نام:هری
نام خانوادگی:پاتر
گروه:گریفیندور
نام پدر:جیمز
نام مادر : لیلی
جنس چوب دستی:چوب درخت خاس
اندازه چوب:5/27سانتی متر
علاقه مندی ها : دفاع در برابر جادوی سیاه (بدون معلمی اسنیپ)
کوییدیچ - جینی ویزلی
درسال ششم کاپیتان کوییدیچ گریفیندور می شود
کاربر عزیز لطفا لیست شخصیت های گرفته نشده را مطالعه کرده و سپس در خواست بدهید تا وقت مدیران نیز گرفته نشود.
لیست شخصیت های گرفته شده و گرفته نشده!
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
42 کاربر(ها) آنلاین هستند (19 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
41
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

نام: آدالبرت
نام خانوادگي :وفلينگ
شغل: نويسنده (كتاب نظريه هاي جادويي)
گروه: گريفيندور
جنس: مرد
رنگ چشم: قهوه اي روشن
رنگ مو: خرمايي
مشخصات ظاهري: قد بلند و تقريبا لاغر با پوست گندمگون
نوع چوب: 30 ساتي متر ي تشكيل شده از پر سيمرغ / چوب آبنوس و خاكستر ققنوس
جارو: آذرخش
سن: 26
علاقه مندي ها: مبارزه با مرگ خواران و تحقيق در مورد موضوعات مختلف جادويي و كويديچ
توانمندي ها: دفاع در برابر جادوي سياه و تبديل شدن به تمامي موجودات جادويي و غير جادويي و همچنين به دليل علاقه ذاتي به جستجو يك جستجو گر ماهر هستم.
یه معرفی کوتاه از این شخصیت بنویس.لازم نیست واقعی باشه از تخیلت کمک بگیر.
نام خانوادگي :وفلينگ
شغل: نويسنده (كتاب نظريه هاي جادويي)
گروه: گريفيندور
جنس: مرد
رنگ چشم: قهوه اي روشن
رنگ مو: خرمايي
مشخصات ظاهري: قد بلند و تقريبا لاغر با پوست گندمگون
نوع چوب: 30 ساتي متر ي تشكيل شده از پر سيمرغ / چوب آبنوس و خاكستر ققنوس
جارو: آذرخش
سن: 26
علاقه مندي ها: مبارزه با مرگ خواران و تحقيق در مورد موضوعات مختلف جادويي و كويديچ
توانمندي ها: دفاع در برابر جادوي سياه و تبديل شدن به تمامي موجودات جادويي و غير جادويي و همچنين به دليل علاقه ذاتي به جستجو يك جستجو گر ماهر هستم.
یه معرفی کوتاه از این شخصیت بنویس.لازم نیست واقعی باشه از تخیلت کمک بگیر.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/10/25 19:25:22
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/26 1:57:39
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/26 1:57:39
جزئیات کاربر

نام:اگستوس پای
شغل:شفا دهنده ی سنت مانگو
قد:175سانتی متر
چوب جادو:18سانتی متر از تکشاخ
سن:32سال
گروه:هافلپاف
توانمندی ها:دفاع دربرابر جادوی سیاه
دسته جارو:آذرخش
اولین بار وقتی پدرم دچار حادثه ی جادویی شد به شفا دهندگی
علاقه مند شدم وتمام سیعم را برای رسیدن به این شغل کردم
ودر سال1984فارغ التحصیل شدم ودرسال 1985به شغل شفادهندگی رسیدم ودرسال1966بدنیا امدم ویکی از مخالفان سرسخت ولدمورت هستم
هنوز معرفیت خوب نشده...سعی کن به صفحات قبلی این تاپیک سر بزنی و معرفی های بلند کسایی رو که تایید شدن ببینی....البته بلندیش مهم نیست، مهم اینه که من میخوام بفهمم قدرت تخیلت چقدره...تو باید در مورد زندگی این شخصیت با تخیل خودت یه زندگی بسازی...میخوام یه خلاصه از این تخیلت و شخصیت پردازیت رو در قالب معرفی کوتاه شخصیت برای من بنویسی
شغل:شفا دهنده ی سنت مانگو
قد:175سانتی متر
چوب جادو:18سانتی متر از تکشاخ
سن:32سال
گروه:هافلپاف
توانمندی ها:دفاع دربرابر جادوی سیاه
دسته جارو:آذرخش
اولین بار وقتی پدرم دچار حادثه ی جادویی شد به شفا دهندگی
علاقه مند شدم وتمام سیعم را برای رسیدن به این شغل کردم
ودر سال1984فارغ التحصیل شدم ودرسال 1985به شغل شفادهندگی رسیدم ودرسال1966بدنیا امدم ویکی از مخالفان سرسخت ولدمورت هستم
هنوز معرفیت خوب نشده...سعی کن به صفحات قبلی این تاپیک سر بزنی و معرفی های بلند کسایی رو که تایید شدن ببینی....البته بلندیش مهم نیست، مهم اینه که من میخوام بفهمم قدرت تخیلت چقدره...تو باید در مورد زندگی این شخصیت با تخیل خودت یه زندگی بسازی...میخوام یه خلاصه از این تخیلت و شخصیت پردازیت رو در قالب معرفی کوتاه شخصیت برای من بنویسی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/26 1:56:17
اگر همه ما مانند هم فکر کنیم،به این معنی است که هیچ کدام از ما فکر نمیکنیم.
جزئیات کاربر

با سلام
من توبیاس اسنیپ سابق هستم که دوباره اومدم خدمتتون ...
من تو رزرو شناسه " سوروس اسنیپ " رو رزرو کردم و تونستم شناسه رو بدست بیارم
لطفا شناسه قبلی منو ببندین و این شناسه رو باز کنید با تشکر
نام و نام خانوادگی : سوروس اسنیپ
محل زندگی : بن بست اسپینر
شغل : مرگخوار
توضیحاتی در مورد چوب: از رگ قلب اژدها ، یک قطره خون تک شاخ ، چوب درخت مو طلایی و با بیست و هفت سانت طول
گروه : اسلایترین
توضیحاتی مختصر در مورد سوروس اسنیپ :
وی در سال 1977 میلادی از مادری ساحره و پدری زیبا ولی مشنگ به نام توبیاس به دنیا آمد.
سوروس اسنیپ وقتی به سن ده سالگی رسید به مدرسه جادوگری علوم و فنون جادوگری هاگوارتز راه پیدا کرد و همیشه یک شاگرد ممتاز به خصوص در درس جادوی سیاه بود.
در دوران تحصیل ، زمانی که جانش در خطر بود توسط جیمز پاتر ، پدر هری جنات داده شد و از آن زمان خود را مدیون جیمز می دانست...
او بعد الز تمام کردن تحصیلاتش در مدرسه جادوگری هاگوارتز ، به گروه مرگ خواران پیوست ، ولی بعد از مدتی از جبهه تاریکی به جبهه روشنایی رفت و در محفل ققنوس شروع به کار کرد...
او در سال ششم تحصیل هری پاتر ، به ورود مرگ خواران کمک کرد و نیز دامبلدور را با افسون " آواداکداوارا" از بالای برج به پایی پرتاب کرد و بعد همراه با مرگ خواران از مدرسه فرار کردند.
____________________________________________________________
لازم به ذکر است که شما به من ok را برای تایید این شخصین دادید
من در این مورد یه هماهنگی کوچیک اول با پروفسور کوییرل انجام میدم بعد شما رو تایید میکنم
من توبیاس اسنیپ سابق هستم که دوباره اومدم خدمتتون ...
من تو رزرو شناسه " سوروس اسنیپ " رو رزرو کردم و تونستم شناسه رو بدست بیارم
لطفا شناسه قبلی منو ببندین و این شناسه رو باز کنید با تشکر
نام و نام خانوادگی : سوروس اسنیپ
محل زندگی : بن بست اسپینر
شغل : مرگخوار
توضیحاتی در مورد چوب: از رگ قلب اژدها ، یک قطره خون تک شاخ ، چوب درخت مو طلایی و با بیست و هفت سانت طول
گروه : اسلایترین
توضیحاتی مختصر در مورد سوروس اسنیپ :
وی در سال 1977 میلادی از مادری ساحره و پدری زیبا ولی مشنگ به نام توبیاس به دنیا آمد.
سوروس اسنیپ وقتی به سن ده سالگی رسید به مدرسه جادوگری علوم و فنون جادوگری هاگوارتز راه پیدا کرد و همیشه یک شاگرد ممتاز به خصوص در درس جادوی سیاه بود.
در دوران تحصیل ، زمانی که جانش در خطر بود توسط جیمز پاتر ، پدر هری جنات داده شد و از آن زمان خود را مدیون جیمز می دانست...
او بعد الز تمام کردن تحصیلاتش در مدرسه جادوگری هاگوارتز ، به گروه مرگ خواران پیوست ، ولی بعد از مدتی از جبهه تاریکی به جبهه روشنایی رفت و در محفل ققنوس شروع به کار کرد...
او در سال ششم تحصیل هری پاتر ، به ورود مرگ خواران کمک کرد و نیز دامبلدور را با افسون " آواداکداوارا" از بالای برج به پایی پرتاب کرد و بعد همراه با مرگ خواران از مدرسه فرار کردند.
____________________________________________________________
لازم به ذکر است که شما به من ok را برای تایید این شخصین دادید
من در این مورد یه هماهنگی کوچیک اول با پروفسور کوییرل انجام میدم بعد شما رو تایید میکنم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ابوالهول در 1385/10/25 14:10:25
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/26 2:02:04
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/26 2:02:04
جزئیات کاربر

نام:اگستوس پای
شغل:شفا دهنده ی سنت مانگو
قد:175سانتی متر
چوب جادو:18سانتی متر از تکشاخ
سن:32سال
گروه:هافلپاف
توانمندی ها:دفاع دربرابر جادوی سیاه
دسته جارو:آذرخش
اگه معرفیتو بهتر کنی میتونی این شخصیت رو بگیری ولی معرفیت خیلی کوتاه...سعی کن چند خط در مورد زندگی شخصیتت در آخر معرفیت بنویسی
شغل:شفا دهنده ی سنت مانگو
قد:175سانتی متر
چوب جادو:18سانتی متر از تکشاخ
سن:32سال
گروه:هافلپاف
توانمندی ها:دفاع دربرابر جادوی سیاه
دسته جارو:آذرخش
اگه معرفیتو بهتر کنی میتونی این شخصیت رو بگیری ولی معرفیت خیلی کوتاه...سعی کن چند خط در مورد زندگی شخصیتت در آخر معرفیت بنویسی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آگوستوس پاي در 1385/10/24 10:06:42
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/24 23:54:06
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/24 23:54:06
اگر همه ما مانند هم فکر کنیم،به این معنی است که هیچ کدام از ما فکر نمیکنیم.
1- نام : رباستين
2- سن:17
3- تاريخ تولد: 29/6/1368
4- جنس: مرد
5- سال : سال اول
6- رنگ چشم: مشکي
7- گروه : اسلايترين
8- مو : سياه و به هم ريخته
9- ظاهر کلي : لاغر و کوتاه
10- نام کامل: هري جيمز پاتر
11- کويديچ : بازي نمي کنم
12- چوب جادو : داراي ريسه ي قلب اژدها، 31سانت، نرم انعطاف پذير
13- دسته جارو : ندارم
14- علاقه ها: کشتن مشنگها و خدمت به لرد سياه
15 - توانمنديها : بسيار
قوي در جادوي سياه

این شخصیت گرفته شده...لطفا یک شخصیت دیگه رو معرفی کنید
2- سن:17
3- تاريخ تولد: 29/6/1368
4- جنس: مرد
5- سال : سال اول
6- رنگ چشم: مشکي
7- گروه : اسلايترين
8- مو : سياه و به هم ريخته
9- ظاهر کلي : لاغر و کوتاه
10- نام کامل: هري جيمز پاتر
11- کويديچ : بازي نمي کنم
12- چوب جادو : داراي ريسه ي قلب اژدها، 31سانت، نرم انعطاف پذير
13- دسته جارو : ندارم
14- علاقه ها: کشتن مشنگها و خدمت به لرد سياه
15 - توانمنديها : بسيار
قوي در جادوي سياه

این شخصیت گرفته شده...لطفا یک شخصیت دیگه رو معرفی کنید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/24 23:47:51
جزئیات کاربر

چون جدیدا حرکات انحتاری زیاد شده منم از قافله عقب نمونم و برم ریون که هم رول نویسهای ضعیف داره، هم خلوته و جای پیشرفت توش هست
اسم منم مالدبره بلاک کنید شناسه هه رو!
آگستوس پای، 1972-2037
گروه: راونکلا
نام وی را در بدو تولد، آگستوس نهادند، ولی وی خیلی ز اسم خود بدش می آمد، چون اسم سگ همسایه شان هم آگستوس بود.
اولین علاقه ی وی به شفادهنده شدن، زمانی بود مادربزرگش پای زیر دوچرخه ی پسرهمسایه له شد و مجبور به گذاشتن پلاتین در پای خود شد، که آگستوس هفت ساله پلاتین را جاگذاری کرد.
وی وقتی به هاگوارتز رفت، یک زنه ای اومد کلاه گروهبندی را بر سر وی نهاد. کلاه گفت:
ـ خداییش حسش رو ندارم... پاشو گمشو.
آگستوس به اولین میز یعنی میز ریونکلا رفت آنجا پلاس شد.
وی در هاگوارتز هیچ دوستی نداشت چون دلش میخواست.
به همه ی درسها علاقه مند بود و همه را دوست داشت و در آخر مدارک سمج لازمه برای شفادهندگی را اخذ، و به هیچجا پانگذاشت، چون جایی پیدا نکرد که پای بگذارد.
بنابراین رفت و رفت...تا اینکه به یک بوق رسید...بوق گفت:
ـ از لندن خبر داری؟
ـ نه؟
ـ یک بیمارستان ساختن اصل خفن...
آگستوس به آن یمارستان رفت و با یکعالمه چرب کردن سبیل خود را در آنجا استخدام نمود و دستیار یک شفادهنده شد.
وی به اذیت کردن مردم علاقه ی زیادی دارد، برای شفادادن از داروهای ماگلی استفاده میکند و هیچ دوستی در این دنیا نمیخواهد.
موهای به هم ریخته، چهره ی سفید، و قدی بلند و هیکلی چهار شانه دارد و هنوز در سنت مانگو کار میکند.
اسم منم مالدبره بلاک کنید شناسه هه رو!
آگستوس پای، 1972-2037
گروه: راونکلا
نام وی را در بدو تولد، آگستوس نهادند، ولی وی خیلی ز اسم خود بدش می آمد، چون اسم سگ همسایه شان هم آگستوس بود.
اولین علاقه ی وی به شفادهنده شدن، زمانی بود مادربزرگش پای زیر دوچرخه ی پسرهمسایه له شد و مجبور به گذاشتن پلاتین در پای خود شد، که آگستوس هفت ساله پلاتین را جاگذاری کرد.
وی وقتی به هاگوارتز رفت، یک زنه ای اومد کلاه گروهبندی را بر سر وی نهاد. کلاه گفت:
ـ خداییش حسش رو ندارم... پاشو گمشو.
آگستوس به اولین میز یعنی میز ریونکلا رفت آنجا پلاس شد.
وی در هاگوارتز هیچ دوستی نداشت چون دلش میخواست.
به همه ی درسها علاقه مند بود و همه را دوست داشت و در آخر مدارک سمج لازمه برای شفادهندگی را اخذ، و به هیچجا پانگذاشت، چون جایی پیدا نکرد که پای بگذارد.
بنابراین رفت و رفت...تا اینکه به یک بوق رسید...بوق گفت:
ـ از لندن خبر داری؟
ـ نه؟
ـ یک بیمارستان ساختن اصل خفن...
آگستوس به آن یمارستان رفت و با یکعالمه چرب کردن سبیل خود را در آنجا استخدام نمود و دستیار یک شفادهنده شد.
وی به اذیت کردن مردم علاقه ی زیادی دارد، برای شفادادن از داروهای ماگلی استفاده میکند و هیچ دوستی در این دنیا نمیخواهد.
موهای به هم ریخته، چهره ی سفید، و قدی بلند و هیکلی چهار شانه دارد و هنوز در سنت مانگو کار میکند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

سلام . خسته نباشید :
نام : ریتا اسکیتر
چوب دستی : 22.24 سانتی متر دارای موی سر خودم !!
جارو : آذرخش
سن : 24 سال
گروه : ریونکلاو
شغل : خبر نگار روزنامه ی پیام امروز
مشخصات ضاهری : قد بلند ، نسبتا لاغر ، موهای بلند ،دارای چشمانی آبی
غیره ....: در سال 1981 در لندن پا به عرصه ی هستس نهاده ام،اصالت از نظر من و خانواده ام در درجه ی اول اهمیت قرار دارد.(خیلی قلمبه سلمبه شد!!)
در دوران تحصیل نتونستم از داشتن دوستان خوب بهره ببرم چون هر کدومشون یه جورایی بهم نارو می زدن
به همین دلیل ( به قولی : این قد شکست خوردم که راه شکست دادن را آموختم!!)
یه جورایی عقده ای شدم و سر همه کی و همه چیز بلا میارم
از دیگر مواردی که می تونم بگم اینه که من یه انیماجس ( جانور نما ) ثبت نشده هستم.
که این ویژگیم برای فضولی و مخصوصا به دست آوردن یک سری خبر های جالب بهم کمک زبادی می کنه.
البته این قضیه به خاطر هوش سر شار هرمیون ( می خوام سر به تنش نباشه
) لو رفت
در ضمن لطفا اگه تایید شدم معرفیم رو توی پروفایلم بذارید.
خیلی ممنون!
تائید شد و معرفی در پروفایل قرار گرفت
نام : ریتا اسکیتر
چوب دستی : 22.24 سانتی متر دارای موی سر خودم !!
جارو : آذرخش
سن : 24 سال
گروه : ریونکلاو
شغل : خبر نگار روزنامه ی پیام امروز
مشخصات ضاهری : قد بلند ، نسبتا لاغر ، موهای بلند ،دارای چشمانی آبی
غیره ....: در سال 1981 در لندن پا به عرصه ی هستس نهاده ام،اصالت از نظر من و خانواده ام در درجه ی اول اهمیت قرار دارد.(خیلی قلمبه سلمبه شد!!)
در دوران تحصیل نتونستم از داشتن دوستان خوب بهره ببرم چون هر کدومشون یه جورایی بهم نارو می زدن
به همین دلیل ( به قولی : این قد شکست خوردم که راه شکست دادن را آموختم!!)
یه جورایی عقده ای شدم و سر همه کی و همه چیز بلا میارم
از دیگر مواردی که می تونم بگم اینه که من یه انیماجس ( جانور نما ) ثبت نشده هستم.
که این ویژگیم برای فضولی و مخصوصا به دست آوردن یک سری خبر های جالب بهم کمک زبادی می کنه.
البته این قضیه به خاطر هوش سر شار هرمیون ( می خوام سر به تنش نباشه
) لو رفت
در ضمن لطفا اگه تایید شدم معرفیم رو توی پروفایلم بذارید.
خیلی ممنون!
تائید شد و معرفی در پروفایل قرار گرفت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1385/10/23 13:02:52
ویرایش شده توسط کریچر در 1385/10/25 12:46:36
ویرایش شده توسط کریچر در 1385/10/25 12:46:36
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/10/15
آخرین ورود: پنجشنبه 19 آذر 1388 20:12
از: هاگوارتز اتاق دامبلدور میله طلایی مخصوص نشستن پرندگان
پستها:
29

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/10/03
آخرین ورود: پنجشنبه 19 آذر 1394 04:11
از: اون بالا کفتر که هیچ، کرکس هم نمیاد
پستها:
299

سخنی با ناظر: وقتی هری داره بار اول میره هاگوارتز عکس این شخصیت رو تو شکلات قورباغه ای می بینه بنابراین شخصیت ساختگی نیست. تاییدش کن. راستی وقتی خواستی پستو ویرایش کنی این تکه اولشو بی زحمت پاک کن. پستو زشت میکنه. حالا برو معرفی رو حالشو ببر.
----------------------------------------------------------------------
نام کامل: کاهن کالیوس کانفیوس کلیندا
نام ساده: دوستانش او را کِلی یا کالی صدا می زدند.
لقب: در صومعه او را سر الیاس لنسلوت سزیمو می خواندند(تقصیر ناظره اگه اون معرفی قبلیمو تایید می کرد، اینقد کرم نمی ریختم)
سن: 27 سال
نام دیر: هافلپاف
چوب جادو: سیزده اینچ چوب سپیدار سیاه (!) و یک تار موی تسترال
چوب جارو: تو صومعه هر چوبی را می توانست استفاده کند.
ظاهر: قد عادی، موهای سیاه بلند که دو طرف صورتش میریزد، چشمان تیره شکلاتی
رفتار: سابقا شوخ طبع و ساده بود. در کل خوش برخورد بود ولی وقتی ناراحت بود زبان تلخی داشت. بعد از گوشه نشینی در صومعه کمی خشن و به طرز عجیبی کم حرف و ساکت شد. گفته می شود دو سال تمام به جز جواب سلام هیچ حرف دیگری نزد.
علایق: شکلات، یونیفرم صومعه، صومعه ای که راهبه ها در آن مقامی بالاتر از آشپزی نداشته باشند، انتقام گرفتن از «ه» جماعت، اختراع طلسم، طلسم های کمیاب
توانایی ها و نکات خاص:
1- در اکلیومانسی مهارت کامل دارد، قبل از ورود به صومعه در حال یادگیری لژیومانسی بود که با ورود به صومعه آن را رها کرد.
2- در صومعه با یکی از فرشتگان مقرب به نام عزرائیل طرح دوستی ریخت. (هر گونه سفارش برای جلو انداختن نوبت شما را پذیراییم!)
3- ممکن است به طور ناگهانی تغییر کند. مثلا در اوج شهرت و محبوبیت، و در حالی که سه سال برای یادگیری لژیومانسی وقت گذاشته بود، تارک دنیا شد و ناگهان تصمیم به خروج از صومعه گرفت.
4- استعداد خوبی برای اختراع و ابداع چیزهای نو دارد. (شاید داشت! لااقل قبل از ورود به صومعه داشت.)
مختصری از سرگذشت:
در کودکی در خانواده ای نسبتا فقیر بدنیا آمد. پدر و مادرش را در سه سالگی از دست داد و در صومعه ای به نام <سر سندباد سفیدکلاه> بزرگ شد. بعدها در حالی که از دار دنیا فقط یک چمدان و یک قورباغه داشت، وارد مدرسه هاگوارتز شد. در مدرسه از شاگردان محبوب دامبلدور بود و به همین خاطر بعدها ایشان به وی اکلیومانسی یاد دادند. از سال چهارم شروع به ساخت انواع شکلات کرد که فروش خوبی نیز داشتند. فلورین فورتسکیو اتاقی در مغازه اش به او داد واز آن پس تابستانها را در کوچه دایاگن می گذراند. یک سال بعد از ترک مدرسه با پول خوبی که از فروش پشمک ریش دامبلی* بدست آورد، نیمی از مغازه هانی دیوک در هاگزمید را خرید. دو سال بعد با اختراع شکلات های قورباغه ای در اوج شهرت بود. اما یک سال بعد ناگهان روند ماجرا عوض شد. در یک مصاحبه از وی پرسیدند که چطور چنین طعم شیرینی در شکلات های قورباغه ای به وجود آورده است. وی در پاسخ گفت: <من فقط سعی می کنم شکلات رو به شیرینی دایانا، نامزدم بسازم.> بعد از این مصاحبه دایانا نامزدش از وی جدا شد و گفت که کالیوس او را به قورباغه تشبیه کرده است و حتی وقتی کالیوس تلفن، نه ببخشید وقتی از طریق شومینه با او ارتباط برقرار می کرد، دایانا وانمود می کرد که می خواهد پاتیل را روی شومینه بگذارد و سعی می کرد با پاتیل به سر او بکوبد. بعد از این اتفاق کالیوس پی برد که دنیا چقدر نامرد است و دیدش نسبت به دنیا عوض شد. (عده ای می گویند این اتفاق به این خاطر افتاد که او لژیومانسی یاد گرفت و فهمید که نامزدش از مدت ها قبل در فکر جدایی از او بوده) بنابراین وی از زندگی عادی دل برید، قورباغه اش، ترور، را به الگی لانگ باتم، دوست دوران مدرسه اش داد، سهامش رادر هانی دیوک و کارخانه تولید شکلات های قورباغه ای به شرکایش بخشید (که به همین خاطر عکس وی را در کارت های شکلات قورباغه ای گذاشته اند) و ویلای بزرگش در لیورپول را به صومعه ای که در آن بزرگ شده بود، بخشید. از آن پس این صومعه به نام <سنت علاءِدین چراغ به دست> ادامه فعالیت داد و کالیوس نیز در همان صومعه به مراقبه مشغول شد تا شاید مرحمی برای خشمی که در وجودش ریشه دوانده بود بیابد ولی اکنون دریافته که تنها چیزی که در این مدت بدست آورده، دریاچه ای از خشم است، پشت سدی که لحظه به لحظه نازک تر میشود. بنابراین صومعه را ترک کرد تا به محفل ققنوس بپیوندد و خشمش را روی سر ولدمورت و پیروانش تخلیه کند.
-------------------------------------------------------
این جور که دوستان گفتن بعد از معرفی شخصیت شناسه نمایشی خود به خود تغییر می کنه. لطفا شناسه نمایشی جدید رو <کالیوس کلیندا> ثبت کنید.
تا اونجایکه یادمه این شخصیت رو تو کتاب نداریم.لطف کن شماره فصل و صفحه رو بنویس در صورت دیدن همچین شخصیتی در کتاب شما تایید میشید.موفق باشی
کتاب هری پاتر و اکسیر - نشر روزگار - ترجمه فریدون قاضی نژاد - فصل 6 سفر از سکوی نه و سه چهارم - صفحه 149 :
نقل قول:
می دونم فقط یه اسم خالی اومده ولی خب خیلی از باقی شخصیت ها هم فقط یه اسم خالین. و اون نام کامل رو هم خودم ساختم تو کتاب فقط نوشته کاهن کلیندا
متاسفانه چنین اسمی تویه هیچ کدوم از سایت های منبع هری پاتری وجود نداره و تویه لیست شخصیت ها هم نیست. لطفا یه شخصیت رو از لیست شخصیت های سایت انتخاب کنید
----------------------------------------------------------------------
نام کامل: کاهن کالیوس کانفیوس کلیندا
نام ساده: دوستانش او را کِلی یا کالی صدا می زدند.
لقب: در صومعه او را سر الیاس لنسلوت سزیمو می خواندند(تقصیر ناظره اگه اون معرفی قبلیمو تایید می کرد، اینقد کرم نمی ریختم)
سن: 27 سال
نام دیر: هافلپاف
چوب جادو: سیزده اینچ چوب سپیدار سیاه (!) و یک تار موی تسترال
چوب جارو: تو صومعه هر چوبی را می توانست استفاده کند.
ظاهر: قد عادی، موهای سیاه بلند که دو طرف صورتش میریزد، چشمان تیره شکلاتی
رفتار: سابقا شوخ طبع و ساده بود. در کل خوش برخورد بود ولی وقتی ناراحت بود زبان تلخی داشت. بعد از گوشه نشینی در صومعه کمی خشن و به طرز عجیبی کم حرف و ساکت شد. گفته می شود دو سال تمام به جز جواب سلام هیچ حرف دیگری نزد.
علایق: شکلات، یونیفرم صومعه، صومعه ای که راهبه ها در آن مقامی بالاتر از آشپزی نداشته باشند، انتقام گرفتن از «ه» جماعت، اختراع طلسم، طلسم های کمیاب
توانایی ها و نکات خاص:
1- در اکلیومانسی مهارت کامل دارد، قبل از ورود به صومعه در حال یادگیری لژیومانسی بود که با ورود به صومعه آن را رها کرد.
2- در صومعه با یکی از فرشتگان مقرب به نام عزرائیل طرح دوستی ریخت. (هر گونه سفارش برای جلو انداختن نوبت شما را پذیراییم!)
3- ممکن است به طور ناگهانی تغییر کند. مثلا در اوج شهرت و محبوبیت، و در حالی که سه سال برای یادگیری لژیومانسی وقت گذاشته بود، تارک دنیا شد و ناگهان تصمیم به خروج از صومعه گرفت.
4- استعداد خوبی برای اختراع و ابداع چیزهای نو دارد. (شاید داشت! لااقل قبل از ورود به صومعه داشت.)
مختصری از سرگذشت:
در کودکی در خانواده ای نسبتا فقیر بدنیا آمد. پدر و مادرش را در سه سالگی از دست داد و در صومعه ای به نام <سر سندباد سفیدکلاه> بزرگ شد. بعدها در حالی که از دار دنیا فقط یک چمدان و یک قورباغه داشت، وارد مدرسه هاگوارتز شد. در مدرسه از شاگردان محبوب دامبلدور بود و به همین خاطر بعدها ایشان به وی اکلیومانسی یاد دادند. از سال چهارم شروع به ساخت انواع شکلات کرد که فروش خوبی نیز داشتند. فلورین فورتسکیو اتاقی در مغازه اش به او داد واز آن پس تابستانها را در کوچه دایاگن می گذراند. یک سال بعد از ترک مدرسه با پول خوبی که از فروش پشمک ریش دامبلی* بدست آورد، نیمی از مغازه هانی دیوک در هاگزمید را خرید. دو سال بعد با اختراع شکلات های قورباغه ای در اوج شهرت بود. اما یک سال بعد ناگهان روند ماجرا عوض شد. در یک مصاحبه از وی پرسیدند که چطور چنین طعم شیرینی در شکلات های قورباغه ای به وجود آورده است. وی در پاسخ گفت: <من فقط سعی می کنم شکلات رو به شیرینی دایانا، نامزدم بسازم.> بعد از این مصاحبه دایانا نامزدش از وی جدا شد و گفت که کالیوس او را به قورباغه تشبیه کرده است و حتی وقتی کالیوس تلفن، نه ببخشید وقتی از طریق شومینه با او ارتباط برقرار می کرد، دایانا وانمود می کرد که می خواهد پاتیل را روی شومینه بگذارد و سعی می کرد با پاتیل به سر او بکوبد. بعد از این اتفاق کالیوس پی برد که دنیا چقدر نامرد است و دیدش نسبت به دنیا عوض شد. (عده ای می گویند این اتفاق به این خاطر افتاد که او لژیومانسی یاد گرفت و فهمید که نامزدش از مدت ها قبل در فکر جدایی از او بوده) بنابراین وی از زندگی عادی دل برید، قورباغه اش، ترور، را به الگی لانگ باتم، دوست دوران مدرسه اش داد، سهامش رادر هانی دیوک و کارخانه تولید شکلات های قورباغه ای به شرکایش بخشید (که به همین خاطر عکس وی را در کارت های شکلات قورباغه ای گذاشته اند) و ویلای بزرگش در لیورپول را به صومعه ای که در آن بزرگ شده بود، بخشید. از آن پس این صومعه به نام <سنت علاءِدین چراغ به دست> ادامه فعالیت داد و کالیوس نیز در همان صومعه به مراقبه مشغول شد تا شاید مرحمی برای خشمی که در وجودش ریشه دوانده بود بیابد ولی اکنون دریافته که تنها چیزی که در این مدت بدست آورده، دریاچه ای از خشم است، پشت سدی که لحظه به لحظه نازک تر میشود. بنابراین صومعه را ترک کرد تا به محفل ققنوس بپیوندد و خشمش را روی سر ولدمورت و پیروانش تخلیه کند.
-------------------------------------------------------
این جور که دوستان گفتن بعد از معرفی شخصیت شناسه نمایشی خود به خود تغییر می کنه. لطفا شناسه نمایشی جدید رو <کالیوس کلیندا> ثبت کنید.
تا اونجایکه یادمه این شخصیت رو تو کتاب نداریم.لطف کن شماره فصل و صفحه رو بنویس در صورت دیدن همچین شخصیتی در کتاب شما تایید میشید.موفق باشی
کتاب هری پاتر و اکسیر - نشر روزگار - ترجمه فریدون قاضی نژاد - فصل 6 سفر از سکوی نه و سه چهارم - صفحه 149 :
نقل قول:
سرانجام چشمش را کاهن کلیندا که بینی اش را می خاراند، برگرفت تا یک برتی باتر با هر طعمی را باز کند.
می دونم فقط یه اسم خالی اومده ولی خب خیلی از باقی شخصیت ها هم فقط یه اسم خالین. و اون نام کامل رو هم خودم ساختم تو کتاب فقط نوشته کاهن کلیندا
متاسفانه چنین اسمی تویه هیچ کدوم از سایت های منبع هری پاتری وجود نداره و تویه لیست شخصیت ها هم نیست. لطفا یه شخصیت رو از لیست شخصیت های سایت انتخاب کنید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سر الیاس لنسلوت سزیمو در 1385/10/22 15:16:56
ویرایش شده توسط سر الیاس لنسلوت سزیمو در 1385/10/22 15:22:23
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/10/22 19:37:05
ویرایش شده توسط سر الیاس لنسلوت سزیمو در 1385/10/22 21:01:25
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/24 23:44:29
ویرایش شده توسط سر الیاس لنسلوت سزیمو در 1385/10/22 15:22:23
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/10/22 19:37:05
ویرایش شده توسط سر الیاس لنسلوت سزیمو در 1385/10/22 21:01:25
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/10/24 23:44:29
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
