جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

122 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
122 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

داستان‌های غیر هری پاتری

سینگای خون آشام - فصل 4

_"باورم نمیشه! اصلا باورم نمیشه! چه طور ممکنه که به این سرعت... قبیله ی خونآشامها...سینگا...خدای من!" گودریک آهسته به پشت بنرا ضربه ای زد:"ظاهرا با تمام هوش و درایتی که داری من و سینگا رو دست کم گرفتی! وقتی که اون اژدها رو ظاهر کرد باید قیافه شو می دیدی! اون طور قدرت و اقتداری رو حتی در وجود...

689  23 نظر  13 تیر 1385 6:52 بعد از ظهر الکسا بردلیold
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل 7

فصل هفتم : قبیله ی سایه ی مرگ هوای تاریک شده بود هارولد و جو به سمت محل زندگی سایه مرگها نزدیک میشدند بعد از این که هر دو پشت سنگی در جلوی ورودی مخفی شدند.هارولد گفت: تو باید یه کار بکنی انهم اینکه حواسشون را پرت کنی.تو به ان طرف قبیله میری وبا کمک خاکستری مشعلی از اتش به روی یکی از چادرها میندازی...

531  4 نظر  04 اردیبهشت 1385 7:43 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل 5

فصل پنجم:ترک نیکلاس هارولد انروز صبح زود بیدار شد و شروع به جمع کردن لوازمش کرد.شمشیر را در در قلاف خودش گذاشت لباسهایش را در بقچه ی خود قرار داد به سمت اشپزخانه را افتاد .ماریان و نیکلاس در حال صحبت با هم بودند وقتی هارولد را دیدند ماریان گفت: زود بیدار شدی. امروز سفرم شروع میشه و میخواستم صبح راه...

336  بدون نظر  04 اردیبهشت 1385 7:39 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل 6

فصل ششم : کوهستان مرگ هارولد شمشیر را برداشت به دنبال صدا رفت شخصی که تقاضای کمک میکرد متحرک بود .هارولد به دنبال صدا میدوید تا او را ببیند بعد از مدتی توانست صاحب صدا را پیدا کند ولی از انچه می دید متحیر بود.چهار جانور عجیب او را محاصره کرده بودند جانورانی شبیه به مارمولک با این تفاوت که از...

498  5 نظر  04 اردیبهشت 1385 7:37 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل 5

فصل پنجم:ترک نیکلاس هارولد انروز صبح زود بیدار شد و شروع به جمع کردن لوازمش کرد.شمشیر را در در قلاف خودش گذاشت لباسهایش را در بقچه ی خود قرار داد به سمت اشپزخانه را افتاد .ماریان و نیکلاس در حال صحبت با هم بودند وقتی هارولد را دیدند ماریان گفت: زود بیدار شدی. امروز سفرم شروع میشه و میخواستم صبح راه...

356  2 نظر  04 اردیبهشت 1385 7:34 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل 4

فصل چهارم : آموزش هارولد آن روز صبح حس خاصی داشت.وقتی لباسش را عوض می کرد هنوز به صحبت های دیروزشان فکر می کرد با هر زحمتی لباسش را پوشید از اتاق خارج شد به طرف اشپز خانه رفت.ماریان و هارولد مشغول خوردن صبحانه بودند وقتی هارولد را دیدند ماریان گفت: دیر کردی هارولد عزیزم داشتم نگرانت می شدم بیا...

568  7 نظر  31 فروردین 1385 5:54 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل3

فصل سوم:هویت پنهان هارولد با شنیدن صدا به طرف صدا بر گشت. پیر مردی با لباسی عجیب در کنار درخت ایستاده بود و او را نگاه می کرد. تو هم با انهایی پیر مرد؟ من ...نه حالا از این مساله بگذریم.کی به تو روش مبارزه را یاد داده که به این خوبی مبارزه می کنی؟حتما پدرت به تو روش مبارزه را یاد داده؟ نه کسی به من...

506  5 نظر  31 فروردین 1385 5:49 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

شاهزاده ی دورگه و ارباب سیاه - فصل 2

فصل دوم:در پی هویت هارولد کم کم چشمهایش را باز کرد وپدر اگوستین را دید اوه سلام هارولد حالت چطوره؟خوبی؟ خوبه مرسی من چرا این اینجام ؟ تو توی رود خانه بودی شانس اوردی من امده بودم کنار رودخانه که لباسم را بشورم که تو را دیدم وگرنه غرق شده بودی.راستی چه اتفاقی افتاد؟ ما داشتیم غذا می خوردیم که در زدند...

510  5 نظر  31 فروردین 1385 5:46 بعد از ظهر shahram
داستان‌های غیر هری پاتری

وارثان تاريكي_ فصل 2

فصل دوم_ مايك بزرگ صداي همهمه اي از سمت سالن مي آمد. نيكلاس پشت در سالن ايستاده بود. سرش به شدت درد مي كرد. با خودش انديشيد: جواب پدر را چه بدهم؟ چگونه به او بگويم كه در وراثت تاريكي چندين رقيب پيدا كرده ام ؟ چگونه به او بگويم كه عرضه نداشتم از خواهرم مراقبت كنم؟ در همين موقع برادرش ناتان به سمتش...

431  4 نظر  22 فروردین 1385 6:58 بعد از ظهر Evil
داستان‌های غیر هری پاتری

سینگای خون آشام - فصل 2

سینگا در تمام مدت بیهوشی کابوسی می دید... کابوسی گنگ و تلخ. همه جا پر از خون و فریاد و اشک بود...ناگهان دردی را حس کرد...دردی که به قلبش چنگ می زد و تا اعماق وجودش را می سوزاند...سینگا فریادی کشید و با شدت از جایش بر خوا ست. یولان و ریونا و بنرا ( ددنان* شفا دهنده ی مخفیگاه) را بالای سر خود...

853  21 نظر  22 فروردین 1385 2:25 بعد از ظهر الکسا بردلیold
دره شیطان

دره ي شطان - فصل 9

فصل نه_ قبرستان الكسيس پرسيد: هي استيو چي كار مي كني؟ من يك راه بلدم. دنبالم بيا. استيون و ماروين به دنبال او رفتند. الكسيس گفت: بايد بدوييد . آن قدر سريع كه باد هم به گرد پايتان نرسد. استيون و ماروين به دنبال الكسيس دويدند. آن قدر دويدند كه شانه ي راست ماروين درد گرفت و در دهانش مزه ي خون را احساس...

655  10 نظر  18 فروردین 1385 7:44 بعد از ظهر آرتميس
داستان‌های غیر هری پاتری

سینگای خون آشام

داستان در مورد یک خون آشام_جادوگر به نام سینگا ویسمن است و ماجراها و اتفاقاتی که برای او روی می دهد.

926  22 نظر  14 فروردین 1385 5:38 بعد از ظهر الکسا بردلیold
جادوگر یا خون آشام؟

جادوگر یا خون آشام - فصل10

باورم نمی شود. . .داگراس؟! دنيا بر سر دني خراب شد.راحبه ها به او حمله ور شدند و هر كس چيزي بر او پرت مي كرد.از طرفي تمام اعضاي دني درد مفصل داشت و دني آن قتل را غير ارادي انجام داده بود و از طرفي ديگر بالهايش در آمدند ولي اينبار بال سمت چپش از صندليي كه به طرفش پرت شد ه بود،در كمرش گير كرد و دردي...

1108  22 نظر  29 اسفند 1384 11:42 بعد از ظهر آرموك ايتسو
خوراک RSS

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.