جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  58 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  182 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  195 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 17:11
نمایش جزئیات
آفلاین
اسنیپ جان...دقت نکردی؟....هرمیون از من فیلمو میخواست .....نه خودم از هرمیون...به هر حال این نیز بگذرد!!!
----------------------------------
کرام و هرمیون مهمان هری و نمید هستند!!!!
هرمیون:ویکتور!!!...این خیارو برام پوست بکن!!!

نمید پشت چشمی نازک میکنه و به هری اشاره میکنه یعنی:یاد بگیر!!!!!!

کرام در حال خیار پوست کندن!!!:اره زندگی خیلی مشکل شده....پیاز کیلویی 1500 گالیون!!!...گوشتو بگو!!!...کیلویی 10000 گالیون!!!!

هری:قیمتها خوب دستته ویکتور!!!!

کرام:مجبوریم دیگه!!!...خرید با منه...شستن ظرفا با منه.....غذا پختن با منه...فقط لباسارو ماشین لباسشویی لطف میکنه!!!می شوره!!!...باز پدر مشنگا بیامرزه با این اختراعشون!!!!!

نمید:هری بیا!!!کارت دارم!!!
هری لرزون لرزون میاد تو آشپزخونه!!!!
نمید:یاد بگیر!!...میبینه ویکتور چقدر آقاست!!!...چقدر هوای زنشو داره!!!....از الان قانون عوض میشه!!!!...همه اینکارارو باید بکنی!!!

هری با خودش:خیلی شانس دارم!!!...این همسایه سوپر زز هم روش!!!!!

نمید:آقای کرام احساس میکنم فکتون و دندونتون تغییر کرده!!!
کرام نگاهی به هرمیون میندازه:نه چیزی نشده!!!((به پست قبلیم مراجعه شود))

هری:شام حاضره!!!...بفرمایید!!!
کرام:میبینم که تو هم ذلیل یکمی!!!
هری:ساکت!!!...خودت از همه بدتری
---
سر میز شام

هرمیون:ویکتور برام شام بکش!!!
کرام:
هرمیون:
کرام: چشم عزیزم!

نمید هم به تقلید از هرمیون:هری شاممو بکش!!!
هری: چشم عزیزم
---
بعد از شام.....کرام و هرمیون از هری و نمید خداحافظی میکنن
ساعت 21.....((توجه ساعت 8:30 آنها از خونه هری اینا رفتن))
قرار آشغالی!!!!
کرام:ببین هری!!...ما باید یه فکر توپ کنیم!!!....اینا خیلی پر رو شدن!!!
هری:چیکار؟!!!
کرام:اون بلایی که میترسن سرشون بیاریم!!!
هری:
کرام: شلوارمون دو تا بشه!!!!
هری:خب خرید شلوار چه سودی داره؟!!!
کرام: آیکیو منظورم اینه که هوو بیاریم سرشون!!!!
هری: نه من جراتشو ندارم!!!
کرام:منم ندارم...ولی باد جراتشو پیدا کنیم!!!!
هری به فکر فرو میره!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 11:13
نمایش جزئیات
آفلاین
ادامه داستان گودریک....
هری:ای خدا از مال دنیا فقط یک دنده به ما بده که دیگه خیالم راحت شه!
هری میره خونه هرمیون...
هرمیون:سلام هری چطوری؟نمید چطوره؟
هری:خوبم نمید هم خوبه!
هری:میخواستم بگم اون فیلم که مردی که موش شدو ازت بگیرم!
هرمیون که اون فیلمو میخواست بده به کرام یک کمی صبر کرد و سپس گفت:الان میخوای؟
هری:آره!نمید میخواد کل ونوسو بخوابونه!
هرمیون:آهان....
هرمیون:صبر کن برم فیلمو بیارم!
هری:باشه!
هرمیون:ای وای....کجا گذاشتم؟
هری:
هرمیون:همین دیروز جلو چشمم بود ها!
هری تو دلش میگه:خب میخوای ندی به نه دیگه چرا یورتمه میری!
((کرام هم میرسه خونه هرمیون!! ))
هری:سلام تو اینجا چی کار میکنی؟
کرام: اینو من باید از تو بپرسم!
کرام:من برای تعطیلات اومدم!
هری:اوه...
هری:منم برای این اومدم که یک فیلم برای برای نمید!
هرمیون : ویکتور؟
کرام:خوبی هرمیون؟
کرام:اون فیلمو که تعریفشو میکردی بده ببینم!
هرمیون:اون فیلم.....(هرمیون باز هم بر سره دو راهی گیر کرد)
((هرمیون نه میتوانست به هری فیلم را بدهد و نه کرام)
هرمیون:چیزه....
هری:بابا اگه فیلمو داری سریعتر بده من کار دارم باید تا سه دقیقه دیگه خونه ی ونوس اینا باشم!

ادامه دارد......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
برای عضویت در تیم روغن سازی قزوین کافیست فتو کپ
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 10:38
نمایش جزئیات
آفلاین
( ادامه از پست کریچر )
هری : هی...کریچر...برو ! برو زنم اومد! برو دیگه!
کریچر : یه ذره دیگه مونده!
هری : بت میگم برو!!! اوه اومد!
کریچر : این پول مارو بده ما بریم!
هری : بابا یه بشکن بزن برو من میریزم به حسابت!
کریچر : چیشد؟ پول مارو بده!
هری : انشا الله دفه بعد بت میدم
کریچر : ما رفتیم! فردا میام میگیرم در ضمن عیدی ما یادت نره!
( هری پیشبندشو میبنده و وایمیسه جلو ظرف شویی و یخورده کف میپاشه رو صورتش که طبیعی به نظر بیاد. نمید میاد تو )
نمید: هری!!! هری!!! کارارو کردی؟!
هری : آره همه رو کردم!
نمید : من دارم میرم خونه ونوس اینا !
هری : تو که تازه بیرون بودی!
نمید : چیشد؟ به تو چه که من کی میرم کی میام؟!
هری : نه...یعنی منظورم...چیزه....اینه....گفتم خسته ای یه ذره استراحت کنی!
نمید : من خسته نیستم...رفتم خدافظ!
هری : خوش بگذره!
هری رو به تاپیک : حالا میتونم جادوگر تی وی نیگا کنم...آخیشششش!
نمید دو باره میاد تو : هری...از جلو اون قوطی بلند شو کارت دارم! من 5 دقیقه دیگه خونه ونوسم! تو باید ضرف 5 دقیقه بری خونه هرمیون اینا فیلم "مردی که موش" شدو بگیری بیاری دم خونه ونوس! میخوام حال این ونوسه رو بگیرم!
هری : وای! چشم حتما !
نمید : هری...هری یه لحظه دولا شو !
( هری دولا میشه )
نمید : 1 ، 2 ، 3 ، 4 ،...هری!!!
تو که هنوز دوتا دنده نداری!!! مگه نگفتم دنده هات باید در بیان!!! چرا هنوز دنده نداری! مگه من مسخره توام !!! سه ساعت میشینم بیانیه صادر کردم!!! یعنی چی!!! نمیخواد بری دم خونه ونوس!!! کارت دارم!!! من!!!
( بیست دقیقه بعد...)
هری رو به دوربین : ( البته وارونه ) آخیشششش!!! رفت!!! حالا میتونم جادوگر تی وی نیگا کنم...فقط اشکلش اینه که وارونه اس! تازه این سقف هم قدیمی شده ممکنه بریزه! ما که عادت داریم...آخ!!! عجب مشتی زد!...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 08:34
نمایش جزئیات
آفلاین
ویییییکککتوووررر
کرام:بله؟!!!!!
هرمیون:فیلم "مردی که موش شد" رو چیکارش کردی؟"
کرام:فیلم مال هری اینا بود!!!...پسش دادم!!!
هرمیون:غلط کردی!!!....میخواستم به فلور بدم نگاش کنه!!!...بلکه از این "مینیستی" در بیاد!!!
کرام:که بیل بدبخت شه؟!!!
هرمیون:چی گفتی؟!!!
کرام:هیچی!!!
هرمیون:راستی قراره مامان و بابا بیان!!!
کرام:چقدر خوب!!!
هرمیون:هر دوشون میخوان یه مقاله علمی بدن!!!
کرام:چه عالی!!...حالا من چیکار باید کنم؟
هرمیون:میخوان این مطلبو رو یکی امتحان کنن!!!...منم تورو انتخاب کردم!!!
کرام رو به بینندگان تاپیک:زن نگیرید!!!...میشه مثل این دشمن جونتون!!!
کرام:حالا مقالشون مربوط به چیه؟!!!
هرمیون:چگونه میشود فک و دندان گرازی را به انسان پیوند زد!!!!
کرام:حتما با وسایل مشنگی میخوان اینکارو کنن؟
هرمیون:صدالبته!!!
کرام دوباره رو به خوانندگان:چی بگم آخه؟!!!.....کرام:قدمشون رو چشم!!!!!
دررییییینگگگ
هرمیون:انگار خودشونن!!!
کرام:ننننننههههههههه
----

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اسفند 1383 08:12
نمایش جزئیات
آفلاین
(ادامه از پست قبلی خودم)
نميد: هري من دارم ميرم بيرون پشت بوم رو که پارو کردي برو
حياطم تميز کن
هري:
هري: آقا بعد پشت بوم برو حياط رو هم تميز کن
کريچر: براي حياط چقدر ميدي؟
هري: مردک روزي 300 تومن در مياري حالا هي سر چندر قاز بحث ميکني
کارت رو بکن آخرش بهت يک چيزي ميدم ديگه
بعد يک مدت
هري:
هري:
هري: هنوز هم زن ميخواي؟
کريچر:ميخواي بزني؟
هري: نه بابا
کريچر: آره
هري: ميخواي برات زن بگيرم
کريچر:
هري:قبوله من اين کار رو برات ميکنم ولي قبلش بايد يک چيزايي رو بهت ياد بدم
کريچر: چي چيزايي؟
هري: مگه نميخواي يک زندگي توئم با عشق داشته باشي؟
کريچر:
هري: خوب پس بيا بريم حياط رو که داري پارو ميکني برات ميگم البته ممکنه حرفام طول بکشه ولي اشکال نداره بقيش رو هم وقتي داري ظرفا رو ميشوري
بهت ميگم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: چهارشنبه 26 اسفند 1383 14:01
نمایش جزئیات
آفلاین
آرتور:ببین هری جان خوب گوش کن ببین چی میگم اگه گوش کنی در تمام زندگی موفق خواهی شد و اگر گوش نکنی وضعت همینه.....
هری:بگو!
آرتور:اولین کاری که میکنی میری خونه و میشنی رو مبل(سنگین)
آرتور:بعد به نمید میگی نسکافه بیاره!
آرتور:بعد نمید تعجب میکنه و بهت چهر تا دری وری میگه!
آرتور:تو هم وای میسی جلوش!
هری:
آرتور:بهش میگی بره چایی بیاره اگه نرفت باید تهدیدش کنی که اگه نره تو هم طلاقش میدی و میری با اختر!
هری:اون که پدرمو دی میاره!
آرتور:من خودم استادم!!موهامو با همین کارا سفید کردم!
هری:بهت اعتماد میکنم!
هری:ولی اگه چماقشو برداشت چی؟
آرتور:تو هم کمربندتو در بیار!

ادامه..........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: یکشنبه 23 اسفند 1383 00:19
نمایش جزئیات
آفلاین
امروز از چه دنده ای پا شدی؟ دنده چپ؟ وای وای فاتحه پس مردی (mardi)


بیانیه شماره 24 نمید:
« به اداره آمار جادویی دستور داده می شود که دنده های تمام ذکور را شمارش دقیق کند و فورا کسانی که تعداد دنده راست و چپشان با هم نمیخورد و به خصوص دارای دنده چپ کمتری هستند ( دنده راست کمتر مشمول تخفیف مجازات می شود) را معدوم نماید. به همین صورت به سازمان زایشهای جادویی دستور داده میشود که دنده های تمام نوزادان پسر را بلافاصله بعد از تولد کنترل کرده و نوزادان خاطی را در نطفه خفه کنند تا از تکرار موارد مشابه و دردسر برای ماموران اداره آمار جلوگیری گردد. »
امضا نمید کتکخور دیروز و صاحاب امروز هری پاتر و خورد کننده دنده های راست مردانی که دارای دنده چپ کمتری هستند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: یکشنبه 23 اسفند 1383 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
اول به هری عزیز ! من میخواستم تو یا خودم رو وارد اون مطلب بکنم ولی دیدم اون اگه دست نخورده بمونه بهتره و من میخوام ازش به عنوان یه مبنا استفاده کنم ! چه جوری؟ این جوری!
=================================
بابا جون شما چرا همچین میکنید ؟ ای بابا ! عزیز من خوب دنده سمت چپتون یکیش کمه ! من چیکار کنم !
هری : آخه هاگرید من دو تا از دنده هام کمه !
هاگرید : چی؟ دو تاش کمه ؟ خدا به دادت برسه ! زیر سرت بلند شده ؟ تا دستت به دهنت رسید رفتنی یه زن دیگه گرفتی؟ من آخرین دفعه ای که ماکسی دنده هام رو شمرد چون یکیش کم بود من رو سه روز از شست پا آویزون کرد !

هری : نه ! من مادر زادی دو تا دنده ام کمه !
نمید : چی ؟ دو تا دنده ات کمه ؟ اون کمربند من کجاست ؟
هری : نه ! به خدا مادر زادیه ! مملی تو به دادم برس !
مملی : من سه تا از دند هام کمه ! ریکو از خونه پرتم کرد بیرون !
هری : حاجی ! خواهش میکنم ! تو به فریاد من برس !
حاجی : من اصلا سمت چپ بدنم دنده نداره ! لولو گفته تا همه دنده هات برنگرده سر جاش توی خونه راهت نمی دم !
نمید : راه بیفت ! تا پیرهنت دو تا شد زیر سرت بلند شد ! راه بیفت میخوام یه بیانه دیگه صادر کنم ! زود باش !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: شنبه 22 اسفند 1383 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
نمید،کتک خور دیروز و صاحب امروز هری پاتر،اما چرا؟
===============================
داخلی روز _باشگاه بدن سازی سه دسته پارو!
ونوس داره کنار هنر آموزانش قدم می زنه و اشکالاتشونو میگیره!
ونوس:نه نه نمید!این که وسط بازی بوکس به رقیبت کشیده بزنی غلطه!داور از بازی اخراجت می کنه!
نمید:خب پس باید چی کار کنم؟!
ونوس:خیلی مودبانه از طرف خواهش کن عینکشو برداره و بکوب تو دماغش!حسابی ادب میشه!
...
پایان جلسه!
ونوس:خب خانم ها این جلسه هم تموم شد فردا صبح در ادامه ی مبحث دفاع شخصی منتظرتونم!نمید،پس تو چرا اینجا ایستادی؟
نمید:امروز تانکس کار داشت نتونست بیاد دنبالم!حالا اگه برم خونه هری با سیم سرور میفته به جونم!
ونوس:هوووووم؟خب باشه امروز خودم می رسونمت!برای پاترم یه فکری می کنم!غصه نخور!

ودر طی این گفتگو ونوس پاتر را در همان باشگاه بستری می کند و او را از سیم سرور ترک می دهد!

چند هفته بعد!
ونوس داره با جرجی توی هاگزیمید قدم می زنه!دست های جرجی پر از خریدای ونوسه!
جرجی:ونی!می شه گوش سمت چپمو بخارونی؟یک ساعته همین جور می خاره!اصلا حیف شد هوقو از دست دادی!البته نه این که من از بارکشی خسته شدم ها،ولی خب همین جوری می پرسم!
ونوس:همچین می گه انگار از قصد هوقو گم کردم!هی بهت می گم یادم بنداز برم پیداش کنم ،یادم نمی ندازی که!
جرجی:وللش!راستی اون دوتا نمید و هری نیستن؟
ونوس:اااا چرا!ولی پاتر چرا این جوری شده؟
نمید:هی ونی سلام!چه خبرا؟
ونوس:ای وای نمید خودتی؟چه بلایی سر پاتر اومده؟چرا ایندفه به جای تو این زخم و زیلیه؟
نمید:دستت درد نکنه!این آموزش های دفاع شخصی واقعا به دردم خورد!حالا می فهمم که تو زندگی آدم باید این چیزارو حتما بلد باشه!
ونوس ونمید در حال حرف زدنند که پاتر جرجی رو می کشه اون ور!
پاتر:می بینم که تو هم اومدی جز دار ودسته ی زز ها!واقعا تسلیت می گم!
جرجی:هوووم؟نه هری جان!این با اون فرق می کنه!تو جز ززها هستی ولی من هنوز جز دسته ی ددذ هام!
پاتر:ددذ؟
جرجی:یعنی انجمن دوست دختر ذلیلان!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: زز ... با زار
ارسال شده در: جمعه 21 اسفند 1383 01:51
نمایش جزئیات
آفلاین
هوم ... تا حالا شنیدین که میگن حوا از دنده چپ آدم خلق شده ؟ میدونید چرا ؟ اصلا برای چی از دنده چپ آدم خلق شده ؟ برای چی از سر آدم خلق نشد ؟ برای چی ار پای آدم خلق نشد ؟ برای اینکه اگه از سر آدم خلق میشد میخواست که همیشه بر آدم تسلط داشته باشه ! و اگه از پای آدم خلق میشد همیشه تو سری خور و زیر دست آدم میشد ! پس از دنده آدم خلق شد تا برابر آدم باشه ! حالا چرا از دنده ؟ برای اینکه زیر دست حمایت مرد باشه و مرد همیشه حامی زن باشه ! چرا دنده سمت چپ ؟ برای اینکه نزدیکترین نقطه به قلب مرد باشه و مرد هوس خیانت به سرش نزنه !
حالا من هر چی میگم که ما اینجوری زز به دنیا اومدیم شما بگید نه ! عزیزم اساس خلقت ما همینه ! هیچکاریش هم نمیشه کرد ! حالا تو هی برو بالا بیا پائین که من نمیخوام زز باشم ! نمیتونی ! خودت رو بزنی توی برج تجارت جهانی هم نمیتونی ! برو دنده هات رو بشمر ! دنده سمت چپت رو ! یکیش کمه ! حالا اگه میتونی زز نباش !
===============================
این الهی قمشه ای هم ایده های خوبی به آدم میده ها !

حالا این ایده از خودت بوده یا از کسی گرفتی اونقدار مهم نیست ولی مساله اینجاست که باید اینو یه جوری به هری پاتر ربطش بدی ( منظورم کتابه) و گرنه شاید خیلی ایمیل ها و مطالب راجع به زز وجود داشته باشه ولی کسی که مینویسه باید به کتاب ربطش بده- هری پاتر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1383/12/21 14:06:06
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي