جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

57 کاربر(ها) آنلاین هستند (44 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
53
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  31 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  185 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  304 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  289 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  363 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 20:55
نمایش جزئیات
آفلاین
1 - نام و نام خانوادگي:
نام:مايكل آنجلو
نام خانوادگي: جزو اسراره

2 - نام گروه در هاگوارتز: اسلايترين

3 - سابقه كار با جادوي سياه(از طفوليت تا بزرگسالي))..توضيح دهيد(داستاني لطفا)
يكي بود يكي نبود(داستاني ) يه روز داشتم ميرفتم هميجوري كه داشتم مي رفتم هي مي رفتم بعد يهو پام خورد به يه چيز سياهي اول گفتم سوسكه اومدم لهش كنم ديدم نه بابا سوسك چيه خفن تر از اين حرفاست بعد ورش داشتم ديدم اي بابا اين كه جادوي سياهه بعد ديگه از اون روز بود كه...(اين داستان ادامه دارد)

4 - طلسمهاي نابخشودني را بلد هستيد؟يا كه خير((اگه بلد هم نباشيد شخصا به همتون ياد خواهم داد پس نگران جواب به اين سئوال نباشيد))
نــــــه، من فقط جادوي سياه بلدم
راستي ياد بدي چقدر شهريه ميگيري!!!؟؟

5 - دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد!
بزغاله صادراتي

6 - عشق چيست؟و چه كاربردي دارد!
عشق مثل يه تپه ايه كه هر خري ازش بالا مي ره
كاربرد:
1_ خر شدن
2_ بالا رفتن
3_ مهم ترين فايده ش اينه كه باهاش وامم ميدن

7 - به چه كساني بي اعتماد هستيد؟
به پسراي آدم و دختراي حوا

8 - گند زاده ها رو چگونه مي بينيد؟
با استفاده از دو عدد چشم

9 - اگر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد..اجابت ميكنيد؟حتي اگه در اين دستور ممكن باشد از بين برويد؟
مگه خلم!!!؟؟؟؟
حالا خودمونيم اگه خودت بودي اجرا مي كردي؟!!!‌ نه آخه خودت بگو...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مايكل آنجلو در 1385/2/25 21:01:11
ویرایش شده توسط مايكل آنجلو در 1385/2/25 21:17:10
تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی یگانه وظیفه ی آدمیان است.
[size=medium]همه چیز تنه
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 20:55
نمایش جزئیات
آفلاین
1 - نام و نام خانوادگي:

هووووم بلیز زابینی !

1 - نام گروه در هاگوارتز:

اسلیترین

3 - سابقه كار با جادوي سياه(از طفوليت تا بزرگسالي))..توضيح دهيد(داستاني لطفا)


هووووم من جادوی سیاه رو از همون دوران بچگی شروع کردم . اولش زیاد خوب نبودم . آخرسر مجبور شدم معلم خصوصی بگیرم تا خوب همه چیز رو یاد بگیرم . بعد خلاصه وقتی که توی هاگوارتز بودم یواش یواش در درسهای مربوط به جادوی سیاه تونستم تمام مراحل رشد و ترقی رو بپیمایم . خلاصه گذشت و فارغ تحصیل شدم .
بعد از فارغ التحصیل شدن از مدرسه یه روز تبلیغ لرد رو توی روزنامه دیدم که داشت دونبال مرگخوار میگشت . خلاصه آدرس رو از روزنامه برداشتم رفتم خانه ریدل .
خلاصه لرد بهم گفت که هنوز خیلی چیزا باید یاد بگیری و..... بعد خودش بهم همه چیز رو یاد داد .
خلاصه اینکه من تمام جادوی سیاهای رو که به صورت هنر از تمام انگشتام میباره ( ) همشو مدیون این لرد کج و کلمونم

4 - طلسمهاي نابخشودني را بلد هستيد؟يا كه خير((اگه بلد هم نباشيد شخصا به همتون ياد خواهم داد پس نگران جواب به اين سئوال نباشيد))


نه باب ... مرگخوار جادوی سیاه بلد نباشه ؟ خوبه همین بالا گفتم بهم یاد دادی ها .
نه جادوی سیاه بلدم
( خیلی موقع امتحانا سرمون خلوته حالا این لردم بیاد معلم خصوصیمون بشه بهمون جادوی سیاه درس بده )

5 - دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد!


تصحیح میکنم دامبلدور نه و دامبل ( دومبول )
به قول خود دامبلدور :
پیر مرد عجیب خل و چل !!!

6 - عشق چيست؟و چه كاربردي دارد!


زوووهاهاها
لردی جووون خودت معنی عشق رو درک نمیکنی میخوای از زیر زبون ما مفهوم عشق رو بیرون بکشی . عمرا اگر حرفی بزنم .
( برو از هری بپرس بهت میگه )

7 - به چه كساني بي اعتماد هستيد:

هوووم اول من به وزیر مردمی خیلی بی اعتماد هستم .
دوم اینکه روحیه خشن مرگخواریم و شرایط سخت و طاقت فرسای کاری من بهم یاد داده که به هیچ کس اعتماد نکنم

8 - گندزاده ها را چگونه مبينيد؟

هووووم مثل آدم میبینیم دیگه ( شوخییییییییییی)
والا من ترجیح میدم به گندزاده ها نگاه نکنم تا ببینم چطور میبینمشون . باب توی دنیا این همه چیزای قشنگ هست . مثل علامت شوم ، قیافه کج و کوله سرورمون ، کشت و کشتار ، قتل ، خون ریزی اونوقت برم گندزاده ها رو نگاه کنم ؟ مارو گرفتینا !

9 - اگر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد..اجابت ميكنيد؟

هن ؟ لرد دستور بده ؟
عمرا ! مگه جووونمو از سر راه آوردم .

حتي اگه در اين دستور ممكن باشد از بين برويد؟

هیچی کاری نداره میرم چمدونمو برمیدارم میرم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: دوشنبه 25 اردیبهشت 1385 15:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1 - نام و نام خانوادگي: لرد بلرویچ


2 - نام گروه در هاگوارتز: اسلیترین


3 - سابقه كار با جادوي سياه(از طفوليت تا بزرگسالي))..توضيح دهيد(داستاني لطفا)

من از وقتی به دنیا اومدم پدرم در آزکابان زندانی بود ، اون یکی از مرگخوارای وفادار لرد سیاه بود . من در فقز بزرگ شدم ، مجبور بودم کبریت بفروشم تا خرج زندگی رو در بیارم . تا زمانی که نامه ای از هاگوارتز دریافت کنم هیچ اطلاعی از دنیای جادوگری و سرگذشت پدرم نداشتم . ولی وقتی فهمیدم جادوگرم و از وجود جادوی سیاه با خبر شدم دیگه ترکوندم . چشمتون روز بد نبینه از سرژی مورچه گرفته تا دومبول را با انواع جادوهای سیاه شکنجه می دادم . البته به همین دلیل یه سال توی بازپروری بودم ، یه سال تو هاگوارتز . دوباره یه سال توی بازپروری بودم یه سال توی هاگوارتز ... اینقدر به بازپروری رفتم که تحصیلم در مردسه هاگوارتز 14 سال طول کشید . الانم که دیگه به جوادترین سیاه دنیا شهرت دارم . تازه یه پیکان جوانان گوجه ای هم دارم که با جادوی سیاه اسپرتش کردم .


4 - طلسمهاي نابخشودني را بلد هستيد؟يا كه خير((اگه بلد هم نباشيد شخصا به همتون ياد خواهم داد پس نگران جواب به اين سئوال نباشيد))

من نمی دونم !!! مگه طلسم نابخشودنی هم داریم ؟! این وزارتی ها برای خودشون حرف مفت میزنن . اون آوداکاداورا که خوراکه .


5 - دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد!

پشمک حاج عبدال.. ، در قسمتی با طمع شکلاتی و در برخی مناطق با طمع زعفرانی .


6 - عشق چيست؟و چه كاربردي دارد!

عشق به نظر من دو توصیف داره :

1 - توصیف عشقی که بنده دارم ، شامل : ولدی - استقلال - میتینگ - رونالدنیو - کشت و کشتار - بارسلونا .

2 - توصیف عشقی که ملت سیفید دارند : رجوع به امضای بنده .


7 - به چه كساني بي اعتماد هستيد: اصلا قیافه من به اعتماد می خوره .



8 - گندزاده ها را چگونه مبينيد؟

یه گندزاده خوب یه گندزاده مردست .


9 - اگر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد..اجابت ميكنيد؟حتي اگه در اين دستور ممكن باشد از بين برويد؟

مگه دیوونم اطاعت کنم . باب من اومدم مرگخوار شدم تا حالشو برم ، به قدرت برسم ، ثروتمند بشم ، گندزاده ها رو بکشم فیضشو ببرم . اگه قرار باشه بمیرم که بی فایدست . این سوسولبازی ها مال سیفیداست .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگی من به پیکان جوانان گوجه ایم [size=large][color=000066]و[/color
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: یکشنبه 24 اردیبهشت 1385 22:02
نمایش جزئیات
آفلاین
فرم درخواست مرگخواري!

1-نام و نام خانوادگي:سدريك ديگي


2-نام گروه در هاگوارتز:ريونكلاه بوقي


3- سابقه كار با جادوي سياه(از طفوليت تا بزرگسالي))..توضيح دهيد(داستاني لطفا)

بچه بودم بعد بزرگ شدم بعد سياه شدم بعد سفيد شدم بعد دوباره سياه شدم بعد دوباره سفيد بعد دوباره سياه شدم و بعد دوباره سفيد شدم والان دوباره ميخوام سياه بشم.
به همين دليل به عنوان جادوگر برفكي سال معرفي شده و جوايزي بسياري را كسب نموده ام به سيب زميني پخته علاقه اي ندارم ولي به هويج پخته هم علاقه اي ندارم.
از ودكي با عروسك چوبي لرد ولدمورت كه پدرم برايم ساخته بود بازي ميكردم و شبها او را بغل خود ميخواباندم(عروسك چوبي را نه ارباب لرد ولدمورت كبير را).

4-طلسمهاي نابخشودني را بلد هستيد؟يا كه خير((اگه بلد هم نباشيد شخصا به همتون ياد خواهم داد پس نگران جواب به اين سئوال نباشيد))

چندتايي بلدم ولي غذاي مورد علاقم پيتزا با سسه پنيره

5-دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد!

او فردي است زيبا استوار ريشو و باحال(ببخشيد يه لحظه تلفن)
سدي:الو چي؟ديگه پول نميده براش تبليغ كنم؟رفته اسپانسر جديد گرفته؟باشه الان بهش ميگم.
خوك كثيفي كه كاري جز گشت زدن در آشغالهيا ندارد.
6-عشق چيست؟و چه كاربردي دارد!

عشق نوعي مايع غليظ و پلاستيك مانند است كه از نفت ميگيرند و در صنايع بسياري همچون آفتابه سازي و سطل آشغال سازي استفاده هاي بسياري دارد.

7-به چه كساني بي اعتماد هستيد:

به دستفروشانه خيابان وليعصر و همچنين سيدي فروشان ميدان ونك كه سيدي مكس قلابي در پاچه ي وبمستر مردمي كرده بودند.

8-گندزاده ها را چگونه مبينيد؟
سيفيد ميفيد.

9_اگر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد..اجابت ميكنيد؟حتي اگه در اين دستور ممكن باشد از بين برويد؟

يادمه يكي بود كه ميگفت اگه پول توش بيد آره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1385/2/24 22:07:14
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: یکشنبه 24 اردیبهشت 1385 21:16
نمایش جزئیات
آفلاین
1نام:مورفین
2نام خانوادگی: گانت
3گروه:اسلیتیرین

4سابقه:
من از بچگی همین 1 -2 سالگیام چوبدستیه مارولو رو بر میداشتم
از پشت غافل گیرش میکردم تو مدرسه 6 تا ستون اوردم پایین مدیرمو گروگان گرفتم تو محله بمب جادویی کار میزاشتم بعد مشنگا بلد نبودن خنثی اش بکنن

5فولم در سطحه تیمه ملی
6عاشق:قرتی عشق=قرتی بازی
7به چشمام
8مثله عروسکه خواهرم میمونن فقط می خوام بترکونمشون
9دامبلدور =قرتی بی معنی (....)
10با کماله میل برای لرد میمیرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همیشه وقتی از فردی نتیجه میگیرید که او را به نتیجه ی اخرش یعنی مرگ برسانید
نیکولو ماکیاولی
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: یکشنبه 24 اردیبهشت 1385 19:01
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی :: هرپوی کثیف

نام گروه :: گروه این یارو نیش نیش

سابقه کار با جادوی سیاه :: والا بچه که بودم روی ننه ی خدا بیامرزم تمرین می کردم ... یادمه سه چهار باری کشتمش، اما نمیدونم چی شد که دوباره زنده شد ... شاید درست حسابی نکشتمش !
بزرگ تر که شدم زدم به کار ابداع و اختراع و از این صحبتا ... که بالاخره نیش ممد، باسیلیسک خونگیمو از تخم قورباغه در آوردم . ولی بی همه چیزا توی دفتر ثبت اختراعات ثبتش که نکردن هیچ دنبالمم گذاشتن !
خلاصه گذشت و گذشت تا رسید به امروز که با نیش ممد یه تولیدی باسیلیسک زدیم .

طلسم های نابخشودنی را بلد هستید ؟ :: هوم ... منظورت لوموس و مخلفاته !!؟

دامبلدور را در یک جمله تعریف کنید :: یه یاروی دیوونه که فقط دوست داره اسمش توی کتاب رکوردا واسه ریش و پشمش بره !

عشق چیست و چه کاربردی دارد ؟ :: یه چیزی مثه کشک و دوغه ... البته من تاحالا نخوردم ولی بروبچز میگن باید بخوری بعدشم بری تخت بخوابی !

به چه كساني بي اعتماد هستيد ؟ :: راستش من به آی اس پی خودم شک دارم ... بس که کش داره جدیدا کرامو ولدمورت نشون میده !

گندزاده ها را چگونه مبينيد ؟ :: من که اصلا گند زاده ها رو نمیبینم چه برسه به اینکه چه جوری ببینم !

گر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد، اجابت می کنید ؟ :: دارمت ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرپوی کثیف در 1385/2/24 19:04:34
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: یکشنبه 24 اردیبهشت 1385 17:44
نمایش جزئیات
آفلاین
فرم درخواست مرگخواري!

1-نام و نام خانوادگي:
پروفسور کوییرل

2-نام گروه در هاگوارتز:
شرمنده اخلاق سیاهتون منو انداختن تو گروه اون پسره که نفهمیدم چطوری هنوز زندس.مرلین شاهده من هزار بار به این مگی گفتم منو بنداز اسلایترین گفت این برخلاف قوانین هاگوارتز.البته خوبیش اینه میتونید راحت بیاید تو وجودم تا ببرمتون تو خوابگاه گریفیندور پیش اون پسره چی بود اسمش؟ نمیدونم همون رعد و برقیه

3- سابقه كار با جادوي سياه(از طفوليت تا بزرگسالي))..توضيح دهيد(داستاني لطفا)

از همون بچگی علاقه خاصی به طلسم آواداکداورا داشتم یعنی درواقع از اون نور سبز رنگش که از نوک چوبدستی میزد بیرون خیلی خوشم میومد.چند بارم روی چند تا جادوگر امتحانش کردم ولی چون ازشون خون قرمر خارج میشد خوشم نیومد.از طلسم کروشیو هم خیلی خوشم میومد وقتی رو کسی اجراش میکردم صداهای باحالی از خودشون تولید میکردند که حکم لالایی برام داشت ولی زیاد نبود طرف زود ساکت میشد فکر کنم زیادی قلقلکش میومد.طلسم فرمانم هی بد نبود وقتی نوشیدنی کره ای میخواستم و پول نداشتم رو مادام رزمرتا پیادش میکردم اونم زود اطلاعت میکرد.
بعدم که شدم استاد دفاع در برابر جادویه سیاه تقریبا تمام طلسم هایه سیاه رو از حفظم.بعد از اونم که چوبدستی ساز شدم کلی از این طلسمها رو تو چوبها بکار بردم و به عنوان چوب قاچاق میدادم السامور برام بفروشه.

4-طلسمهاي نابخشودني را بلد هستيد؟يا كه خير((اگه بلد هم نباشيد شخصا به همتون ياد خواهم داد پس نگران جواب به اين سئوال نباشيد))
مگه میشه یه جادوگر استاد دفاع در برابر جادی سیاه باشه و طلسمهای نابخشودنی رو بلد نباشه.

5-دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد!
پشمک

6-عشق چيست؟و چه كاربردي دارد!

عشق یه کلمست مثل بقیه کلمات. وقتی از یه چیزی خوشم بیاد مثلا میگم لرد ولدرمورت رو عشق است.

7-به چه كساني بي اعتماد هستيد:

من حتی به سایه خودمم اعتماد ندارم

8-گندزاده ها را چگونه مبينيد؟
یه مشت فشفشه که اسم خودشون رو گذاشتن جادوگر


9-اگر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد..اجابت ميكنيد؟حتي اگه در اين دستور ممكن باشد از بين برويد؟

جواب این سوال کاملا اثبات شده.کتاب هری پاتر و سنگ جادو فصل آخر.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: یکشنبه 24 اردیبهشت 1385 14:49
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:راهب چاق
گروه:هافلپاف
سابقه كار با جادوي سياه(از طفوليت تا بزرگسالي))..توضيح دهيد(داستاني لطفا)
بنده سابقه جنايي زياد دارم وقتي به دنيا اومدم از همه جا بي خبر دماغ پرستار رو گاز(!!!)گرفتم...بي خبر از اينكه اصلا درد نداره!!!
ولي در عوض فهميدم كه براي ايجاد درد بايد چي كار كرد!در سن 10 سالگش داداشم رو كشتم ولي فقط گفت آخ!
براي همين مثل شازده كوچولو راه افتادم دنبال طلسم هاي درد آور...
هنوز ياد نگرفتم

طلسمهاي نابخشودني را بلد هستيد؟يا كه خير((اگه بلد هم* نباشيد شخصا به همتون ياد خواهم داد پس نگران جواب به اين سئوال نباشيد))
فقط فرمان و آودا كداورا

دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد*
مورچه چيه كه كله پاچش چي باشه؟

عشق چيست؟و چه كاربردي دارد
خيلي خوبه...يه وقتي اگه حوصله ام سر بره مي زنم شبهاي عشقه!كلي مي خندم...كاربردشم مسخره بازي و ايجاد نفاق


به چه كساني بي اعتماد هستيد*
به همه جز ارباب عزيزم

گندزاده ها را چگونه مبينيد؟
شكل دامبلدور!

اگر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد..*اجابت ميكنيد؟حتي اگه در اين دستور ممكن باشد از بين برويد؟
ارباب من اينقدر قدرت دارد كه اگر دستورش را انجام ندهم مرا بكشد بنابراين مي خواهم به دستور او بميرم نه به خواستش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط عشق به ارباب وجود دارد وکسانی که از ورزیدن آن عاجزندتصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: یکشنبه 24 اردیبهشت 1385 13:28
نمایش جزئیات
آفلاین
*نام :الکتو
*نام گروه در هاگوارتز:اسلیترین
*سابقه كار با جادوي سياه(از طفوليت تا بزرگسالي))..توضيح دهيد(داستاني لطفا)
من در خاندانی به دنیا آمدم که چندان با جادوی سیاه آگاهی نداشتند و چه بسا که تنها من و پدرم به جادوی سیاه روی آوردیم
آشنایی من با جادوی سیاه البته از طریق پدرم بود او به من آموخت که چه طور جادوهای مختلف تهاجمی و دفاعی را اجرا کنم و همین طور چگونه هیچ رحمی در مقابل گندزادگان نداشته باشم گرچه مورد را من از ابتدای تولد با خود داشتم
تقریبا در سن 20 یا 21سالگی بودم که پدرم در مبارزه با محفل از بین رفت که من علی رغم آموزش هایی که به من داده بود چندان از این موضوع غمگین نشدم حدودا 3 سال پس از مرگ پدرم به سوی شما شتافتم هم اکنون نیز در خدمتتان هستم
طلسمهاي نابخشودني را بلد هستيد؟يا كه خير((اگه بلد هم* نباشيد شخصا به همتون ياد خواهم داد پس نگران جواب به اين سئوال نباشيد))
مسلما من این طلسم ها را بلد هستم
دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد*
دامبلدور چیزی جز یک پیر مرد پرمدعا نیست و نخواهد بود
عشق چيست؟و چه كاربردي دارد*
عشق یک کلمه است برای سفیدان تا احساسات افسار گسیخته ی خودشان را نامی ببخشند
به چه كساني بي اعتماد هستيد*
از نظر من در زندگی باید محطاط بود و زیاد به کسی اعتماد نکرد ولی می توان گفت من به تمامی سفیدها بی اعتماد هستم و البته این بی اعتمادی بی دلیل نیست
گندزاده ها را چگونه مبينيد؟*
مشتی جانور که تنها برای تفریح اصیل زادگان ساخته شده اند
اگر ارباب لرد ولدمورت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد..*اجابت ميكنيد؟حتي اگه در اين دستور ممكن باشد از بين برويد؟
ترجیح می دهم بمیرم ولی از فرمان ارباب سرپیچی نکنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خادمان لرد سياه به هم مي پيوندند(در خواست براي عضويت در باند مرگخواران)
ارسال شده در: یکشنبه 24 اردیبهشت 1385 12:29
نمایش جزئیات
آفلاین
چند روزی بود که الستور در فکر بود فکری ذرات وجودش را داغون
کرده بود.مبارزه یا پیوستن به لرد و خیانت به محفل؟تصمیم گیری سختی بود.تصمیمی که زندگیش را دگرگون ميكرد.گاهی می اندیشید لرد به کسی چون او که تعداد زیادی از مرگ خواران او را نابود كرده اعتماد نمی کند.گاهی می اندیشید:چرا که نه ؟لرد به کسی چون او که کاراگاهی بزرگ و عضو محفل بود نیاز دارد.من میتونم با جاسوسی در محفل خدمات برجسته ای انجام بدم و اشتباهات را گذشته ام را جبران کنم.
مصلما دیگه با مرگ دامبلدور محفل قدرتی نداره.از دست هری هم که در مقابل ولدمرت طفل ناتوانیه هیچ کاری نمی تونه بکنه پس روز به روز قدرت لرد زیاد میشه و احمق کسیه که با اون نباشه چون پایانش مرگه!دوران دوران لرد است پس زنده باد لرد سیاه ارباب وحشت!!!!
اما پیوستن به لرد برای اون به این سادگی هام نبود.برای همین الستور پیش گویل( که یکی از مرگ خواران لرد بود و به تازگی اون رو از ازکابان نجات داده بود) رفت تا اون رو از تصمیمش مطلع کنه.بعد با گویل راهی مقر فرماندهی لرد رفت.الستور از دیدن قدرت لرد به لرزه در اومد.هیچ وقت فکر نمی کرد قدرت لرد انقدر زیاد شده باشه.همین قدرت در او اثر کرد و کار محفل را تمام شده دید و در تصمیمش راسخ تر شد.در این بین با گویل وارد تالاری شد و گویل او را ترک کرد تا ورود الستور را به لرد اطلاع دهد.با گذشت چنددقیقه مرگ خواری که نقاب بر چهره داشت به الستور گفت که می تواند وارد شود.الستور وارد اتاقی بزرگ و تاریک شد که تنها شمعی در وسط ان تاریکی نور افشانی میکرد.به ارامی تا وسط اتاق پیش رفت و در نزدیکی شمع متوقف شد و منتظر ماند تا طرف خطاب قرار گیرد.الستور از همهمه ای که با ورودش شنید فهمید که علاوه بر لرد چند مرگ خوار هم حضور دارند.بعد از چند ثانیه که به نظر الستور قرن ها طول کشید صدای بی روحی در تالار طنین انداخت:برای چی میخوای مرگ خوار بشی؟من به تو هیاعتمادی ندارم مگر اینکه کسی ضامن رفتار تو باشه!
الستور بعد از اینکه چند کلمه در باره قدرت ولدمرت و پایان کار محفل گفت گفت:امیدوارم من رو به خادمی بپذیرید.
لرد:پس ضامن؟
قبل از این که الستور حرفی بزند گویل گفت:ارباب من اون رو ضمانت میکنم هرچی باشه اون من رو از ازکابان بیرون اورد.
لرد:ساکت شو حساب تو رو بعدا می رسم.تو یه بزدلی و خودت نیاز به ضامن داری.
گویل لرزان به عقب رفت. ناگهان مرگ خواری با نقاب از تاریکی بیرون امد.ردایش پشت سرش پیچ و تاب می خورد.درست مثل خفاشی بود که بیش از حد بزرگ شده.مرگ خوار گفت:ارباب من ضامنش میشم.
با شنیدن این صدا مو بر اندام الستور سیخ شد چون صدای اسنیپ را شناخت.گویی پرده ای نامرئی از جلوی چشمان الستور کنار رفت حالا دلیل تمام کارهای اسنیپ را میفهمید.هر چند که محفل از وفاداری اسنیپ مطمئن بود.ان چنان الستور در ناباوری بود که متوجه مذاکره لرد و اسنیپ نشد.وقتی به خود امد شنید اسنیپ میگوید:محفل به من شک داره ولی کسی به اون شک نداره .کمک خوبی میتونه باشه!
دقایقی سکوت بئ قرار شد گویی لرد فکر میکرد.بعد دوباره صدای بی روح لرد شنیده شد که گفت:داغش کنید!
شادی وصف ناپذیری وخود الستور را در بر گرفت.هیچ کلامی به ذهنش نرسید جز انکه خم شد و گوشه ردای لرد را به لب برد و بوسید...

1-نام:الستور مودي
2-نام گروه در هاگواتز:گريفندور
3-سابقه كار با جادوي سياه(از طفوليت تا بزرگسالي) توضيح دهيد(داستاني لطفا):
دست رو دلم نظار كه خونه.مجبورم قسمت ديگه اي از زندگي ام رو رو كنم.يادم مياد در طفوليت پدرم من رو از خونه روند چون مادر زاد يه چشم نداشتم وصدام خرخري بود بعده ها چشم جادويي گذاشتم و رفتم سراغ اون پدر بي محبت و با تلسم كاري كردم كه تا اخر عمر تبديل به يه ليوان كتابي بشه.همون ليوان كتابي مخصوصم! بچه هاي محلم كه مسخرم مي كردن رو دوچاره افزايش ان دماغ ميكردم.بعد درس خوندم و كاراگاه شدم و عاشق جرجينا واتسون شدم كه موقع معرفي شخصيت گفتم.ولي هميشه يه اضطراب باهام بود .اضطرابي كه از طلسم پدرم بهم دست داد و فكر ميكردم يكي دنبالمه.براي همين هميشه دنبال قدرت بودم تا از ترسم فرار كنم.
4-طلسم هاي نا بخشودني را بلد هستيد؟يا كه نه ؟مثل اينكه برجسته ترين كاراگاه قرنم ها اين سوال واسه ما كهنه كار ها افت داره!
5-دامبلدور را در يك جمله تعريف كنيد:پير مرد احساسي.
6-عشق چيست؟دردسر
7-به چه كساني بي اعتماد هستيد؟به همه وگرنه بي كار نبودم يه مشت دشمن ياب دنبال خودم راه بندازم كه.
8-گند زاده ها رو چگونه ميبينيد؟يه مشت ادم مدعي كه فكر ميكنن خيلي بارشونه.
9-اگر ارباب ولدمرت دستوري دهد كه به ضرر شخص شما باشد اجابت ميكنيد؟حتي اگر اين دستور ممكن باشد از بين برويد؟بعله

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ببین در مورد دیشب.
دعا رو اگر دوست