Re: خدمات رسانه ای ! ( مناظرات انتخاباتی )
ارسال شده در: پنجشنبه 1 مرداد 1388 17:11
ادي خرامان وارد استوديو ميشه و ميره ميشينه بغل دست مري! پست بدون هيچ فضاسازياي ميره سراغ ديالوگ!
مري: هرچي ميخواي بگي زود باش تا ساعت 18 بيشتر وقت نداري!
ادي يكم با انگشتاش ور ميره، انگشتاشو ميخوابونه انگشته وسطو مياره بالا بعد دوتا انگشت وسط رو ميخوابونه دو تا انگشت غير وسط رو مياره بالا (در اين قسمت شست را جزو انگشتان به حساب نياوريد) بعد انگشتاي ديگه ميخوابن (در اينجا خوانندهي محترم كه كلماتي مثل "ميخوابونه" و "بلند ميكنه" و "وسط" و الخ روش تاثير گذاشته و ميخواد پست رو به خاطر بي ناموسيش ترك كنه يهو مري ميپره وسط! البته قبل از اون پرانتز بسته ميشه ===> )
مري: چي؟ داري به كانديداي غايب فحش ميدي؟ اين ديگه چه علاماتيه با انگشتات در مياري؟
ادي: ها؟ چي؟ كجا؟ كو؟ كي؟ من؟
مري: ميگم داري چيكار ميكني؟
ادي: هاا دارم دوازده رو از هيجده كم ميكنم ببينم ساعت هيجده ميشه ساعت چنده عصر!
مري: حالا بلاخره از وقتي كه برات در نظر گرفته شده براي جواب به مورفين استفاده ميكني يا ميخواي حساب كتاب كني؟!
ادي همينجور كه با انگشتاش ور ميرفته:
1-هرجا عمه مارج باشه! ترجيحاً ريپر نباشه!
2- عمه مارج را توصيف كنيد! (جواب به عهدهي وزير كوشا و خلاق و بيناموس)
3-نرفته ميشناسم! شما چي؟ ميشناسي؟ (ها ببخشيد من ديگه فرصت سوال پرسيدن ندارم ... آقا پس گرفتم!)
4-ادی ماكای. (باور نداري؟ برو تاريخ بخون!)
5-اي ناقلا! ميخواستي تستم كني بفهمي ميدونم مار پا داره يا نه؟!
ميدوني، اصولاً من در هر زمان و مكاني اولين كاري ميكنم ميبينم طرف جوراب داره يا نه كه برم بشورم، ولي خب متاسفانه مار پاش كجا بوده كه جورابش باشه!
ادي همينجور كه با انگشتاش ور ميره شروع ميكنه به زير لب حرف زدن! مري يكم گوشش رو مياره جلوتر! ادي يه نگاهي به مري ميندازه و پشتشو ميكنه بهش و به كارش ادامه ميده!
مري: باز داري چيكار ميكني؟!
ادي: دارم 5 6 تا سوال كه مورفين گفته طرح ميكنم و جواب ميدم!
مري: خب بگو همه بشنون ديگه
ادي: اينجا افراد با سنهاي مختلف ميان و ميرن! نميشه كه من هر حرفي رو بلند بگم!
مري: پس ديگه حرفي نداري؟
ادي: چرا ديگه مناظرهم با هوكي مونده!
مري: اولاً هوكي كشيده كنار بايد با عمه مناظره كني! بعدشم بايد يه پست ديگه بزني!
ادي كه تا الان هنوز پشتش به مري بود برميگرده سمت مري و تندتند شروع ميكنه به پلك زدن، آروووم دهنشو باز ميكنه و آرووومتر زبونشو مياره بيرون و همينجور پلك زدنش تندتر ميشه! تا اينكه به جايي ميرسه كه زبونش ديگه بيشتر از اون بيرون نميومده، در اين لحظه چشما از پلك زدن ميايستن (ملت: چشم پا نداره كه وايسه! نويسنده: اگه داشت خودم جورابشو ميكشيدم بيرون) و خيره ميشن به مري (ملت: چيا خيره ميشن به مري؟ نويسنده: چشماي ادي ديگه!) در اين لحظه كه مري فكر ميكنه مسئلهي بيناموسياي در ميونه سعي ميكنه ژست دختراي با وقار رو بگيره و يكي ميزنه تو گوش ادي و كيفشو برميداره و بلند ميشه از استوديو ميره!! (ملت: جوگير!!)
ادي كه سيليه حواسشو سرجاش اورده داد ميزنه: شيـــــــــــــش ... ياااافتم ... شيـــــــــــش!
كارگردان از پشت دوربين اشاره ميكنه كه چيو يافتي؟!
ادي: هاااااااا ... به نكتهي خوبي اشاره كردي ... من متوجه شدم كه ساعت هيجده ميشه شيش بعدازظهر!
كارگردان اشاره ميكنه كه مري نيست حالا چيكار كنيم؟
ادي: بزارين واسه شما و بينندههاي عزيز توضيح بدم تا شما هم رياضياتتون خوب شه! آخه ميدوني كه، عمه خيلي از رياضيم خوشش اومده!
ادي شروع ميكنه به ور رفتن با انگشتاش، انگشتاشو ميخوابونه انگشته وسطو مياره بالا بعد دوتا انگشت وسط رو ميخوابونه دو تا انگشت غير وسط رو مياره بالا ...
ویرایش شده توسط ادی ماكای در 1388/5/1 19:38:24
ویرایش شده توسط ادی ماكای در 1388/5/1 20:24:33
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه