پسرا:
ناگهان صدای بوق و کرنا و این حرفا رو می شنون!
می بینن که سدی و کریچ در حالی که هر کدوم سوار یه قاطر سفید شدن دارن به سمت اونا میان!
کریچ یه تور قرمز رو سرش انداخته و اینجوری:

به سدی نگاه می کنه!
سدی یه کت و شلوار نارنجی پوشیده با پیرهن زرد با خال های زرشکی و کراوات بنفش و جوراب هایی که نصفش آبی آسمانیه نصفش سبز چمنی!یه گل خرزهره هم گذاشته تو جیب کتش!(اه اه تو عروسی هم جواتی!)
سدی رو به کریچ:عزیزم...موافقی به جای دو هفته یه ماه اینجا بمونیم؟
کریچ:ام....خب...آخه...نظرت راجع به دو ماه چیه؟!
پسرا:
سدی:ادی...آه ادی! من خود را خوشبخت حس می کنم...خوشبخت! دوست من! آیا فکر نمی کنی که زمان خوشبختی تو هم فرا رسیده است؟
ادی:آخ آره گفتی!

حالا طرف کی هه؟
کریچ:من!ادی من!منو انتخاب کن ادی من من!
ادی:واییی کریچ!تو دختر رویاهای من هستی!
سدی یه کشیده می زنه تو گوش کریچ!
-"ضعیفه یه ساعت اومدی تمنا کردی که بیا منو بیگیر ثواب داره حالا میای به مرد نامحرم می گی من؟!خجالت بکش!
کریچ:نه بابا!اینا افعال معکوس بود! دار و ندار من تو هستی عزیزم!فقط من دختر نیستم!
سدی:

چی؟! تو دختر نیستی؟
کریچ:نه عزیزم!اما مهم نیست!مهم تفاهمه!
سدی:راس می گی!این حرفای تو منو به یاد اون 95% می اندازه!
جان:مثه این که قرار بود دختر ها رو اذیت کنیما!
ققی در حالی که محو زیبایی نداشته ی کریچ شده: نه بچه ها! منم می خوام خوشبخت شم!امسال سال ارزش های پنج از پنجه نا سلامتی!
مایکل:هی روزگار! ما که تو هفت آسمون یه ستاره هم نداریم! اوا خاک بسرم!دیدی چی شد؟!دیگه این سدی کج و کوله هم رفت خونه ی بخت من هنوز اینجا موندم بترشم!

اکتاویوس:منو چی می گی که 1000 سالمه!من باید چیکار کنم؟!
سدی: آخه این جور کارا یه جذابیت ذاتی می خواد که شماها ندارین اما من دارم!
ادی:خب چیه؟به ما هم بگو؟!
سدی:راز موفقیت من در خوردن سبزیجات فراوان است!
ققی:یعنی اگه منم سبزی بخورم کریچ حاضر می شه با من ازدواج کنه؟!
یهو چکش فلور از اون بالا مالاها ظاهر می شه! ادی چکش رو برمی داره محکم می کوبونه تو فرق سر ققی!
ققی:

خوب نژن لا مشب!
ادی:می زنم تا بترکی!
یهو همه ی برقا می ره!
ناگهان صدای فریاد کشیدن کسی میاد:آییییییییی!...