تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
115 کاربر(ها) آنلاین هستند (102 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
114
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
2 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

نام : لورا
نام خانوادگی : مدلي
سن : 16
جنسیت : مونث
گروه : هافل پاف
شغل : توي هاگزميد گل مي فروشم (!)
چوبدستی : طول :38سانت ، قطر : 5/2 ميلي متر . از چوب درخت بلوط، پر سيمرغ وحشي،
جارو : وايند نقره ايي
علاقه مندی ها : گل هاي درون هاگوارتز و درس ورد هاي جادويي
توضیحات : من وقتي هري سال سوم بود وارد مدرسه شدم و رفتم توي گروه هافل پاف عاشق گلها هستم به خاطر همين منو به اسم فلورا الهه گل ها هم لقب گزاري كردن .
نام خانوادگی : مدلي
سن : 16
جنسیت : مونث
گروه : هافل پاف
شغل : توي هاگزميد گل مي فروشم (!)
چوبدستی : طول :38سانت ، قطر : 5/2 ميلي متر . از چوب درخت بلوط، پر سيمرغ وحشي،
جارو : وايند نقره ايي
علاقه مندی ها : گل هاي درون هاگوارتز و درس ورد هاي جادويي
توضیحات : من وقتي هري سال سوم بود وارد مدرسه شدم و رفتم توي گروه هافل پاف عاشق گلها هستم به خاطر همين منو به اسم فلورا الهه گل ها هم لقب گزاري كردن .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خوب من هم برگشتم حرفي هست ؟
[IMG]http://i7.tinypic.com/2upefxf.gif[/IMG]
نقل قول:
[IMG]http://i7.tinypic.com/2upefxf.gif[/IMG]
نقل قول:
I miss you ! jadoogaran
جزئیات کاربر

نام . مروپ
نام خانوادگی. گانت
سن. تقریبا 78 سا ل
محل زندگی. خانه ای قدیمی در نزدیکی دهکده لیتل هانگلتون
توانایی های اختصاصی. مارزبان بودن
توضیحات. من وارث خون اصیل سالازار اسلایترین بودم وبا پدر وبرادرم در خانه ای مخروبه زندگی می کردم هنگامی که17 ساله بودم بزرگترین اتفاق زندگی ام رخ داد یک روز که از پنجره بیرون را تماشا می کردم چشمم
به مشنگ جوان و خوش قیافه ای افتاد که سوار بر اسب ازآن جا رد میشد و به شدت عاشق او شدم بالاخره نقشه
کشیدم و درشرایطی که پدر وبرادرم در آزکابان بودند معجون عشق را درست کردم و یک روز که هوا گرم بود
آن را به تام ریدل که سوار بر اسب از آنجا رد میشد دادم به این ترتیب او به من دل بست واز نامزدش جدا شد
ما مدتی با هم زندگی کردیم وبعد از گذشت 6 ماه من حامله شدم درآن زمان بود که متوجه شدم دیگر تحمل این
وضع را ندارم ونباید از معجون عشق استفاده کنم فکر میکردم تام در این مدت عاشق من شده است واگر نه...
به خاطر بچه می ماند ... اما فرضیات من اشتباه ازآب درآمد و به محض آنکه تاثیر معجون عشق متوقف شد
تام مرا ترک کرد ...من از فرط ناامیدی توانایی های جادویی ام رااز دست دادم ومجبور شدم برای تهیه پول
تنها وارزشمندترین مایملک ام یعنی قاب آویزی که از میراث گنجینه خانوادگی پدرم مارولو در اختیار داشتم
را باقیمت 10 گالیون بفروشم بعد از آن به نوانخانه ای رفتم پسرم را به دنیا آوردم وبه خاطر سختی هایی
که در زندگی متحمل شده بودم از دنیا رفتم.
گروهت رو بنویس
نام خانوادگی. گانت
سن. تقریبا 78 سا ل
محل زندگی. خانه ای قدیمی در نزدیکی دهکده لیتل هانگلتون
توانایی های اختصاصی. مارزبان بودن
توضیحات. من وارث خون اصیل سالازار اسلایترین بودم وبا پدر وبرادرم در خانه ای مخروبه زندگی می کردم هنگامی که17 ساله بودم بزرگترین اتفاق زندگی ام رخ داد یک روز که از پنجره بیرون را تماشا می کردم چشمم
به مشنگ جوان و خوش قیافه ای افتاد که سوار بر اسب ازآن جا رد میشد و به شدت عاشق او شدم بالاخره نقشه
کشیدم و درشرایطی که پدر وبرادرم در آزکابان بودند معجون عشق را درست کردم و یک روز که هوا گرم بود
آن را به تام ریدل که سوار بر اسب از آنجا رد میشد دادم به این ترتیب او به من دل بست واز نامزدش جدا شد
ما مدتی با هم زندگی کردیم وبعد از گذشت 6 ماه من حامله شدم درآن زمان بود که متوجه شدم دیگر تحمل این
وضع را ندارم ونباید از معجون عشق استفاده کنم فکر میکردم تام در این مدت عاشق من شده است واگر نه...
به خاطر بچه می ماند ... اما فرضیات من اشتباه ازآب درآمد و به محض آنکه تاثیر معجون عشق متوقف شد
تام مرا ترک کرد ...من از فرط ناامیدی توانایی های جادویی ام رااز دست دادم ومجبور شدم برای تهیه پول
تنها وارزشمندترین مایملک ام یعنی قاب آویزی که از میراث گنجینه خانوادگی پدرم مارولو در اختیار داشتم
را باقیمت 10 گالیون بفروشم بعد از آن به نوانخانه ای رفتم پسرم را به دنیا آوردم وبه خاطر سختی هایی
که در زندگی متحمل شده بودم از دنیا رفتم.
گروهت رو بنویس
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/6/20 17:54:57
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

salam man atash bala hastam man shakhsiyat haye mokhtalefi ro baraye gereftan emtahan kardam vali ya on shakhsiyat gerefte shode bod ya taid nashod be har hal man dobare ye shakhsiyat dige ro entekhab kardam va mikham moarefi konam omidvaram in dafe fonte farsi ro bahone nakonid.
nam:basil
sen :taghriban ham sene agahye visli
jensiyat:moanas
shoghl:karmande vezarate sehr va jadoo
alaghe mandi ha: jam avariye ramze taze ha
mahale zendegi: 12 khone on var tar az khoneye visli ha
tozihe koli :khanome basil mamore vezarat khoneye sehr va jadoo ast ke be jam avariye ramz haye taze mipardazad.ishon taghriban ham sene aghaye visli hastan rang cheshm khormaye.
ghad boland
laghr
naz vali pir va oftade
bashakhsiyat hastan va hamishe dar hale tahghig
age momkene age bad az 200000 sal taid shod va bahane nadarid be man khabar bedid ya baram dar payame shakhsi benavisid
agha jone madaret in dafe ghabol kon
mano koshtin shoma ha
ey vay age in dafe ham ghabol nakonid dige khodamo az divare khonamon mondazam payin nokte*divare khonamon 1 metr ast**
hala be har hal say konin ghabol konin
mr30
ghorbane hame gi
ta bad
ye
eltemas eltemas
واقعا متاسفم تا زمانیکه فارسی تایپ نکنید کاری نمیتونم براتون بکنم.موفق باشی
nam:basil
sen :taghriban ham sene agahye visli
jensiyat:moanas
shoghl:karmande vezarate sehr va jadoo
alaghe mandi ha: jam avariye ramze taze ha
mahale zendegi: 12 khone on var tar az khoneye visli ha
tozihe koli :khanome basil mamore vezarat khoneye sehr va jadoo ast ke be jam avariye ramz haye taze mipardazad.ishon taghriban ham sene aghaye visli hastan rang cheshm khormaye.
ghad boland
laghr
naz vali pir va oftade
bashakhsiyat hastan va hamishe dar hale tahghig
age momkene age bad az 200000 sal taid shod va bahane nadarid be man khabar bedid ya baram dar payame shakhsi benavisid
agha jone madaret in dafe ghabol kon
mano koshtin shoma ha
ey vay age in dafe ham ghabol nakonid dige khodamo az divare khonamon mondazam payin nokte*divare khonamon 1 metr ast**
hala be har hal say konin ghabol konin
mr30
ghorbane hame gi
ta bad
ye
eltemas eltemas

واقعا متاسفم تا زمانیکه فارسی تایپ نکنید کاری نمیتونم براتون بکنم.موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط atash bala در 1385/6/19 20:22:36
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/6/19 21:35:11
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/6/19 21:35:11
چي مي شد اگه مي شد...
جزئیات کاربر

نام:مادام فیگ
سن:خیلی پیر هستم
علاقه مندی:به گربه ها خیلی علاقه دارم
گروه:ریونکلاو
شغل:محافظت از هری در هنگامیکه در پرایوت درایو است
جنسیت:مونث
من یک پیرزن پیر هستم که دورسلی ها وقتی هری را نمیخوانستند با خود بیرون ببرند
او را به من میسپردند هم به او کیکی که بوی کهنگی میداد میدادم واو را با تماشای عکس گربه هایم سرگرم میکردم چون اگر به هری خوش میگذشت دورسلی ها نمیگذاشتند هری پیش من بیاید
تائید شد
سن:خیلی پیر هستم
علاقه مندی:به گربه ها خیلی علاقه دارم
گروه:ریونکلاو
شغل:محافظت از هری در هنگامیکه در پرایوت درایو است
جنسیت:مونث
من یک پیرزن پیر هستم که دورسلی ها وقتی هری را نمیخوانستند با خود بیرون ببرند
او را به من میسپردند هم به او کیکی که بوی کهنگی میداد میدادم واو را با تماشای عکس گربه هایم سرگرم میکردم چون اگر به هری خوش میگذشت دورسلی ها نمیگذاشتند هری پیش من بیاید
تائید شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1385/6/19 23:58:22
خورشید هم غروب کرد
احساس میکنم نور هم به من خیانت کرد
احساس میکنم نور هم به من خیانت کرد
جزئیات کاربر

با اجازتون من یه مدت پیش عضو ایفای نقش بودم ولی متاسفانه علاوه بر اینکه الان عضوش نیستم تمام پستام تو ایفای نقش هم پاک شدن. من مدتی به سایت سر نزدم شاید دلیلش این باشه ولی من قانونی مبنی بر این پیدا نکردم.
بهرحال دوباره خودمو معرفی می کنم.
نام: کورن
نام خانوادگی: اسمیت
سن:21
جنسیت: مذکر
علاقه مندی ها:کوییدیچ و....
گروه:ریونکلاو
معرفی کلی: من کاپیتان تیم کوییدیچ آلمان هستم و متولد کلن. عضو یه خانواده ی اصیل آلمانی به نام اسمیت هستم
تائید شد
بهرحال دوباره خودمو معرفی می کنم.
نام: کورن
نام خانوادگی: اسمیت
سن:21
جنسیت: مذکر
علاقه مندی ها:کوییدیچ و....
گروه:ریونکلاو
معرفی کلی: من کاپیتان تیم کوییدیچ آلمان هستم و متولد کلن. عضو یه خانواده ی اصیل آلمانی به نام اسمیت هستم
تائید شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1385/6/19 23:57:32
[b][size=medium][color=336600][font=Arial]ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/06/19
آخرین ورود: چهارشنبه 4 بهمن 1385 13:29
از: ته اعماق عمق ژرفای گلوم
پستها:
6

نام : نوربرت
نام خانوادگی : نوربرتیان
نام پدر : نور ممد !
نام مادر : ترابرت !
نام پدر + نام مادر : نوربرت !
سن : 17
تحصیلات : دکترای ارزشی نویسی از دانشگاه جادوگران
گروه : ریونکلا
علاقه مندی ها : نفس آتشینم را به خاطر بسپار و بر حذر باش این موجود حقیر ! ... فکر کنم منظورمو فهمیده باشید !
وضعیت ظاهری : اژدهایی آبی رنگ ... رنگ چشم جیگری ... دست ها و پاهای کوچولو موچولو و خیلی ناز ! ... یه دم خوشگل که روش فلس های بنفش رنگ هست ... دارای دهنی گشاد برای بیرون دادن نفسهایی بس آتشین !
وضعیت باطنی : مهربون و خشن ! ... آرام و طوفانی ! ... زیبا و کریه ! ... سفید و سیاه ! ... تضاد در تضاد !
وضعیت ظاهر در باطن : عمرا اگه بتونی سر در بیاری از من !
در راستیا این که افراد مرتب شناسه هاشون رو عوض میکنن و می یان ریون شما متاسفانه تائید نمیشین
نام خانوادگی : نوربرتیان
نام پدر : نور ممد !
نام مادر : ترابرت !
نام پدر + نام مادر : نوربرت !
سن : 17
تحصیلات : دکترای ارزشی نویسی از دانشگاه جادوگران
گروه : ریونکلا
علاقه مندی ها : نفس آتشینم را به خاطر بسپار و بر حذر باش این موجود حقیر ! ... فکر کنم منظورمو فهمیده باشید !
وضعیت ظاهری : اژدهایی آبی رنگ ... رنگ چشم جیگری ... دست ها و پاهای کوچولو موچولو و خیلی ناز ! ... یه دم خوشگل که روش فلس های بنفش رنگ هست ... دارای دهنی گشاد برای بیرون دادن نفسهایی بس آتشین !
وضعیت باطنی : مهربون و خشن ! ... آرام و طوفانی ! ... زیبا و کریه ! ... سفید و سیاه ! ... تضاد در تضاد !
وضعیت ظاهر در باطن : عمرا اگه بتونی سر در بیاری از من !
در راستیا این که افراد مرتب شناسه هاشون رو عوض میکنن و می یان ریون شما متاسفانه تائید نمیشین
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1385/6/19 14:54:16
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

نام:مادام فیگ
سن:خیلی پیر هستم
علاقه مندی:به گربه ها خیلی علاقه دارم
گروه:ریونکلاو
شغل:محافظت از هری در هنگامیکه در پرایوت درایو است
جنسیت:مونث
من یک پیرزن پیر هستم که دورسلی ها وقتی هری را نمیخوانستند با خود بیرون ببرند
او را به من میسپردند هم به او کیکی که بوی کهنگی میداد میدادم واو را با تماشای عکس گربه هایم سرگرم میکردم چون اگر به هری خوش میگذشت دورسلی ها نمیگذاشتند هری پیش من بیاید
گروهت رو بنویس
سن:خیلی پیر هستم
علاقه مندی:به گربه ها خیلی علاقه دارم
گروه:ریونکلاو
شغل:محافظت از هری در هنگامیکه در پرایوت درایو است
جنسیت:مونث
من یک پیرزن پیر هستم که دورسلی ها وقتی هری را نمیخوانستند با خود بیرون ببرند
او را به من میسپردند هم به او کیکی که بوی کهنگی میداد میدادم واو را با تماشای عکس گربه هایم سرگرم میکردم چون اگر به هری خوش میگذشت دورسلی ها نمیگذاشتند هری پیش من بیاید
گروهت رو بنویس
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/6/19 13:14:46
ویرایش شده توسط nhk در 1385/6/19 18:11:53
ویرایش شده توسط nhk در 1385/6/19 18:11:53
خورشید هم غروب کرد
احساس میکنم نور هم به من خیانت کرد
احساس میکنم نور هم به من خیانت کرد
نام: اسنيپ
سن:46
جنسيت: مرد
گروه: اسلي
شغل: معلم درس معجون سازي
علاقهها: تدريس درس معجون سازي و درس دفاع در برابر جادوي سياهو اذيت كردن هري
توضيحات: من از بچهگي همينجوري بودم. همش تو خودم بودم. اصلا چشم ديدن جيمز رو نداشتم. الانم اصلا از هري و كارهاش بدم مياد. ازش متنفرم. ميخوام سر به تنش نباشه.( الان عله منو از سايت ميندازه بيرون)
براي گرفتن درس دفاع در برابر جادوي سياه هر كاري كردم. ولي دامبلدور بهم نداد اين درس رو. يه چيز ديگه.
من قبلا مرگخوار بيدم. ولي الان طرف سفيدام. در نقش يه جاسوس.
الانم ميخوام برم تو اسلي تا بتونم با همدستي اسليها دخل اين گريف رو بياريم.
______________________________________
من همون نيك بي سرم.
من ناظر انجمن جادو و جادوگريم
من ناظر انجمن سينماي جادوييم
تایید شد!...نظارتت رو هم درست کردم!
سن:46
جنسيت: مرد
گروه: اسلي
شغل: معلم درس معجون سازي
علاقهها: تدريس درس معجون سازي و درس دفاع در برابر جادوي سياهو اذيت كردن هري
توضيحات: من از بچهگي همينجوري بودم. همش تو خودم بودم. اصلا چشم ديدن جيمز رو نداشتم. الانم اصلا از هري و كارهاش بدم مياد. ازش متنفرم. ميخوام سر به تنش نباشه.( الان عله منو از سايت ميندازه بيرون)
براي گرفتن درس دفاع در برابر جادوي سياه هر كاري كردم. ولي دامبلدور بهم نداد اين درس رو. يه چيز ديگه.
من قبلا مرگخوار بيدم. ولي الان طرف سفيدام. در نقش يه جاسوس.
الانم ميخوام برم تو اسلي تا بتونم با همدستي اسليها دخل اين گريف رو بياريم.
______________________________________
من همون نيك بي سرم.
من ناظر انجمن جادو و جادوگريم
من ناظر انجمن سينماي جادوييم
تایید شد!...نظارتت رو هم درست کردم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1385/6/19 3:51:20
[b][size=large][color=000099][font=Arial]كسي ميدونه شناسه قبلي من چي بود؟
1=[url=http://www.jadoogaran.org/modules/profile/userinfo.php?uid=12601]اينه؟[/
1=[url=http://www.jadoogaran.org/modules/profile/userinfo.php?uid=12601]اينه؟[/
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج