شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
به نظر من که سانسور رو نباید در مورد خوب یا بد بودن ترجمه دخیل دونست چون اصل کتاب در مورد چیز دیگه یی و سانسور یه بخش خیلی کوچیک از ترجمه ی یه کتاب بزرگه مثلا توی همون کتاب 4 یا 5 شاید کل سانسور ها به یک صفحه هم نرسه در یه کتاب 400-500 صفحه یی البته من خودم با سانسور مخالفم ولی به این هم اعتقاد دارم منی که میفهمم صمیمی شدن یعنی چی واسم چه فرقی داره که بنویسه از هم لب گرفتن با همدیگر رو بوسیدن یا صمیمی شدن؟؟؟ اونیم که نمفهمه صمیمی شدن یعنی چی خب حتما به سنی نرسیده که بفهمه و همون بهتر که نفهمه در کل به نظرم نباید روی سانسور زوم کرد و کل کتاب 500 صفحه یی رو به خاطر دو خط زیر سؤال برد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
به نظر من به خانم اسلامیه جایزه نباید داد . 1_سانسور خیلی داره شاید بگین باید سانسور بکنن ولی یه کتابایی تو بازار هست که اونا بدتره...........................مثلا دختران هانا پس چرا هری پاتر را میکنن؟؟؟؟؟؟؟/
اصلا جاي بحثي وجود نداره ويدا كجا و بقيه كجا من تو يكي از سايتهاي هري پاتري ( البته به زبان آلماني ) نوشته بود در ايران مردم ترجمه ويدا اسلاميه رو بيشتر قبول دارن به نظر من بايد به ويدا يه هديه مناسب داد :bigkiss:
با سلام خیلی وقت بود که برای این سایت چیزی ننوشته بودم ولی خب حالا که بحث ترجمه های هری پاتر داغ شده منم نظر خودم رو می گم من هم بر این نکته اصرار می کنم که بهترین ترجمه هری پاتر مال ویدا اسلامیه است به چند دلیل: در ترجمه ویدا کتاب بسیار روان و به صورت محاوره ای ترجمه شده و همه چیز درست معادل سازی شده وما نباید انتظار داشته باشیم که مترجم بیاد و متن رو به صورت کلمه به کلمه و به صورت تحت الفظی ترجمه کنه چرا که این کار رو نمیشه اسمشو ترجمه گذاشت که برخی از ترجمه های موجود این کار رو کردن مثلا اومدن اسم دم باریک رو ترجمه کردن"دم کرم"که این کلمه در حقیقت اصلا کلمه نیست.این قبیل موارد جزو اصطلاحات محسوب می شوند که معنای اصطلاحات چیزی غیر از معنای تک تک کلمات است وتنها در صورت ترجمه صحیح(نه ترجمه تحت الفظی و کلمه به کلمه) بار معنایی کلمه به خواننده منتقل می شود(همچنین است در مورد لغاتی مانند مودی چشم باباقوری و شیون آوارگان).کسانی که چنین اصطلاحاتی رو به صورت تحت الفظی ترجمه می کنند اصلا فرق جمله و اصطلاح و کلمه رو تشخیص نمی دن! و اما در باره نام هرمیون.افرادی که به این نام این قدر گیر میدن اگه سری به فرهنگ آریانپور بزنند خواهند دید که آنجا هم این نام را- با وجودی که تلفظ صحیح آن هرماینی است- هرمیون نوشته علاوه بر این در تلفظ اسم های خاص از یک زبان به زبان دیگر دیگر همیشه راحت ترین تلفظ آن انتخاب می شود مثلا اسم"علی"در انگلیسی"آلی"تلفظ می شود.اونایی هم که هی به تلفظ این اسم گیر می دن بد نست که بدونن طوبا یکتایی در اولین ترجمه هایش "هری پاتر" را"هری پوتر"ترجمه کرده بود.از طرف دیگر مترجمی که محفل ققنوس را فرمان ققنوس ترجمه می کند ویا تیتر سوسک در مخمصه را سوسک در اقیانوس ترجمه می کند معلوم است که نه راه و رسم ترجمه صحیح را می داند و نه این را می داند که کدام لغت با محتوای کتاب بیشر جور در می آید وشاید یک بار ببیشتر کتاب را نخوانده باشد. علاوه بر این ها ایرادهای دیگری نیز در سایر ترجمه های هری پاتر وجود دارد که باعث می شود تر جمه ویدا اسلامیه امتیاز بیشتری نسب به آنها کسب کند
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Reza & Harry:نمایندگان انحصاری دانشگاه هاگوارتز (HUP)در ایران Hogwartz University Press
من درمورد كتابهاي 4 و 5 اخيرا چيزي نميدونم اما سه كتاب اول ميتونم بگم ويدا اسلاميه واقعا گل كاشته بود، كتاب دوم رو كه فراموش كردم و طوبي يكتايي گرفتم، كه يكي دوتا مشكل كوچيك داشت... اما واقعا اين قازفلنگ! و لولوخورخوره و كلاه قرمزي! شما رو ياد كتابهاي گروه سني ج! نمينداخت/؟/ ترجمهي شعرهايش هم كه محشر بود! حداقل همونا رو ترجمه نكرد بشه شعر نو! همينطوري چندجا حذف و اضافه كرد و يه كلاه گروهبندي جديد ساخت!
ببین عزیزم . من نمیفهمم که شما چرا از این ترجمه ویدا خوشتون میاد ! من هرچی ترجمه که خوندم خیلی از مال ویدا بهتر بوده . من اولین ترجمه ای که خوندم مال یه آقای دکتری بود که الان اسمش یادم نیست . خدائیش ترجمه خوبی بود . فقط یه اشتباه کرده بود و Order را فرقه ترجمه کرده بود اما از این که بگذریم ترجمه خیلی روان بود و اصلا آدم زده نمیشد . درحالی که ترجمه ویدا زمین تا آسمون با این فرق داشت و اصلا صد و هشتاد درجه تفاوت وجود داشت . که در نوع خودش خیلی جالب بود ! اون کتاب را من هرچی گشتم دیگه پیدا نکردم . متاسفانه نسخه ای هم که داشتم توی یه حادثه ( جوب آب ! ) از بین رفت و غیر قابل خوندن شد .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست ! عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
پست هایی که به درد نمی خورند پاک میشن ! در ضمن نظر خودتون رو بدید و از هم انتقاد کنید اما توهین نکنید بخاطر همین موضوع تعدادی از پست های خوشگل اعضا پاک شدند!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لاوندر براون در 1383/11/24 18:25:15
من با dark lord موافقم چون ممکنه مال ویدا ضعف هایی داسته باشه ولی نقاط ضعفش کمتر از قوتشه یا همون قوتش بر ضعف هاش میچربه چون ممکنه یه سری اشتباه ترجمه داشته باشه ولی اینقدر جدات داشته که بگه من اشتباه کردم ولی من خودم با اون بشکنجش خیلی حال کردم ودر مورد لولوخورخوره هم مفهومش یه چیز ترسناکه البته برای بچه هر چند اگه کسی اصلا هری پاترو نخونده باشه بهش بگی لولوخورخوره چیه میگه یه چیز ترسناک پس زیادم بیراه نرفته
من دارم مال پرتو اشراقو به پیشنهاد هری میخونم هنوز برتری خاصی نسبت به مال ویدا توش پیدا نکردم اگه چیزی پیدا کردم حتما نظرمو میگم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
من كتابهاي نيلا والا رو هم خوندم ....و قبول دارم كه ويدا خيلي سوتي داده و گاهي اوقات ديدم چيزي كه نيلا والا نوشته زمين تا آسمون با ويدا فرق ميكنه.....ولي با اين همه سوتي هاي ويدا من عقيده دارم كه خيلي بهتر از نيلا والا ترجمه كرده.....چون متنش روان تر و قابل فهم تر ترجمه شده.....در مورد معادل سازي هاش هم من از بعضي هاشون حالم بهم ميخوره مثله همون مواردي كه هري و هاگريد اشاره كردن....ولي بعضي هاش بدك نبود مثل "بشكنج" ....راستش من از اين معادل خوشم مياد ولي معادل هاي مسخرش خيلي بيشتره...ولي قبول كنيد با همه اين اشكالات ترجمه اش اون هم تو اين زمان كم خوب بود...
ويدا اسلاميه با ترجمهي جلد سوم هري پاتر شروع كرد. حالا يك جورهايي مترجم رسمي غير رسمي هري پاتر شده.
حداقل بيشتر هري پاترخوانها با وجود ترجمهي كامل ديگر در بازار حاضرند صبر كنند، ترجمهي سه قسمتي او به تدريج و قسمت به قسمت به بازار بيايد. مهمترين ويژگي ترجمههاي او اصرارش به پيدا كردن معادلهاي فارسي است. معادلهايي كه بيشتر قانعكننده و مورد قبول هستند. مثل مشنگ براي ماگل كه هم از نظر معنايي و همآوايي معادل مناسبي است و حالا برخلاف سرنوشت بقيهي معادلها، جاي خودش را بين هري پاترخوانها پيدا كرده؛ مصاحبه را بخوانيد. ؟؟؟خب، خانم ويدا اسلاميه، متولد 1346، فارغالتحصيل در رشتهي مترجمي زبان دانشگاه آزاد؛ برويم سر اصل مطلب. چي شد رفتيد سراغ هري پاتر؟ خيلي اتفاقي بود؛ با مدير انتشارات "كتابسراي تنديس" آشنا بودم و براي اولين كارم ايشان كتاب هري پاتر را به من معرفي كردند. با اين كه اصلاً اسم كتاب را نشنيده بودم، خواندمش و خيلي خوشم آمد. ؟؟؟در كتاب چي ديديد كه خوشتان آمد؟ خيلي چيزها، بيشتر از همه اين كه تمام كتاب پر از نكتههاي ريز بود؛ نكتههاي روانشناسي و اجتماعي و سياسي كه براي آشنايي بچهها بود و… در همان اولين كتابم "هري پاتر و زنداني آزكابان" اشارههاي روانشناسي جالبي را ديدم؛ مثلاً قسمتي داشت كه شامل مبارزه با لولوخورخوره بود. لولوخورخوره در اين داستان آن ترسي است كه درون آدمها است؛ از هر چي بترسيد، به شكل لولوخورخوره درميآيد و روش مبارزهاش اين است كه نترسيد و آن چيز را به صورت خندهدار دربياوريد. اين درست مثل مبارزه با ترسهايمان در زندگي است. ؟؟؟خب حالا از روش ترجمهتان بگوييد به خصوص در كتاب پنجم؛ چرا كتاب پنجم را سه قسمت كرديد؟ اين را كه سه جلد باشد فقط پيشنهاد كردم و ناشر هم قبول كرد. علتش هم اين بود كه كتاب اصلي قطع وزيري و 870 صفحه است. ترجمهي يك خط انگليسي هم برابر يك خط و نيم فارسي است؛ پس كتاب پنجم ميشد يك و نيم برابر. اگر سه جلدي ميشد، قطر هر كتاب كمتر بود و ديرتر ورق ورق ميشد. حالا نميدانم در انتشارات هم بر اساس همين تصويب شد يا چيزهاي ديگر. ؟؟؟به خاطر اين نبود كه جلد پنج زودتر بيرون بيايد؟ اين نميتواند اصل قضيه باشد؛ به هر حال ميشد اين جلد را پنج قسمت هم كرد و اين كار شد. ؟؟؟ولي شما هجده تا رقيب داشتيد كه بعضيهاشان كتاب را يك ماهه بيرون دادند و بقيه هم به زودي آن را چاپ ميكنند؟ واقعيتش اين است كه من از همان اولين ترجمه، كارم را كند و يواش يواش شروع كردم. آن موقع هيچ كس ديگري كتاب را ترجمه نكرده بود و اين كار سختي بود كه فيالبداهه از اينور و آنور دنبال ترجمهي كلمه به كلمه و معادل اصطلاحات باشي. تازه براي هر كدام از جلدهاي بعدي آن معادلها يادم ميرفت. من بايد يك سري اسامي اختراع ميكردم كه بقيه مترجمها وقتي ترجمهي جلد پنجم را شروع كردند، اين مشكل را نداشتند. به غير از اين يك نفره هم اين كار را نميكردند. ؟؟؟مگر قرار است ترجمه گروهي هم باشد؟ شنيدم يك عده ترجمهي گروهي ميكردند. اين هم تجربهاي بود كه من نكردم. ؟؟؟دوست داريد اين طوري ترجمه كنيد؟ چون جرئتش را ندارم، نه! اگر بخواهد حواسم به هماهنگي يك گروه مترجم باشد، خيلي بيشتر از كل ترجمه وقتم را ميگيرد؛ به هر حال يك تيم بودند و احتمالاً توافق كردهاند كه اسم يك مترجم روي كتاب بخورد. ؟؟؟نظر ويدا اسلاميه دربارهي بقيه ترجمهها؟ من اصلاً از خانه بيرون نميآيم! فقط براي كارهاي ضروري؛ حتي كتابفروشي هم نميروم كه بقيه كتابها را يك ورقي بزنم. مرتب دارم كار ميكنم. قسمت دوم جلد پنجم كه تا دو سه روز ديگر بيرون ميآيد و قسمت سومش را دارم تمام ميكنم. بقيه كارها باشد براي بعد از اين. ؟؟؟وقتي هجده ناشر ديگر همزمان با شما كار ميكنند، دچار استرس نميشويد؟ مگر ميشود كه نشوم؟ مخصوصاً وقتي از كار استقبال شده؛ اين خودش فشار بيشتري روي آدم ميآورد كه حتماً كيفيت كار كمتر نشود و اين كه من با "كتابسراي تنديس" كار ميكنم و آنها هم يك گروهند. وقتي پاي يك گروه وسط باشد نميتوانم آنها را قرباني خودم كنم. براي كتاب پنجم به خاطر فشار كاري هيجان ترجمه كمرنگتر شد. هيجاني كه از خود كتاب در من منعكس ميشد در ترجمههاي قبليام بيشتر بود. ؟؟؟بين ترجمهي سوم و چهارم و ترجمهي چهارم و پنجم چقدر فاصله افتاد؟ بين كار سوم و چهارم زياد طول نكشيد. وقتي كتاب چهارم درآمد، سه تا كتاب قبلي تازه چاپ شده بودند؛ ولي بين كتاب چهارم و پنجم (از سال 79) سه سال طول كشيد. ؟؟؟چه كار كرديد توي اين سه سال؟ مرتب دلشوره داشتم. كتاب چهارم خيلي بد جايي تمام شده بود. يك جاي حساس؛ ولي انگار اين دلشوره خيلي به من و ديگران مزه ميداد. ؟؟؟شما براي جلد شش و هفت هنوز بايد در التهاب هري پاتر باشيد؟ به جرئت ميگويم كه براي ترجمهي كتاب پنجم دلشورهي كمتري داشتم تا جلد چهارم. ؟؟؟بين پنج تا كتاب يكي را انتخاب كنيد؟ همين جلد جديد. به خاطر جزئياتش. ؟؟؟شما آدم جزئينگري هستيد؟ بستگي دارد؛ يك جاهايي مو را از ماست ميكشم. در هري پاتر اصلاً وسواس پيدا كردم. ؟؟؟فقط نسبت به ترجمه همين طوريد؟ سعي ميكنم در چيزهاي ديگر اين طوري نباشم؛ ولي نسبت به ترجمهي كتاب خيلي به جزئيات اهميت ميدهم. نميگويم اذيت شدم؛ حوصلهاش را داشتم. گشتن دنبال معادلها واقعاً حوصله ميخواهد. ؟؟؟يكي از اين معادلها اسم كتاب پنجم است. هر كسي يك جور ترجمهاش كرده: "هري پاتر و دار و دستهي ققنوس"، "هري پاتر و فرمان ققنوس"، "هري پاتر و محفل ققنوس" چرا؟ اسم كتاب پنجم "Harry Potter & the Order of the Phoenix بود.و ORDERمعنيهاي مختلفي دارد: حكم، فرمان، محفل. وقتي كتاب را خواندم ديدم هيچ كدام از اين معنيها به كتاب نميخورد. در فرهنگ، معنياش "انجمن سري زيرزميني" بود كه به آن "محفل" ميگويند. "فرقه" هم ميتوانست معادلي باشد كه حال و هواي مذهبي دارد؛ به هر حال به نظر من "محفل" درستتر بود. ترجمه يك جاهايي سليقهاي ميشود ديگر!
؟؟؟خب حالا گذشته از اينها خودتان به جادوگري اعتقاد داريد؟ به آن شكلي خرافاتي كه در جامعهي ما هست نه. اين جوري كه بخواهيم وردي بخوانيم و طلسمي شكسته شود اعتقاد ندارم؛ اما به جادو به شكل سمبليكش خيلي اعتقاد دارم؛ مثل نيروهاي نهفته و قابليتهاي كشف نشدهاي ميماند كه در تمام انسانها وجود دارد و در طول زندگيشان كم كم شناخته ميشود*************************************************************