السامور:بابا من خودم مرگ خوارم.كجايه كاري.الن امتحان داريم نميتونيم زياد فعاليت كنيم.
پروفسور:اي...راست ميگي.
السامور:الان وقت از اين حرف ها نيست الان بايد يه كاري كنم.آخه دنبالمن.چهقدر لفتش ميدي.
پروفسور:خب...
در با صدايه تقه بلندي باز ميشه.چند تا از كاراگاه هايه وزارت ميان.چيزه عجيب بينشون وجوده مودي چشم بابا قوريه.
السامور:اي واي.
پروفسور:برووووووو
السامور:فراري فراري فراري ...فراريم فراري..دو پا دارم دو پا ديگم مرگخوارمو فراري.فرارييههههه.
السامور با صدايه ترقي غيب ميشه.تمامه طلسمهايه كاراگاه ها ميخوره به قفسه ها و قفسه ها ميريزه
پروفسور:هي...ببينين چيكار كردين.چرا اونو نگرفتين.ميخواست تمامه چوبهامو بدزده.
مودي:اي كلك.خودت با اون همدستي.نه؟
پروفسور:نه به خدا.به جونه مادرم نه.اون ميخواست چوبهايه منو بدزده.
فاريوي:پس چرا اينقدر باهم صميمي بودين.
پروفسور:ميخواست كسي مشكوك نشه برايه همين خيلي صميمي صحبت ميكرد.
ناتالي پرتمن:به جونه مادرش قصم خورد.من با مادرش دوستم.اين بچه خوبيه.مادرش ميگه........
تق
السامور وسط مغازه ظاهر ميشه.
پروفسور:اي....
السامور:اي..اشتباه شد
تق
دوباره غيب ميشه.دوباره تمامه افسون ها ميخوره به قفسه ها و دوباره همون اتفاق.
مودي:ما امروز اينجا هستيم.
پروفسور با ترس ميگه
- چرا؟آخه من مشتري دارم.مشتري ميپرونين.
نيكل كيدمن:نگران نباش .ما هم كمكت ميكنيم.
پروفسور تا ديد كه نيكل كيدمن اينجاست يه جوري شد.
آنجوليا جولي:من خودم از السامور امتحان غيب شدنو گرفتم.اون موقع نميدونم چيكار كرده بود عاشقش شدم همينجوري بهش مدرك دادم.وگر نه همش بغل من ظاهر ميشد.نميدونم خوب بلد نبود ظاهر شه يا...
مودي:بسه ديگه آنجليا.
آنجليا:باشه بابا قوري.ولي..داشتم ميگفتم.زياد خوب نميتونه ظاهر شه.شايد بازم اشتباها اينجا ظاهر شه.بايد باشيم تا بگيريمش.
پروفسور كه چاره اي نداشت:باشه.هرچي انجلي....ببخشيد...هرچي شما بگين.
لبخندي بر صورت انجليا نشست.نيكل كيدمن پشت چشمي نازك كرد و گفت.:باشه پس بهتره يه جا برايه خودمون پيدا كنيم.
پروفسور:چطوري بيايين رويه صندلي كناره من بشينين.
انجليا:باشه.من ميام.
نيكل كيدمن:هي آنجليا .اون به من گفت.
پروفسور:حالا دعوا نيفتين.جفتتون بيين....
تق.
- بياست
- بمتمركز
- بيافت
- اوفاراكاكلاموروهاپوروگاماتوپوريغباسيمنمبرمتوشكمعباسع نيكلجونمبيادبريمتابسواري
قبل از اينكه ورد ها بخوره به السامور باز صدايه تق شنيده شد و او غيب شد.
مودي: فاريوي...اين آخريه چي بود؟
فاريوي: نميتونستم معدل فاسيشو پيدا كنم.معني كليش اينه كه((به ايست و دسبند بره تو دستش و يك راست بره آزكابان و از صبح تا شب نتونه بجنبه تا 15 روز و زن هارو ميمون ببينه و مرد هارو زن ببينه)) اگه ميخورد خيلي باهال ميشد.
آنجليا كه كنار پروفسور نشته بود گفت:هيچم باهال نبود .يعني چي زن هارو ميمون ببينه و مرد هارو زن
مودي:نميشه حتي تصور چنين حسه بدي رو كرد.
((بقيه داستان رو خودتون باهال ادامه بدين باهال باشه ها.))
اینستاگرام
آنلاینها
17 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
[[continious]] فروش استثنایی چوبهای جادویی با 10% تخفيف
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
Re: فروش استثنايي چوبهاي جادويي با 10%تخفيف(دياگون جديد)
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


