جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  65 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  181 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  199 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  292 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 تیر 1385 04:52
نمایش جزئیات
آفلاین
دزیره تی وی تقدیم میکند...:

سه ارزشی.!!!!

1_ سردسته ی ارزشی ها پرفسور بینز
2_ دستیار سمت چپش ...جان ریون کلا...
3_ دست یار سمت راستش...اکتاوس پیر و پاتال..

000000
من میخوام بیدونم شما خجالت نمیکشین که انقد ارزشی هستین؟ بعد به ناظر به این گلی مثل آنیتا میگین بد؟
روله به اون قشنگیه منو اومدین خرابش کردین...
ایش ایش ایش...
این اکتاوس هم به قول خودش داره تالار رو پاک سازی میکنه..
همچین پاک سازی ای نشونتون بدم..


اول به بینز!!!!
ببین دارم بهت چی میگم.!!!
تو یا مرضی چیزی داری...یا کرم داری...
دیگه پست منو خراب نکن ها...دفعه ی آخرت باشه.
ارزشی بازی و مسخره بازی هم حدی داره...
دارین آبروی ریون رو میبرین
هر دفعه وبمستر میاد میبینه ما داریم چرت پرت مینویسیم..
بعد فکر میکنن ما رول زدن رو بلد نیستیم..

اگه بازم تکرار بشه ...نابودت میکنم!!!!!!!!!!

دوم به اکتاوس پیر:
ببین دارم بهت چی میگم!!!!!
رول هارو ایندفعه میخونی بعد میای ادامه میدی!!!!
اصلا موضوع رول من یه چیز دیگه بود
کلی حال کرده بودم که اره میان اینو ادامه میدن و خیلی جلب میشه..اما پست تورو که دیدم اصلا نا امید شدم کلی...
بابا جون ارزشی بازی در نیارین...چه جوری بهتون بگم؟!!!؟!؟؟!
باید حتمی من بمیرم تا شما حالیتون بشه؟
وای به حالتون اگه یه روز من ناظره ریون بشم...
میرین دست این آنیتا و ادی ( ایش ایش ایش) رو میبوسین میگیم برگرد مارو از دست دزیره نجات بده!!!

اکتاووس ایندفعه ببینم رولت با رول قبلی فرق داشته باشه تو هم میفرستمت پیش بینز...

به جان ریون کلا:
ببین من میدونم که تقصیر تو نیست...
همش کاره این بینزه بووووووقه....
تو دیگه بوووق بازی در نیار...یا حد اقل میبینی اینا بووق شدن خودت نیا راهشونو ادامه نده...
آخه اینا بوووقن
باشه؟ حواستو خوب جمع کن...
وگرنه میفرستمت پیش بینز و اکتا...اوکی بیبی؟




و به اون ناظری که داره اینو میخونه و واسه خودش فکری کرده...
ببین ناظر محترم...
این پست من واسه این بود که به بینز بعضی چیزارو بفهمونم ..چون آبروی ریون داره میره زیره سوال!!!

به همون سه تا ارزشی:
آنیتا رو مظلوم گیر آوردین واسه خودتون هی اذیتش میکنین؟
بزنم له اتون کنم؟!؟!؟!؟؟!

من شدیدا عصبانی هستم و خیلی هم قاتم...
نزدیک بشین میکشمتون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: سه‌شنبه 20 تیر 1385 02:11
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم اهم...به ياد ايام گفتم يه خورده بزنم تو كار ارزشي بازي...
-----------------------------------------------------------------------
ملت ريون اعلاميه رو ديدن و با خودشون حدس ميزدن كه اين گروه ضربت چه كسايي هستن...همون لحظه جان و بينز به اونها ملحق شدند...
جان:قشنگه؟خط رو ميگم؟كار من ها...
ملت بر گشتند و به صورت بينز و جان نگاه كردند...روي لباس اونها يه چيزي چسبيده بود كه روش نوشته بود گروه ضربت ريون.
جان:اه...بينز....ديدي يه چيزي يادم رفت...
بينز:چه چيزي يادت رفت.
جان يه پر در مياره و به زير اعلاميه يه چيزي اضافه ميكنه.
جان:حالا بخونين....
همه ي موارد بالا وجود داشت و يه چيزي هم اضافه شده بود با اين مزمون...((از هرگونه ويراستار هم جلوگيري ميشه....هر كسي كوچكترين ويرايشي انجام به دست شخص شخيص جان راونكلاو مجازات ميشه))
رنگ انيت مثل استفراغ بچه مبشه....رنگ ادي مثل(سانسور)بچه ميشه....رنگ بقيه هم همون طور ميمونه.
جان:اينجانب و دوستانم به عنوان داير كنندگان گروه ضربت ريون از هرگونه تخلف استقبال خواهيم كرد و با ناظران به شدت برخورد ميكنيم.البته يادتون نره كه ناظر دوست هم همينطور...
يه دفعه سرافينا ميپره وسط عين يه دسته گل( چش دشمان ي من و خودش در بياد وخصوصا الكسا و آنيتا....آوريل و بقيه رو هم بيخيل)
سرافينا:من هستم من بازي....
جان كه كمي رنگش متمايل به سرخ نزديك به سبز ميشه با خودش ميگه.
_ايول....حداقل اين بار اين عزيز مشت نثارم نميكنه.يادم باشه يه عشقينه رديف كنم.
بينز:باز چي داري پيش خودت وز وز ميكني.
بعد جان سرش رو ميبره در گوش بينز و يه سري چيز ميز ميگه.
بينز:نه......................
جان:آره.....................
بينز:نه........................
جان:آره........................
بينز:نه............................
جان:به جان جان آره..................
===ادامه دارد===
-----------------------------------------------------------------------
ياد ايم افتادم گفتم بزنم تو كار عشقينه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جان راونكلاو در 1385/4/20 2:40:09
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: دوشنبه 19 تیر 1385 17:20
نمایش جزئیات
آفلاین
خوابگاه عمومی پسران
دم در ورودی خوابگاه همه ی بچه ها جمع شدن و دارن در ورودی رو نگاه میکنن و یه چیزی رو میخونن دوربین کم کم به سمت در ورودی میره و یک نوشته روی کاغذ چسبیده به در معلوم میشه ( فضا سازی رو دیدن چیکار کردم ) دوربین روی کاغذ زوم میکنه و نوشته ها معلوم میشه
اعلامیه
از این به بعد ورود اشخاص زیر به خوابگاه ممنوع اعلام میگردد
هرگونه ناظر از جنس مونث مخصوصا نصیحت گر خزگر پر ادعا
هرگونه ناظر مذکر زن نما
هرگونه پشمک ناظر دوست از نوع پشمالو
هرگونه مذکر و مونث ناظر دوست
هرگونه افراد غیر ارزشی
با تشکر گروه ضربت ریون
بین بچه ها همهمه ای در جریانه و بوی شورش علیه ناظرین تالار به مشام میرسه
........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در 1385/4/20 0:03:58
[b][color=0000FF]بينز نام
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: دوشنبه 19 تیر 1385 17:17
نمایش جزئیات
آفلاین
نام ماموریت:پیف پاف
هدف:دختران ریونکلاو
به منظور:پاکسازی خوابگاه پسران از دست استعمارگران
رمز عملیات:یا کریچر
************************
بینز که داشت ماسکش رو به دهنش میبست به جان و اکتاویوس گفت:خب میدونید که باید چی کار کنید؟
اکتاویوس:اره مطمئن باش.
جان:راستی اون چیه تو دستات بینز؟
بینز لبخندی در دهنش پدیدار شد وگفت:این پیف پافه.باید اینو به اون دخترا بزنیم.فقط باید خیلی فرز باشید.چون دخترا ممکنه سریع به خودشون بیان.
جان هم ماسکش رو رو دهنش گذاشت.اکتاویوس هم یه چیزی رو تو تو دهنش بست که اصلا شبیه ماسک نبود.
بینز:اون چیه که به خودت بستی اکتا؟
اکتاویوس:از همون چیزاس که وقتی راه ابو میگیره باهاش اونو وامیکنن.به درد میخوره.
بینز:خیله خب جان،اکتا ،بگیرین اینم سهم شما از پیف پاف.خوب ازش استفاده کنید.
3 نفر وارد خوابگاه شدن.همه دخترا یه گوشه نشسته بودن و داشتن غیبت یه از خدابی خبری رو میکردن.
بینز فریاد کشید:زودباشید بچه ها شروع کنین.
جان و اکتاویوس به سمت دزیره و گابریل و فلور رفتن.بینز هم به سمت الکسا و اوریل.محوطه پر از پیف پاف شده بود.بالاخره پس از ده دقیقه گروه موفق شد دخترا رو یه گوشه بیهوش کنه.یه دفعه جان به بینز اشاره کرد:اونی که اون گوشه س دیگه کیه؟به نظر نمیرسه دختر باشه.
بینز نگاهی به اونجا کرد و گفت:خدای من اون ادی ماکای.اگه یه دختر واقعی تو این تالار باشه همون اونه.حمله!

بیست دقیقه بعد
اکتا اخرین دختر رو هم از خوابگاه پرت کرد بیرون.و بعد گفت:اخیش هیچ جا خونه ادم نمیشه ها.ببین اینجا رو تبدیل به چی کردن.قوم مغول پیش اینا حکم فرشته رو داشتن.
بینز در حالیکه داشت به افق دور نگاه میکرد با حالت خاصی گفت:دیگه هیچ جای نگرانی نیست.ما اینجا رو از دست اون خونخوارها و استعمارگرا نجات دادیم و حالا باید به اینده بیندیشیم.
جان:راست میگه.کریچر بپر اون نوشیدنی کره ای ها رو بردار بیار.

و تا سالها این گروه بدون مزاحمت دخترا به زندگی خوشی که داشتن دوباره ادامه دادن و در کنار هم اوقات خوشی رو سپری کردن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یک زن چیزی ج
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: یکشنبه 18 تیر 1385 04:28
نمایش جزئیات
آفلاین
دزیره هم همراه بقیه پسرا: هر هر هر کر کر کر....

آوریل جیغ زدو بدو بدو رفت...
دزیره: ایول دمتون گرم...

پسرا:
دزیره: هووووی بوووقیا چی فکر کردین؟

پسرا : فکر بوقو کردیم دیگه...( بعد به همون حالت کاملا ارزشی به دزیره نزدیک میشن..)
دزیره: هر هر هر کر کر کر...تورو خدا اروم نیاین...بدویین بیاین...اینجوری هیجان بوقش میره بالا تر

پسرا: آخجووون ..
بعد بدو بدو میرن به سمت دزیره که...

بــــــوم!!!
دزیره: هر هر هر کر کر کرتتتتتتتت...بوقیا دفعه آخرتون باشه ها...
همه پسرا خورده بودند به یک درخت و رو هم دیگه قلمپی افتاده بودند...(چشاشونم چپ شده بود...)

دزیره هنوز واستاده بود داشت هر هر کر کر میکرد...که آوریل بدو بدو اومد به همون حالت دست دزیره رو کشید با هم دوییدن از همون مسیر که آوریل اومد رفتن...

پسرا پاشدن و نشستن....
ادی: بچه ها بیاین یه نقشه بکشیم...
ققی: اره هر جور شده ما باید بووووق.
پسرا:

-----------------------------------
بعد پسرا برگشتند رفتند تو خوابگاهشون..

حمید: خیلی خوب حالا میگین چی کار کینم؟ البته از الان گفته باشم..ب من هیچ ربطی نداره ها...

یه هو در وا شد و راجر اومد تو خوابگاه...
راجر: سلام دوستان حالتون چه طوره؟
دوستانه راجر: خیلی ممنون شما بهتری...

بعد دست جمعی میان راجرو میگیرن از همون پنجره که شکسته بود پرتش میکنن پایین...

راجر در حال افتادن: ااااااااااااااا
اینم اکوی صداش:اااااااااااااااااااااا

-------------------دم دره خوابگاه پسرا
دزیره: اوه اوه راجر به ملکوت اعلا پیوست نه؟
آوریل: اره فکر کنم...
الکسا: به فلور نگینا...

همون موقع فلور پشت سرشون ظاهر شد و گفت:
چیو به من نگین؟

دزیره و الکسا و آوریل یه قد پریدن عقب خوردن به دره خوابگاه...
در خوابگاه باز شد...

پسرا که اینارو دیدن...
پسرا: آخ جوووون

دخترا:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: شنبه 17 تیر 1385 22:30
نمایش جزئیات
آفلاین
آوریل : so lets buuuuuuuuuuugh !
آوریل بلندترین انگشتش رو (!) طوری که الکسا نبینه به سمتش میگیره و پسرا رو متوجه خودش میکنه، بعدش دستش رو به علامت «پخ پخ» جلوی گردنش تکون میده!
پسرا :
الکسا برمیگرده به سمت جمعیت پسرا که دارن بهش نزدیک میشن : هان؟ چیه؟ چی میخواین؟
پسرا : بوووووووق!
الکسا : منظورتون چیه؟!
ادی : مگه خودت پیشنهاد بیناموسی ندادی؟ خب بووووق دیگه!
یهو جان از آسمون میفته پایین : کسی گفت بووووق؟ اونم با الکسا؟
ملت : آهین!
الکسا : یعنی چی! این همه به یه نفر؟!
پسرا سرشون رو به علامت «دقیقا این همه به یه نفر» تکون میدن!
الکسا : جیــــــغ و از صحنه خارج میشه.
پسرا و آوریل : هر هر هر کر کر کر
آوریل :چاکریم! خیلی بچه های باحالی هستین، ایول!
بعدش با عجله یه نگاهی به ساعتش میندازه : اوه اوه، امروز اجرا دارم، داره دیرم میشه، بای بوس بغل لاو!
پسرا :
آوریل : هووووو، حالا من یه چی گفتم، شما چرا جدی گرفتین؟
پسرا یه قدم میان جلوتر!
آوریل : منظورتون چیه!!؟
پسرا : بووووووق!
آوریل : یعنی چی؟ شما مگه خودتون ناموس ندارین؟
پسرا سرشون رو به علامت «نه اصلا، ما ناموس نداریم» تکون میدن!
آوریل : جیـــــــــــــــــغ و دقیقا از جایی که الکسا رفته بود از صحنه خارج میشه.
پسرا : هر هر هر کر کر کر!

اون پشت آوریل و الکسا دارن به پسرا فحش میدن....
_______________________________________________
من احساس کردم اگه این بحث بین من و الکسا ادامه داشته باشه، جفتمون تبدیل به موجودی به نام سارا اوانز میشیم! پس برای اینکه همچین آدمی نشیم، تصمیم گرفتم موضوعو تا کمی عوض کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: شنبه 17 تیر 1385 18:59
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت : هر هر هر کر کر کر !
الکسا به دلیل اینکه مثل بعضیا بی ناموس نیست جت میاد بالا و رو در روی ملت قرار میگیره!
الک:مرگ!
ملت:
الک:خوب داش برار(برادر) حمید! چه خوشگل شدی امشب! من واقعا موندم ملت را انقد تو رولای آوریل لوس میشن؟!
ملت:هر هر هر کر کر کر!
الک:کوفت دیگه انقد مسخره بازی در نیارین!
ملت:هر هر هر کر کر کر!(نامردم اگه حداقل تا هفته ی دیگه به این تیکه گیزر ندم!)
الکسا در مقابل برادر حمید قرار میگیره و میگه:بووووووووووووق!
آوریل:نه! این به هانی من توهین کرد! توهیــــن! حالا که این طور شد من می رم پایین دیگه هم نمیام بالا!
برادر:اه ببین الک زدی بوقیدی! اصلا هدف پست این نبود! می خواستیم تو رو ضایع کنیم! آبرومونو نبر دیگه!
الکسا در حالی که کله ی آوریل رو از پایین آورده بالا و کردتش تو تاپاله ها میگه:هین؟! خب اولش باید پول بدی!
برادر: نو پرابلم فلوس موجود! چقد می خوای؟!
آوریل کم کم داره تو تاپاله ها شنا می کنه و سرش اون تو گیزر کرده!
الک: خب هانی باید بگم که...این توهین شما منو سخت رنجیده و دل آزرده کرد(به آدم نفهم و لوس اعتقاد داری؟!) این پانزده میلیون
برادر:
الک ادامه میده:در مقابل یک خانوم!! جاخالی دادی و این ارزش ساحره ها رو پایین آورد این بیست میلیون
برادر:
الک:من وقتی که داشتم حرکت آهسته نگاه می کردم متوجه شدم این آوریل بوووووق یه لحظه استاپ فیلم رو زده و منو تو تاپاله ها هل داده!(نکته: آوریل الان دیگه قادر به تنفس در تاپاله ها شده و اونجا حتی از خونه ی خودشم راحت تره!) این خرجش میشه حدود سیصد میلیون! در ضمن میتینگ اون دفعه ای اصلا ازون کاریکاتوری که کشیدی خوشم نیومد اینم یه میلیارد!
برادر: برو گمشو این همه پول آخه از کجام در بیارم بدم به تو؟!
الک:من حالیم نیست! حالا به دستیارم کریچ میگم که جمع بزنه ببینه در مجموع چقد میشه!
***********************************
یک ساعت بعد در حالی که دور و بر کریچر پر از دفتر دستک و ماشین حساب و ابرکامپیوتر و چکش() شده و یه عینک عدسی زده میاد میگه:خب بعد از محاسبات پیچیده ای که من انجام دادم و خیلی به خودم فشار آورده م دیدم در مجموع میشه چهار هزار تومان نقد!(تلفظ بدین صورت:نَقِدِ)
ملت:اووووووووووووووووووووووو!
الک:کریچر تو یه نابغه ای! من به داشتن دستیاری مثل تو افتخار می کنم!
کریچ: ما بیشتر! خیلی هانی ای!
برادر:این پول برای من خیلی زیاده!
الک:خیلی خب باشه چون شمایی حساب می کنیم برات نهصد میلیون!
برادر:الک تو خیلییییی خوبی! خیلی دست و دل بازی! خیلی گلی!بیا!
آوریل:الک من به تو ایمان دارم!(ازین جمله های سریالای ارزشی!)
الک: خب تابلوئه!
آنیتا:الکسا می دونی چیه؟!
الک:نه! چیه؟!
آنیت: برو گمشوووووووووووووووووووووووو!(تیکه های مدل مودب پور!)
الک:بچه ها؟! به یه نکته توجه کردین؟!
ملت:نه!
الک:خب اگه این رول بی ناموسی نداشته باشه ملت زیاد مشتاق ادامه دادن نمیشن!
ملت:آهین آهین!
اوریل:So let's bouuuuuuuuugh!


هووووووم بله من مثه آوریل جون نیستم که توی یه پست خودم رو قدرت برتر نشون بدم هانی! باید قبول کنی که رفتی پایین! من تا ابد روی این نکته پافشاری می کنم! اگرم نه که به سدی بگو سی دیامو پس بده!
نکته:بیچاره(منظور آوریل) نمی دونی تو میتینگ چه کاریکاتوری از ساحره ها کشیده بود اگه می دونستی عمرنات پتاسیم کلسیم منیزیم کالیفرنیم پلاتینیوم امریسیوم(دیگه عنصر بلد نیستم شرمنده!) این رول رو نمی زدی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الکسا بردلی در 1385/4/17 20:01:44
[b][siz
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: شنبه 17 تیر 1385 18:54
نمایش جزئیات
آفلاین
آوریل کنترلش رو از دست میده و به سمت پنجره بورش میبره و خودشو از اون بالا پرت میکنه پایین.
آوریل : ااااااا....
اکوی صدای آوریل : اااااااا....
ملت ریونی که دم پنجره جمع شدن : مــــــــــــــا!!
آنیتا : جدی جدی خودشو پرت کرد پایینا...
ادی : من نمیتونم بدون شوهر گلم زندگی کنم! و خودشو از پنجره پرت میکنه پایین. دیالوگهای آوریل اینبار با نام ادی تکرار میشن!
آنیتا : من نمیتونم یه نفری نظارت شما رو به عهده بگیرم! من دیدم که آوریل چه جوری یه نفری دهنش سرویس شد! منم میرم! و به علت تکراری شدن نمایشنامه از نوشتن بقیه ماجرا خودداری میکنیم!

طولی نکشید که همه ملت ریونی خودشونو پرت کرده بودن پایین، ققی هم که به طرز غیرقابل باوری هر چقد خودشو پرت میکرد پایین بازم به نتیجه نمیرسید، بالهاش رو به هم بست و خودشو پرت کرد پایین تا چرخه «اااااااا......» تکرار بشه!

***در پایین***
همه ملت ریونی وایستادن و در مورد اتفاقی که افتاده نظر میدن، به جز آوریل که از شدت خشم و ناراحتی کبود شده و هر از چند گاهی برای تخلیه عصبانیت زمین رو گاز میگیره!
دزیره : بخور بز قشنگم، بخور، از اون علفا هم بخور، خوشمزه ان! و غش غش غش به شوخی بیمزه خودش میخنده! بدنبال این حرکت از سوراخهای بدن آوریل بخار خارج میشه!
دزیره : خاک بر سرت! کار بد؟ ویییییخ، چه بوی گندی هم میده!
آوریل به گاز زدن زمین مشغول میشه.
آنیتا : .....چه جوری ممکنه؟ ما همه از اون بالا پرت شدیم پایین ولی هیچ کدوممون نمردیم! واقعا علتش چیه؟
حمید : به معجزه اعتقاد دارین؟ *
ملت : نه!
حمید : خب شما همین الان شاهد یه معجزه بودین!
الکسا : بابا بیخیال، ما فقط یه خورده شانس اوردیم!
حمید : راستی الک، در مورد پست قبلیت، به آدم نفهم و لوس اعتقاد داری؟!
الکسا : این به من توهین کرد! توهیـــن!!
و به سمت برادر حرکت میکنه، در یک صدم ثانیه قبل از برخورد حمید جاخالی میده، الکسا با مغز میره وسط کپه ای تاپاله گاو که پست سر حمید انباشته شده بود!
ملت : هر هر هر کر کر کر !
آوریل دست از خرناس کشیدن بر میداره : الکسا تو اون پایین چیکار میکنی؟!
ملت : هر هر هر کر کر کر !
ادامه دارد....
* : برای بهتر گرفتن قضیه معجزه، میتونین فیلم pulp fiction رو با هنرمندی جان تراولتا ببینین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: شنبه 17 تیر 1385 13:35
نمایش جزئیات
آفلاین
آوریل: بووووووووق
بعد حمله ور میشه به سمت دزیره...
دزیره هم یه پشت چشم نازک میکنه...خودشو غیب میکنه پشت سر آوریل دوباره ظاهر میشه...
آوریل بی خبر از همه جا با سر می ره تو دیوار:-D
دزیره که پشت سر آوریل بود قهقهه های شیطانی سر داده بود
آوریل که چشاش در اثر ضربه چپه شده بود تلو تلو خوران از جاش پا شد و گفت:به چه جراتی این کارو با من کردی!
دزیره:موهاهاهاهاها!جرات نمی خواد که تو مگه ترس داری؟!
آوریل با خشم دوباره به طرف دزیره حمله می کنه اما بازم...بـــــــــــــــوووم...با مغز می ره تو دیفال!!
آفرین دزیره...سووووت...ماشاالله...
آوریل با چشاش لوچش به اونور نیگا می کنه و از تعجب شاخ در میاره. ریونی ها همه جمع شده بودن یه گوشه تخمه به دست دعوای اونا رو تماشا می کردن!!
آوریل از فرط عصبانیت زبونش بند اومده بود گفت:شما بوووقیای بوقی بوق خجالت نمی کشین؟؟!
ملت ریونی: نـــــــــخیر!
آوریل:
دزیره:موهاهاهاهاهاها!!
آوریل رو به دزیره:زهر مار نیشتو ببند!
دزیره یه مشت نثار آوریل می کنه و دوباره منتظر می مونه تا آوریل به طرفش حمله کنه
آوریل دوباره...بـــــووم...
دزیره:
ملت ریونی:
آوریل دوباره چشاش چپ شده!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
احساس می کنم
درهر کنار و گوشه ی این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین

باغ آیینه
احمد شاملو

only Raven
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: شنبه 17 تیر 1385 03:29
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام سلام...همه باز به طور غیر عادی منو از مغزشون آنیستال کردن؟
_____________________________________

آوریل: من خودم میکشمت !!!!
یه هو دزیره میپره وسط میگه...
دزیره: آوریل جونم خودتو ناراحت نکن..اینا همه بووقن...

آوریل یک کم رنگ و روش وا میشه...

دزیره ادامه میده:
اااا....راستی....آوریل جون عروسیتون مبارک...

آوریل: دزیره مگه من...
دزیره: گلم چرا زود تر نگفتی؟ من بیام قر کمر بدم

ملت که همه تو روله قبلی بودن:

دزیره: ا واه...ببخشید اصلا ندیده بودمتون ( بعد کر کر میخنده میگه چه با مزه...مدله شهین خانم)

دزیره متوجه میشه که خیلی پر حرفی کرده...بعد به حالت کاملا خجالت زده( اصلا هم خجالت زده نیست) اروم اروم اینجوری میره عقب عقب...

آوریل هم الان حالت...( فوژیانو فژول فژول ماست و چیپس و پفکی شده ) خیلی خشن دزیره رو نگاه میکنه...

آوریل: دزیره من تورو..( بعد تا اونجا که خیلی خیلی اعصابش به هم بوده میگه...) گازت میگیرم..!!!!

دزیره که داشت میخوند: خوشکلا باید برقصن ...خوشکلا باید برقصن...
یه هو وا میسه رو به آوریل:
واه مگه ذالزالکم؟

آوریل: بووووووووق
بعد حمله ور میشه به سمت دزیره...
دزیره هم یه پشت چشم نازک میکنه...خودشو غیب میکنه پشت سر آوریل دوباره ظاهر میشه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!