جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

126 کاربر(ها) آنلاین هستند (1 کاربر(ها) در حال مرور دنیای جادوگری هستند)
123 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

هري پاتر و ناپديد شدن جاي زخم

هری پاتر و ناپدید شدن جای زخم - فصل دهم

پرورشگاه روزها و هفته­ها می­گذشتند و هری يک­بار ديگر اين احساس را تجربه می­کرد که هرگاه به وقت بيشتری نياز دارد زمان نيز با سرعت بيشتری می­گذرد.اکنون ماه نوامبر فرا رسيده بود و همزمان با يخ بستن سطح درياچه وجود هری نيز از نااميدی منجمد می­شد.او و رون در زمينه­ی درس­ها به طرز قابل ملاحظه­ای پيشرفت...

800  22 نظر  04 آذر 1385 10:11 بعد از ظهر اما دابزold
جادوگر یا خون آشام؟

جادوگر یا خون آشام-فصل 14

قلب اهریمن...(1) دو ساعتی به همین وضع گذشت.تنفس دنی نظم پیدا کرده بود ولی بدنش به زمین عادت کرده بود.داگراس با سوز و صدا نفس می کشید و دستها و پاهایش کاملا بی حس شده بود.به شدت عرق کرده بود.داگراس با صدای بی نوایی دنی را صدا می زد.دنیستون می شنید اما رمق حرکت نداشت... داگراس بیشتر تلاش...

524  6 نظر  27 آبان 1385 11:50 بعد از ظهر آرموك ايتسو
داستان‌های تکمیل‌شده

يكي از همين روزها

خورشيد روز دوشنبه‌ طلوع‌ كرد. روز نسبتاً گرم‌ و خشكي‌ بود. آقاي‌ ائورليواسكوبار، دندان‌ پزشك‌ بدون‌ مدرك‌ و مرد سحرخيز، ساعت‌ شش‌ صبح‌ در مطبش‌ را باز كرد. يك‌ دندان‌ مصنوعي‌ را كه‌ روي‌ يك‌ قالب‌ گچي‌ سوار شده‌ بود از قفسه‌ شيشه‌اي‌ بيرون‌ آورد. تعدادي‌ از ادوات‌ و وسايل‌ كارش‌ را به‌ ترتيب‌ از...

401  9 نظر  27 آبان 1385 8:57 بعد از ظهر ایگور کارکاروفold
داستان‌های تکمیل‌شده

بازی

در ازدحام يك‌نواخت و جاري كافه، راحت صندلي‌اش را در عمق كافه پيدا كرد و رويش نشست. به زودي يكي ميآمد و به او مي‌رسيد. همين‌طور هم شد. صداي لخ و لخ آشنايي شنيد و بعد بوي خوش گوشت سرخ شده كه پشت بندش سلامي هم به دنبال داشت. -- سلام. امروز چه‌طوري؟ صداي هر روزه بود و به عادت هر روزه جواب داد: -- سلام....

396  4 نظر  25 آبان 1385 9:41 بعد از ظهر ایگور کارکاروفold
مقاله‌ها

چرا هری پاتر رو دوست داری؟

راستش همینطوری با خودم نشسته بودم داشتم تو سایت میچرخیدم که به این مطلب به فکرم اومد که چرا اینهمه کاربر همه طرفدار هری پاتر اند و براش وقتهای زیادی رو صرف می کنند. خودم هنوز به دلیل اصلی نرسیدم ولی شاید یکی از عوامل زیر باشه. 1.اکثر ما در دوران کودکی دلمان می‌خواست تا نیروهای خارق العاده در...

1235  23 نظر  25 آبان 1385 12:05 قبل از ظهر Mohsen
فیلم 5

گفتگو با دانیل رادکلیف "هري پاتر بداخلاق نيست"

"دانيل رادكليف"، بازيگر هفده ساله مجموعه فيلم هاي "هري پاتر" كه بر اساس رمان هاي پرفروشي از "جي. كي. رولينگ"، نويسنده بريتانيايي ساخته شده اند، اين روزها درگير بازي در قسمت پنجم اين مجموعه با عنوان "هري پاتر و محفل ققنوس" است. رادكليف در تابستان امسال امتحانات نهايي اش را با موفقيت پشت سر گذاشت...

999  18 نظر  18 آبان 1385 6:10 بعد از ظهر پروفسور کويیرل
فیلم 5

معرفی بازیگران و شخصیتشان در کتاب

هری پاتر دنیل رادکلیف رون ویزلی روپرت گرینت هرماینیگرنجر اما واتسون بلاتریکس لسترنج هلنا بونهام کارتر روبیوس هگرید رابی کالترین لرد ولدرموت رالف فاینس آلبوس دامبلدور مایکل گمبون آلستور مد آی مودی برندن گلیسون ...

671  15 نظر  17 آبان 1385 7:30 بعد از ظهر توبیاس اسنیپ
داستان‌های غیر هری پاتری

داستان گرداب

شناسه من پتونيا هستش و اولين بارمم هست که دارم داستاني رو در سايت قرار ميدم اگر ازداستان خوشتان نيومد به بزرگي خودتان ببخشيد و اگر که خوشتون اومد که بايد بگم انسان خوش سليقه اي هستين لطفا حوصله به خرج بدين و اين داستانو بخونين و نظر و انتقادم فراموش...

424  5 نظر  12 آبان 1385 7:14 قبل از ظهر پتونیا دورسلی
هری پاتر و جدال مرگبار

هری پاتر و جدال مرگبار(فصل5)

فصل پنجم "معمای قدیمی" هری و رون و هرماینی وارد آشپزخانه شدند هری جینی را دید که به خانم ویزلی در درست کردن ناهار کمک می کرد، هرماینی نیز به کمک آنها رفت. رون گفت: پسر مثل اینکه ما اینجا به درد نمی خوریم بهتره که بریم بالا توی اتاق من، هری تا خواست که موافقتش را اعلام کند صدای خانم ویزلی را...

540  8 نظر  11 آبان 1385 5:11 بعد از ظهر الادورا بلک
نقد ادبی، تجزيه و تحليل

بررسی شباهت های سری گروشام گرینج و هری پاتر

فصل اول اخراج ساعت 3 بعد از ظهر بود و در ویرنوتا میوز وقت شام. خانم و آقای الیوت با تنها پسرشان دیوید، پشت میز نشسته بودند.اولین غذای آن شب ، یک ظرف بزرگ کلم خام با سس پنیر بود، چرا که خانم و آقای الیوت هرگز گوشت نمی‌خوردند.اتاق آشکارا فضای سردی داشت. آن روز بعد از ظهر، در آخرین روز نیم سال تحصیلی...

2008  45 نظر  07 آبان 1385 1:07 قبل از ظهر Irmtfan
خوراک RSS

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.