جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
20 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] بانک گرینگوتز - بانک جادوگران

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بانک گرينگوتز-شعبه هاگزميد
ارسال شده در: شنبه 6 آبان 1385 20:02
نمایش جزئیات
آفلاین
جادوگران محترم شرمنده من می خواستم توی پست های بعدی وقتی یکم تاپیک راه افتاد و حداقل یه پست دیگه توش خورد یه نظرسنجی یا کار دیگه ای انجام بدم. اما ...
در هر صورت شرمندتونم من تا 4 آذر مرخصی گرفتم ( اگه موافقت کنن.) توی این مدت گردوندن این بانک رو به کورن اسمیت سپردم ( با اجازه ی شما) اگه مشکلی هست یا اگه می خواین رای گیری کنین به نظر من صبر کنین تا یه پست دیگه این جا بخوره ببینیم غیر از من کی کاندید می شه ( اگه به عنوان کاندید قبولم کنین) .
خوب حلالم کنین از این به بعد هم لطفا تا 4 آذر با کورن اسمیت راجع به سرنوشت این تاپیک بحث کنین. به نظر من آینده ی روشنی داره!!
با عرض پوزش
چارلی ویزلی


پست غیر رول ممنوعه... !
بانک نیازی به مدیر نداره بنابراین مدیریت کورن اسمیت قابل قبول نیست... به صورت عادی پستا رو ادامه بدین ! ... موضوعات جدید باید دنبال شه نه این که چند نفر با پست دیالوگی بیان تو بانک استخدام شن !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ورونیکا ادونکور در 1385/8/7 14:58:55
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: بانک گرينگوتز-شعبه هاگزميد
ارسال شده در: جمعه 5 آبان 1385 13:53
نمایش جزئیات
آفلاین
با عرض تبریک برای باز شدن دوباره ی این تاپیک از جادوگران و ساحره های محترم که در این جا پست می زنند تقاضا دارم لطفا خواهشا از زدن پست های ارزشی جلو گیری نمایند. با تشکر چارلی ویزلی رئیس بانک.
---------------------------------------
یکی از روز های سرز و بارانی دهکده ی هاگزمید مردم با اعلامیه ای روی در بانک مواجه شدند. شرح اعلامیه از این قرار بود:
اهالی محترم دهکده ی هاگزمید این جانب چارلی ویزلی رئیس و صاحب جدید بانک گرینگوتز به همراه معاون خود کورن اسمیت جهت رفع نیاز ها ی مالی و اقتصادی شما شهروندان گرامی موفق به بازگشایی دوباره ی بانک شدیم. از شما اهالی محترم تقاضا دارم کسانی که علاقه مند به شغل های زیر هستند با آوردن مدرک تحصیلی تا دو سه روز دیگر ( از 5 آبان) درخواست گرفتن این شغل را بکنند. لازم به ذکر است که با متقاضیان مصاحبه ای کوتاه مدت نیز انجام می شود.
شغل ها:
2آبدارچی( حداقل 3 مدرک سمج )
2 نگهبان(حداقل 3 مدرک سمج و دارای جثه ای قوی)
6 صندوقدار( نمره ی پاس ریاضیات جادویی و حداقل 5 مدرک سمج)
1 مسئول حساب های جاری( نمره ی پاس ریاضیات جادویی و حداقل 5 مدرک سمج)
1مسئول حساب های پس انداز بلند مدت( نمره ی پاس ریاضیات جادویی و حداقل 5 مدرک سمج)
1مسئول حساب های پس انداز کوتاه مدت( نمره ی پاس ریاضیات جادویی و حداقل 5 مدرک سمج)
1 مسئول برای قرعه کشی های انجام شده( نمره ی پاس ریاضیات جادویی و حداقل4مدرک سمج)
1 حسابدار برای پرداخت حقوق کارمندان( نمره ی پاس ریاضیات جادویی و حداقل 5 مدرک سمج)
فردا صف بلندی دم در بانک تشکیل شده بود. کور اسمیت و چارلی ویزلی مشغول مصاحبه با نتقاضیان بودند.
چارلی: خب اسمتون چیه؟
متقاضی: استرجس پادمور هستم!!
چارلی: مدرک تحصیلی؟
استرجس: 3 4 مدرک سمج .
چارلی در حالی که مدرک تحصیلی را از استرجس می گرفت و به کورن می داد پرسید: ریاضیات جادوویی رو پاس کردید؟
استرجس: خیر
چارلی: خب ما پستی بهتر از آبدارچی برای شما نداریم می پذیرین؟
استرجس روش فکر می کنم باهاتون تماس می گیرم!!
چارلی : ممنون حالا تشریف ببرین بقیه منتظرن!
کورن اسمیت: نفر بعد.
شخص وارد می شه و می گه: سلام چارلی!!
چارلی : ا تویی!!؟


چارلی ویزلی به عنوان رییس بانک؟! ... من کی گفتم شما رییسشین؟!

كي گفته كه رييس بانك شمايي چارلي جان؟
ورونيكا شما گفتي؟
اگه رييسي باشه بايد با راي گيري باشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ورونیکا ادونکور در 1385/8/5 15:30:38
ویرایش شده توسط نيكلاس استبنز در 1385/8/5 22:47:36
ویرایش شده توسط نيكلاس استبنز در 1385/8/5 22:49:54
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: موسسه مالي اعتباري گرين گوتز
ارسال شده در: دوشنبه 3 بهمن 1384 12:35
نمایش جزئیات
آفلاین
بعدش ققی با عجله راهش را
به سمت درب خروجی کج کرد و
رفت.......

اما تانکس و مایک لوری با هم روی یکی از
نیمکت های انتظار نشستند و بحث های
کارآگاهی رو باز کردند......

مردم حاضر در بانک با تعجب و دهان باز
این دو نفر رو نگاه می کردند.....

لوری: چیه..؟؟چرا مثل مونگولا دارید ما رو نیگا
می کنید......؟؟؟؟؟!!!!!!

همه رویشان را برگرداندند.....
اما رئیس بانک به سمت آنها آمد و کنارشان روی نیمکت
نشست و لب به سخن گشود:
ببین آقا پسر و دختر خانم.....
اگه می خواید بازی کنید باید گوشزد کنم که
بانک جای بازی نیست...اگه یه بار
دیگه تو بانک بیاید پلیس بازی مشنگی با
بابا ماماناتون می گم گوشتون رو بکشه....

لوری:
الان تموم شد.....خواب ما اصولا با حرف
جواب نمی دیم.......
و مشغول بالا زدن آستیناش شد......


چند دقیقه بعد....................

تانکس روی کمر رئیس بان نشسته بود...
و داشت گردنشو می شکوند.....

از جانبی دیگر مایک لوری جلو رئیس بانک
نشسته بود.. و داشت گوشاشو از جا می کند
و دائما لگد تو شیکمش می زد.....

بعد از کتک کاری..............

مایک لوری داشت خون ها رو از رو
لباساش پاک می کرد.....
و تانکس هم داشت آستیناشو می بست...


بعدش هم هم تانکس و هم لوری با ابهت تمام
از بانک خارج شدند و
مردم هم با دهان باز و چشمای از حدقه بیرون زده
این دو نفر را ورنداز می کردند.....
....................................................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im
Re: موسسه مالي اعتباري گرين گوتز
ارسال شده در: دوشنبه 5 دی 1384 19:49
نمایش جزئیات
آفلاین
در باز شد و دزد بانک به بانک اومد و داشت برای خودش قدم میزد که یهو چشمش به تانکس و لوری افتاد. رئیس بانک از دور: خانوم تانکس بگیرینش این همون دزد بانکه نقابش رو نمیبینین؟
تانکس :آقای لوری همه کارا پشو برو دزد رو دستگیر کن حالا که همه کار میتونی بکنی
لوری:هووووووووووووووم
تانکس: نه تو نمیتونی ..باید خودم دست به کار بشم و بگیرمش.
تانکس به سوی دزد حمله ور میشه و با یه حرکت کاراته اونو نقش زمین میکنه و به سرعت نقابش رو بر میدار که در این هنگام لوری میرسه و به تانکس میگه که خوشم اومد تانکس خیلی خوب کار میکنی یادم باشه به وزیر سفارشت رو بکنم... تانکس تل میاد دهن باز کنه و سخن بگه ناگهان از تعجب فریاد میکشه:ققی تو چیکار کردی؟.....چرا بانک رو زدی پسر؟....آبروی ریون رو که بردی؟
ققی: بابا به خدا به پولش نیاز داشتم...میخواستم برم زن بگیرم مجبور شدم بیام بانک دزدی آخه پول نداشتم
تانکس:بابا دمت گرم ..چندتا چندتا زن میگیری؟...چشم خانوم کفتر رو دوباره دور دیدی پسر ...برم به زنت بگم؟؟؟؟
ققی: نه تورو خدا نه ..بابا غلط کردم به خانومم نگو ..منم به آزکابان نندازین ..خواهش میکنم ..کمکم کنین..خواخش میکنم...
تانکس مشغول فکر یه دفعه رو به لوری میکنه : قربان این ققی فلک زده شانس نداره .اومده دزدی گیر افتاده ..میخواد زن بگیره خانومش با خبر میشه ....من میگم بیایم این دفعه در حقش یه بزرگواری کنیم و پولارو ازش بگیریم و ولش کنیم
لوری:هووووم ..باشه خانوم تانکس ..ایندفعه فقط بخاطر شما ...اما اگه یک بار دیگه از این کارا کرد جاش تو سلول آزکابانه
تانکس:متشکرم قربان ...ققی باید قول بدی دیگه از این کارا نکنی
ققی :ای بچشم..دیگه از این کارا نمیکنم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: موسسه مالي اعتباري گرين گوتز
ارسال شده در: دوشنبه 5 دی 1384 16:35
نمایش جزئیات
آفلاین
تانکس: باید بری به آزکابان تا آدم بشی....!!!

لوری: ول کن لطفا وگرنه بازداشتت می کنم...من می تونم آزادانه هر کاری که بخوام بکنم و به ربطی نداره....این مجوز بیا...

دستش را در جیبش کرد و کاغذی بیرون آورد به تانکس داد..
تانکس مشغول خوندن شد....
تانکس: درسته....ولی نامردیه....مگه شهر هرته که هر کاری دوس داری بکنی...؟؟؟!!!

لوری: حالا که می بینی هست...
در ضمن پیشنهاد می کنم مجرم می گیری بهش نگو چه قدر میندازمت آزکابان...چون این من هستم که تو دادگاه محاکمه می کنم....نه شما...

تانکس خواست یه چیزی بگه که یهو........

ادامه دارد............
=============================

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im
Re: موسسه مالي اعتباري گرين گوتز
ارسال شده در: دوشنبه 5 دی 1384 15:39
نمایش جزئیات
آفلاین
که ناگهان کوئیرل متوجه میشه که تانکس جستی زد و از جاش بلند شد
کوئیرل:لوری ...لوری ...تانکس...تانکس....
لوری:چی میگی ...چته چرا هی میگی لوری ..تانکس
کوئیرل تا زبان باز کرد و خواست به لوری هشدار بده که کار از کار گذشته بود و تانکس از پشت بدون چوبدستی دستای لوری رو گرفته بود با یه حرکت زیبای کاراته زد وسط کمرش و لوری نقش زمین شد و تانکس چوبدستیش رو از لوری پس گرفت و اونو فورا با یک طلسم جانانه طلسم کرد(طلسمشم پتريفيکوس توتالوس بود) و اونو حسابی با طناب طناب پیچ کرد وطلسم رو از بین برد و سر لوری فریاد کشان: خجالت نمیکشی....این حرکت یعنی چی....تو مثلا من رئیس گروه اجرایی کارآگاهان وزارت و رئیس دادگاه 10 وزارت و از مشاوران عالی رتبه وزیری ها قاتل که شدی و حالا هم که به من حمله کردی جرمت سه برابر شد تازه یادم رفت که دروغ گو هم هستی اصلا حالا که اینجوری کردی من پرفسور رو آزاد میکنم و تنها مجرم رو تو معرفی میکنم و ۳ سال به آزکابان میفرستمت...اینجوری بهتره
لوری :خانوم تانکس خواهش میکنم....صبر کنین...من بی گناهم.......
تانکس: ساکت شو و حرکت کن... باید سریعتر تحویل آزکابان بدمت ...خیلی وقته که مجرم به آزکابان نبردم ...تو رو میبرم تا درس عبرتی باسه بقیه باشی آقای لوری!!!!!!!!!!!!!!!!
لوری:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: موسسه مالي اعتباري گرين گوتز
ارسال شده در: دوشنبه 5 دی 1384 15:04
نمایش جزئیات
آفلاین
لوری: یه من رو ول میکنی یا تو دادگاه محاکمه می کنمت ها....من رئیس گروه اجرایی کارآگاهان وزارت و رئیس دادگاه 10 وزارت و از مشاوران عالی رتبه وزیر می باشم....

تانکس: ببخشید آقای لوری یادم رفته بود...قربان...ولی کوئیرل رو می برم...

لوری: باشه ببر....
و از ته دل خندید...و خوشحال بود که تونست با مقام از مخمصه در بره..
لوری: داشت از درب بانک خارج که یهو صدایی گفت ایست...

تانکس بود....

لوری: چیه....؟؟؟

تانکس: ولی برای چه کشتیش؟؟

لوری: اصلا حکم قتلشو داشتم!!!!!

تانکس: می تونم حکم رو ببینم؟؟؟

لوری: البته...!!!!
و چوبدستیش را در آورد و تانکس را نشانه رفت و گفت:
اکپلیارموس...تانکس به عقب پرت شد و بیهوش روی زمین افتاد و خلع سلاح شد...
کوئیرل خواست یه چیز بگه که یهو..........

ادامه دارد..........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im
Re: موسسه مالي اعتباري گرين گوتز
ارسال شده در: یکشنبه 4 دی 1384 15:39
نمایش جزئیات
آفلاین
در این هنگام بود که تانکس کارآگاه عالی رتبه هاگوآرتز خودشو به بانک رسانده و با وضع آشفته بانک روبه رو شده و ناگهان جسد و مغز متلاشی شده نگهبان بانک را برروی زمین میبیند و تعجب میکند و ناگهان با صدای بلندی فریاد میزند
تانکس:اینجا چه خبره ؟؟؟؟؟چه کسی این بلا را به سر این نگهبان اورده؟
لوری با غرور و تکبر:من این کارو کردم و مغزش رو متلاشی کردم
تانکس: به چه حقی تو اینکار رو کردی .....انگیزت از این کار چی بوده؟
لوری:این نگهبان بیشتر از این سزاوار بود که به جادوگر بزرگی مثل کوئیرلاهانت کرده و اون رو از بانک بیرون انداخته
تانکس:ببخشین ولی دیگه کوئیرل چه کسی که تو به خاطر اون این قتل رو انجام دادی؟
کوئیرل:من پرفسورکوئیرل هستم امری دارین؟
تانکس:بله ۱۰۰درصد .....هردوی شما تا اطلاع ثانوی بازداشت میباشین
کوئیرل:بازداشت....من؟.....به من چه..مگه من چیکار کردم..یکی دیگه طرف رو میکشه من رو بازداشت میکنین
لوری:خیلی نامردی کوئیرل من بخاطر تو این کارو کردم اونوقت تو اینجوری میگی...بعدشم من از کجا میدونستم این سرکار خانوم سر میرسن؟
تانکس: بسه دیگه تموم کنین ...به من ربط نداره هر دو شما بازداشتین
در هنگامی که تانکس داشت به همراه دو مجرم بانک رو ترک میکرد ناگهان دستی ردای او را محکم گرفته و التماس کنان میگویید
رئییس بانک؟ خانوم تانکس توروخدا صبر کنین ...کمکم کنین....بانک رو زدن...دارو ندار مردم رو بردن
تانکس بعد ز کمی فکر کردن: چی شده ..داستان از چه قراره؟
رئییس بانک سیر تا پیاز ماجرا را برای تانکس تعریف میکنه و تانکس در پاسخ او می گویید
تانکس:من فعلا این دو مجرم رو به آزکابان ببرم و به وزارتخونه جغد میفرستم تا نیروی کمکی برای شما بفرستن و هرچه سریعتر دزد رو دستگیر کنن....وای کمک ..کمک.....مجرمین فرار کردن ..درهای بانک رو فورا ببندین سرعا اطاعت کنین مگه نمیشنوین چی میگم
نگهبانان بانک: بله..حتما این امر سریعا انجام میشه
تاکس :خوبه ولی مثل اینکه اینا دارن در میرن از دستم بهتره طلسمشون کنم ..بله این بهترین راهه
نگهبان:بله ..منم با شما موافقم
تانکس:پتريفيکوس توتالوس....خوبه خشکشون زد
نگهبان:بهتر نیست دستگیرشون کنین و زودتر به آزکابان ببرینشون؟
تانکس:چرا ۱۰۰٪ این کارو میکنم پس فعلا
دراین هنگام که تانکس داشت اونها رو میبرد بود که اثر طلسم
از بین رفت که کوئیرل شروع کرد به داد و فریاد زدن
کوئیرل:بابا صبر کن ..تورو خدا ...یه دقیق گوش کن به حرفم ...من بی گناهم
تانکس :ساکت شو ..وگرنه مجبور میشم دوباره طلسمت
کنم ها
کوئیرل:بابا یه دقیقه آخه گوش کن ....منو چرا میبری مننننننننننننن
تانکس:سايلنسيو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نیمفادورا تانکس در 1384/10/4 16:58:49
ویرایش شده توسط نیمفادورا تانکس در 1384/10/4 17:05:27
تصویر تغییر اندازه داده شده تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: موسسه مالي اعتباري گرين گوتز
ارسال شده در: یکشنبه 4 دی 1384 14:46
نمایش جزئیات
آفلاین
نگهبان بعد از اینکه کوئیرل رو بیرون انداخت به عقب برگشت و در مقابل خود مایک لوری رو دید...

لوری: اهوی....مردک چطور جرات کردی کوئیرل رو بیرون کنی؟؟

نگهبان: دوس داشتم اصلا به تو چه ربطی داره؟؟؟

لوری: به من چه ربطی داره!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

لوری دستش رو به جیبش برد و دست بندی بیرون آورد و بر دست نگهبان زد و دستب بند را کشید و نگهبان رو به این ور اون ور پرت کرد:
حالا به من چه ...ها...اینقدر می زنمت تا معذرت بخوای....
نگهبان بیچاره داشت با مغز به زمین می خورد....
مرد.............او مرد...لوری کشتش..
نگهبان رو زمین افتاده بود و عصب ها و رگ های مغزش متلاشی شده بود به کف زمین چسبیده بود....

ناگهان کوئیرل برگشت و با خوشحالی از لوری تشکر کرد و خواست چیزی بگه که یهو..........

ادامه دارد................
==========================

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im
Re: موسسه مالي اعتباري گرين گوتز
ارسال شده در: دوشنبه 4 مهر 1384 13:28
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور کوییرل بعد از فروش چوبدستی ها یه پک 13000 هزار گالیونی به بانک می آره تا اونو به حسابش بشماره 113 واریز کنه
کوییرل:اینجا چقدر شلوعف.اجازه بدین لطفا اجازه بدین من رد بشم آخییییش
نگهبان بانک:هویییییی کجا سرتو مثل هیپوگریف میندازی میری تو
کویرل:اوه ببخشید با رئیس بانک کار داشتم
نگهبان بانک:مگه نمبینی سرش شلوغه
کوییرل:اینجا اتفاقی افتاده؟
نگهبان بانک:بع تا حالا کور بودی
کوییرل:جانم!؟
نگهبان بانک:مگه نمیبینی بانک رو زدن
کوییرل:مممااااااااااا پولا رو که نبردن
نگهبان بانک:نترس آبنباتارو بردن مثل اینکه اینجابانکه ها یا شایدم بانک بود.ازش پول میدزدن دیگه
کوییرل:من میخوام رئیس رو ببینم
نگهبان بانک:مثل اینکه حرف جادوگری حالیت نیست یه بار گف.....
رئیس:پی شده؟
کوییرل:پولامو میخوام
رئیس:از کحا بیارم؟
کوییرل:یعنی چی؟مگه شماها بیمه نیستین
رئیس:بیمه چیه!؟
کوییرل:اوه مای فیوریت پس تکلیف پولای من پیمیشه من بابت خرید یه خونه توی هاگزمید پک دادم.تازه از آزکابان در اومد نمیخوام دوباره برم اونجا
رئیس:باید صبر کنی
کوییرل:چییییی؟هویییییی کجا میری با تو دارم حرف میزنم
رئیس:نگهبان بندازش بیرون
کوییرل:ها چی با منی هوی نمی تونی اینکارو با من بکنی من اینحا.....
شپلخ
نگهبان:برو به سلامت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!