شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام : دراکو مالفوي لقب : وزیر مردمی گروه : Just Sly سن : جووووون
توضیحات : هی یادش بخیر یه زمونی بود جوون بودیم وزیری بودیم اونم از نوع فوق مردمیش که به عنوان وزیر مردمی نمونه قرن 21 از طرف انجمن آفتابه سازان قزوین انتخاب شدیم !
علاقه مندیها : کلاه بوقی وزارت
خصوصیات بارز : پسری قند عسل مثل جیگر ، پسر باباش (لوسیوس) خشانت در حد تیم ملی ! کاملا مغرور و باهوش ! عشق طلسمای خفن مثل جریوس ماکسیمم ؛ عاشق کرم ریختن به دخترای گریفندوری ؛ وفاداری به استاد ارباب لرد ولدمورت کبیر خفن جیگر خودم
امان از دست شما مالفوي ها! تاييد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/8/20 7:10:51
نام : لوسيوس مالفوي لقب : مرگخوار سياه گروه : اسليترين سن : حدود 40 سال
توضیحاتی کوتاه : من مرگخوار وفادار به لرد سياه هستم كه خيلي مايه دار و پولدارم و حتي تونستم وزير رو بخرم و هركس سد راهم بشه از بين ميبرمش چو بدستي من عصاي منه و عين شمشير غلافش كردم تا هميشه تازه و پر انرژي بمونه.
خصوصیات بارز : وفادارترين يار به لرد سياه. همه خانوادمو هم عضو اسليترين كردم. دراكو هم پسر خوبه منه كه با من هميشه همراه بوده.
اينم اضافه كنم كه من قبلا اين شخصيتو داشتم و اولين لوسيوس سايت بودم حدود 2 هفته فعاليت نكردم و منو انداختن بيرون. اميدوارم با نشاط تر از گذشته وارد سايت بشم و اصطلاحا سايتو دوباره بتركونيم.
خوش اومديد لوسيوس! البته اميدوارم واقعا بتركونيد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/8/20 7:12:51
نام: گریندل والد سن: 115 سال(تو مایه های نوح) شکل مو: موی بور و مجعد تا شانه خصوصیت بارز: نگاهی شاد و شیطان تبار: اصیل زاده نام کامل: گلرت گریندل والد چوبدستی: ابرچوبدستی، یکی از سه یادگار مرگ که آن را از گریگورویچ دزدید. شغل: سعی کرد حکومت جادوگران بر مشنگ ها را بنا کند
گلرت گریندل والد محصل مدرسه ایی معروف به نام دورمسترانگ بود. در همان زمان او کاملا نشان داد که به باهوشی و با استعدادی دامبلدور است. ترجیح میداد توانایی های خود را برای به دست آوردن جوایز به دیگران منتقل کند. در شانزده سالگی به خاطر آزمایش های خطرناکش از مدرسه اخراج شد. چند ماه بعد برای دیدن خاله ی بزرگش باتیلدا باگشات به دره ی گودریک رفت و درآنجا با آلبوس دامبلدور آشنا شد. دوستی آنها بسیار عمیق شد. بطوری که تصمیم میگیرند به کمک هوش و قدرتی که در اختیار دارشتند بر مشنگ ها فرمانروایی کنند. دامبلدور معتقد بود که گریندل نباید زیاده روی کند و فقط در صورتی که در هنگام رسیدن به هدفشان با مقاومت روبرو شدند از نیروهایشان استفاده کنند.اما این قول قرارها دو ماه بیشتر دوام نیاورد. در طی یک حادثه، خواهر دامبلدور توسط گریندل کشته شد و دوستی آنها هم به پایان رسید.آنها قرار گذاشتند که دیگر هیچ وقت همدیگر رو نبینند و همینطور هم شد. گریندل در جادوی سیاه پیشرفت کرد و تبدیل شد به خبیث ترین جادوگر زمان خودش، تا زمانی که آن دوئل افسانه ای بین او و دامبلدور درگرفت که در نهایت منجر به شکست گریندل شد (در آن زمان ولدمورت تازه از هاگوارتز بیرون اومده بود). گریندل پس از شکست در دوئل به زندان نورمنگارد که توسط خودش برای زندانی کردن مخالفانش ساخته بود، رفت تا سال 1998 که توسط ولدمورت نامرد کشته شد. البته او دوباره بازگشته است و قصد دارد کارهایش را از سر بگیرد.
ننوشتي كدوم گروه رو ميخواي، فعلا دسترسي ايفاي نقش رو بهت دادم، زودتر اعلام کن تاييد شد!!!
نام:آرنولد(پف کوتوله جینی) گروه ریونکلاو سن:نمی دونستم اینم مهمه فکر کنم تقریبایک سالمه از وقتی با جادوگران آشنا شدم علاقه ها: استفاده از جادو و وردها،جاروسواری(هیچ وقت نمیتونم به تنهایی انجام بدم چون جارویی اندازه من وجود نداره) چوب جادو:حدود پنج سانتی متر که از پر ققنوس و چوب بلوط ساخته شده اطلاعات بیشتر:پاترونوس من به شکل یوز پلنگه تاریخ تولد:باید بگم از13/07/1387
با عذر خواهي بابت تاخير در تاييد، تاييد شد! سعي كن بعدها معرفيتو كاملتر كني. موفق باشي.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرنولد (پف کوتوله) در 1387/8/4 16:42:34 ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/8/9 9:13:16
یادش آمد که در آن اوج سپهر هست پیروزی و زیبایی مهر
فر و آزادی و فتح و ظفر است نفس خرم باد سحر است
دیده بگشود و به هر سو نگریست دید گردش اثری زاین ها نیست
بال برهم زد و برجست از جا گفت کای دوست، ببخشای مرا
سال ها باش و بدین عیش بناز تو ومردار، تو و عمر دراز
من نیم در خور این مهمانی گند و مردار تو را ارزانی
گر در اوج فلکم باید مرد عمردر گند به سر نتوان برد
شهپر شاه هوا، اوج گرفت زاغ را دیده بر او مانده شگفت
سوی بالا شد و بالا تر شد راست، با مهر فلک هم بر شد
لحظه ای چند بر این لوح کبود نقطه ای بود دگر هیچ نبود
نام : گیلدروی لاکهارت لقب : گیلدی گروه : ریونکلا سن : حدود 40 سال
توضیحاتی کوتاه : گیلدروی لاکهارت استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه در دومین سالی که هری پاتر در هاگوارتز درس می خواند . نویسنده ی کتابهای مختلفی که بعدها معلوم شد که هیچکدام از آنها تجربیات خودش نبوده است ، گویا تجربیات و خاطرات افرادی دیگر بوده که گیلدروی در کنار آنها بوده . گیلدروی لاکهارت شخصی با قد متوسط و چهره ای تقریبا زیبا که با نوشتن کتابهای دروغینش بسیار مشهور شده بود و همیشه تشنه ی شهرت بیشتر بود . ترس یکی از مواردی بود که در درونش وجود داشت و باعث شد تا حافظه اش را از دست بدهد و در سنت مانگو بستری شود ... هری و رون او را با خود به تالار اسرار بردند ، ولی او ناگهان چوبدستی رون را که کمی اشکال فنی (؟!) داشت از دستش قاپید و وردی را اجرا کرد ؛ که البته ورد درست اجرا نشد و باعث شد تا حافظه اش را از دست بدهد !!!
تاریخ تولد : نامعلوم خصوصیات بارز : لبخندی که ادعا می کند با آن پیک مرگی (؟!) را کشته است .
سن : یه چیزی تو مایه های نوح ، همون پیامبر ماگلی .
گروه : ریونکلا
چوبدستی : چوب درخت گردو و ریسه قلب اژدها !
مشخصات : قدبلند ولی گوژپشت ، موهای مرتب و کاملا بدون ریش و سبیل .
ویژگی های اخلاقی : بسیار ساکت و تودار ، از خود راضی ، کمی تا قسمتی نا متعادل .
گزارش بخش روانی سنت مانگو که ضمیمه پرونده این شخص شده : بسیار غیرقابل پیش بینی . گاهی بسیار ساکت و ناگهان پرجوش و خروش و خطرناک . هر لحظه انتظار موجود عجیبی را داشته باشید که از جیب خود خارج می کند . علاقه بسیار زیادی به یک آکرومانتیولای بالغ دارد که در قفسی در گوشه اتاق خود نگهداری می کند .
نوع پوشش : هرچیزی که به گوژ وی بیاید و آنرا باابهت تر نمایش دهد . هرگز هیچ کلاهی را بر سر خود نمی پذیرد ، حتی از شما دوست عزیز !
نام : آرمینتا ملی فلوا ( Arminta Meliflua) نژاد : اصیل گروه : اسلیترین سن : دقیقا معلوم نیست
توضیحات کوتاه : آرمینتا ملی فلوا دختر عمه ی مادر سیریوس بلک است و یک اصیل زاده شناخته می شود . وی سعی کرد تا قانونی را به تصویب برساند که بر اساس آن شکار ماگل ها آزاد باشد و هر جادوگری بتواند هر ماگلی را شکار کند .
ملی فلوا (Meli Flua) یا همان Mellifluous به معنای شیرین شده است و معمولا برای توصیف یک صدای خوشایند به کار می رود.
===============
شناسه ی قبلی من سوزان بونز بوده و کاملا مطمئنم که دیگه به اون شناسه بر نمی گردم.
تاييد شديد، معرفيتون رو كاملتر كنيد. در ضمن، مسلما بنده شبانه روز به سايت چشم ندوختم ببنم كسي پست معرفي شخصيت ميكنه يا خير. موفق باشيد. شناسه سوزان بونز ازاد شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی در 1387/7/27 17:52:31 ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/7/29 22:04:48
نام خانوادگی : نمی خوام بگم ، به این دلیل خیلی ساده : نمیدونم ( تو کتاب نبود خوب ! )
سن : یه چیزی تو مایه های نوح ، همون پیامبر ماگلی .
گروه : ریونکلا
چوبدستی : چوب درخت گردو و ریسه قلب اژدها !
معرفی شخصیت : شكاربان پيشين هاگوارتز در زمان تحصيل آرتور ويزلي و جيمز پاتر . کارمم خیلی درسته . این هاگریدو می بینین ؟ نصف منم جک و جونورا رو دوس نداره ! با من که روبرو میشین باید مواظب باشین که از جیبم یه آکرومانتیولا درنیارم بدم نازش کنین .
توضیح اضافی : بیشتر از اینی که تا حالا گفتم ؟؟؟؟
تاييد شديد! بعدا معرفيتون رو بيشتر كنيد! از تخيلاتتون كمك بگيريد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جک قاتل در 1387/7/26 21:51:54 ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/7/29 22:03:38