جمله های جذاب، فصل بیست و هشتم «آینه ی گمشده»، هری پاتر و یادگاران مرگ
- از شنیدن این خبر متاسفم. از اون جنه( دابی) خوشم می اومد. ابرفورث دامبلدور/ ص646
- با این مغزی که داری می تونی مرگخوار بشی، پسر جون. ابرفورث دامبلدور خطاب به رون ویزلی/ ص646
- من برادرمو می شناختم، پاتر. اون پنهان کاری رو توی دامن مادرمون یاد گرفته. همه ش راز، همه ش دروغ و نیرنگ، ما این جوری بزرگ شدیم، آلبوس هم که... این چیز ها تو ذاتش بود. ابرفورث دامبلدور/ ص649
- اون منو دوست داشت. منو دوست داشت نه آلبوسو. ابرفورث دامبلدور/ ص652
- اون( دامبلدور) هیچ وقت خلاص نشد! هری پاتر/ ص655
- برای این که آدم گاهی وقت ها باید به چیزهایی فراتر از امنیت خودش فکر کنه! گاهی وقت ها آدم باید به منافع مهم تر فکر منه! این جنگه! هری پاتر خطاب به ابرفورث/ ص656
- من که باور نمی کنم. دامبلدور هری رو دوست داشت. هرمیون گرنجر/ ص656
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
جمله های جذاب
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

صورت بي موي مارمانندش با سوراخ هاي بيني شكاف مانند و چشمهاي سرخ براق با مردمك هايي عمودي نمايان شد.چنان سفيد رنگ و رنگ پريده بود كه انگار هاله صدفي رنگي از او بيرون ميزد(متن / فصل اول ،اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 13)
با چنان نفوذي چشم هاي سرخش را به چشم هاي سياه اسنيپ دوخت كه برخي از شاهدان، نگاهشان را از آن دو بر گرفتند(متم / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / تر جمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 14 )
-خودم شخصا بايد برم برم سراغ پسره. در تمام مواردي كه به هري پاتر مربوط مي شده، اشتباه هاي زيادي صورت گرفته. بعضي از اونا اشتباه خودم بوه. زنده بودن پاتر بيش تر به دليل خطا هاي من بوده نه موفقيت هاي اون(لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 17)
-بي احتياطي كردم و اونچه كارمو خراب كرد شانس و احتمالات بوده، چيزهايي كه چيزو ويران ميكنند جز بهترين نقشه هارو. ولي حالا ديگه عاقل تر شده م. چيزهايي رو درك ميكنم كه قبلا درك نميكردم. من بايد تنها كسي باشم كه هري پاترو ميكشه و خواهم بود(لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 17 )
چوبدستي خودمو بهت بدم،لوسيوس؟ چوبدستيه خودمو ؟ (لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 19 )
-من ازاديتو بهت دادم لوسيوس، اين برات كافي نيست؟ (لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 19 )
در حالي كه نارسيسا ارام و جدي نشسته بود بلاتريكس به سمت ولدمورت خم شده بود زيرا كلمات به تنهايي قادر به اظهار علاقه ي شديدش براي نزديكي بيش تر به ولدمورت نبودند(متن/ فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 20 )
-تو چي ميگي دراكو؟ حاضري توله هاشو نگه داري؟(لرد ولدمورت، دراكو / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 21 )
.....
-دوج پير شيطون هم بهتر است از هيپو گريفش پياده شود تا با هم برويم.(ريتا اسكيتر/ فصل دوم، در ياد داشتها / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 37 )
-اما ميتوانم قول بدهم همهي كساني كه هنوز فكر ميكنند دامبلدور به پاكي ريش سفيدش بود بايد در انتظار اطلاعات تكان دهنده اي باشند(ريتا اسكيتر/ فصل دوم، در ياد داشتها / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 37 )
...
فصل 3 جمله ي جذابي نداشت !
با چنان نفوذي چشم هاي سرخش را به چشم هاي سياه اسنيپ دوخت كه برخي از شاهدان، نگاهشان را از آن دو بر گرفتند(متم / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / تر جمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 14 )
-خودم شخصا بايد برم برم سراغ پسره. در تمام مواردي كه به هري پاتر مربوط مي شده، اشتباه هاي زيادي صورت گرفته. بعضي از اونا اشتباه خودم بوه. زنده بودن پاتر بيش تر به دليل خطا هاي من بوده نه موفقيت هاي اون(لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 17)
-بي احتياطي كردم و اونچه كارمو خراب كرد شانس و احتمالات بوده، چيزهايي كه چيزو ويران ميكنند جز بهترين نقشه هارو. ولي حالا ديگه عاقل تر شده م. چيزهايي رو درك ميكنم كه قبلا درك نميكردم. من بايد تنها كسي باشم كه هري پاترو ميكشه و خواهم بود(لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 17 )
چوبدستي خودمو بهت بدم،لوسيوس؟ چوبدستيه خودمو ؟ (لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 19 )
-من ازاديتو بهت دادم لوسيوس، اين برات كافي نيست؟ (لرد ولدمورت / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 19 )
در حالي كه نارسيسا ارام و جدي نشسته بود بلاتريكس به سمت ولدمورت خم شده بود زيرا كلمات به تنهايي قادر به اظهار علاقه ي شديدش براي نزديكي بيش تر به ولدمورت نبودند(متن/ فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 20 )
-تو چي ميگي دراكو؟ حاضري توله هاشو نگه داري؟(لرد ولدمورت، دراكو / فصل اول، اوج گيري لرد سياه / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 21 )
.....
-دوج پير شيطون هم بهتر است از هيپو گريفش پياده شود تا با هم برويم.(ريتا اسكيتر/ فصل دوم، در ياد داشتها / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 37 )
-اما ميتوانم قول بدهم همهي كساني كه هنوز فكر ميكنند دامبلدور به پاكي ريش سفيدش بود بايد در انتظار اطلاعات تكان دهنده اي باشند(ريتا اسكيتر/ فصل دوم، در ياد داشتها / ترجمه ويدا اسلاميه / صفحه ي 37 )
...
فصل 3 جمله ي جذابي نداشت !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/20
آخرین ورود: یکشنبه 5 آبان 1392 21:32
از: مرلینگاه شوری خانه ریدل
پستها:
1540

من خودم فصل 27 رو هم ور می دارم ... فقط سه فصل 7 و 8 و 9 مونده . بقیه هم از من و مونتگومری یاد بگیرن که یه روزه سه فصلمونو قرار دادیم
زود انجام بدین و بیاین تحویل بدین ...
فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم :
فصل 1 - 2 - 3 --> نیمفادورا تانکس --> رزرو شده
فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد
فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده
فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> در پست شماره 108 فرستاده شد
فصل 16 - 17 - 18 --> گیلدروی لاکهارت --> رزرو شده
فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد
فصل 22 - 23 - 24 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده
فصل 25 - 26 --> چوچانگ --> رزرو شده
فصل 27 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده
فصل 28 --> ویکتوریا ویزلی --> رزرو شده
فصل 29 - 30 - 31 --> مونتگومری --> در پست 115 فرستاده شد
فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد
فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد
فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> رزرو شده
فصل های باقی مانده از کتاب هفتم :
7 ، 8 ، 9
زود انجام بدین و بیاین تحویل بدین ...فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم :
فصل 1 - 2 - 3 --> نیمفادورا تانکس --> رزرو شده
فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد
فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده
فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> در پست شماره 108 فرستاده شد
فصل 16 - 17 - 18 --> گیلدروی لاکهارت --> رزرو شده
فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد
فصل 22 - 23 - 24 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده
فصل 25 - 26 --> چوچانگ --> رزرو شده
فصل 27 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده
فصل 28 --> ویکتوریا ویزلی --> رزرو شده
فصل 29 - 30 - 31 --> مونتگومری --> در پست 115 فرستاده شد
فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد
فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد
فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> رزرو شده
فصل های باقی مانده از کتاب هفتم :
7 ، 8 ، 9
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/05/23
تولد نقش: 1399/10/23
آخرین ورود: سهشنبه 13 بهمن 1388 14:23
از: یه دنیای دیگه !
پستها:
392

جزئیات کاربر

فصل بیست و نهم،دیهم گمشده:(سعی شده فقط جملات جذاب رو گرفته بشه.برای همین کم شدن)
* لازم نیست تمامی کارهارو تنهایی انجام بدی.(صفحه 673،خط دوم،گفته شده توسط هرمیون گرنجر)
* دایره هیچ نقطه شروعی نداره.(صفحه 677،خط هفدهم،گفته شده توسط لونا لاوگود.)
* عظیمترین گنجینه هر انسان،هوش سرشار اوست.(صفحه 678،خط 11،هلنا راونکلا)
فصل سیم،اخراج سوروس اسنیپ:
*8فرقش دروغ گفتن بین شجاعت و بزدلیه،همون فرقی که تو و خواهرت قادر به درکش نیستین.(کمی دستکاری شده،صفحه 683،خط 8،گفته شده توسط مینروا مک گونگال)
*نمیشه رفتارهای نامناسبتونو گردن دانش آموزان هاگوارتز بندازین.من این اجازه رو بهتون نمیدم! (کمی دستکاری شده،صفحه 683،خط 10گفته شده توسط مینروا مک گونگال)
* وقتش رسیده که گروه اسلایترین در مورد وفاداریش تصمیم گیری کنه.(صفحه 692،خط 16.)
فصل سی و یکم،نبرد هاگوارتز:
*ما هرکاری هم که بکنیم نمیتونیم تا ابد کسی رو که نباید اسمشو برد،بیرون نگه داریم.( صفحه 691،خط 17،گفته شده توسط پرفسور فلیت ویک)
* یا الان،یا هیچ وقت.(یکی از جملات معروف انگلیسی که بعنوان اصطلاح زورمره ازش استفاده میشه.گفته شده توسط رون ویزلی در صفحه 720،17)
*من برای اساتید هاگوارتز احترام زیادی قایلم. نمیخوام خونهای جادویی رو بریزم(صفحه 703،خط سوم، گفته شده توسط لرد ولدمورت کبیر)
* لازم نیست تمامی کارهارو تنهایی انجام بدی.(صفحه 673،خط دوم،گفته شده توسط هرمیون گرنجر)
* دایره هیچ نقطه شروعی نداره.(صفحه 677،خط هفدهم،گفته شده توسط لونا لاوگود.)
* عظیمترین گنجینه هر انسان،هوش سرشار اوست.(صفحه 678،خط 11،هلنا راونکلا)
فصل سیم،اخراج سوروس اسنیپ:
*8فرقش دروغ گفتن بین شجاعت و بزدلیه،همون فرقی که تو و خواهرت قادر به درکش نیستین.(کمی دستکاری شده،صفحه 683،خط 8،گفته شده توسط مینروا مک گونگال)
*نمیشه رفتارهای نامناسبتونو گردن دانش آموزان هاگوارتز بندازین.من این اجازه رو بهتون نمیدم! (کمی دستکاری شده،صفحه 683،خط 10گفته شده توسط مینروا مک گونگال)
* وقتش رسیده که گروه اسلایترین در مورد وفاداریش تصمیم گیری کنه.(صفحه 692،خط 16.)
فصل سی و یکم،نبرد هاگوارتز:
*ما هرکاری هم که بکنیم نمیتونیم تا ابد کسی رو که نباید اسمشو برد،بیرون نگه داریم.( صفحه 691،خط 17،گفته شده توسط پرفسور فلیت ویک)
* یا الان،یا هیچ وقت.(یکی از جملات معروف انگلیسی که بعنوان اصطلاح زورمره ازش استفاده میشه.گفته شده توسط رون ویزلی در صفحه 720،17)
*من برای اساتید هاگوارتز احترام زیادی قایلم. نمیخوام خونهای جادویی رو بریزم(صفحه 703،خط سوم، گفته شده توسط لرد ولدمورت کبیر)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!! 
[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از

[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/20
آخرین ورود: یکشنبه 5 آبان 1392 21:32
از: مرلینگاه شوری خانه ریدل
پستها:
1540

من فصل 22 و 23 و 24 رو ور می دارم ... بقیه هم کاراشونو نذارن واسه روزای آخر . زود انجام بدن تا کارا زودتر تموم شه .
فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم :
فصل 1 - 2 - 3 --> نیمفادورا تانکس --> رزرو شده
فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد
فصل 7 - 8 - 9 --> نارسیسا مالفوی --> رزرو شده
فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده
فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> در پست شماره 108 فرستاده شد
فصل 16 - 17 - 18 --> گیلدروی لاکهارت --> رزرو شده
فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد
فصل 22 - 23 - 24 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده
فصل 25 - 26 --> چوچانگ --> رزرو شده
فصل 28 --> ویکتوریا ویزلی --> رزرو شده
فصل 29 - 30 - 31 --> مونتگومری --> رزرو شده
فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد
فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد
فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> رزرو شده
فصل های باقی مانده از کتاب هفتم :
27
فصل های انتخاب شده از کتاب هفتم :
فصل 1 - 2 - 3 --> نیمفادورا تانکس --> رزرو شده
فصل 4 - 5 - 6 --> تد ریموس لوپین --> در پست شماره 97 فرستاده شد
فصل 7 - 8 - 9 --> نارسیسا مالفوی --> رزرو شده
فصل 10 - 11 - 12 --> آلبوس دامبلدور --> رزرو شده
فصل 13 - 14 - 15 --> بارتی کراوچ --> در پست شماره 108 فرستاده شد
فصل 16 - 17 - 18 --> گیلدروی لاکهارت --> رزرو شده
فصل 19 - 20 - 21 --> آقای الیواندر --> در پست شماره 93 و 100 فرستاده شد
فصل 22 - 23 - 24 --> بارتی کراوچ --> رزرو شده
فصل 25 - 26 --> چوچانگ --> رزرو شده
فصل 28 --> ویکتوریا ویزلی --> رزرو شده
فصل 29 - 30 - 31 --> مونتگومری --> رزرو شده
فصل 32 --> آلبوس سوروس پاتر --> در پست شماره 96 فرستاده شد
فصل 33 - 34 - 35 --> گراهام پریچارد --> در پست شماره 99 فرستاده شد
فصل 36 - موخره --> آلبوس سوروس پاتر --> رزرو شده
فصل های باقی مانده از کتاب هفتم :
27
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/9/21 10:48:40
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

آخی!
من خیلی دوست دارم چهار تای اینارو هم بردارم اما می ترسم وقت نشه، واسه همین 25 و 26 رو بر می دارم!
یه وقت تونستم اینارو بکنم و بازم وقت بود دو تای دیگه رو هم می طلبیم!
من خیلی دوست دارم چهار تای اینارو هم بردارم اما می ترسم وقت نشه، واسه همین 25 و 26 رو بر می دارم!
یه وقت تونستم اینارو بکنم و بازم وقت بود دو تای دیگه رو هم می طلبیم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
جزئیات کاربر

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
