جمله های جذاب، فصل بیست و هشتم «آینه ی گمشده»، هری پاتر و یادگاران مرگ
- از شنیدن این خبر متاسفم. از اون جنه( دابی) خوشم می اومد. ابرفورث دامبلدور/ ص646
- با این مغزی که داری می تونی مرگخوار بشی، پسر جون. ابرفورث دامبلدور خطاب به رون ویزلی/ ص646
- من برادرمو می شناختم، پاتر. اون پنهان کاری رو توی دامن مادرمون یاد گرفته. همه ش راز، همه ش دروغ و نیرنگ، ما این جوری بزرگ شدیم، آلبوس هم که... این چیز ها تو ذاتش بود. ابرفورث دامبلدور/ ص649
- اون منو دوست داشت. منو دوست داشت نه آلبوسو. ابرفورث دامبلدور/ ص652
- اون( دامبلدور) هیچ وقت خلاص نشد! هری پاتر/ ص655
- برای این که آدم گاهی وقت ها باید به چیزهایی فراتر از امنیت خودش فکر کنه! گاهی وقت ها آدم باید به منافع مهم تر فکر منه! این جنگه! هری پاتر خطاب به ابرفورث/ ص656
- من که باور نمی کنم. دامبلدور هری رو دوست داشت. هرمیون گرنجر/ ص656
صورت بي موي مارمانندش با سوراخ هاي بيني شكاف مانند و چشمهاي سرخ براق با مردمك هايي عمودي نمايان شد.چنان سفيد رنگ و رنگ پريده بود كه انگار هاله صدفي رنگي از او بيرون ميزد(متن / فصل اول ،اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 13)
با چنان نفوذي چشم هاي سرخش را به چشم هاي سياه اسنيپ دوخت كه برخي از شاهدان، نگاهشان را از آن دو بر گرفتند(متم / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / تر جمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 14 )
-خودم شخصا بايد برم برم سراغ پسره. در تمام مواردي كه به هري پاتر مربوط مي شده، اشتباه هاي زيادي صورت گرفته. بعضي از اونا اشتباه خودم بوه. زنده بودن پاتر بيش تر به دليل خطا هاي من بوده نه موفقيت هاي اون(لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 17)
-بي احتياطي كردم و اونچه كارمو خراب كرد شانس و احتمالات بوده، چيزهايي كه چيزو ويران ميكنند جز بهترين نقشه هارو. ولي حالا ديگه عاقل تر شده م. چيزهايي رو درك ميكنم كه قبلا درك نميكردم. من بايد تنها كسي باشم كه هري پاترو ميكشه و خواهم بود(لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 17 )
در حالي كه نارسيسا ارام و جدي نشسته بود بلاتريكس به سمت ولدمورت خم شده بود زيرا كلمات به تنهايي قادر به اظهار علاقه ي شديدش براي نزديكي بيش تر به ولدمورت نبودند(متن/ فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 20 )
-دوج پير شيطون هم بهتر است از هيپو گريفش پياده شود تا با هم برويم.(ريتا اسكيتر/ فصل دوم، در ياد داشتها / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 37 )
-اما ميتوانم قول بدهم همهي كساني كه هنوز فكر ميكنند دامبلدور به پاكي ريش سفيدش بود بايد در انتظار اطلاعات تكان دهنده اي باشند(ريتا اسكيتر/ فصل دوم، در ياد داشتها / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 37 )
من خودم فصل 27 رو هم ور می دارم ... فقط سه فصل 7 و 8 و 9 مونده . بقیه هم از من و مونتگومری یاد بگیرن که یه روزه سه فصلمونو قرار دادیم زود انجام بدین و بیاین تحویل بدین ...
فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم : فصل 1 - 2 - 3 --> نیمفادورا تانکس --> رزرو شده فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> در پست شماره 108 فرستاده شد فصل 16 - 17 - 18 --> گیلدروی لاکهارت --> رزرو شده فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد فصل 22 - 23 - 24 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده فصل 25 - 26 --> چوچانگ --> رزرو شده فصل 27 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده فصل 28 --> ویکتوریا ویزلی --> رزرو شده فصل 29 - 30 - 31 --> مونتگومری --> در پست 115 فرستاده شد فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> رزرو شده
من که هرچی می خونم این فصول رو، هیچ جملۀ جذابی توشون نمی بینم! بنابراین پسشون میدم که یکی که پراحساس تر از منه کشفشون کنه. فصل های 7 ، 8 و 9 پس داده میشن.
فصل بیست و نهم،دیهم گمشده:(سعی شده فقط جملات جذاب رو گرفته بشه.برای همین کم شدن) * لازم نیست تمامی کارهارو تنهایی انجام بدی.(صفحه 673،خط دوم،گفته شده توسط هرمیون گرنجر) * دایره هیچ نقطه شروعی نداره.(صفحه 677،خط هفدهم،گفته شده توسط لونا لاوگود.) * عظیمترین گنجینه هر انسان،هوش سرشار اوست.(صفحه 678،خط 11،هلنا راونکلا)
فصل سیم،اخراج سوروس اسنیپ: *8فرقش دروغ گفتن بین شجاعت و بزدلیه،همون فرقی که تو و خواهرت قادر به درکش نیستین.(کمی دستکاری شده،صفحه 683،خط 8،گفته شده توسط مینروا مک گونگال) *نمیشه رفتارهای نامناسبتونو گردن دانش آموزان هاگوارتز بندازین.من این اجازه رو بهتون نمیدم! (کمی دستکاری شده،صفحه 683،خط 10گفته شده توسط مینروا مک گونگال) * وقتش رسیده که گروه اسلایترین در مورد وفاداریش تصمیم گیری کنه.(صفحه 692،خط 16.) فصل سی و یکم،نبرد هاگوارتز: *ما هرکاری هم که بکنیم نمیتونیم تا ابد کسی رو که نباید اسمشو برد،بیرون نگه داریم.( صفحه 691،خط 17،گفته شده توسط پرفسور فلیت ویک) * یا الان،یا هیچ وقت.(یکی از جملات معروف انگلیسی که بعنوان اصطلاح زورمره ازش استفاده میشه.گفته شده توسط رون ویزلی در صفحه 720،17) *من برای اساتید هاگوارتز احترام زیادی قایلم. نمیخوام خونهای جادویی رو بریزم(صفحه 703،خط سوم، گفته شده توسط لرد ولدمورت کبیر)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!!
من فصل 22 و 23 و 24 رو ور می دارم ... بقیه هم کاراشونو نذارن واسه روزای آخر . زود انجام بدن تا کارا زودتر تموم شه .
فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم : فصل 1 - 2 - 3 --> نیمفادورا تانکس --> رزرو شده فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد فصل 7 - 8 - 9 --> نارسیسا مالفوی --> رزرو شده فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> در پست شماره 108 فرستاده شد فصل 16 - 17 - 18 --> گیلدروی لاکهارت --> رزرو شده فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد فصل 22 - 23 - 24 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده فصل 25 - 26 --> چوچانگ --> رزرو شده فصل 28 --> ویکتوریا ویزلی --> رزرو شده فصل 29 - 30 - 31 --> مونتگومری --> رزرو شده فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> رزرو شده