شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
خصوصیات ظاهری: شباهت فرد به پدر وعموی مرحومش بی اندزه است، او همانند انها و همه خانواده ویزلی دارای موهایی قرمز - چشمانی قهوه ای - قدی متوسط و بی اندازه شوخ طبع است. فرد از همان دوران کودکی در مغازه شوخی های ویزلی به پدرش کمک میکرد.
محل زندگی: او همراه والدین و خواهر کوچکش در بارو زندگی می کند، جرج در کنار خانه قدیمی پدر خود خانه ای ساخت.
اعضای خانواده: اسم پدر و مادر بزگ او ارتو و مالی است. فرد دارای پنج عمو و 1 عمه به نام های: بیل - چارلی - پرسی - فرد( او در جنگی که در هاگوارتز رخ داد کشته شد) - رون و جینی است! بقیه اعضای خانواده : هرمیون گرنجر - فلور دلاکور - جیمزهری - البوس سوروس و لیلی پاتر - هوگو - رز و ویکتوریا ویزلی - تد ریموس لوپین هستند.
چوبدستی: از چوب درخت گردو ، 20 سانتی متر طول - هسته، موی تک شاخ. انعطاف پذیر - برای انجام طلسمهای سریع - تغییر شکل و دوئل خیلی مناسبه و از مغازه اولیواندر خریداری شده.
گروه: گریفیندور، او نیز مانند تمام ویزلی ها به گریفیندور راه یافت. فرد ارزو دارد روزی مانند پدر و عمویش شود!
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/12/22 18:00:44
نام: پانسی. نام خانوادگی: پارکینسون (ولی حالا مالفوی حساب میشم دیگه نه؟!) سن: کار خیلی بدیه از یه خانم سن بپرسی. شغل: به دلیل احترام به همسرم مرگخوار. گروه: فکر کن تو اسلیترین نباشم! رنگ مو: مشکی رنگ چشم: مشکی یه کوچولو توظیحات: من در هاگوارتز تحصیل کردم واز اون مهم تر در گروه اسلیترین. دراون زمان هم دلداده ی دراکو بودم. خوبه بدونین که الانم همسر دراکو وعروس خانواده ی مالفوی هستم. پسری به نام اسکورپیوس دارم وازمهم ترین علاقه مندی هایم میتوان به پسرم،همسرم و خانواده ی مالفوی اشاره کرد. در زمان تحصیلم هم هرگاه بهانه ای برای دست انداختن گریفندوری ها پیدا میکردیم گل از گلم میشکفت.اوه...مهم ترین چیزو داشت یادم میرفت. چوبدستیمم از جنس چوب ولیک و ریسه ی قلب اژدها به طول 34 سانتی متر است.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پانسی پارکینسون. در 1387/12/21 16:31:25 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/12/22 17:54:41
هرگاه پای عشق در کار است پای عقل میلنگد[color=009900].[/color]
وضعيت تحصيلي: هفت سال کسب علم و قدرت جادويي به همراه انواع و اقسام تنبيهات و جريمه ها
رنگ چشم: خاکستري
رنگ مو: سياه
گروه: گريفيندور و عضو تيم کوييديچ
خصوصيات ظاهري: خوش قيافه ، ساحره پسند ، زماني هم که در آزکابان بودم موهاي ژوليده و دندان هاي زرد
علاقه مندي ها: نقشه ي غارتگر که خودم جزو سازندگان اون بودم ، موتورسيکت پرنده ام ، دوستانم
شرح زندگي:
سيريوس بلک پسر بزرگ خانواده ي اصيل بلک هاست که بر خلاف نياکانش نه تنها به گروه گريفيندور رفت بلکه مخالف سرسخت عقايد خانواده ي خود مبني بر برتري اصيل زاده ها بود. سيريوس با لقب پانمدي از سازندگان نقشه ي غارتگر بود که به همراه سه دوست دیگر خود ، مهتابي و شاخدار و دم باريک ، بعد از به پايان رساندن تحصيلات هاگوارتز به محفل ققنوس پيوستند. وي صميمي ترين دوست جيمز پاتر و پدر خوانده ي هري پاتر بود که با خيانتي که به وي شد به جرم قتل پيتر پتي گرو و کشتار مشنگ ها به مدت دوازده سال در آزکابان حبس شد. بعد از فرار از آزکابان و اثبات بي گناهي اش به محفل ققنوس و هری ، سيريوس سرانجام به دست دختر دايي اش بلاتريکس لسترنج در نبرد سازمان اسرار کشته شد و جسد وی به درون تاق نماي اسرار آميز پرت شد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/12/22 17:45:15
ببین من دقیقا" یادم نیست که اون تاپیک همین معرفی شخصیت بود یا نه . (به احتمال زیاد همین بود )ولی اونجا افراد در قالب یه نمایشنامه خودشونو وارد یه تالار می کردن می رفتن پشت تریبون و در باره ی خودشون در حضور دیگر افراد ایفای نقش توضیح می دادن این پست من فکر می کنم توسط آلبوس دامبلدور اون زمان تایید شد و من وارد ایفای نقش شدم . بعدشم چطور منو یادت نیست من تو تیم گریفیندور دروازه بون بودم همبازی خودت با هم جام کوییدیچ رو بردیم با اندرومیدا و جسیکا و رون و استرجس و ............اصلا" ولش کن .
یادم نمیمونه برای همین پرسیدم. ممنون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/12/14 18:30:15
فردا خواهد آمد خواهید دید هر کس آنچه نیست که می بینید و اما پشت دریا ها یقین شهری ست رویایی
سلااااااااااااااااام به سایت گوگوری خودم (منظورم خودمون بود )من هم مثل هر جنایتکاری که به محل جنایت خودش برمی گرده به سایت برگشتم امیدوارم که دلتون برای من تنگ شده باشه اگه می خواین از اینحرفها بزنین که باید بگم خیلی ممنون اگه هم نمی خواین بازم می گم خیلی ممنون . خب حالا دوباره مثل قدیما معرفی شخصیت : نام کامل : تدی سوروس اسنیپ سن :سال پنجم هستم . گروه : گریفیندور (بابام بالاخره یه روز منو به این خاطر دار می زنه ) شکل ظاهری : موهای سیاه و چرب و چشمهای میشی رنگ و پر فروغی دارم . و برخلاف بابام قرمز می پوشم (ردای کوییدیچه ) چوبدستی : چوب سپیدار با مغز موی دیو سفید جارو : پاک جارو سپر مدافع : یه کوچولوضایع است (بابا همش با اون گوزنش واسم کلاس می ذاره )خب.........نخندینا .."خر مگس ". اه قول دادین نخندین . علاقه مندیها : دروازه بانی کوییدیچ و .........بابایی . توضیحات اضافی : عرض شود حضور انورتون که بعد از ازدواج لیلی و جیمز بابای ما سرخورده شد اینقدر ضایع خورد تو پرش که ولدمورت هم فهمید یه طوری شده. بعد ذهن خونی کرد و (از همون موقع بود که بابای من افتاد دنبال یادگیری ذهن بندی ) اولش که فهمید بعد و گفت بابا زودتر باید ازدواج کنه تا لرد بفهمه که فکر اون خون لجنی رو از سرش بیرون کرده . بعد بابا رو مجبور کرد با یکی از مرگ خوارهای تازه کار (دختر خاله ی لوسیوس مالفوی )ازدواج کنه (که نه اون می خواست نه بابا )بعد از به دنیا اومدن من توی یه جنگ مادرم به دست مودی کشته شد بعد ماجرای پیشگویی پیش اومد و بابا دوباره به فکر لیلی افتاد و............بقیه اش رو هم که خودتون می دونید .
دارم بال در میارم که دوباره با شناسه ی قبلی ام دارم میام سایت و همش رو هم مدیون کوییرل جونم
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/12/14 12:32:11 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/12/14 18:30:08
فردا خواهد آمد خواهید دید هر کس آنچه نیست که می بینید و اما پشت دریا ها یقین شهری ست رویایی
سلام امیدوارم حال همتون خوب باشد نام: نویل لانگ باتم سن: 19 گروه : گریفیندور چوب: پر ققنوس جارو: نیمبوس دو هزار توضیحات: پدر و مادر نویل به دست لردمورت کشته شد و الان توی بیمارستان هستند و نویل پیش مادر بزرگش زندگی می کنند و بعد چند سال وقتی که لردمورت به دست هری پاتر کشته شد نویل با جینی ازدواج کرد و الان دوتا بچه دارند .
شما شناستون بدلیل تغییر شناسه نمایسی از ایفای نقش خارج شده و به این دلیل که شما توضیحی در اون بلیت به ما ندادید باید دوباره بلیت بزنید و ذکر کنید دیگه بدون اجازه مدیران شناستون رو تغییر نمیدید. ممنون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نویل لانگ باتمold3 در 1387/12/13 18:42:15 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/12/14 12:27:26
نام : نارسیسا نام خانوادگی : مالفوی ( البته اسم زمان دختریم بلک بوده ! ولی خوب ، مرد ذلیلی و اینجورحرفا دیگه ) سن : 36- 37 درنظر بگیر شما ! ( مگه آدم عاقل سن یه خانومو ازش می پرسه ؟ ) گروه : البته که اسلیترین
مشخصات ظاهری : موهای بلند طلایی ، صورت رنگ پریده ، جثه باریک . توضیحات اضافی : خوب این شخصیت ، از یکی از اصیل ترین خانواده های جادوگری هست و به سنتهای خانوادگی پایبند ، تو اسلیترین درس خونده و با یکی از اصیل ترین جادوگران ازدواج کرده و یه پسر شیرین و دوست داشتنی داره به اسم دراکو ! زیاد تو بند خشونت و مرگخواریت نیست ولی به همسرش وفاداره و عاشق پسرشه . حتی حاضر شد به خاطر پسرش به لرد سیاه خیانت کنه و به اون پسرۀ صورت زخمی کمک کنه . ( من چنین اشتباهی مرتکب نخواهم شد ) تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1387/12/11 19:37:37 ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1387/12/11 21:34:46 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/12/12 18:12:13