جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

131 کاربر(ها) آنلاین هستند (69 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
124 مهمانان 7 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری

بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شدهٔ وزارت سحر و جادو

ثبت‌نام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر

نامزدهای تأییدصلاحیت‌شده

مکان‌های مجاز فعالیت

خانه شماره دوازده گریمولد

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: پنجشنبه 2 تیر 1384 03:39
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس به جیمز:چه جای خوبیه جون میده برا در رفتن.
گودریک: چی؟
جیمز: هیچی داشتیم شوخی میکردیم.
مرلین: بالآخره پورت کی رو درست کردم.
جیمز: مطمئنی؟
مرلین: منظورت چیه؟
جیمز: هیچی گفتم شاید ایندفعه سر از عصر حجر دربیاریم.
مرلین: نخیر.
همه دست به پورت کی میزنن و ناگهان وسط میدون جنگ ظاهر میشن.
سیریوس: نیگا کن جیمز! اون چقدر شبیه ناپلئونه( )
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: دوشنبه 30 خرداد 1384 11:54
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سیریوس: خودم میزنم اون خرسو..
گودریک: صبر کن مال خودمه!
مرلین دستش رو به طرف خرس میگیره.. خرس از خنده قهقهه میزنه
جیمز: چیکارش کردی؟
مرلین: هیچی یه کم به خنده انداختمش..
گودریک: بهتره به راهمون ادامه بدیم.. اینجا ناامنه... خیلی هم سرده
سیریوس: آره من که می دونم آخرش از قطب جنوب سر درمیاریم!
مرلین به گوریک: تو احساس سرما نمیکنی؟
گودریک: آره بابا دارم یخ میزنم.. اون پورت کی رو چیکارش کردی؟
مرلین یه کم فکر میکنه و میگه: تو اون درگیری یادمه 30 40 تا شیطان جنون باهاش برخورد کردن و غیب شدن.. فکر میکنم الان توی هونولولو منتظرمون باشند!
جیمز: مرلین یه پورت کی دیگه بساز.. من دارم میمیرم از سرما.. قول میدیم فرار نکنیم (این شکلک نشان دهنده دندانهای جیمزه)
مرلین درختی رو در آن نزدیکی پیدا و تبدیل به پورت کی میکنه.
مرلین: تا 10 ثانیه دیگه پرواز میکنه..
هر چهارنفر (بجز ققنوس که برگشت به مقر) دستشون رو به درخت میگیرند و به پرواز درمیآیند.
---------
صحرای بزرگ آفریقا - سال 1745
سیریوس: اینجا کجاست ماهارو آوردی؟
مرلین: من واقعا نمیدونم!
گودریک ساعت شماطه داری از جیبش درمیاره و نگاه میکنه: ما الان دقیقا وسط صحرای بزرگ آفریقا قرار داریم.. منتها چیزه...
سیریوس و جیمز: چیه؟
مرلین: بگو من طاقت شنیدنشو دارم..
گودریک: فکر میکنم ما الان زمان رو هم گم کردیم. الان سال 1745 میلادیه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده

شناسه‌ی بعدی
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
مرلین با دست علامت میده که همه برن پایین. همه پایین میرن و از جاروهاشون پیاده میشن.
مرلین: باید دوباره یه نگاهی به نقشه بندازم. به نظر میاد یه مقدار از مسیر منحرف شدیم.
سیریوس: فقط یه مقدار؟
مرلین: طبق نقشه هونولولو درست روی طول و عرض 0 درجه قرار داره... و ما الان در... عرض 90 درجه شمالی هستیم.
همه:
مرلین: نگران نباشید. تا مرلینو دارین غم ندارین. الان همه جاروها رو به جهت یاب مجهز میکنم تا راحت راهو پیدا کنیم. تا من این کارو میکنم شما یه آتیش روشن کنین که گرم شیم.
گودریک چوب دستیشو تکون میده و آتیش روشن میکنه. همه دور آتیش جمع میشن. جیمز: آخیش. چقدر سرد بودها!
سیریوس: دامبلدور رو بگو که الان داره واسه خودش تو هونولولو حال میکنه!
گودریک: دامبلدور مفقود شده و ما هیچ خبری ازش نداریم. پس بیخود حرف نزن.
ققنوس: خیلی عجیبه. چون هر جا هم که بود من بایدمیفهمیدم. اما اینبار من هم نمیدونم کجاست.
جیمز: آی حال کردم این یه بار ضایع شد!
ققنوس:
یه متر اونورتر مرلین سرش به جاروها گرم بود و صدای غرشی رو که از دور اومد نشنید.
جیمز: من میرم ببینم اینجا چیزی برا خوردن پیدا میشه.
ناگهان یه سنگ بزرگ به طرف جیمز پرتاب شد. جیمز جاخالی داد و سنگ در دو قدمی ققنوس به زمین افتاد. همه چوبدستیهاشونو درآوردن. و بعد از پشت یک صخره خرس غول آسای سیاهی بیرون اومد....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: دوشنبه 30 خرداد 1384 09:49
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس:ا...کلاغ رو
مرلین:کو؟کو؟
گودریک:اینکه ققنوسه لان پراشو میکنم میذارمش تو زعفرون .نمک فلفل اظافه میکنم به سیخ میکشم بعد میخورمش
مرلین:نه اینکار یکم وحشیانه ست.باید خرخرشو بجویم
مرلین دمپایی پرت میکنه طرف ققنوس
شپلخ!
مرلین:ای وای من کشتمش. من اونو
گودریک:بابا گلو شو ول کن الان واقعا می کوشیش
ققنوس:اهو..اهو..چته تو
مرلین:چرا مارو تنها گذاشتی
ققنوس میبینه اوضاع ناجوره:رفیق ناباب.نبود امکانات.فریب خوردن هوس های دنیوی به خدا من نمیخواستم شما تنها بذارم.
مرلین و گودریک:
ققنوس:تنهایی .فقر. نبود پدر مادری. من یکساله بودم که بابام مامانموکشت فرار کرد
گودریک:ققنوسا که نمیمیرن
ققنوس:چی؟هان؟...آهان خوب همین دیگه من مجبور شدم از مادرم نگهداری کنم حالا تورو خدا منو ببخشید
مرلین:باشه اما باید همراهمون بیای
گودریک:راستی این دوتا کوشن
مرلین:ای بدبختی هی.... من دیگه نا ندارم دنبالشون بگردم

توجنگل
انیماجوس سیریوس درحالی که آب از دهنش آویزونه دنبال یه ماده سگ کرده
گودریک:اونهاشن
انیماجوس جمیز با سم میزنه تو سره سیریوس:اومدن بدو در ریم
سیریوس:تنهام بذار جمیز..چی؟الفرارiss:
نیم ساعت بعد
مرلین:شما خجالت نمیکشید
گودریک:سال 42 بود من داشتم با جارو57
جیمز:اینو یه بار گفتید
مرلین:اینا آدم نمیشن بهتر به راهمون ادامه بدیم
در راه
سیریوس :مرلین مطمئنی که درست داریم میریم.من تا جایی که یادم هونولولو یه جایه استوایی هست اما اینجا بیشتر شبیه سیبریه
مرلین:هان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: یکشنبه 29 خرداد 1384 12:53
نمایش جزئیات
آفلاین
پنج دقيقه بعد...
ققنوس :‌حالا منم ميتونم بيام توي جلساتتون؟
گودريك خيلي آروم ميگه :‌من غلط بكنم تورو راه بدم...
ققنوس : چي؟ حالا كه اينطور شد بفرما...
ققنوس اونا رو برميگردونه وسط شيطونا...و ميره...
مرلين داد ميزنه :‌ واقعا كه ققنوس...
گودريك : بزنش...پشت سرته!
مرلين برميگرده و با يه حركت يكيشونو پودر ميكنه ...
: اونور...نه اون يكي! گودريك اون يكي رو داشته باش...كاشكي فرود نميومديم اصلا !
گودريك يه دستي به چونش ميكشه :‌ هوووم...يه فكري كردم چطوره از خودمون بدل درست كنيم اونجوري ده تا مرلين داريم ده تا گودريك!
مرلين : قبوله...
اونا ده تا بدل از خودشون درست ميكنن...(بدل دقيقا كار جادوگر رو انجام ميده...)
مرلين :‌خيلي خوبه...دارن تموم ميشن...لامصبا...
ده دقيقه بعد مرلين و گودريك كه شيطانا رو زده بودن راه ميفتن كه جيمز و سيريوسو پيدا كنن...
گودريك : اگه نبينمشون...اگه پيداشون نكنم...
مرلين : ما روگذاشتن رفـتــــ...گودريك اونجا رو...پشت درختا‌!
گودريك اونور درختا رو نگاه ميكنه...سيريوس و جيمز نشستن تخمه ميشكنن!
جيمز :‌ ولي خيلي باحاله...كيف ميكني هوا رو...خوب دورشون زديم!
سيريوس :‌ بده ببينم اون كيسه تخمه رو...آهان يه جوك يادم اومد...يه روز به گيليدي لاكهارت ميگن اسمت چيه؟ ميگه...
گودريك روشو برميگردونه :‌ حاظري؟
مرلين : بريم!
گودريك و مرلين ميرن جلوي سيريوس و جيمز...
جيمز : ههههههه...خيلي باحال بود...ميگم اين دوتا هنوز نفهميدن ما رفتيم؟
سيريوس : جيمز...جيمزي...پيس...پيس...جلوتو داشته باش...
جيمز : چي ميگي بابا تو ولي عجب آدمايينا!
سيريوس :‌ اهم...سلام مرلين...سلام گودريك...
جيمز كه تازه متوجه شده :‌ معععع...شما...سلام به به به...حالتون خوبه؟...
گودريك و مرلين :‌
يكدفعه يه پرنده شبيه ققنوس بازم تو هوا ظاهر ميشه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: یکشنبه 29 خرداد 1384 12:40
نمایش جزئیات
آفلاین
ققنوس كه داشت در او حوالي به عيش و نوش مي پرداخت مرلين و گودريك رو ديد
ققنوس:هي بچه ها رفتين با اونا بازي كنين
گودريك: باز سرو كله اين عوضي پيدا شد
مرلين:خر الان اين فقط ما رو ميتونه نجات بده
ققنوس:چي دارين اون پايين به هم مي گين
مرلين:ققنوس بيا ما رو نجات بده
ققنوس:يادته من ميخواستم بيام تو محفل بشينم منو ميذاشتيد پشت در...بعد مي گفتيد بگم غلط كردم...حالا اونجا بمونيد تا دماغتون بسوزه...تازه گودريك بميره من ميشم مدير هاگوارتز...
گودريك:غلط كردم از اين به بعد تو همه جلسات ثابتي تو اصلا رييس محفل
مرلين:جونه هركي دوست داري بيا پايين
ققنوس:چرا كلي بازي در مياري صبر كن تصميم بگيرم
گودريك:الان وقت تصميم گيري نيست
ققنوس در حالي كه شياطين دو سانت مونده بود گودريم و مرلين رو بگيرن ريد بهشون:دم منو بگيريد
گودريك:آخ... ...ققنوس اولين جايي كه برسيم پرهاتو دونه دونه مي كنم
ققنوس:اينجوريه الان وقتي با مخ رفتيد زمين آدم ميشيد
مرلين و گودرك:آااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهاااااااااااااااااااا
ققنوس: اوقاتتون خوش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: یکشنبه 29 خرداد 1384 10:16
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
در راه
مرلین در گوش سیریوس: من خسته شدم.. خیلی ملال آوره.. یه جا وایسا من یه فکری کردم...
سیریوس و مرلین کنار یک دریاچه یخ زده فرود میان..
جیمز و گودریک هم پایین میان..
مرلین: من واقعا خسته شدم.. بهتره یکی از جاروها رو پورت کی کنیم و یه باره بریم اونجا..
گریفیندور: اما اینطوری هم خطرناکه .. ممکنه جای درستی فرود نیایم..
مرلین دسته جاروی سیریوس رو در دست میگیره و میگه: شما منو دست کم گرفتین... من نقشه کل این منطقه رو عین کف دستم حفظم..
مرلین کف دستش رو که به خاطر جنگهای متوالی پر از خط بود نشون میده...
سیریوس: باشه هر چی تو بگی
گودریک: بذارید حالا که اینجا هستیم یه کم از این منظره لذت ببریم.. شما بجز تو فیلم سه هری پاتر کجا یه همچین دریاچه یخ زده خوشگل رو دیدین؟
صدای ولدمورت از توی قبرش تا جنگلهای هولولو و تا مرلین و گودریک میرسه که میگه: بابام جان لطف کنید اینقدر خارج از چارچوب حرف نزنید! فیلم هری پاتر چه ربطی داره مگه؟
سیریوس به جیمز چشمک میزنه و میگه: هی.. بیا تا اینا مشغول هستن ما بریم یه گشتی تو جنگل بزنیم.
مرلین چوبش رو به سمت دسته جاروی سیریوس میگره و تبدیل به پورت کی میکنه..
سیریوس و جیمز تبدیل به سگ و گوزن میشند و به سمت جنگل حرکت میکنند.
گودریک که هنوز تو کف صدای ولدمورت بود به خودش میاد و میگه: پس اینا کجا رفتن؟
مرلین: از من چرا میپرسی؟ تو مثلا باید مواظبشون باشی
گودریک: هنوز مثل بچه های 16 ساله رفتار میکنن.. از دیوار آویزونشون میکنم
مرلین: اونا خودشون اومدن.. اوه خدای من!!! چه خبره!!
گودریک: چی شده.... او... اونا ؟؟ اوه مای گاد!!
مرلین و گودریک وندشون رو درمیارن..
چیزی در حدود 200 شیطان جنون اونها رو محاصره کردند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده

شناسه‌ی بعدی
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: یکشنبه 29 خرداد 1384 08:50
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس:این زیاد خرفتم نیستا
جمیز:بابا هرچی باشه مشاور آرتور بوده
سیریوس:حالا آرتور مگه کی هست
جمیز:آرتور شاه میگم
سیریوس:آهان از اون لحاظ
سیریوس جمیز فرود میان
مرلین میپره بغل سیریوس :bigkiss:
گودریکم میپره بغل جمیز :bigkiss:
مرلین:چرا می خواستید برید هونولولو.مگه ما باهاتون چیکار کردیم
گودریک:من متاسفم سیریوس اگه تو محفل حبس کردم
سیریوس:بابا ما میخواستیم بریم دنبال آلبوس.از نزدیک ببینیمش:
گودریک:چی؟...هان؟..آهان.
مرلین:خوب پس چرا به ما نگفتید
جیمز:پس اون نامه چی بود
گودریک:خوب..باید..
سیریوس:شما میاد بریم دنبالش
مرلین ترک سیریوس
گودریک ترک جمیز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
ارسال شده در: شنبه 28 خرداد 1384 17:11
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
گودریک: باید پیداشون کنیم.. نظرت چیه؟
مرلین: بسپرش به من.. صبر کن!
بومب! مرلین غیب میشه..
گودریک: بابا یه لحظه صبر کن با هم بریم. بومب! گودریک هم غیب میشه..
در راه...
مرلین: هی گودریک کسی رو گذاشتی تو محفل؟
گودریک: نگران اونش نباش دزدگیرهای مخصوص کار گذاشتم.. از قبل هم میدونستم که نمیشه به این بچه ها اعتماد کرد. لوپین هم هستش.
مرلین: خیلی خوب.. اینجا توقف کنیم!
مرلین و گودریک خودشون رو نوک قله یک کوه یخی می بینند.
گودریک: عجب اینجا سرده! اینجا کجاست؟
مرلین یه نگاهی به کوه ها میندازه و میگه: اینجا دقیقا سر راه سیریوس و جیمزه... میتونیم غافلگیرشون کنیم!

سیریوس و جیمز در راه:
جیمز: خوب قالشون گذاشتیما
سیریوس: آره! جون خودت خیلی حال کردم
جیمز: اصلا بهتر نیست هولولولو بمونیم؟ اونجا شنیدم غول یخی هم هست.. کلی واسه خودمون صفا میکنیم
سیریوس: من ترجیح میدم با غولای سنگی مبارزه کنم
جیمز و سیریوس ناگهان با هم:
مرلین و گودریک در حالیکه با لبخند بر لب بر نوک قله کوه به آنها مینگریستند منتظر پایین آمدنشان بودند :grin:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده

شناسه‌ی بعدی
Re: خانهٍ شماره دوازده گریمالد
گودریک: بابا مرلین اینا کجا رفتن؟
مرلین: آره قناتم از خونمون دور بود.... چی؟ اینا؟...
گودریک: باز اینا چشم منو دور دیدن ها! ای خدا! فقط آلبوس از پس اینا بر میاد! اونم که گذاشته رفته هولولو مفقودالاثر شده.

سیریوس و جیمز:
جیمز: میگم داش سیریش! این گودریک بی راه هم نمیگه ها! این هیپو سواری هم دیگه تکراری شده! من دلم یه کار هیجان انگیز میخواد.
سیریوس: هوم! آره راست میگی. میگم چطوره بریم هولولو؟
جیمز: پسر محشری! چجوری به ذهنت رسید؟ محفل الان بیشتر از هر چیزی به دامبلدور احتیاج داره!
سیریوس: یعنی تو میگی بریم دنبال دامبلدور؟
جیمز: مگه تو همینو نگفتی؟
سیریوس: اِ! چرا. همینو گفتم!!
جیمز: خب پس پیش به سوی هولولو
سیریوس: صبر کن. بذار یه جغد واسه گودریک بفرستیم.
جیمز: باشه
جغد: محفل
جیمز و سیریوس: هولولو

مرلین: گودریک خودتو ناراحت نکن. بذار الان پیداشون میشه حسابشونو میرسم.
بوم!
گودریک: چی بود؟
مرلین: یه چیزی خورد به پنجره.
گودریک پنجره رو باز میکنه و جغدی رو که به پنجره خورده بود میاره تو.
گودریک: ...................................................
مرلین: چی نوشته؟
گودریک: ما رفتیم هولولو! جیمز و سیریوس
گودریک و مرلین: آخه چرا انقدر باهاشون بد رفتاری کردیم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.