شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
خود مرحوم سیریوس{البته اگه واقعا مرده باشه و ردلینگ سر کارمون نذاشته باشه} از همه بیشتر مقصر بود چون به حرف دامبلدور گوش نکرد و خونه رو ترک کرد و مقصر بعدی لوپین و بقیه کسایی که اون موقع توی خونه بودن باید مانع امدن سیریوس میشدن به نظر من هری کمترین تقصیرو داره چون احتمالا هر کسی جای اون بود همین کارو می کرد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
ممنون از ایلیدان استروم ریج که داستان رستم و سهراب و که ما به هیچ وجه ازش خبر نداشتیم برامون توضیح دادن (!) اما این دو داستان در این تاپیک از همه ی جهات شبیه هم نشده ! تنها از این نظر که که : افراد زیادی در مرگ هر دو تقصیر داشتن . و واقعا هم همین طوره !
به نظر من و بر خلاف نظر خیلی از شماها هری در مرگ سیریوس کمترین تقصیر را داشت . اون قبلا خواب دیده بود که مار به پدر رون حمله کرده و خوابش واقعی هم بود . تعجبی نداره که بخواد این یکی خوابش را هم باور کنه . مقصر اصلی همه کسایی هستن که واقعیت را به هری نگفتن . واقعیتی که هری باید میدونست . هری باید میدونست که خودش سلاح مخفی ولدمورته و ممکنه برضد خودش یا اطرافیانش از اون استفاده بشه ! اما کسایی مثل دامبلدور ( درصد کمی ) و خانم ویزلی ( نسبتا خیلی زیاد ) باعث بی خبر موندن هری از همه چیز و مردن سیریوس شدن ! اما اینکه چرا به فکر هری نرسید که اسنیپ هم هست شاید اگه من هم بودم یادم میرفت . اون هم توی اون شرایط بحرانی !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست ! عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
خب اينم شبيه اون مرگ سهرابه كه توسط رستم انجام شد.. توي اون هم خيليا نقش داشتن.. چه مستقيم چه از روي آگاهي چه از روي ناآگاهي... رستم مستقيم كشتش ولي از روي ناآگاهي اسفنديار غيرمستقيم ولي آگاهانه همون پادشاه ايران(افراسياب؟) غيرمستقيم و نيمه آگاهانه از روي لج بازي با دير دادن نوشدارو موجب مرگش شد. مامان سهراب غيرمستقيم و ناآگاهانه از اين كه جلوي سهرابو نگرفت كلي از سران سپاه اسفنديار آگاهانه و غيرمستقيم... و خيلياي ديگه مثل خود سهراب كه مغرور بيده! توي مرگ سيريوس هم طبق ليست اندرومديا خيليا نقش داشتن دامبلدور ناآگاهانه و غير مستقيم... با زنداني كردن سيريوس، محل نذاشتن به هري، و ...
خوب من این رو یه ادیت و کامل کنم بچه هایی که شاه نامه نخوندن همه بفهمن سهراب پسر رستم در سن یازده سالگی میفهمه که پدرش کیه و میخواد بره پدرشو کنه شاه ایران و خودش بشه شاه توران ( دو کشور همسایه ) اسبی انتخاب میکنه ( که خودش داستان قشنگی داره ) و دنبال پدرش میره افراسیاب شاه توران میفهمه و میبینه هیچ چیز به نفعش نیست و اگه رستم سهراب بهم برسن خاکستر میشه لشکر خود رو به فرمانده ای هومن میفرسته کمک سهراب و میگه نذارید بفهمه پدرش کیه تو جنگ یکی شون به دست دیگری کشته میشه اگه سهراب جوان مرد پدر در غمش از جنگیدن دست بر میداره اگه رستم مرد شبانه میریزیم و میکشیمش و سپاه توران با سپاه سهراب یکی میشه و راه میفتن طرف دژ ایران اونجا یک سری جنگ اتفاق میفته و هژیر رو سهراب دست گیر میکنه رستم کاوس شاه ایران با خبر میشه که یه پیل تنی اومده طرف ایران و میخواد ایران رو بگیره گودرز پیر پدر گیو رو میفرسته پیش رستم تا بیاد گودرز به رستم میگه همچین کسی اومده و رستم خنده میکنه و میگه کسی در توران سراغ ندارم انقدر قدرت داشته باشه به جز طفلم که هنوز انقدر سن نداره و میگه فعلا جشن بگیریم و بعد راهی بشیم بعد از سه روز جشن راهی میشن و این باعث خشم کاوس میشه و قتی رستم میاد میگه اعدامش کنید و رستم عصبانی میشه و از درگاه میره بیرون پیران سپاه و کشور به کاوس و رستم حرف میزنن و کاوس معذرت میخواد و راهی جنگ میشن وقتی در اونجا چادر میزنن سهراب از هژیر میپرسه چادر رستم کدومشونه و هژیر از ترس این که شبانه بریزه و تهمتن رو بکشه میگه چادر رستم در بین چادر ها نیست و نیمده بالاخره جنگ میشه و سهراب یه حالی بهم میده تا نوبت به جنگ تن به تن میرسه و بار سهراب حال همه رو میگیره تا نوبت به رستم میرسه و میره در اونجا با هم به شدت میجنگن تا سهراب رستم رو بر زمین میزنه و میخواد بکشتش که رستم حربه میکنه و میگه رسمه در کشور ما وقتی کوچک تری بزرگ تری رو بر زمین میزنه اون رو برای اولین بار نمیکشه و سهراب جوان مرد میگه قبوله من تو رو نمیکشم و رستم میره به سوی اب و اونجا از خدا میخواد که قدرت قبلی شو که سنگ زیر پاش خرد میشد و باعث دردسرش میخواست و قبلا از ایزد یکتا خواسته بود اون رو کم کنه بهش بر گردونه و فردا دوباره جنگ میشه و رستم ان یل رو میگیره و به زمین میزنه و با تیغ زهر دار سهراب رو زخمی میکنه ( زخمی که چه عرض کنم کل پهلو سهراب رو میشکافه) و بعدش صحبت معروف سهراب که اگر ماهی شوی به دریا یا ستاره به اسمان پدرم رستم تو رو پیدا میکنه و انتقم منو ازت میگیره و رستم گریه کنان و مو کشان میگه چه داری نشان از پدر که منم ان بد بخت و سهراب میگه استینم رو بالا بزن و رستم نشان خودشو میبینه و انقدر به شیون ادامه میده تا قش کنه وقتی به هوش میاد میگه پدر دیگر گذشت زمانه با ما خوب نبود و نمیخواست من به تو برسم من حتی از یار خودت هم پرسیدم گفت تو رستم نیستی چرا خودت نگفتی ( در اول جنگ ها معمولا یه کم رجز برای هم میخونن و خودشونو معرفی میکنن اول جنگ سهراب در دلش این امید به وجود میاد که این مرد پدرشه و از رستم میپرسه ای پیر اگه رستمی بگو و من را خوشحال کن و رستم میگه من شاگرد رستم هم نیستم و خودشو معرفی نمیکنه ) سپاه ها نگران میشن که چرا باز نگشتن پهلوان های ایران میان و میبنن و میفهمن قضیه رو همه شروع میکنن به عذا داری تا این که رستم به یاد نوش دارو میفته و گودرز رو میفرسته ولی کاوس با گیو مشورت میکنه میگه اگه این پیل دوباره خوب شود روز گار ما سیاه میشه و این دست اون دست میکنه تا گودرز بر می گرده و میگه نمیده رستم قاطی میکنه خودش پا میشه میره و در وسط راه خبر می رسه که سهراب مرده و همه دو سپاه شروع میکنن به عذا داری وادامه داستان و معروفه که دست تقدیر تو کار بوده که نذاشت بفهمه سهراب پدرش کیه به جز اسفندیار کسی اگاه نبود که قراره چنین اتفاقی بیفته واقا حداقل این داستان رو مقایسه نکنید زشته مردم بهتون میخندن درسته به نظر من هم رولینگ از این الهام گرفته و ریده تو داستان رستم و سهراب ولی دیگه مقایسه ش نکنید من خنده میگیره و همین طور عصبانی میشم سهراب رو داری با امبریج مقایسه میکنی؟ رستم رو با هری؟
مرلين نوشته: خب اينم شبيه اون مرگ سهرابه كه توسط رستم انجام شد.. توي اون هم خيليا نقش داشتن.. چه مستقيم چه از روي آگاهي چه از روي ناآگاهي... رستم مستقيم كشتش ولي از روي ناآگاهي اسفنديار غيرمستقيم ولي آگاهانه همون پادشاه ايران(افراسياب؟) غيرمستقيم و نيمه آگاهانه از روي لج بازي با دير دادن نوشدارو موجب مرگش شد. مامان سهراب غيرمستقيم و ناآگاهانه از اين كه جلوي سهرابو نگرفت كلي از سران سپاه اسفنديار آگاهانه و غيرمستقيم... و خيلياي ديگه مثل خود سهراب كه مغرور بيده! توي مرگ سيريوس هم طبق ليست اندرومديا خيليا نقش داشتن دامبلدور ناآگاهانه و غير مستقيم... با زنداني كردن سيريوس، محل نذاشتن به هري، و ...
سيريوس: آگاهانه و مستقيم... بيرون اومدن از خونه، ندادن عكسالعمل جلوي بلاتريكس
هري: ناآگاهانه و غيرمستقيم... يادش رفت از آينه استفاده كنه...
اسنيپ: غيرمستقيم به همون دليلي كه اندرومديا گفت
ولدمورت: غير مستقيم و ناآگاهانه با نقشهاي كه كشيد.
بلاتريكس: مستقيم و آگاهانه... و خيليهاي ديگه مثل آمبريج با گيزر دادن به هري... كريچر با دادن اطلاعات دروغ
به نظر من همش تقصیر این هری پخمه هست . اگه یکم فکر میکرد بد میرفت وزارت الان اینجوری نمیشد... در ضمن من آخر نفهمیدم چرا وقتی سیریوس مرد هری از زمان برگردون هرمیون استفاده نکرد که سیریوس دوباره برگرده؟؟؟
shaghayegh potter در مورد آیینه علاوه بر هری سیریوس هم مقصره چون به هری رک و پوست کنده نگفت این چیه بعد هری برای اینکه سیریوس رو از مخفی گاهش بیرون نیاره به خودش اجازه نداد که ببینه اون تو چیه. درسته؟