جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

190 کاربر(ها) آنلاین هستند (77 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
188 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

دور دوم انتخاب بهترین‌ها

نشان انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران

دور دوم هفتاد و هفتمین دورهٔ انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران برای فصل تابستان ۱۴۰۵ آغاز شده است؛ با رأی خود از اعضای اثرگذار جامعه قدردانی کنید.

مهلت شرکت: ۲۹ و ۳۰ شهریور

ستاد مرکزی حذب لیبرات دموکرات جادوگریالیستی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
ستاد مرکزی حذب لیبرات دموکرات جادوگریالیستی
ارسال شده در: دوشنبه 7 آذر 1384 23:10
نمایش جزئیات
آفلاین
سدريک:...آره منم شنيدم مي گن يه افسانه بوده!مي گن خيلي خفن بودن!
الستور:صبر کن من وسط يکي از کتاباي پدر بزرگم يه چيزي ديديم!
سدريک:برو بيارش!
الستور:آهان ببين نوشته((دفتر حذب ليبرات دموکرات:دهکده هاگزميد-شماره 115-دفتر حذب ليبرات دموکرات جادوگرياليستي))
----دهکده هاگزميد انتهاي جاده----
4 شخص ناشناس با ابهت فراوان در حالي که سايه هاي آن ها بر زمين پرده افکنده در انتهاي جاده هاگزميد حرکت مي کنند...
الستور:بفرما الااي حال رسيديم اينم شماره 115
دفتر کهنه و رنگ رو رفته اي در مقابل آن چهار نفر نمايان بود بالاي دفتر نوشته شده بود
((دف...ر..ح..ب..ل..برات...دمو...جاد...ياليستي))
الستور در را به آرامي باز کرد!و وارد دفتر شد تنها چيزي که در دفتر حذب توجه همه را به خود جلب کرد کتاب خانه رنگ رو رفته و قديمي بود که مملوء از کتاب هاي قدو نيم قد بود!...
الستور:لوموس!
سدريک:اين کتابو رو تاريخچه جادوگران جلد پنج!...صبر کن ببينم توش چي داره
فصل بيست و چهارم توجه همه را به خود جلب مي کرد((ليبرات ها و دموکرات ها))
الستور:بزن بريم فصل 24 ببينم
((در زمان ها قديم حدود هزاران سال پيش هم زمان با ساخت هاگوارتز يکي بود يکي نبود همزمان با انتخابات جادوگري در آن زمان و کش مکش گيلدي ظالم به سلطنت ملت جادوگران رسيد که از هيچ طرف از حمايت سرژ بي دريغ نماند در آن زمان گيلدي بعداز 1 ماه سلطنت به همراه ديگر کانديداي انتخابات ونوس برگر راهي ديار غربت و ترجيحا عازم جزاير قناري گشت و اين قضيه سبب شد تا دو تن از کانديداي انتخاباتي ديگر که بسيار پرو و دريده و تشنه قدرت بودند براي گرفتن قدرت شورش کنند که آن دو کسي نبودند جز امپراطور تاريکي و سوروس اسنيپ! سوروس که از حمايت کننده خوبي به نام ققنوس استفاده يا در اصل سوء استفاده مي برد مضوع رو با او در ميان گذاشت و چو ققنوس رفيق فاب سام وايز و سرژ تانيکان و برادر حميد بود آنها در اين ماجرا دخيل نمود و در جلسهاي محرمانه پيمان ياري با سوروس بستيده شد.
اما فردا روز اتحاد بين آنها شکست و آن 4 تن احساس قدرت کردند و با طرح يک نقشه اوليه فکر به وجود اوردن دفتري کردند که در اواسط ما جرا چوچانگ جوان هم به آنها ملحق شد آنها سعي در آزاد کردن ملت از دست گيلدي بودند!گيليدي زيرک هم که جاسوسي براي خود گذاشته بود فقط در زمان شورش ها سرو کله اش پيدا مي گرديد تا ليبرات ها تصميم گرفتند تا سلطنت را از گيلدي بگيرند!و طولي نکشيد که آوازه حذب ليبرات دموکرات در تمام سرزمين ها جادوگري پيچيد و حتي ديگر گيلدي هم نتوانست کاري بياورد و از سلطنت خلع شد و با ماجرهايي پشت پرده چوچانگ دست نشانده حذب ليبرات دموکرات به وزارت رسيد البته با انتخاب مردم! و اينگونه حذب ليبرات به پيروزي رسيد...


ولدمورت کتاب رو بست و به آنتونين و سدريک و الستور نگاهي انداخت!

ماجرا چيست؟
اين 4 تن چه فکري در سر دارند؟
---------------------
بايد خدمتدتون بگم که ماجراي حذب اين دفه بر خلاف دفه قبلي کاملا شوخي و سوژه اي در ميان داره که طنزه و اصلا جدي نيست اين را بگفتم تا انسان هاي کوته فکر زيگيل نگردند...در ضمن کسي پست نزنه که پاک ميشه پست بعدي رو يا الستور يا لرد يا سدريک ادامه مي دن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/23 0:36:02
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo