نقل قول:
بلاتریکس نوشته :
یعنی هری از صب که پا میشه راه میفته با همه کل کل می کنه؟
سوالات مشابه :
یعنی گیلدروی لاکهارت که دامبلدور استاد مدرسه هاگوارتز کرده یار و یاور بلاتریکسه ( برخلاف کتاب)
یعنی کینگزلی که جزو محفل و یک ارور هست جزو دسته سیاه هاست؟ ( کاملا بر خلاف کتاب )
یعنی الستور مودی ( که خودت قبلا نقشش رو داشتی ) با اون مشکوک بودنش که در کتاب گفته شده از صب تا شب دنبال زن گرفتنه؟ ( بر خلاف کتاب )
من این موراد رو که جزو بهترین ایفای نقش ها بود مثال آوردم که مشخص بشه اینجا از نظر من چیا خوب هستن و چیا نه
ما 3 جور شخصیت سازی داریم اینجا
1- شخصیت های کپی از کتاب
2- شخصیت های برگرفته از کتاب
3- شخصیت های غیر از کتاب ( ربط داده شده به هری پاتر )
در نوع اول به نظر من مثال بارزش هرماینی هست که به نظر من به ندرت چیزی به جز اونایی که هرماینی توی کتاب میگه رو در پستاش میشه دید و در نتیجه با خوندن کتاب به جای خوندن پستای این شخص میشه به نتیجه بهتری رسید
شخصیت های نوع دوم در سایت زیاد هستند بعضیا کاملا بر خلاف برکتاب هستند بعضیا یک جاهایی رو. بر خلاف کتاب رفتار میکنند
خب من خودم رو بگم که اگه از شخصیت هری پاتر در کتاب خوشم نمیومد ورش نمیداشتم یعنی من همینطوری شخصیت هری پاتر رو ورنداشتم چون از یک چیز هاییش خوشم اومده ور داشتم و اون چیزایی که من ازش خوشم اومده و توی ایفای نقش پر رنگشون کردم اینا هستن :
1- هری اجتماعی نیست تک رو عمل میکنه دوست نداره رهبر جمع باشه ( و این همون چیزیه که باعث میشه من گروهی کار نکنم ) هر جای کتاب که با جمع عمل کرده خودش نخواسته و به نوعی مجبور شده ( مثال: رفتن به وزارت خونه که موافق با اومدن بقیه نبود - تشکیل گروه الف دال که هرماینی به نوعی واردارش کرد )
2- بنا به شماره یک دوست های خاصی داره که رون و هرماینی هستن ولی متاسفانه در حال حاضر در این سایت این افراد برای ارتباط با من وجود ندارن ( میتونم اینا رو به افراد دیگه ای تغییر بدم ولی اصل کلی وجود یکی دو تا باید رعایت بشه براش که این رو هم پیدا نکردم هنوز)
3- دوست نداره راجع به کار هاش توضیح بده و بیشتر توی افکار خودشه اگه دقت کنید در کتاب دیالوگ های هری با توجه به اینکه شخصیت اول هست از رون و هرماینی و خیلیای دیگه کمتره ( اگه یکی آمار اینا رو دربیاره بهتر میشه گفت)
اینا خطوط کلی بود که من ازش استفاده میکنم و سعی میکنم یه سری جزییات دیگه رو هم رعایت کنم مثلا بد بودن با چو - درست کردن یه معشوق خیالی برای ادامه ماجرای رومانتیک - رفتار بسیار خشن با طرفداران ولدمورت و ضایع کردن اونا
و قضیه کل کل به نظر من اون چیزیه که من پر رنگش کردم توی این شخصیت چون از این طریق بهتر میشه خلاقیت نشون داد
نوع سوم به نظر من از همه بهتره مثلا بیگانه ولی از همه هم سختتر به نظر میرسه درآوردنش چون هیچ پیش زمینه ای در دست نداری و همه چی رو باید خودت بسازی ولی در عوض کاملا هم دستت بازه
و در مورد چت من بازم نظرم رو دارم که چت بودن یه پست به تعداد خطش نیست بیشتر از 90 درصد نمایشنامه های سایت چتی بیش نیستن
به نظر من اون پستی که چیز جدید و جالبی توش نیست و باری به هر جهت و برای اینکه یه چیزی نوشته باشی نوشته شده بهش چت میگن
و در مورد پاک شدن تاپیک ها همونطور که گفتم اینا سلیقه ای هست من شاید از همتون بیشتر تاپیک پاک کردم در نتیجه به نظر من بهتره این اعمال سلیقه رو ریز ترین فرد مسوول یعنی ناظر فروم انجام بده ( و مدیران روی کارهای اون نظارت کنن و الی آخر )
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.