ویرایش پرسی ویزلی :
جمع بندی این تاپیک در اینجا صورت گرفت !
* متن پست بدلیل توهین آمیز بودن برداشته شد !
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
56 کاربر(ها) آنلاین هستند (40 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
53
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
چرا اولین بار که هری اسنیپ رو دید جای زخمش درد گرفت؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: چرا اولین بار که هری اسنیپ رو دید جای زخمش درد گرفت؟
ارسال شده در: دوشنبه 26 بهمن 1383 08:31
جزئیات کاربر

Re: چرا اولین بار که هری اسنیپ رو دید جای زخمش درد گرفت؟
ارسال شده در: دوشنبه 26 بهمن 1383 07:46
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/03/11
آخرین ورود: شنبه 19 بهمن 1392 11:50
از: هاگوارتز..تالار اسلیترین
پستها:
901

جزئیات کاربر

خب دیگه از این تابلو تر سؤال نبود بپرسین؟
توی کتاب همون طور که هری هم گفت نوشته از پشت سر کویریل پس معلومه در اون لحظه به طور اتفاقی ولدی و اسنیپ با هم به هری نگاه کردن و هری خشم ولدی رو با نگاه اسنیپ اشتباه گرفته
توی کتاب همون طور که هری هم گفت نوشته از پشت سر کویریل پس معلومه در اون لحظه به طور اتفاقی ولدی و اسنیپ با هم به هری نگاه کردن و هری خشم ولدی رو با نگاه اسنیپ اشتباه گرفته
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
[url=http://us.battle.net/wow/en/character/burning-legion/
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
[url=http://us.battle.net/wow/en/character/burning-legion/
Re: چرا اولین بار که هری اسنیپ رو دید جای زخمش درد گرفت؟
ارسال شده در: یکشنبه 25 بهمن 1383 21:56
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/13
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
از: پریوت درایو - شماره 4
پستها:
3768

نقل قول:
دقیقا درسته باز آماتور های هری پاتر ریختن شلوغ کردن
ببین نوشته اسنیپ که همون دماغ عقابی باشه از پشت عمامه کوریل به هری نگاه کرده و زخم هری درد گرفته ولی در واقع پشت عمامه کوریل اینجا مهمه که کی اونجاس ولدی خودمون اونجاست
یعنی درواقع ولدی به هری نگاه کرده و تاثیر گذاشته ولی اول کتاب که رولینگ این رو نوشته خواننده فقط میره تو کار اسنیپ همیشه همینطوریه همیشه شک روی اسنیپه و تمام کارهایی که انجام میده بد جلوه داده میشه ولی بعد ها معلوم میشه همشون مفید بودن یا بد تعبیر شدن
دلورس جین آمبریج نوشته:
فقط گفتم نظر بدم...چون تقریبا از این موضوع مطمئن هستم...
به علت وجود کوئیرل زخم هری درد گرفت...حال توضیح بیشتر هم ندارم..ولی علت همینه...بحث هم روش نیس!
دقیقا درسته باز آماتور های هری پاتر ریختن شلوغ کردن
It happened very suddenly. The hook-nosed teacher looked past Quirrell's
turban straight into Harry's eyes -- and a sharp, hot pain shot across
the scar on Harry's forehead.
ببین نوشته اسنیپ که همون دماغ عقابی باشه از پشت عمامه کوریل به هری نگاه کرده و زخم هری درد گرفته ولی در واقع پشت عمامه کوریل اینجا مهمه که کی اونجاس ولدی خودمون اونجاست
یعنی درواقع ولدی به هری نگاه کرده و تاثیر گذاشته ولی اول کتاب که رولینگ این رو نوشته خواننده فقط میره تو کار اسنیپ همیشه همینطوریه همیشه شک روی اسنیپه و تمام کارهایی که انجام میده بد جلوه داده میشه ولی بعد ها معلوم میشه همشون مفید بودن یا بد تعبیر شدن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
من يه بار نظرمو گفتم مارك. حالا دوباره ميگم:
در مورد محلول راستگويي با فلور موافقم. اسنيپ ممكنه كه از هري خوششش نياد اما اون از اعضاي محفله و ميدونه كه اگه اين محلول رو به آمبريج بده محفل لو ميره براي همين نداده.
اما براي سوزش زخم هري فكر نميكنم كه ولدمورت اطلاع نداشته باشه كه اسنيپ الان توي هاگوارتزه... اين كمي عجيب به نظر ميرسه به همين دليل از نظر من رد ميشه. به نظر من به كويرل ربط مستقيم داره. ولدمورت اون زمان روش به طرف هري بوده و به احتمال زياد هري رو ديده و عصباني شده و وقتي عصباني شده زخم هري درد گرفته.
در مورد محلول راستگويي با فلور موافقم. اسنيپ ممكنه كه از هري خوششش نياد اما اون از اعضاي محفله و ميدونه كه اگه اين محلول رو به آمبريج بده محفل لو ميره براي همين نداده.
اما براي سوزش زخم هري فكر نميكنم كه ولدمورت اطلاع نداشته باشه كه اسنيپ الان توي هاگوارتزه... اين كمي عجيب به نظر ميرسه به همين دليل از نظر من رد ميشه. به نظر من به كويرل ربط مستقيم داره. ولدمورت اون زمان روش به طرف هري بوده و به احتمال زياد هري رو ديده و عصباني شده و وقتي عصباني شده زخم هري درد گرفته.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

شاید یه ربط مستقیمی به لرد ولدمورت داره...
همونطور که پروفسور اسنیپ عزیز هم در پست اولشون این مساله رو برای ما روشن کردن که وقتی ولدمورت در خشم...تنفر...شادی
باشه و یا به هری نزدیک باشه...و اینکه در کتاب 5 دامبلدور گفت بین تو و ولدمورت ارتباط عجیبی هست و اون زمانی که ذهنت بازه میتونه از دریچه چشمت یه چیز هایی ببینه...
نتیجه...با جمع بندی اینها میفهمیم...
زمانی که هری برای اولین بار به اسنیپ نگاه کرد...زملنی بود که اضطراب شدیدی برای گروه بندی داشت و در نتیجه ذهنش باز بود پس ولدمورت میتونست اسنیپ رو از دریچه چشم اون ببینه...ولدمورت زمانی که فهمید یکی از مرگخوارهاش در هاگوارتزه یا بسیار خشمگین شد یا متنفر...و این باعث شد که جای زخم هری درد بگیره...البته این نظر منه!
همونطور که پروفسور اسنیپ عزیز هم در پست اولشون این مساله رو برای ما روشن کردن که وقتی ولدمورت در خشم...تنفر...شادی
باشه و یا به هری نزدیک باشه...و اینکه در کتاب 5 دامبلدور گفت بین تو و ولدمورت ارتباط عجیبی هست و اون زمانی که ذهنت بازه میتونه از دریچه چشمت یه چیز هایی ببینه...
نتیجه...با جمع بندی اینها میفهمیم...
زمانی که هری برای اولین بار به اسنیپ نگاه کرد...زملنی بود که اضطراب شدیدی برای گروه بندی داشت و در نتیجه ذهنش باز بود پس ولدمورت میتونست اسنیپ رو از دریچه چشم اون ببینه...ولدمورت زمانی که فهمید یکی از مرگخوارهاش در هاگوارتزه یا بسیار خشمگین شد یا متنفر...و این باعث شد که جای زخم هری درد بگیره...البته این نظر منه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

خيلي ممنون که پيام منو پاک کردين!ولي جدي اگرتوجه کرده باشين نوشته بود که اسنيپ از پشت دستار کوييرل به هري نگاه کرد!ممکنه ولدمورت هم همون لحظه از پشت دستارکوييرل به هري نگاه ميکرده باشه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بخنديم تا دنيا برويمان لبخند زند
your life but the life in your years that counts!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج