جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

163 کاربر(ها) آنلاین هستند (106 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
157 مهمانان 6 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری

بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شدهٔ وزارت سحر و جادو

ثبت‌نام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شده

مکان‌های مجاز فعالیت

شخصیت خودتون رو معرفی کنید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 6 کاربر مهمان
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 19 بهمن 1398 22:09
نمایش جزئیات
آفلاین
_اهم اهم!
-بفرمایید؟!
-اومدم شخصیتمو معرفی بنمایم،ولی چون خیلی با شخصیتم ممکنه یکم طول بکشه!
-معرفی بنما حالا ببینیم چی میشه.

نام مبارک:تام ریدل
ملقب به:خفن-جذاب-خوشپوش و..
-مطمئنی همیناس؟
-ای لعنت... باشه.ملقب به گور به گور شده
همسر(ها):دو شلواره،مروپ گانت و سیسیلیا جان
فرزند(ها نداره):تام ریدل پسر(کلا خانوادگی خلاقیتمون در اسم گذاری بالاس! )
ویژگی های شخصیتی:
محبوبیت
مشهوریت
خوشگلیت
خوشتیپیت
و هزاران ...یت دیگر که در این باب نمیگنجد
سرگذشت:
در خانواده ای ثروتمند و غیر مذهبی چشم به جهان گشودم.بعدش چشمامو بستم چون خونمون نه اینکه خیلی بالا بود،آفتاب زد تو چشمم.
پدرم جزو مقامات دولتی وزارتخانه و مادرم باباش پولدار بود( )
در کل بچه مایه محسوب میشدم.
(بیست سال بعدی در اوج رفاه و عشق و حال گذشت تا خط پایین!)
اقا ما یه روزی از روزها سوار اسب گرون و سفیدمون بودیم و داشتیم میرفتیم دم در خونه سیسیلیا بوق بزنیم بیاد پایین که یهو وسط راه این مروپ ما رو دید یه دل نه صد دل عاشقمون شد!
البته طبیعی بودا،کل دخترای محل و خارج از محل(به جز مجیکوند و ویزاردکوه) عاشق بنده بودن و هستن،ولی این مروپ ما رو گول زد و به اسم آبمیوه ی نذری بهمون یه معجونی داد که این جادوگرا بهش میگن معجون عشق
بعدشم که دیگه یادم نمیاد اون دوران ذلت بار رو،ولی دوستان میگن که تو اون چند سال حتی مروپ رو از خودم هم بیشتر دوست داشتم!
بعدشم که فرزندم به دنیا اومد و اربابیت و جذبه و خوشتیپیت رو از بنده به ارث برد و بقیه ویژگی هایی که میبینیدم از همین مامانش به ارث برده
چند وقتی گذشت و یه روز که برای گشت و گذار با خانواده رفتیم لب دریا،ما دلا شدیم آب بخوریم که یهو تصویر خودمونو توی آب دیدیم و انقده خوشگل بودیم عاشق خودمون شدیم و کلا اثر معجون عشق پرید!
از اون موقع هم که ناپدید شدیم و رفتیم سیلسیا رو گرفتیم. و فعلا هم شنیدیم پسرمون اربابی شده بس مشهور بنابرین تصمیم گرفتیم برگردیم خونه ریدل و اونجا سکنت گزینیم!


تایید شد.
خوش اومدی به ایفای نقش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/20 17:00:01
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: شنبه 19 بهمن 1398 13:45
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: ارنی مک میلان

گروه: هافلپاف

چوبدستی: چوب درخت سرو و موی تک شاخ به طول 15 سانتی متر، انعطاف پذیر

لقب: ارنی خفن

پاترونوس: تمساح

جبهه: محفل ققنوس

کوییدیچ: مهاجم

جارو: آذرخش

ویژگی های ظاهری: مو های زرد، چشمای سیاه، قد بلند، پوست سفید

اخلاق: وفادار، عصبانی، شر

توضیح: ارنی مک میلان در خانواده ای اصیل به دنیا آمد. او در ده سالگی نامه ای از هاگوارتز دریافت می کند و در یازده سالگی به هاگوارتز می رود.
در سال اول با سدریک دیگوری دوست می شود.
در سال دوم هم به هری تهمت می زند که او نواده ی اسلیترین است؛ اما بعدا از او معذرت خواهی می کند.
در سال سوم مهاجم هافلپاف می شود و باعث پیروزی در مسابقه گریفندور-هافلپاف می شود.
در سال چهارم هم از هری شاکی بود و هری را شیاد می نامد. او پیکسل هایی برای همگروهی هایش می سازد که رو آنها عبارت"پاتر بوگندو" نوشته شده بود!
در سال پنجم در ارتش دامبلدور عضو می شود و با هانا ابوت ارشد هافلپاف می شوند.
در سال ششم هم در نبرد هاگوارتز شرکت می کند و با ساخت به موقع پاتروناسش، جان هری را نجات می دهد.

پ.ن: سلام. به من گفتم اشتباه شده، می تونی برگردی. می شه دسترسیمو برگردونید؟


سلام. لطفا جوابی که به بلیتتون داده شده بود رو دوباره با دقت بخونید و اگر ابهامی داشتید، از من، فنریر گری‌بک، یا لینی وارنر بپرسید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/19 20:48:10
It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~

پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 17 بهمن 1398 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: آنابل انتویسل

گروه: هافلپاف

سن: نوجوان

چوبدستی: چوب رز و مغز پر ققنوس

ویژگیهای ظاهری: دختری بسیار زیبا با قد بلند که معمولا لباس بافتنی صورتی یا آبی می پوشه. موهای زرد بلندی داره که تا کمرش پایین اومده ن و چشماش هم رنگ تیله س.

ویژگیهای اخلاقی: مهربون و پرافاده؛ ولی به موقعش چنان خشن می شه که هیچکس باورش نمی شه این همون آنابل خوشکله. به هر حال هر گلی یه خاری داره! معمولا کنار باغچه س و داره به گل ها رسیدگی می کنه.

بوگارت: شکستن شاخه گل ها

اصالت: اصیل زاده

پاتروناس: مهرگیاه

معرفی: روزی مادر آنابل، داشت در باغی قدم می زد که همانجا از درد به خود می پیچد و بیهوش می شود. مدتی بعد، آنابل در همان باغ زیبا به دنیا می آید و بزرگ می شود.
هنگامی مادر آنابل دخترش را می بیند، تنها واژه ای که برای توصیف دخترش پیدا می کرد "زیبا" بود.

در یازده سالگی در گروه هافلپاف گروهبندی می شود و در درس گیاه شناسی نمره های فوق العاده ای نصیب خود می کند؛ به طوری که پروفسور اسپراوت یقین دارد که آنابل به زودی جای او را می گیرد و گیاه شناس خوبی می شود.
در امتحانات سمج، آنابل توانایی خود در گیاه شناسی را به همه ثابت می کند و نمره های درخشانی از این درس کسب می کند.

پس از فارغ التحصیل شدن، آنابل به عنوان رئیس سازمان حفاظت از گیاهان جادویی انتخاب می شود و در وزارتخانه شروع به کار می کند.
نکته ی باورنکردنی درباره ی این مسئله این است که آنابل این همه افتخارات را فقط با 18 سال سن کسب کرد و چیزی نگذشت که آنابل، مدال مرلین گیاهان جادویی را از وزارت سحر و جادو را دریافت کرد.





جایگزین شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنابل انتویسل در 1398/11/17 14:13:41
ویرایش شده توسط آنابل انتویسل در 1398/11/17 14:20:52
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/18 17:22:16
Flowers
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 16 بهمن 1398 22:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.
می‌شه لطفا این معرفی شخصیت رو جایگزین کنین؟ مرسی

نام: سدریک
نام خانوادگی: دیگوری
گروه: هافلپاف
رتبه خون: اصیل‌زاده
پاتروناس: کوالا
چوبدستی: چوب بامبو، موی کوالایی کهن‌سال و رو به مرگ در وسط آن، طول سی سانتی‌متر، بی‌اندازه انعطاف پذیر.

ویژگی‌های ظاهری: دارای قدی بلند، موهایی قهوه‌ای سوخته و خوش‌حالت، چشمانی خاکستری و بینی قلمی و کشیده.

ویژگی‌های اخلاقی: بی‌اندازه مهربان و وفادار به دوستان و اطرافیانش، خوش‌رو و خوش‌برخورد، اما بی‌نهایت خسته و به عبارتی، تنبل!

سدریک دیگوری، دانش‌آموزی تحصیل‌ کرده در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز می‌باشد که در گروه هافلپاف تحصیل می‌کرد.‌ در همان دوران تحصیل، به دلیل خستگیِ مفرط و میل شدید به نشستن در یک مکان، تنها کاری که از دستش بر می‌‌آمد درس خواندن بود که همین موضوع او را به شاگردی ممتاز تبدیل کرده و به مقام ارشدی نیز دست یافته بود.
مدتی به توصیه یکی از دوستانش برای مبارزه با این حجم از خستگی، در تیم کوییدیچ هافلپاف در نقش جستجوگر فعالیت کرد و حتی برای تشویق بیشتر، به مقام کاپیتانی نیز منصوب شد؛ اما بدن و روحش توانایی تحمل این میزان از تحرک و جنب‌و‌جوش را نداشت و از تیم انصراف داد.
به دلیل ظاهر خوب و جذابش، موقعیت‌های زیادی برای دوستی داشت و دور و اطرافش پر بود از ساحرگان مختلف؛ اما به علت همان ویژگی‌ای که بر وجودش چیره بود، یعنی خستگیِ بیش از حد، هیچگاه نتوانست قدمی به جلو بردارد و کاری برای دوستی با کسی بکند.
پس از پایان دوران تحصیل، به دلیل علاقه‌ی زیادش به لرد سیاه تصمیم گرفت به گروه مرگخواران بپیوندد. او هم‌اکنون مرگخواری در خانه‌ ریدل‌ها می‌باشد که جز به اربابش و بالش محبوبش که همه جا با خود می‌برد، به چیز دیگری فکر نمی‌کند. بالشی که از کودکی در کنارش بوده و وسیله‌ای مهم و با ارزش و جزئی از وجودش به شمار می‌رود و تحت هیچ شرایطی، حتی برای یک ثانیه حاضر به دوری از آن نیست.



انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1398/11/17 1:57:11
فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 14 بهمن 1398 20:17
نمایش جزئیات
آفلاین
معرفی شخصیت نام:دراکو مالفوی
تولد:5 ژوئن
چوبدستی:چوب دزخت زالزالک و موی اسب تک شاخ
گروه:اسلترین
پدر:لوسیوس مالفوی
مادر:نارسیسیا مالفوی
جارو:نیمبوس 2001
بسیاری از رفتارهای دراکو در مدرسه از تاثیرگذارترین شخصی که او میشناخت، پدرش، الگوبرداری شده بود و او صادقانه رفتار سرد و تحقیرآمیز لوسیوس نسبت به همه افراد خارج از دایره نزدیکانش را تقلید میکرد. دراکو که از نظر جسمی چندان با اباهت نبود با جذب کردن مرید دوم (کراب پیش از هاگوارتز در این مقام قرار داشت) در قطاری که به مدرسه میرفت، در طول شش سال تحصیلش از کراب و گویل به عنوان ترکیبی از مرید و محافظ استفاده میکرد.احساسات دراکو نسبت به هری همیشه تا حد زیادی به خاطر حسادت بود. با وجودی که او هرگز طعم شهرت را نچشیده بود، هری بیشک آدمی بود که بیشترین حرف درباره او زده میشد و مورد تحسین ترین فرد در مدرسه بود؛ این موضوع طبیعتا برای پسری که با چنان تصوری بزرگ شده بود که جایگاهی تقریبا شاهانه در جامعه ی جادوگری دارد، آزاردهنده بود. از آن فراتر هری در پرواز از او با استعدادتر بود؛ یعنی همان مهارتی که مالفوی مطمئن بود در آن ، میتواند همه را در سال اول تحت تاثیر قرار دهد. این حقیقت که استاد معجونسازی، اسنیپ از مالفوی خوشش میآمد و هری را تحقیر میکرد تنها یک جبران مختصر بود.دراکو که شیفته ی تصور خود به عنوان یک مرگخوار واقعی شده بود، با عزمی راسخ راهی هاگوارتز شد. او که به تدریج متوجه شده بود ماموریتش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرده و پس از آن که نزدیک بود دو نفر دیگر را به جای دامبلدور بکشد، کم کم اعتماد به نفسش را از دست داد. دراکو که خطر آسیب دیدن خود و خانواده اش را بر فراز سرش حس میکرد، کم کم شروع به خرد شدن زیر فشار کرد. تصورات دراکو درباره ی خودش و جایگاهش در جهان داشت از هم میپاشید. او در تمام زندگی اش از پدری بت ساخته بود که از خشونت حمایت میکرد و هیچ ابایی نداشت خود نیز از آن استفاده کند و حال پسرش دریافته بود که تمایلی به قتل ندارد و او این را شکستی شرم آور میدانست.زمانی که لوسیوس کمی بعد از آزکابان آزاد شد، خانواده اجازه پیدا کردند که زنده بمانند و به عمارت مالفوی باز گردند. گرچه اکنون دیگر کاملا بی اعتبار بودند. مالفوی ها از رویاهای رسیدن به بالاترین موقعیتها در حکومت ولدمورت به پایینترین مرتبه مرگخوارها تنزل پیدا کرده بودند؛ بیعرضه ها و افراد ضعیفی که از این پس مورد تحقیر و تمسخر لرد سیاه بودند.



سلام من بعد از چند ماه برگشتم و میخوام نقش آفرینی رو شروع کنم لطفا دسترسی گروهی من و برگردانید



با تشکر دراکو مالفوی



انجام شد.
خوش برگشتی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/16 18:54:27
JUST SLYTHRIN
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 10 بهمن 1398 15:54
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:
ربکا لاک‌وود

گروه:
♡ONLY RAVEN♡

سن و جنست:
یه دختر جوون!

چوبدستی:
چوب درخت برگ بنفشه، ریسه قلب اژدهای صورتی. 13 اینچ و انعطاف پذیر.

نژاد:
با افتخار... اصیل زاده و فرانسوی!

سپر مدافع:
خفاش خون آشام!

توانمندی ها:
تبدیل شدن به خفاش خون آشام بنفش-سیاه.

خصوصیات ظاهری:
موهای سیاه و چشای براق بنفش.

خصوصیات اخلاقی:
بد شانس و جیغ جیغو. گوشامم تیــــــزه!
عاشق ارباب، لرد سیاه، هستم... کسی ازش بد بگه جیغ میزنم!

توضیحی کوتاه:
ربکا لاک وود هستم که توخانواده مرگخوار فرانسوی به دنیا اومده. همه ما جانورنمای خفاش هستیم؛ خفاش خون آشام سیاه.
مادرم از دورمشترانگ فارع التحصیل شد و پدرم در هاگوارتز درس خوند؛ ولی اکثر اعضای خاندانمون، تو بوباتون درس میخوندن، چون نژاد پرست بودن!:| حالا منم خیلی اصرار داشتم همونجا درس بخونم... ولی نشد. پدرم نخواست و منم قبول کردم. الانم خیلی اوقات که بچه های بوباتون رو میبینم، جیغ فرا بنفش میکشم! همچنین به خاطر درسایی که مادرم تو خونه بهم میداد، من خیلی تو جادوی سیاه پیشرفت کردم. این پیشرفتم، باعث شد من عضو باشگاه دوئل ریونکلاو بشم.
من فقط 16سالم بود که به لرد سیاه پیوستم... کی از خدمت به بهترین آدم دنیا خوشحال نمیشه؟!:) من که خیلی خوشحال میشم وقتی میفهمم تنها خفاش اربابم هستم!


***

تغییرش میدین؟



انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در 1398/11/10 16:06:21
Mon Grand Seigneur
fille française
♡ Only Raven ♡
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: پنجشنبه 10 بهمن 1398 09:21
نمایش جزئیات
آفلاین




_هیزل استیکنی

_عضو گروه ریونکلاو

_موهای صاف و مشکلی و چشم های طلایی

_ دختری مهربون که عاشق شیطنت و شوخیه ولی به موقش جدی میشه

_چوبدستی ساخته شده از چوب درخت راش و ریسه ی قلب اژدها، 28 سانتی متر

_جارو آذرخش

_پاترونوس:گرگ


_من یه اصیل زادم که تقریبا همه ی خانوادم تو گروه اسلیترین بودن ولی من با اصرار به ریونکلاو پیوستم و اعتقادی به برتری اصیل زاده ها به مشنگ زاده ها ندارم.
از جادوی سیاه خوشم میاد و دوست دارم عضو مرگخواران بشم...اوپس...نباید بلند میگفتم؟...خب کاریش نمیشه کرد.
از چیزای ترسناک خوشم میاد و خودمم متولد هالووینم.
عاشق دوستامم و سعی میکنم با همه صمیمی رفتار کنم...ولی اگه عصبانیم کنن...خب...میتونین خودتون امتحان کنین



از حشرات متنفرم مخصوصا ازون شاخکا و پاهای... اه... بیخیالش
شبا با یه حشره کش زیر بالشم میخوابم


من باهوش ترین و حرفه ای ترین جادوگر جهانم و هیچکس نمیتونه به پام برسه میتونم در یک چشم بهم زدن هاگوارتزو بترکونم و هیچکسم نمیتونه جلومو بگیره!


همچنین من بزرگترین پیشگوی جهانم!


نمیدونم چرا بعضیا میگن خودشیفته ام...


حالا میتونین دسترسی این بزرگوارو برگردونین

البته!
تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/10 9:36:57
خفن ترین وارد میشود

#اختلال_خودشیفتگی



Raveeeen!!!
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 9 بهمن 1398 20:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

باهوش ترین ریونکلاو برگشته


دسترسیمو میخوام لطفا

فقط هُل ندین!


خوش برگشتی!
لطفا معرفی شخصیتت رو ارسال کن تا دسترسی ها رو برگردونم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/10 9:08:09
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/10 9:10:08
خفن ترین وارد میشود

#اختلال_خودشیفتگی



Raveeeen!!!
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 9 بهمن 1398 20:02
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام
دسترسی این شناسه رو هم بگیرید لطفا!
ممنون


درود.
برای گرفتن دسترسی هاتون لطفا بلیت ارسال کنید و دلیلش رو بگید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کوین آبلی در 1398/11/9 21:54:38
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/10 9:06:35
شناسه قبلی: ارنی مک میلانتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 6 بهمن 1398 15:16
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: ریگولوس بلک

گروه: اسلیترین

جارو: زمرد درخشان 504

چوبدستی: چوب درخت آبنوس و مغز ریسه قلب اژدها

وضعیت خونی: صد در صد اصیل زاده

ویژگیهای اخلاقی: توضیحات نمی شه در باره اش داد؛ چون احساساتش داخل حالت های و و و خلاصه می شه.

ویژگیهای ظاهری: موهای سیاه داره و رنگ چشمش هم قهوه ایه. اکثر اوقات عبوسه و چهره ی خندونی نداره. قدش هم نسبتا بلنده.

پاترونوس: گربه

توضیح کوتاه: ریگولوس، برادر سیریوس بلک بود که همیشه مورد توجه خانواده بود. او برای جلب توجه بیشتر خانواده اش، مرگخوار شد و شد مرگ خوار اسلیترینی؛ یعنی دقیقا همون چیزی که مادر و پدرش می خواستند. همچنین او از سیریوس متنفر بود. دیدید می گن مثل سگ و گربه افتادن به جون هم؟ این یکی پاتروناسش گربه س، اون یکی سگ!

***


کوییدیچ او بسیار خوب بود و از اعضای انجمن اسلاگ بود؛ او پس از اینکه فهمید اربابش قصد ساختن جان پیچ را دارد، علیه او قیام کرد () و تصمیم به نابودی قاب آویز اسلیترین گرفت. او توانست قاب آویز اصلی را بدست بیاورد؛ اما برای نجات ایشون 《》جونشو به خطر انداخت و توسط اینفری ها کشته شد خب.

============================================
ببخشید کوتاهه، چون درس دارم باید بخونمممممممم!!! بعدا اصلاحش می کنم.
شناسه قلی هم سالازار اسلترینه.


حتما برگرد و بهش اضافه کن. درباره ریگولوس چیزای بیشتری میشه گفت.

تایید شد!
خوش برگشتی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سو لى در 1398/11/10 9:01:44
تصویر تغییر اندازه داده شده


اصالت و قدرت برای لحظه اوج ! به یک باره خاموشی ما برای دگرگونی شما ...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد ...

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.