جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  64 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  181 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  199 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  292 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: یکشنبه 16 مرداد 1384 07:30
نمایش جزئیات
آفلاین
خرابکاری.....

______________________________
آرموک"..مطمئنی جیغشونو در میاره؟
کریچر"..آره بابا..جواب می ده...
راجر"..ببین آرمی .اگه قراره خل بازی در بیاری برگرد خوابگاه
آرموک"..اولاً آرمی نه آرموک...دوماً
"هیس...صداتو بیار پایین..
"دوما ساکت شو صدام پایین ترین نوع ولوم رو داره...خب یکی بده من حداقل دستم خالی نباشه...
یه دونه لجن مردم آذار هم به من دادن...
کریچر رو به ما گفت"..الان هیچ صدایی نمیاد..فکر کنم وقتشه..

آروم آروم با دلو جراتی فراوون به طرف خوابگاه دخترا رفتیم...لجن کریچر روی خوابگاه دخترای سال اولی...لجن من روی خابگاه دختر سومیا...ولجن سوم...(چشتون روز بد مبینه)
لجنه پیرهن راجرو جسبیده بود..
راجر با صدای مبهم وآذرده."درش بیارین..درش بیارین.یالا..
آرموک".یه لحظه....فرصت بده ..صداتو نگه دار
کریچر بهم کمک می کرد...تا درش بیاریم.چراغ طبقه ی سال دومیها و سومیها روشن شد...
من و کریچر".نگهش دار...ما میریم کمک بیاریم..
راجر با صدایی ناپیدا"کجا می رین؟!..."در حالی که اون لجن کپیف داشت مسیرش به گردنش نزدیک می شد...
من و کریچر در رفتیم و راجر بدبخت موند اون بالا...وقتی رسیدم به خوابگاه پسرا و رقتیم بالا....
.......ای بیچاره راجر...............................
صدای جیغو داد و جرقه های آشنای ورد توبیخ و کلمه هایی از صدایی آشنا.."....خیلی نا مردین.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: شنبه 15 مرداد 1384 19:45
نمایش جزئیات
آفلاین
...من تو تالار عمومي ريونكلا در حال رفتن به خوابگاه خودمون بودم كه يه هو از خوابگاه پسران صداي تشويق و اي ول و اين حرفها اومد...
(حس فضولي دزيره اود كرد)..گوششو چسبوند به در.. ....
...
واي...وايستا ببينم...تخ!!!!...درو بازميكنه...راجر.....
همه:...
من:راجر تو فقط خوابگاه خودتونو بزرگ كردي...در حالي كه ديشب پاي لونا...تو دهن من بود...تازه از گرما پادما و فلور اصلا خوابشون نبرد...
راجر:وايستا ببينم...
من گوشه ي لباسشو گرفتم...بردمش تو خوابگاه..
همه:(جيغ)
پادما:(از اون جيغاي معروف)
لونا:اين موجود اينجا چي كار ميكنه؟
من:اوردمش خوابگاهمونو بزرگ كنه...
يه هو فلور چوبدستيشو در مياره ميگيره به سمت راجر...
راجر:اصلا مگه زوره؟..من دارم ميرم..
من:...
راجر:خوب نميرم...همه بريد كنار و گرنه..
من:و گر نه چي؟
راجر:...
خوابگاه كش مياد...
فلور:تميزشم بكن...
راجر:..نميخوام.
دزيره ميره كنار در لونا هم به اون ملحق ميشه...پادما ...چوبدستيشو در مياره......فلور: يالا...
*******************************

اينو در باره ي بزرگ شدن خوابگاه دختران نوشتم...اگه به بقيقه ...خودتون ميدونين...ربطي نداشت...منو ببخشيد..

---------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوابگاه پسران
ارسال شده در: چهارشنبه 5 مرداد 1384 18:10
نمایش جزئیات
آفلاین
کریچر: هوی این جای منه؟
هاراگورن: من چی کار کنم اینجا جا نیست!
روح: هوی کریچر چی کارش داری تازه وارده!
کریچر: مثلا تو هم تازه واردی ها
روح: من با اینا فرق دارم. من زندگیمو در راه نابودی آستکبار و اشاعه ی دموکراسی گذاشتم
همه:
ارنی: راه رو باز کنین بابا اصلا من می خوام اینجا بخوابم.!
کریچر و هاراگورن:

در همین لحظه راجر از در خوابگاه با یه کوله پشتی وارد می شه

راجر: سلام بچه ها
همه:
راجر: یکی یکی موضوع چیه؟
کریچر: تو کدوم.... بودی؟
راجر: اولا مواظب حرف زدنت باش اینجا بچه زندگی می کنه! دوماً من رفته بودم یزد ولی مثل اینکه اینجا رو شما ریختین به هم در این مدتی که من نبودم. ازت ناامید شدم کریچر!
سام به طرفداری از کریچر: به این چه! تو جشن گذاشتی و بعد در رفتی! فکر نکردی این همه تازه وارد رو باید کجا جا داد؟ همه ی سالن پره. برو به عنوان ناظر فضای بیشتری بگیر!
راجر: اه راست می گی ها ! ولی مگه خبر رو نخوندین دیگه پهنای باندی نمونده. گالری رو هم به خاطر همین بستن!

همه:
کریچر: حالا چی کار کنیم!؟
راجر: شما ها خیلی آی کیو هستین ها! میدونستین! به راحتی یه ورد می خونیم این جا بزرگ تر می شه!
همه: چرا به فکر من نرسیده بود
راجر: چون شما ناظر نیستی! نویسنده و کارگردان این قسمت هم نیستی!
و ورد رو می خونه! خوابگاه به 6 برابر اندازه ی خودش بزرگ می شه
همه:
حمید که تازه اومده تو می گه: بابا حرفه ای! الان دخترا هم می تونن بیان اینجا بازم جا داشته باشیم
راجر: اوی! اصلا حواسم نبود باید برای دخترا هم درست کرد ولی من دیگه توان ندارم! خیلی خسته کننده بود. بعد از این مسافرته و الان هم انرژی برام باقی نمونده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!
Re: جشن تازه‌واردين!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 29 تیر 1384 01:08
نمایش جزئیات
آفلاین
شب موقع خواب*
حميد:عجب روز خوبي بود تا باشه از اين روزا باشه
راجر: مثل اينكه بهت خوش گذشته
حميد:آره
كريچر:به من كه خيلي خوش گذشت مخصوصا برنامه آخر شب تو تالار عمومي
روح:آره مواد كه از خونه تا هاگوارتز اورده بودم تموم شد
سام:من تو رو مي شناسم...الان كل تختو بگرديم ازش اسمارتيز مي ريزه بيرون
روح:نه به جون سام ديگه تموم شد
همه خوابيدن(ساعت 1:30 شب)
راجر:اوي روح پاشو...پاشو بريم
راجر:كريچ پاشو...اونو بردار...منقلم بردار بيار منو روح داريم مي ريم...سيخ يادت نره
كريچر:امري ديگه
(ادامه كلبه كنار جنگل)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
جشن تازه‌واردين!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 تیر 1384 07:56
نمایش جزئیات
آفلاین
راجر: كريچر بيدارشون كردي؟

كريچر: نتونستم خواب بودن!

راجر: چرا بايد بيدارشون مي‌كردي؟

كريچر: خب بيان جشن!

راجر: نه منظورم اينه كه در چه وضعيتي يه نفر بايد باشه كه بري بيدارش كني؟

كريچر: مثلا تو به فلور زل زده باشي من بيام بپرم وسط بيدارت كنم

راجر: كريچر!!!!!!! زود برو اونا رو از خواب بيدار كن حتي اگه مجبور بشي آب بريزي سرشون.

حميد و هاروگورن و سام و روح روشنايي گرفته بودن خوابيده بودن كه كريچر آب مي‌ريزه سرشون.

حميد: اشد... من مردم كمك من شنا بلد نيستم. كي منو انداخت تو استخر واي! كمك!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور راجر ديويس در 1384/4/28 11:14:41
!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: پنجشنبه 23 تیر 1384 22:27
نمایش جزئیات
آفلاین
كنار شومينه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: چهارشنبه 22 تیر 1384 11:57
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب راجر تو كدوم تاپيك در مورد شخصيتمون توضيح بديم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: چهارشنبه 22 تیر 1384 08:32
نمایش جزئیات
آفلاین
خارج از رول: چه گيري مي‌دين به من؟ شما هنوز هيچي در مورد خودتون ننوشتين كه بشه از روش نمايشنامه ساخت؟

براي من كه واضحه! كريچر هم كه گفت! شما هم بگين ديگه!

مثلا چي؟

شخصيتتون از چي خوشش مي‌ياد. از چي بدش مياد! از چي متنفره! از چي مي‌ترسه

لازم نيست حتما واقعي باشه! ولي براي مجازيش لازمه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: سه‌شنبه 21 تیر 1384 22:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خارج رول: ببینم مگه اینجا رول نیست؟.... راجر پس تو اینجا چی کار میکنی؟(یعنی اینکه شما لطفا یک کاری بکنید لطفا!!! )
--------------------------------------------------------------------------

همه
حمید: انا للالل.. و انا علیه راجعون!
راجر:oh my god!....بدبخت شدیم رفت...شناسه هممونو می بندن!
کریچر: ....ارباب راجر....من می خوام برم خونمون!!
راجر: اتفاقا شما اینجا می مونی و ما میریم خونمون!
کریچر: دِ بیا!!!....چی شد!....حالا ما گفتیم ارباب ، تو چرا جو میگیرتت!...من چرا باید بمونم؟...به من چه ...نقشه مال تو بود!
راجر: ببین کریچر عزیزم ....
کریچر: من عزیز نیستم ، گفته باشم!!!!
راجر: خوب بابا ببین کریچر ما جادوگریم و شامل قوانین وزارت میشیم ... ولی تو جن هستی و کسی کاری به کارت نداره ...تاژه تو جن آزادی!...تازشم اگرم گرفتنت ما که نمردیم...
کریچر: راجر ...میدونستم که شما آخر معرفتین و منو تنها نمیذارین!
راجر: ما چاکرتیم ... اصلا حالا که قدر ما رو میدونی هر روز میایم ملاقاتت!!
کریچر:
راجر: بچه ها فرار کنید!!!!!!!
بچه ها :
کریچر

پر طلا ، حمید ، راجر ، ققنوس، سام ، و ... سریع به طرف در تالار میدون ... همین که از کنار باغچه تالار عمومی رد میشن یه افسون به طرفشون میاد و همشون مثل ریونا خشک میشن!
فلور از طرف پله های خوابگاه دخترا به طرفشون میاد و دست به کمر می ایسته جلوشون....و با یک افسون دیگه آزادشون میکنه...
راجر: این چه کاری بود فلور...؟
فلور: آقا پسرا کجا تشریف می بردن اونم با این عجله؟
راجر: فلور این چه حرکتی بود مثلا من اینجا ناظرم! باید احترام منو نگه داری...کاری نکن که بدم شناستو ببندن!
فلور: به به ... دم در آوردی!...زیر سرت بلند شده ؟ ... ها؟
راجر: اِ چرا اشتباه منظورو میگیری عزیزم!!!.منظورم یک چیزه دیگه بود... حالا بدن برات توضیح میدم
فلور:
فلور: حالا لازم نکرده توضیح بدی ... ببینم نگفتین چرا دارین فرار میکنین!...نکنه برای ریونا اینطوری ترسیدین؟
راجر: تو از کج...
حمید با لگد میزنه به پای راجر
حمید با لبخند : چی ریونا؟...مگه ریونا چی شده؟
فلور: هیچی من میخواستم راجر رو افسون کنم اشتباهی خورد به ریونا...ترسیده بودین؟...
راجر و بقیه
---------------------------------------------------------------
خارج رول: می دونم خیلی در پیت بود ولی خداییش کل داستان در پیت بود دیگه منم نتونستم خوب درش بیارم ...حالا شما به بزرگی خودم می بخشمتون!! ...خوبیش این شد که دیگه سره این داسان ایمجا بحث الکی نمیشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: خوابگاه پسران
ارسال شده در: سه‌شنبه 21 تیر 1384 18:54
نمایش جزئیات
آفلاین
براي اينكه داستانش جالب بود نمي خواستم با نمايشنامه ي درپيتيم خرابش كنم همين

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!