به نظر من چیز های دیگه ای توی کتاب هست که هری تا حالا ندیده و اگه ببینه به ضررشه اگه اسنیپ واقعا می خواست بفهمه که کتاب دست هریه یا نه میتونست بره و از اسلاگهورن بپرسه که تا حالا کتابی به کسی داده یا نه مسلما اسلاگهورن می گفت دو تا داده یکی به رون و یکی به هری ولی این کارو نکرد.
در هر حال این موضوع مشکوکه.
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
کتاب شاهزاده دو رگه توي کمد کلاس معجون سازي چي کار مي کرد؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: کتاب شاهزاده دو رگه توي کمد کلاس معجون سازي چي کار مي کرد؟
ارسال شده در: یکشنبه 2 مهر 1385 17:01
جزئیات کاربر

Re: کتاب شاهزاده دو رگه توي کمد کلاس معجون سازي چي کار مي کرد؟
ارسال شده در: یکشنبه 2 مهر 1385 15:25
جزئیات کاربر

اسنیپ سال قبل استاد معجون سازی بوده. شاید کتاب رو جا گذاشته. اون یه جورایی شک کرده بود که کتاب به دست هری رسیده و می خواست اونو ازش بگیره. پس نمی خواسته که کتاب به دست هری برسه.
اگر فرض کنیم که اسنیپ و دامبلدور دستشون توی یه کاسه باشه (
) و تمام این مدت به هری و بقیه و از جمله خودمون (!) کلک زدن دامبلدور میخواسته که کتاب به دست هری برسه و اسنیپ به طور غیر مستقیم این کار رو براش کرده.
شاید هم اسنیپ خودش کتاب رو به هری رسونده باشه. هری می خواست در آینده کاراگاه بشه و چون اسنیپ میدونست که در معجون سازی ضعیفه کتاب رو بهش رسونده تا شاید کمکی به اون کرده باشه.
اگر فرض کنیم که اسنیپ و دامبلدور دستشون توی یه کاسه باشه (
) و تمام این مدت به هری و بقیه و از جمله خودمون (!) کلک زدن دامبلدور میخواسته که کتاب به دست هری برسه و اسنیپ به طور غیر مستقیم این کار رو براش کرده. شاید هم اسنیپ خودش کتاب رو به هری رسونده باشه. هری می خواست در آینده کاراگاه بشه و چون اسنیپ میدونست که در معجون سازی ضعیفه کتاب رو بهش رسونده تا شاید کمکی به اون کرده باشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Re: کتاب شاهزاده دو رگه توي کمد کلاس معجون سازي چي کار مي کرد؟
ارسال شده در: یکشنبه 2 مهر 1385 14:09
جزئیات کاربر

به نظر من رولینگ برای اینکه داستانش درست جلو بره باید اون کتاب به دست هری میرسوند و برای این کار باید این کتاب برحسب اتفاق به دست هری میرسد این بهترین حالت بود و طور دیگه ای نمیشد این تکه نوشت چون هر جور دیگه ای که مینوشت هری باید به اسنیپ شک میکرد این برخلاف نظر رولینگ بود
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
kimia
Re: کتاب شاهزاده دو رگه توي کمد کلاس معجون سازي چي کار مي کرد؟
ارسال شده در: یکشنبه 2 مهر 1385 12:29
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/07
تولد نقش: 1385/12/02
آخرین ورود: یکشنبه 15 فروردین 1400 14:58
از: 127.0.0.1
پستها:
1391

راستش به نظر من این نکته میتونه مهم باشه که هری توی کتاب 7 به اون کتاب معجون سازی احتیاج پیدا میکنه و میره وردی یا طلسمی یا یه همچین چیزی رو از توی کتاب ببینه
و من فکر کنم از نظر رولینگ این موضوع بیشتر از همه اهمیت داشته
اگه دقت کرده باشین هیچ وقت توی کتاب به وسایل خصوصی اسنیپ که توی کلاس بود اشاره نشده . به جز یه سری مواد اولییه معجون برای همین نمیشه حدس زد که اسنیپ همه یوسایلش رو از اون کلاس برده یا نه
و یه نکته ی دیگه: اسنیپ یه بار تو کتاب 6 به یه نفر جریمه میده و اون رو مجبور میکنه موادی رو که برای معجون سازی مناسبه آماده کنه در حالی که اون ترم اسنیپ استاد دفاع در برابر جادوی سیاه بود
به نظر من این نکته و این واقعیت که هر فرد فقط یه سال میتونه استاد دفاع در برابر جادوی سیاه بشه میتونه نشون بده که
اسنیپ قصد داشته توی سال 7 باز برگرده و معجون سازی رو درس بده برای همین احتمالا بیشتر وسایل غیر زروریش رو از اون کلاس بیرون نبرده و اون کتاب رو هم به دلیل فراموشی اونجا جا گذاشته
و من فکر کنم از نظر رولینگ این موضوع بیشتر از همه اهمیت داشته
اگه دقت کرده باشین هیچ وقت توی کتاب به وسایل خصوصی اسنیپ که توی کلاس بود اشاره نشده . به جز یه سری مواد اولییه معجون برای همین نمیشه حدس زد که اسنیپ همه یوسایلش رو از اون کلاس برده یا نه
و یه نکته ی دیگه: اسنیپ یه بار تو کتاب 6 به یه نفر جریمه میده و اون رو مجبور میکنه موادی رو که برای معجون سازی مناسبه آماده کنه در حالی که اون ترم اسنیپ استاد دفاع در برابر جادوی سیاه بود
به نظر من این نکته و این واقعیت که هر فرد فقط یه سال میتونه استاد دفاع در برابر جادوی سیاه بشه میتونه نشون بده که
اسنیپ قصد داشته توی سال 7 باز برگرده و معجون سازی رو درس بده برای همین احتمالا بیشتر وسایل غیر زروریش رو از اون کلاس بیرون نبرده و اون کتاب رو هم به دلیل فراموشی اونجا جا گذاشته
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Re: کتاب شاهزاده دو رگه توي کمد کلاس معجون سازي چي کار مي کرد؟
ارسال شده در: یکشنبه 2 مهر 1385 10:58
جزئیات کاربر

هري:
نقل قول:
نه اصلا! با توجه به هوش اسنيپ همچين چيزي ممكن نيست ، ولي اسنيپ فقط همين كتاب رو جا نزاشت: اسلاگ هورن (فصل نه ، صفحه 169...نشر زهره) ميگه كه « اينجا چند تايي كتاب كهنه هم داريم»
اين احتمالش خيلي ضعيفه كه اسنيپ خودش كتاب رو به هري داده باشه ، يعني بايد از اسلاگهورن كمك بگيره!چون اسلاگهورن دو تا كتاب قديمي داشت يكيش رو به رون داد و يكيش رو به هري ، ممكن بود كتاب به دست رون بيافته!
اگر اسنيپ از اسلاگ هورن كمك گرفته كه يعني كل كتاب اسلاگهورن ذوق دروغي بابت معجزات هري در معجون سازي داشته!
اگر اسنيپ سفيد باشه ، چه لزومي داره كتاب رو بده به هري؟ كتابي كه توش پر از طلسم هست كه بعضي هاشم خطر ناكه در صورتي كه ميدونه هري كنجكاوه و حتما ازشون يك بار هم كه شده استفاده ميكنه!
نتيجه اخلاقيش اينه كه رولينگ خراب كاري(ارزشي بازي) كرده و از اين به بعد به جاي جي كي رولينگ بايد بگيم دي جي رولينگ!
نقل قول:
آيا اين قابل قبوله که اسنيپ کتابشو اين کتاب به اين مهمي رو که در همه گوشه هاش يادداشت گذاشته بعد از اينکه درس معجون سازی رو رها کرد در کمد جا بزاره؟ اگه شما همچین کتابی داشتید که این همه در گوشه هاش چیزی نوشته بودید اونو در کمد جا میزاشتید؟ چرا هیچ کتاب دیگه ای جا نمونده و فقط اون کتاب جا مونده؟
نه اصلا! با توجه به هوش اسنيپ همچين چيزي ممكن نيست ، ولي اسنيپ فقط همين كتاب رو جا نزاشت: اسلاگ هورن (فصل نه ، صفحه 169...نشر زهره) ميگه كه « اينجا چند تايي كتاب كهنه هم داريم»
اين احتمالش خيلي ضعيفه كه اسنيپ خودش كتاب رو به هري داده باشه ، يعني بايد از اسلاگهورن كمك بگيره!چون اسلاگهورن دو تا كتاب قديمي داشت يكيش رو به رون داد و يكيش رو به هري ، ممكن بود كتاب به دست رون بيافته!
اگر اسنيپ از اسلاگ هورن كمك گرفته كه يعني كل كتاب اسلاگهورن ذوق دروغي بابت معجزات هري در معجون سازي داشته!
اگر اسنيپ سفيد باشه ، چه لزومي داره كتاب رو بده به هري؟ كتابي كه توش پر از طلسم هست كه بعضي هاشم خطر ناكه در صورتي كه ميدونه هري كنجكاوه و حتما ازشون يك بار هم كه شده استفاده ميكنه!
نتيجه اخلاقيش اينه كه رولينگ خراب كاري(ارزشي بازي) كرده و از اين به بعد به جاي جي كي رولينگ بايد بگيم دي جي رولينگ!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سرژ تانكيان در 1385/7/2 11:00:37
ویرایش شده توسط سرژ تانكيان در 1385/7/2 11:05:47
ویرایش شده توسط سرژ تانكيان در 1385/7/2 11:05:47
Re: کتاب شاهزاده دو رگه توي کمد کلاس معجون سازي چي کار مي کرد؟
ارسال شده در: یکشنبه 2 مهر 1385 10:56
جزئیات کاربر

البته من با اینکه میگی:
نقل قول:
موافقم ولی دو تا نکته هست که باید توجیه بشن:
اول...... اسنیپ از کجا خبر داشته هری کتاب معجونها رو نداشته؟
توضیح مورد اول......اسنیپ میدونسته که نمره هری فراتر از حد انتظار بوده...در نتیجه میدونسته که او کتاب معجون سازی پیشرفته رو نخریده و از مگ گونگال شنیده بوده که هری میخواد از کتابهای دست دومی که تو قفسه هست ،استفاد کنه
دوم......چرا این راهو برای دادن کتاب انتخاب کرده؟
بنظرم من چندان راه مطئنی نبوده....اسلاگهورن راحت میتونست کتاب رو به رون ویزلی بده
در اینجا شانس با هری بود که کتاب بدستش افتاد
توجیه مورد دوم.....اسنیپ میدونسته که فقط هری و رون ویزلی...در امتحان نمره فراتر از حد انتظار گرفتند و برایش مهم نبوده کتاب دست کدومشون میفته چون مطمئن بوده رون و هری با هم دوستند و همدیگه رو از هر موضوع یا طلسمی با خبر میکنند
سوم......کتاب معجون سازی در آینده چه نقشی رو بازی میکنه؟
توجیه مورد سوم......هری برای مدت کوتاهی هم که شده به هاگوارتز برمیگرده و کتاب رو از اتاق ضروریات بیرون میکشه تا از طلسمی و یا معجونی مطلع بشه
هری هنوز شانس استفاده از اون کتاب رو داره
نقل قول:
به نظر من این کتاب تصادفی به دست هری نرسید و نظر من اینه که کتابو خود اسنیپ به هری رسوند.
موافقم ولی دو تا نکته هست که باید توجیه بشن:
اول...... اسنیپ از کجا خبر داشته هری کتاب معجونها رو نداشته؟
توضیح مورد اول......اسنیپ میدونسته که نمره هری فراتر از حد انتظار بوده...در نتیجه میدونسته که او کتاب معجون سازی پیشرفته رو نخریده و از مگ گونگال شنیده بوده که هری میخواد از کتابهای دست دومی که تو قفسه هست ،استفاد کنه
دوم......چرا این راهو برای دادن کتاب انتخاب کرده؟
بنظرم من چندان راه مطئنی نبوده....اسلاگهورن راحت میتونست کتاب رو به رون ویزلی بده
در اینجا شانس با هری بود که کتاب بدستش افتاد
توجیه مورد دوم.....اسنیپ میدونسته که فقط هری و رون ویزلی...در امتحان نمره فراتر از حد انتظار گرفتند و برایش مهم نبوده کتاب دست کدومشون میفته چون مطمئن بوده رون و هری با هم دوستند و همدیگه رو از هر موضوع یا طلسمی با خبر میکنند
سوم......کتاب معجون سازی در آینده چه نقشی رو بازی میکنه؟
توجیه مورد سوم......هری برای مدت کوتاهی هم که شده به هاگوارتز برمیگرده و کتاب رو از اتاق ضروریات بیرون میکشه تا از طلسمی و یا معجونی مطلع بشه
هری هنوز شانس استفاده از اون کتاب رو داره
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b]دلبستگی من به ریون و اعضاش بیشتر از اون چیزی بود که فکر میکردم!!.....بچه های اسلایت
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/13
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
از: پریوت درایو - شماره 4
پستها:
3768

آيا اين قابل قبوله که اسنيپ کتابشو اين کتاب به اين مهمي رو که در همه گوشه هاش يادداشت گذاشته بعد از اينکه درس معجون سازی رو رها کرد در کمد جا بزاره؟ اگه شما همچین کتابی داشتید که این همه در گوشه هاش چیزی نوشته بودید اونو در کمد جا میزاشتید؟ چرا هیچ کتاب دیگه ای جا نمونده و فقط اون کتاب جا مونده؟
کتابي که براش خطر ناکه
نکات زير در اين موردوجود داره:
- مطمانا دامبلدور از لقب اسنيپ خبر داشته چون اولا وقتي اسنيپ در اون کتاب مينوشته دامبلدور مدير بوده و ثانيا به قول هرمايني فقط يه ايلين پرينس در دنياي جادوگري وجود داشته
- اسنیپ نمیخواسته هری بفهمه اون کتاب مال خودش بوده از طرفی نمیخواسته کتابو ازش بگیره به قول هری اسنیپ حتی قبل از جریان درگیری هری با دراکو در دستشویی از کتاب خبر داشته و اگه کتاب رو در حد خیلی زیادی خطر ناک میدونسته میتونست به روش دیگه ای از چنگ هری بیرون بیاره.
از طرفی تصادفی رسیدن این کتاب به دست هری با روش های رولینگ در این کتاب جور در نمیاد. رولینگ برای پیشبرد داستان از یه تصادف خیلی غیر محتمل استفاده کرده. کتابی رو اسنیپ جا بزاره بعد دقیقا هری اون کتاب از کمد مدرسه بهش برسه.
به نظر من این کتاب تصادفی به دست هری نرسید و نظر من اینه که کتابو خود اسنیپ به هری رسوند.
اگه به تیوری طرف سفید بودن اسنیپ توجه کنیم این جریان با اون تیوری هم درست از اب در میاد.
در هر حال مورد بسیار مشکوکیه
ویرایش پرسی ویزلی :
این تاپیک در اینجا جمع بندی شد !
کتابي که براش خطر ناکه
نکات زير در اين موردوجود داره:
- مطمانا دامبلدور از لقب اسنيپ خبر داشته چون اولا وقتي اسنيپ در اون کتاب مينوشته دامبلدور مدير بوده و ثانيا به قول هرمايني فقط يه ايلين پرينس در دنياي جادوگري وجود داشته
- اسنیپ نمیخواسته هری بفهمه اون کتاب مال خودش بوده از طرفی نمیخواسته کتابو ازش بگیره به قول هری اسنیپ حتی قبل از جریان درگیری هری با دراکو در دستشویی از کتاب خبر داشته و اگه کتاب رو در حد خیلی زیادی خطر ناک میدونسته میتونست به روش دیگه ای از چنگ هری بیرون بیاره.
از طرفی تصادفی رسیدن این کتاب به دست هری با روش های رولینگ در این کتاب جور در نمیاد. رولینگ برای پیشبرد داستان از یه تصادف خیلی غیر محتمل استفاده کرده. کتابی رو اسنیپ جا بزاره بعد دقیقا هری اون کتاب از کمد مدرسه بهش برسه.
به نظر من این کتاب تصادفی به دست هری نرسید و نظر من اینه که کتابو خود اسنیپ به هری رسوند.
اگه به تیوری طرف سفید بودن اسنیپ توجه کنیم این جریان با اون تیوری هم درست از اب در میاد.
در هر حال مورد بسیار مشکوکیه
ویرایش پرسی ویزلی :
این تاپیک در اینجا جمع بندی شد !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1387/6/1 21:55:37
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج