تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
83 کاربر(ها) آنلاین هستند (66 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
82
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
آینه نفاق انگیز
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/04/27
تولد نقش: 1398/03/29
آخرین ورود: جمعه 26 دی 1399 19:03
از: یه دنیای دیگه!
پستها:
516

به سطح صیقلی آینه چشم دوخت. بارها و بارها دیگران را در چنین موقعیتی تصور کرده بود و حال خودش در برابر آینه قرار داشت. آینه ای که هرچه می خواستی، نشانت میداد.
هربار با خود می اندیشید، دوستانش را خواهد دید که پشت در پشت هم ایستاده اند. لبخند می زنند و دست تکان می دهند. او هم در میان آنها از صمیم قلب می خندد و شاد است و هرگز اندوهی در زندگی تجربه نکرده.
تصور می کرد، ردای سیاهش را پوشیده و کلاهش را از جلو تا پایین گردنش فرو آورده و به شکار سپیدانی می رود که جای سیاهی را تنگ کرده اند. وقتی می یابدشان، رهایشان می کند تا با هم رو به آینه بخندند.
خیال می کرد در کنار دوست سیاهش، زانو بر زمین زده و ماموریت بعدی را از سرورش طلب می کند.
با چشمانی خشک و گونه هایی تبدار به آینه زل زد و گوشه گوشۀ آن را کاوید. حسی که هرگز در عمرش تجربه نکرده بود، چون آوار بر قلبش کوفته شد. نگاه اندوه زده اش را از آینه برگرفت و ساک در دست، رو به ناکجا پیش رفت.
آینه در برابر چشمان او، تنها خودش را به نمایش گذاشته بود. بی هیچ افزودنی مجاز یا غیر مجازی! آنجه بودیم، آنچه هستیم، و آنچه خواهیم بود.
تنها.
هربار با خود می اندیشید، دوستانش را خواهد دید که پشت در پشت هم ایستاده اند. لبخند می زنند و دست تکان می دهند. او هم در میان آنها از صمیم قلب می خندد و شاد است و هرگز اندوهی در زندگی تجربه نکرده.
تصور می کرد، ردای سیاهش را پوشیده و کلاهش را از جلو تا پایین گردنش فرو آورده و به شکار سپیدانی می رود که جای سیاهی را تنگ کرده اند. وقتی می یابدشان، رهایشان می کند تا با هم رو به آینه بخندند.
خیال می کرد در کنار دوست سیاهش، زانو بر زمین زده و ماموریت بعدی را از سرورش طلب می کند.
با چشمانی خشک و گونه هایی تبدار به آینه زل زد و گوشه گوشۀ آن را کاوید. حسی که هرگز در عمرش تجربه نکرده بود، چون آوار بر قلبش کوفته شد. نگاه اندوه زده اش را از آینه برگرفت و ساک در دست، رو به ناکجا پیش رفت.
آینه در برابر چشمان او، تنها خودش را به نمایش گذاشته بود. بی هیچ افزودنی مجاز یا غیر مجازی! آنجه بودیم، آنچه هستیم، و آنچه خواهیم بود.
تنها.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگانا لیفای در 1388/7/4 1:41:20
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/10/09
تولد نقش: 1386/04/16
آخرین ورود: چهارشنبه 4 شهریور 1405 18:54
از: هاگزمید
پستها:
357

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/04
آخرین ورود: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 13:11
از: ل مزل زوزولـه .. گاو حسن سوسولـه!
پستها:
553

كي مي دونه روونا توي آينه چي ميبينه ؟
ميدوني من چه جوري كشته شدم ؟
من توي آيينه كنار اسليترين نشسته بودم ،
كلاغه اومد و روونا رو بردش
روي دخت نشست و خوردش
و من مردم .
الآن داشتم سالي جون فقيدو ميديدم كه كنارم نشسته و داره بهم rant: ميده
پدر (...(
مادر(...)
خواهر (...)
ولي دوست دارم ، عاشقتم...
اينجوري :
آزارم نده ...
ميدوني من چه جوري كشته شدم ؟
من توي آيينه كنار اسليترين نشسته بودم ،
كلاغه اومد و روونا رو بردش
روي دخت نشست و خوردش
و من مردم .
الآن داشتم سالي جون فقيدو ميديدم كه كنارم نشسته و داره بهم rant: ميده
پدر (...(
مادر(...)
خواهر (...)
ولي دوست دارم ، عاشقتم...
اينجوري :
آزارم نده ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
.
.
.
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
جزئیات کاربر

اگه منظور رومیلدا وینه که خوب همه میدونن که تو اینه چی میبینه: خودش و هری رو میبینه که با هم ازدواج کردن! لیلیلیلیلیلیلی( از همونا که توی عروسیا میگن!)
اگه هم که خودم رو میگین: اهم اهم! بنده خود را میبینم که موفقیت های گنده گنده بدست اورده ام!
بابای
اگه هم که خودم رو میگین: اهم اهم! بنده خود را میبینم که موفقیت های گنده گنده بدست اورده ام!
بابای
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
من اومــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم!!!
جزئیات کاربر

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
