و سیریوس ادامه داد:حالا که پرسیدی سریع تر برو من باید مدرسه رو نشون خانم بدم
در حالی که سیریوس داشت با پرسی دعوا میکرد هلوتیکا با ملایمت به سیریوس گفت سیریوس بنظرم اشکالی نداره اگه ایشون هم همراه ما بیان
سیریوس که خیلی عصبانی بود گوش پرسی رو گرفت کمی دور شد و گفت اگه مزاحمت ایجاد کنی میکشمت
پرسی که خیلی خوشحال بود از اینکه میتونست به حرفاشون از نزدیک گوش بدههلوتیکا و سیریوس راه افتادن و پرسی هم دنبال اونا به راه افتاد
سیریوس:هنوز خیلی جاها مونده که نشونتون بدم
پرسی:بنظر منکه جایی نمونده میخواین برگردیم تالار؟
هلوتیکا:اما من دوست دارم بیشتر ببینم
سیریوس:بله حتماااااااااااااااا :pretty:
در همین حال سیریوس ادامه داد پرسی تو میتونی برگردی به تالار منم بقیه جاها رو نشون ایشون میدم
پرسی:نه هرگز هنوز خیلی جاها مونده که بخوایم نشون ایشون بدیم
هلوتیکا و سیریوس در حالی که متعجب بودند
به راهشان ادامه دادند
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




