شلپ شلپ صدا می داده! ...
رد آب رو با چشماش دنبال می کنه (حرکت پن دوربین از دید سالازار) و می رسه به صندلی مرلین! ...
سالازار: واتسون!.. مگه نگفتم از mybaby استفاده کنید!
بعد از مدتی سالازار گوشی رو میذاره، بر می گرده و می گه: دیگه لازم نیست اعتراف کنی! ..
از خود مینروا می پرسم که کی کشته اونو! الان خبر دادن که برگشته! ..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
داخلی اتاق بازجویی اداره کشکیجات زمان نا مشخص
فید اوت از فلاش بک(صحنه در قطار)
سالازار : ای قاتل ها!.. بالفطره ها! ... دستتون رو شد!...اعتراف کنید!.. بگید تو کدوم قطار اونو کشتید! .. واتسون یادداشت کن!..
ولدمورت: کدوم قطار!... تازه تو حرفات تناقض هست!.. اون شب خون آشام بستری بود!.. من چطور می تونستم با اون راجع به کشتن حرف بزنم؟ ...
سالازار: ساکت!.. اینجا من سوال می کنم! ... اما راستی!.. خودت بگو!؟ .. چطوری این کارو کردی!...؟؟ اعتراف کن
ولدمورت ( با افسوس) وایییییی! .. این دیگه کیه!؟
واتسون : جناب سالازار ، می خواین این چند سطر آخر رو پاک کنم؟ .. ضایع شده! ..
سالازار (با قیافه حق به جانب) : نه ..اینا اعترافه!.. در دادگاه علیه خودشون استفاده می شه! ...تازه در این توطئه دستای شوم دیگه ای هم هست! ...
دامبلدور: پس جرم من چیه!؟
سالازار: .وضع تو از همه بدتره!..
1) اشتباه گرفتن اتاقی که توش زن و بچه هست با WC
2) اشتهار به سوء
تازه تو در قتل هم شرکت داشتی! ... اون شب به جز من که در چهره مرلین بودم یکی دیگه هم وارد اتاق شد!.. اون مینروا بود و تصمیم گرفت جریان رو ارجاع بده به وزارتخانه! و تو! ای قاتل! ..
---------------------------------
ادامه دارد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: جمعه 28 فروردین 1383 16:51
نمایش جزئیات
آفلاین
تانکس که گوشاشو حسابی تیز کرده یهو میپره به کینگزلی و میگه:چی شد؟؟؟؟چی شد؟؟؟ حالا به من مشکوک میشی؟؟؟حالتو میگیرم!اگه به زن آفریقاییت جغد نفرستادم!
حالا ببین
کینگزلی با ترس میگه:من شرمنده م نیمفادورا من که منظوری.....
من:چی؟؟چی گفتی؟ منو چی صدا کردی؟
مودی میگه:بابا کوتاه بیا تانکس اصلا غلط کرد!
کینگزلی:دستت درد نکنه دیگه! :no:
مودی:خیل خوب حالا تو هم کوتاه بیا!
مملی:تکلیف ما چی شد آقا؟ما بریم؟
مودی با حواس پرتی میگه:آره پسرم تو میتونی بری!فقط حواست باشه از توی پیاده رو بری!
مملی:چشم!بای!!!
مملی تازه پاشو از در بیرون گذاشته که کینگزلی و تانکس که با هم مشاجره میکردن بالاخره کنار میان!
کینگزلی به مودی:آقا من قانع شدم :-? تانکس اصلا مشکوک نیست!حالا متهم اصلی کو؟
مودی:متهم اصلی؟
کینگزلی:مملی رو میگم دیگه!
مودی:ای وای ی ی ی.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Poor Is The Pupil Who Does Not Surpass His Master
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: جمعه 28 فروردین 1383 15:56
نمایش جزئیات
آفلاین
تانکس:پس نتیجه میگیریم متهم همون مملی معروف به مشهدیه!
کینگزلی با نگاهی حاکی از شکاکی به تانکس نگا میکنه!
کینگزلی:مودی بیا!
مودی:چیه؟
کینگزلی:ببینم از تانکس بازجویی کردی؟موقع جشن اون دقیقا کجا بود اصلا ما تا حالا به تانکس مشکوک نشدیم شدیم؟
------------------------------------------
ادامه ی این داستان در برنامه ی بعد
فوتبالیستا!
قسمت 198712936781456347658

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: جمعه 28 فروردین 1383 15:46
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی توی قصرش نشسته که یک دفه یدونه جغد میاد!
متن نامه:

کینگزلی عزیز شواهد نشان میدهد که این مشهدی پولدار نمیخواهد به سوالها جواب دهد و از بازجویی فرار میکند.
من هنوز هوش سرشار و قدرت کاراگاهیه تو و حرف کشیدن از مجرم رو یادم نمیره.میخوام بیای و جلسه ای تشکیل بدیم و این مشهدی رو وادار به جواب دادن بکنیم به تانکس هم گفتم بیاد.
متشکرم
الستور مودی

کینگزلی:قلی اون ردای منو بده!
قلی:بغلی بیگیر!
کینگزلی:چیو بگیرم؟
تقی:بغلی بگیر
کینگزلی:چیو بگیرم؟
اصغر:بغلی بیگیر!
کینگزلی:بده من اون ردارو بینم!
هوشششت!
-----------------------------------------------
دفتر محاکمه ی مودی.
کینگزلی ظاهر میشه!
تانکس و مودی وایسادند تو تاریکی!
یک نفر به صندلی بسته شده!
ازون چراغا بالای سرش روشنه داره تاب میخوره!
مودی:کینگزلی منتظرت بودم بیا کاره خودته!
کینگزلی رو به مملی:(صدای دوبلر آلن دلون)
آهای بگو ببینم!
تا حالا عاشق شدی؟
د) عشق؟چه بی ناموسی ها!
درست جواب بده هرچی بگی بر ضدت استفاده میشه!
تانکس گزینه هارو بنویس!
سرور چیست؟
ج) سرور = تعطیلات عید + مشهد
کدام دسته نا هماهنگ است؟
د) مملی-مشهد-کاپوچینو-ثروت!
کدام دسته خارج از چارچوب است؟
د) انجمن مدیران-مودی-مملی-هری
همسر آینده مودی کیست؟
مملی(با خشم):اعتراض دارم چرا تو گزینه ها هیچکدام نیست؟
مودی:بتوچه اعتراض وارد نیست دوما این تستا از تو کتاب هالی دی انتخاب شده!
کینگزلی:پاسخ بده همسر آینده مودی کیست؟
د) تانکس
تانکس:ببخشید؟
مملی:الف) مینروا
معنی این خط چیست؟
" ?? ??? ? ¤ ??? ???BR>?? : ????????????? ?? ?? ???? ??? ???? ?? ??BR>???? ???????????? ?? ???? ???? ? ??? ??? ??: ??? ? ?? ? ?????? ??BR>?????: ???? ?? ?? ????? ??? ?????BR>??: ????????? ??BR>??: ???? ? ?? ? ???? "

الف) بچه ها من زن میخام.... خواهش میکنم ... رو برای من بگیرید...من کلی سئوال برام پیش اومده!چرا کاری نمی کنین برای من..

به نظر شما هدف از گذاشتن کنفرانس اون شب چی بود؟
د) پیدا کردن فرمولی برای صفر مطلق
کینگزلی::no:
8. کدام مورد و اسم با هم هماهنکی دارند؟
الف) سوروس-روزه گرفتن

آیا از گم شدن مینروا خوشحالید؟
ج)مگه گم شده؟ د)اا من فکر کردم مرده! ب)خواب و خوراک ندارم :no:
کدام دسته مشکوک میزنن؟
د) ونوس-ونوس-ونوس-ونوس!
----------------------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: جمعه 28 فروردین 1383 14:40
نمایش جزئیات
آفلاین
تریپ صدا سیما برای ضد حال زدن به بیننده به طوری که بزنه اون کانال
خلاصه ای از داستان :
در چندین قسمت قبل دیدیم که با پایان گرفتن عروسی الستور و مینروا این دو کبوتر عاشق به ناگهان مینروا به تنهایی به ماه عسل رفت و سپس الستور ادعا کرد که وی را دزدیده اند و در هر سوراخ سنبه ای از دسشویی مرلین گرفته تا اتاق دامبلدور به دنبال او گشت.

در این بین ونوس خدای چیزی که وجود ندارد با دخالت در هر موضوعی سعی در جا کردن خود به عنوان خدا در میان مخلوقات عالم ناسوت داشت.

خلاصه پس از کلی ماجرای بی خود فیلم پر کن مودی تصمیم گرفت برای پسدا کردن نامزدش از پیر و جوان خدا و غیر خدا جادوگر و ماگل و خلاصه هر کس که به زیر چنگش افتاد بازجویی کند تا در اصل حس کاراگاهی خودش ارضا شود

اینک ادامه ماجرا ...

شب داخل راهروهای تاریک هاگوارتز هری در حال صحبت با ونوس در حالیکه پروفسور فلیت ویک پشت یک ستون گوش وایستاده:

هری: من دیگه نمیتونم تحمل کنم الان 4 روز شده
ونوس: ولی ما خوب شروع کردیم یه کم دیگه تحمل کن
هری: ولی من احساس گناه میکنم
پروفسور فلیت ویک از پشت ستون یک اوووه آهسته میگه که باعث میشه هری و ونوس با دقت اینور اونور رو بررسی کنن.
( کارگردان: کات آقا کات 13265342632 بار گفتم استاندارد PG-13 و منهای لوگاریتم 10 بتوان 3 ضربدر 2 رو رعایت کنید.
فیلمنامه نویس با عجله میپره وسط: اقا جون خودم کاملا فیلم پاکه شما تا آخرش رو ببین بعد.)

ونوس: ولی اگه بفهمن که اون شب چی شده هم کار من تمومه هم کار تو بخصوص اینکه این مودی بد جور پیلس
هری: ولی اون پیشنهاد تو بود ...
ونوس با یک لبخند مالموزانه : تو هم قبول کردی
هری: damn it!
(کارگردان : اقا فش نده چه فارسی چه انگلیسی
هری : اوکی بابا )
هری در فکرش : پروفسور چی شده اگه بفهمن من دروغ گفتم چی؟
باید برم و راستش رو بگم فقط دو روز دیگه و اگه پروفسور پیدا نشه میرم و میگم

ونوس در فکرش: میدونستم که این نمیتونه اینم شانس ما بود ببین گیر کی افتادیم

فلاش بک به شیوه فید اوت فید این به شب جشن عروسی الستور و مینروا ونوس بعد از اینکه به بهانه تعویض لباس از جشن خارج شد در حال برگشت به سوی سالن جشنه هری هم که دیرش شده داره با عجله به سمت سالن میره که ونوس توجهش رو جلب میکنه چون یک بسته بزرگ تو دست ونوسه
هری: تو اینجا چی کار میکنی؟
ونوس: ادب داشته باش اولا شما ثانیا به شما ربطی نداره ثالثا پا تو از رو سیم سرور وردار رابعا قبلنا اول حرف میگفتن سلام
هری در حالیکه پا شو از سیم سرور جدا میکنه: اون چیه تو دستت؟ سلام!
ونوس: اصلا خودت چرا الان میای؟
هری: خب ... اصلا ولش کن جشن الان تموم میشه من رفتم
و با عجله میره تو و ونوس رو در حالتی که به خاطر دیده شدنش خیلی عصبانیه اونجا تنها میزاره

(ماجراهای جشن و پس از جشن رو که خودتون میدونید در قسمتای قبل اومده لطفا اگه ندیدید جغد بفرستید به جغد سیما)

صحنه داخل تالار جشن بالماسکه فردای روز جشن و پس از اینکه الستور اعلام کرده مینروا در اون شب گم شده:
ونوس چشمکی به هری میزنه که اون آی کیو بوده و نمیگیره ولی هرماینی که کنارش نشسته یه سقلمه به پهلوی هری میزنه و میگه : مث که با تو کار داره
هری میره طرفش
هری: چیه؟
ونوس: ببین دیشب رو که یادته؟
هری : خب آره جشن بود دیگه همه هم بودن
ونوس: بابا آی کیو میگم دیشب ما تو جشن نبودیم اگه الان مودی بپرسه تو چی میگی؟
هری: خب بهش میگم بیرون کار داشتم
ونوس: آها اونم میگه بفرمایید !!! آقا جون اگه این بفهمه ما دیشب تو جشن نبودیم و بدتر اینکه اگه تو بگی که منو با چه وضعیتی دیدی همه چی رو میندازن گردن ما
هری: خب برو بهش بگو کجا رفته بودی و بسته چی بوده؟
ونوس: اهه !!! خودم به فکرم نرسیده بود !!! خب شاید نمیخوام بگم کجا بودم و بسته چی بوده گرفتی یا نه؟ اصلا خودت چرا دیر اومدی؟
هری: اون به خودم مربوطه
ونوس: تصور میکنم مودی هم میخواد بدونه
هری چند لحظه به فکر فرو میره و همه چی رو میگیره بعد میگه:
-- خب حالا میگی چیکار کنیم؟
ونوس: ببین بهترین راه اینه که بگیم اون شب با هم بودیم
هری : چی؟
ونوس: خب اگه اینطوری بگیم کسی نمیاد گیر بده و راحت قضیه از ما کنده میشه
هری : ولی پروفسور مک گونگال چی؟
ونوس: ببینم تو میخوای به جرم دزدین اون بگیرنت بفرستن به آزکابان؟
هری: ولی... اصلا شاید تو خودت...
ونوس: من؟ ببین من تا الان به خدایان قسم نخورده بودم ولی الان قسم میخورم که اون کار من نبوده
هری: نمیدونم... باید فکر کنم... آخه نمیشه
ونوس: منم نمیدونم ! خلاصه انتخاب با خودته یا میگی با هم بودیم یا اینکه با مودی طرفی
هری: ولی اگه من بگم تو رو با اون وضعیت دیدم همه شکها روی تو میره و کسی به من گیر نمیده به خصوص اینکه سابقت تو دزدی قبل هم خرابه
ونوس: اهه! همچینم مطمئن نباش تو خودت سر قضیه سرور و 100 تا چیز گیره مشکوک اندر مشکوکی کافیه لب تر کنم

هری بعد از کلی مکث: خب قبول میکنم ولی ... بقیه رو زیر لبی میگه: امیدوارم سریعتر برگردی به همون آسمونا

ونوس: ولی چی؟
هری: ولی باید دنبال پروفسور بگردیم پروفسور باید پیدا بشه!
ونوس: درباره اونش بعدا تصمیم میگیریم ببین الانه که مودی بازجویی رو از همه شروع کنه خلاصه دیگه خودت میدونی بعد از اینم سعی کن فاصلتو از من حفظ کنی
هری : سعی میکنم تو هم همینطور

و از هم دور میشن
مودی سوال میکنه هر کی بگه دیشب کجا بوده:
ونوس: من با هری بودم !
هری به یه نقطه دیگه غیر از چشای مودی نگاه میکنه : منم با ونوس بودم !

بازگشت به پلان هری ونوس و فلیت ویک
فلیت ویک با خودش میگه: هی به آلبوس میگم که مواظب دانش آموزان باشه ها آخرش اینطوری میشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
مودی با یه کت و شلوار راه راه میاد تو:بینندگان و خوانندگان عزیز به علت پیام های شخصی مکرر شما عزیزان؛تهیه کنندگان یه 50 قسمت دیگه از این سریال رو ساختند!
مودی میره بیرون و همون ردای کهنه اش رو میپوشه.....
(همه حاضرین؟سوروس:نه من شیکم بندم نیست!صبر کنید....
مرلین:من دارم آب میخورم که دستشویی میرم طبیعی جلوه کنه!)
مودی دوباره میره کت و شلوار راه راه میپوشه:خوانندگان عزیز.با عرض پوزش ؛فیلم دچار اشکالات فنی شده.... توجه شما رو به سرودی جلب میکنم..

مودی یه لباس جوونی می پوشه..کاپشن تنگ و سیاه با شلوار برمودا!
دارکی عینک آفتابی زده با یه اور کت بلند سفید...
ونوس هم موهاشو افشون کرده(آاااا آقا شئونات در خطره...)
ونوس با یه دست مانتو و مقنعه مشکی میاد تو..
آلبوس آقایونه لباس پوشیده..با یک کروات راه راه صورتی...

همه:گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک... الهی آمین...
ارکستر شروع میکنه....
آلبوس:تو دیکشنری لغت نگتیو نیست؛
مودی:سرم تو کار خودمه!از کجا اومدی کسو کارت کیه؟!
دارکی:بیا با هم دیگه بکنیم گفتگو....
ونوس:خدا از اون بالا نظارت می کنه...

همه:این عشق الهی است...زیباست در باران تازه شدن ها..دختر بندری منو تهدید میکنی ...دوباره دارم حرفامو تکرار میکنم...توی خابم نمی دیدم که بخام از تو جدا شم چرا قسمت من این بود که گرفتار تو باشم... تو خوشگلی تو ماهی... عروسکی

مودی:خوب بچه ها حاضرید؟!
سوروس:من هنوز شیکم بندم رو پیدا نکردم.
مرلین:من حاضرم.
آلبوس:من حاضر نیستم.این لغت نامه دهخدا رو کی ور داشته؟

مودی دوباره کت و شلوار راه راه تنش میکنه:خوانندگان محترم.با عرض پوزش مجدد!
هنوز برنامه دچار اشکالات فنی است.شما به چند پیام بازرگانی توجه بکنید....

سدریک در حالیکه دهنش پر از پفکه و با هر حرفش 5 6 تا پفک از دهنش مریزه:سدریک نمکیییییییییییی!ترد و خوشمزه!
(یه جمع که همه توش نشستن...ونوس:اا پس مرلین کجاس؟
دارکی:با سرویس های بهداشتی مرلین؛کی دیگه میاد بیرون؟)

سوروس در حالیکه داره یه پولو خورش قیمه رو میده بالا:با ادویه سوروس همیشه غدا خوشمزه اس!
(یه آقاهه میاد با آلبوس مصاحبه میکنه:آقا رمز موفقیت شما چی بوده؟
آلبوس:کلاس های ادبیات آلبوس،100% تضمینی!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 27 فروردین 1383 20:42
نمایش جزئیات
آفلاین
قبول نیست اینا قسمت منو خراب کردن! اونگا اوه اهو اهو
دامبل: گریه نکن دارکی بابایی دارکی خوب بگو قسمتت رو !
من: مرسی دامبلی جونم :-D
==============
قسمت پنجم...
خلاصه قسمت های قبل..
در قسمت های قبل دیدیم که.... آخ سرم
ملت: هووووووووء هووووووووء مگه صدا و سیما را انداختی برو قسمت جدید! گوجه پرت کنین!
من: بابا یه بار هم یه میوه بهتر پرت کنین دیگه!
ونوس: من می دونستم اینا نتیجه نمی ده باید یه فکر دیگه بکنم.. ا مرلینه! چطور بیرون دستشوییه!
مرلین(تو دستشویی): کسی منو صدا کرد؟
ونوس: هوووم یکی خودشو شکل مرلین کرده.. واقعا عجیبه... ا مینروا تو اینجایی! تو که گمشده بودی!
کاگردان: کات کات! بابا اینجا گذشته هستش! هنوز گم نشده!
ونوس: آهان! مینروا .. اهو اهو (می پره بغل مینروا..)
مینروا: می دونم ونوس تقصیر تو نیست. این الستور همه رو اغفال می کنه! حالا بیا بریم...
ونوس: مرسی مینروا جون! بریم داخل مجلس!
:می دونستم... باید یه کاری کنم همه مشکلات با هم حل شه...
: آخ تو اینجا چی کار می کنی؟
: ددد تو الان باید له شده باشی!
: من خدام ناسلامتی! له نمیشم!
: تو رقیبی باید بکشمت!
: نه می تونیم با هم همکاری کنیم...
: موافقم
: منم داخل!
: ا مملی تو اینجا چی کار می کنی؟
: هیچی بابا! اومدم منم می خوام داخل رول پلینگ بشم!
: آخه این خالی بندیه یه توالت مگه چقدر جا داره...!
: سیس! مرلین کابین بقلیه می شنوه... حالا پراکنده شین برنامه اول اینه که سیم سرور رو قیچی کنیم نتونن بیان سایت...
: هری این ریسکه.. دارکی و مودی به همه چی شک دارن ها!
: نه مهم نیست پراکنده بشین...
ملت: هووو هووووو! چرا اسم ندارن!
من: ای بابا صورتش رو شطرنجی کردم معلوم نشه دیگه!
سدریک: آخه ضایع اسمشون رو که گفتی
من: ا فهمیدین خوب شاید زیادی باهوشین! ولی من اعلام می کنم که میخوام پرده از کارهای یه مشهدی پولدار که پشت جریان دزدیده شدن مینروا هستش بردام!
========
بقیش بعدا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
مودی نامه ور از ونوس میگیره و با ذره بین نیگاش میکنه:اوووممم؛مینروا و هوق ؟این نامه کار کیه؟!
مرلین در حالیکه آفتابه دستشه به طرف ....
مودی:مرلین یه بار محض رضای خدا نرو دستشویی!یه بار هم در صحنه باش!
مرلین:من میخاستم برم این دستشویی جدیده رو تست بکنم!ببینم راحته یا نه!آخه می دونی یه سری طرح دادم که دستشویی برای مدت های طولانی تری راحت باشه!مثلا گذاشتن یخچال و ...
دارکی با ممد بوقی وارد میشه:بوق بوق بوق
گریفیندور سرور گوریل های اسلیترین...
ممد بوقی:ااا دارکی خارج از چارچوب رفتی ها(به یاد خارج از چارچوب همه با هم 3 تا بوق میزنیم!بوق بوق بوق)
استقلال سرور پرسپولیسه..بوق بوق بوق

آلبوس در حالیکه یه پاکت دستشه میاد تو:بچه ها من تو آزمون ادبیات قلم چی 100% زدم!ببینید..
(بعد شروع میکنه کارنامه اش رو به همه نشون دادن!)
مودی در حالیکه آلبوس کارنامه اش رو به زور گرفته تو صورتش:اره اره دیدم.این نامه.... خوب آلبوس دیدم....رو کی نوشته ...اه!دیدم دیگه آفرین!
ونوس در حالیکه هنوز داره گریه میکنه: من خیلی به تریج قبام بر خورد؛من نا سلامتی خدام!اون وقت از این نامه های دور از شان و مقام برای من میاد.من حیف که خدام.اگه من خدا نبودم؛الان می دونستم چی کار کنم...
سالازار:آقا یعنی چی؛من داشتم اعترافات همه رو ؛رو می کردم....این همه پول به این اصغر دادم که اون دوربینش رو ور داره بیاره....
پاتر:من اعتراف می کنم.....
مودی میپره و یقه پاتر رو میگیره:بگو پسره ی ...(بوق بوق)
دارکی:من اعتراض دارم... داره به معترف فشار میاره..
آلبوس:بلی؛من هم با جناب دارکی موافقت خود را اعلام میدارم.است!
پاتر: اصلا نمی گم!
مودی یقه پاتر رو محکم تر میگیره و می کوبدش به دیوار:بگو.. ای ...!
ونوس:من خدام؛کمکت می کنم؛به شرطی که شام منو ببری هتل استقلال..
مودی:خواهر...استغفرالله!آبجی برو اونور وایستا ،من نامحرمم نمی تونم بهت دست بزنم...
پاتر:خیلی خوب میگم...شب عروسی.مینروا اومده بود اتاق من... من داشتم سیم سرور رو می کشیدم و بعد هم آنلاین میشدم که همه فکر کنن ونوس پاش رو سیمه!
مینروا متوجه این کار من شده بود...توی کافه مسنجر،مملی و دارکی و سدریک و مودی با هم داشتن راجع به سرور و گرفتن ویزای آمریکا حرف میزدن....
(اون شب:دارکی جویند د کنفرانس)لطفا استعداد به خرج بدید،خارجی بخونید!
(مودی جویند د کنفرانس) (مملی جویند د کنفرانس) (سدریک جویند د کنفرانس)
دارکی:آره این پاتر پاش رو سیمه،شایدم مملی کار توه؛بعد با پول هاش رفتی مشهد تعطیلات....
سدریک:تنقلات آماده اس....
مملی:یه کاپوچینو
مودی:یه چایی مونگو
دارکی:دوغ گاز دار
خلاصه اون شب بحث های زیادی شد.مینروا هم که پشت در بود همه حرف ها رو شنید....


این من بودم که با سیم سرور مینروا رو بستم به تخت....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جشن عروسي الستور و مينروا
ارسال شده در: پنجشنبه 27 فروردین 1383 17:21
نمایش جزئیات
آفلاین
ونوس با حالتی که انگار داره گریش می گیره:نه،مشکل من با دارک یا سالزار نیست،بزارین بچه خوش باشه،سالازار جون اگه دلت میخواد بیا روی این پیرهن فیروزیه ایمم که الان تنمه کیک که هیچی،آب پرتقالم بریز.........
ونوس به طرف در می ره و دستگیررو میگیره.........
در همون لحظه یه جغد از پنجره میاد تو و یه نامه در دستانش میندازه.
ونوس با کنجکاوی نامرو باز می کنه و همه دورش جمع می شند:
ونوس عزیز،
مینروا با هوق شتطره دیده شده.
از جایی که هستی فعلا تکون نخور
تا دوباره پیدایش بشه.
باور کن که به نفعته.................
امضا:
از طرف یک دوست
ونوس در حالی که اخماش در هم رفته سرشو بلند می کنه:
تا من عصبانی نشدم خودتون بگید که این نامه ی مسخررو کی و به چه منظور نوشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!