جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
ماراتن هری پاتر
تولد 22 سالگی
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
×

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
7
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

شبکه پرواز

×

فن‌ فیکشن‌ها

دست‌نوشته‌های رولینگ

سیبل تریلانی

<a href="https://www.jadoogaran.org/userinfo.php?uid=42361" title="سیریوس بلک">سیریوس بلک</a>
سیریوس بلک 01 دی 1404 11:50 بعد از ظهر
سیبل تریلانی
نویسنده: جی. کی. رولینگ
نخستین‌بار در Pottermore منتشر شده در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۵


سیبل، نتیجه‌ی نسل‌های بعد از کاساندرا تریلانی—جادوگری که حقیقتاً دارای توانایی پیشگویی بود—به‌شمار می‌رود. با اینکه استعداد کاساندرا در گذر نسل‌ها بسیار کاهش یافته، سیبل بیش از آنچه خود تصور می‌کند از آن موهبت را به ارث برده است. او که نیمی از دروغ‌هایی را که درباره‌ی استعدادش می‌گوید باور دارد (زیرا دست‌کم نود درصدش یک فریب‌کار است)، رفتاری نمایشی و بزرگ‌منشانه در پیش گرفته و از تحت‌تأثیر قرار دادن شاگردان ساده‌دلش با پیش‌بینی‌های فاجعه و بدبختی لذت می‌برد.

سیبل در ترفندهای پیشگویانه مهارت دارد؛ برای نمونه در اولین کلاسش با نِویل لانگ‌باتم، به‌درستی عصبی بودن و زودرنجی او را تشخیص داده و پیش‌بینی می‌کند که «قرار است فنجانی بشکند»—که همان لحظه رخ می‌دهد. در موقعیت‌هایی دیگر، همین شاگردان ساده‌دل کار او را انجام می‌دهند. تریلانی به لاوندر براون می‌گوید چیزی که از آن می‌ترسد در شانزدهم اکتبر اتفاق خواهد افتاد؛ و وقتی لاوندر همان روز خبر مرگ خرگوش خانگی‌اش را می‌شنود، بی‌درنگ آن را به پیشگویی استادش ربط می‌دهد.

با آنکه استدلال و منطق هرماینی گِرِینجر درستی ماجرا را روشن می‌کند (خرگوش بسیار جوان بود، لاوندر از مرگش واهمه نداشت، و مرگ واقعاً در روز قبل رخ داده بود)، لاوندر ترجیح می‌دهد باور کند ناراحتی‌اش پیش‌بینی شده است. در حقیقت، پیش‌بینی‌های پیاپی پروفسور تریلانی گاهی بر حسب شانس درست از آب درمی‌آیند، اما بیشترِ اوقات، حرف‌های او چیزی جز بادِ گرم و خودبزرگ‌بینی نیست.

با این حال، سیبل گهگاه دچار لحظاتی نادر از پیشگویی واقعی می‌شود—حالت‌هایی از ادراک ناخودآگاه که بعداً هیچ یادآوری از آن ندارد. او موقعیت شغلی‌اش در هاگوارتز را زمانی به‌دست آورد که در جریان جلسه‌ی مصاحبه با آلبوس دامبلدور، ناخواسته دانشی مهم از ناخودآگاهش بر زبان آورد. دامبلدور به او در قلعه پناه داد؛ هم به قصد محافظت از وی و هم با امید اینکه شاید بار دیگر پیشگویی‌های واقعی از او شنیده شود (که سال‌ها طول کشید تا پیشگویی بعدی رخ دهد).

آگاه از جایگاه پایین خود در میان اعضای هیئت علمی—که تقریباً همگی از او توانمندترند—سیبل بیشتر وقتش را دور از همکارانش، در برج گرم و شلوغ خود می‌گذراند. شاید به همین دلیل، وابستگی بیش از حدی به نوشیدنی‌های الکلی پیدا کرده است.



یادداشت نویسنده
برای بسیاری از کارکنان هاگوارتز—از جمله دامبلدور، مینروا مک‌گونگال و روبئوس هاگرید—پیشینه‌های مفصل و دقیقی طراحی کرده بودم؛ برخی از آن‌ها در کتاب‌ها استفاده شدند و برخی هرگز نه. از قضا، مناسب بود که درباره‌ی آموزگار پیشگویی دید کاملاً مبهمی داشته باشم، تا پیش از آنکه سرانجام راهش به هاگوارتز باز شود. تصور می‌کنم دوران پیش از هاگوارتزِ سیبل در سرگردانی در دنیای جادوگری گذشته باشد؛ تلاشی برای بهره‌بردن از اعتبار نیاکانش در جهت یافتن کار، همراه با بی‌میلی به هر شغلی که جایگاه «درخور یک پیشگو» را نداشته باشد.

پروفسورهای تریلانی و مک‌گونگال در حقیقت، دو قطب متضادند: یکی فریب‌کار، نمایشی و خودبزرگ‌بین؛ دیگری هوشمند، سخت‌گیر و استوار. با این حال، می‌دانستم هنگامی‌که دولورس آمبریج—بیگانه‌ای تمام‌عیار و بیرون از فرهنگ هاگوارتز—کوشید تریلانی را از مدرسه اخراج کند، مینروا مک‌گونگال، که بارها از تریلانی انتقاد کرده بود، مهربانی راستین خود را نشان داده و به دفاع از او برخیزد.

در شخصیت پروفسور تریلانی نوعی دلسوزی و اندوه پنهان وجود دارد؛ هرچند در زندگی واقعی احتمالاً مرا خشمگین می‌کرد، اما احساس می‌کنم مک‌گونگال در او ضعف و احساسِ نابسندگی را تشخیص داده بود.

من علاقه‌ی خاصی به نام‌های خانوادگی کورنیش (Cornish) دارم و تا پیش از کتاب سوم در مجموعه، هرگز از هیچ‌یک استفاده نکرده بودم؛ از همین‌رو، نام خانوادگی «تریلانی» را برای او برگزیدم. نمی‌خواستم نامی طنزآمیز یا فریب‌کارانه به او بدهم، بلکه چیزی باشکوه و دل‌پسند.

«تریلانی» نامی بسیار کهن است که یادآور وابستگی بیش از حد سیبل به اصل و نسب خانوادگی‌اش در هنگام تلاش برای جلب توجه دیگران است. در کورنوال، ترانه‌ای قدیمی و دل‌انگیز با همین نام وجود دارد—The Song of the Western Men.

نام کوچک «سیبل» (با املا Sybill) هم‌آوا با واژه‌ی «Sibyl» است که در روزگار باستان به زن پیشگو گفته می‌شد. ویراستار آمریکایی‌ام ترجیح می‌داد از نسخه‌ی “Sibyl” استفاده کنم، اما من شکل خودم را حفظ کردم؛ چون ضمن حفظ اشاره به پیشگویان محترم باستان، در واقع گونه‌ای از نام زنانه‌ی قدیمی و بی‌رمق‌تر «Sybil» است. از نظر من، پروفسور تریلانی چندان شایسته‌ی عنوان «پیشگوی سیبل» نبود.

— جی. کی. رولینگ ✒️