شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
آقا ما رو تایید کنید بریم هافلپاف رو بترکونیم!!لطفا زودتر.من دیگه یه دقیقه هم طاقت ندارم.این جزو شخصیت های کتابه دیگه! ___ بابا چرا ما رو تایید نمیکنید؟به نظر خودم که معرفیم چیزی کم از اونایی که تایید شدن نداشت.دلتون به حال بچه های هافلپاف نمیسوزه که در انتظار من چشم به در موندن؟
دو تا پست، یکی شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مارکوس فلینت در 1385/11/13 13:03:12
من همین اسنیپ خودمونم(4186)... با کوییرل صحبت کردم قرار شد اسنیپ آزاد باشه و دیگه بقیشم بماند... =================
نام: آرگوس فیلچ/ Argus Filch گروه: راونکلاو درباره من: سرایدار مدرسه هاگوارتزم. یک پیرمرد بد اخلاق که از دانش آموزان به شدت متنفره. گربه ای به نام خانم نوریس دارم که یک رابطه روانی بین من و اون وجود دارد چون خانم نوریس همیشه در جاهای مختلف قصر سرک می کشد و اگر ببیند کسی در حال قانون شکنی ست، در عرض چند دقیقه در آن جا ظاهر می شوم. هیچ کس، البته به غیر از فرد و جرج و در حال حاضر هری به خاطر داشتن نقشهی غارتگر، به اندزه من راه ها و میانبرها و درهای مخفی هاگوارتز را بلد نیست.
من یه فشفشه/تردستم.این به این معنیه که در خانواده ای جادویی به دنیا آمدم ولی هیچ قدرت جادویی ندارم و نمی تواند جادو کنم. بد اخلاقیم و رفتار کنونیم شاید به خاطر همین امر باشد. از سقف دفترم زنجیرها و دستبندهایی آویزان کردم و همیشه از آن ها به نحو احسن مراقبت می کنم و آن ها را صیقل می دهم؛ به این امید که زمانی اجازه داشته باشد از آن ها دوباره استفاده کنم. عاشق تنبه بدنی دانش آموزان هستم. دفترم یک اتاق کوچک است که فقط با یک چراغ روغنی که از وسط سقف آویزان است، روشن می شود. دفترم همیشه بوی ماهی می دهد. همچنین کمد های مختلفی دارم که در آن ها خلاف کاری های دانش آموزان را یادداشت و نگهداری می کنم. فرد و جرج یک کمد مخصوص به خودشان دارند. کمد دیگری هم با نام « توقیف شده و خیلی خطرناک » وجود دارد.
ظاهر کلی فیلچ:
مو: قهوه ای روشن/ بسیار کثیف، تا حدودی هم کچل! چشم: براق، مثل گربه اش صدا: خشن و ترسناک ویژگی خاص: ! سن: نا مشخص... ولی پیر تخصص: سرایداری علاقمندی ها: شکنجه دادن دانش آموزان، صیقل دادن به زنجیرها و دستبندهایی که در دفترش است.
تائيد شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریچر در 1385/11/13 0:14:49 ویرایش شده توسط مارکوس فلینت در 1385/11/13 0:41:38
معرفی کوتاه شخصیت:داکسی موجودیست بسیار قشنگ و حنیف که من ابتدا به قسمت از کتاب موجودات و جانوران شگفت انگیز رو اینجا پیست میکنم تا بفهمین داکسی چیه
اغلب افراد داکسی را با پری دریایی اشتباه میگیرنددر حالی که این دو جانور از گونه های کاملا متفاوتند.
داکسی نیز مانند پری بدنی مینیاتوری شبیه انسان دارد اما داکسی بر خلاف پری یک جفت دست و یک جفت پای اضافی دارد بدنش از موی ضخیم و سیاه پوشیده شده.
بالهای داکسی قوسی شکل کلفت و درخشان است . بیشتر به بالهای سوسک شبهت دارد . این جانور در سراسر اروپای شمالی و امریکا یافت میشود زیرا اب و هوای سرذدبرایش مناسب تر است
داکسی ها هر بار حدود پانصد تخم میگذارند و انها را زیر خاک پنهان میکنند.نوزد داکسی پس از دو الی سه هفته از تخم بیرون می اید.
داکسی دو ردیف دندان بسیار تیز و زهر آگین دارد.کسی که دچار داکسی گزیدگی شده است باید نوشدارو مصرف کند
در کل بچه باحالیم از تاییدم ناراحت نمیشید
....................................................تائيد شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط داکسی در 1385/11/12 20:05:18 ویرایش شده توسط کریچر در 1385/11/13 0:10:16 ویرایش شده توسط مارکوس فلینت در 1385/11/13 0:36:12
نام:نمون ردفورد جنسيت:مونث سن:16 چوبدستي:چوب سرو 25سانتي متر باپرققنوس جارو:اذرخش كوييديچ:جستجوگر گروه:گريفيندور(سال ششم) قد:170 وزن:50 رنگ مو:قهوه اي تيره رنگ چشم:قهوه اي شغل:دانش اموز توضيحات:من متولد 1562میلادی و تا سال 1649 میلادی زندگی ميكردم. مخترع طلسمهاي اصلاح حافظه و اولين پاككننده حافظه در وزارت سحر و جادو بودم. علايق:كوييديچ.دفاع در برابر جادوي سياه.انواع طلسم ها توانايي ها:اختراع طلسم هاي گوناگون.كوييديچ
اصولا من همچین شخصیتهایی رو در گریفیندور بخاطر تعداد زیاد اعضا تایید نمیکنم ولی اگه یه معرفی خوب با توجه به تواناییت ذکر کنی تایید میشی.موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/11/13 12:51:51
بسيار نادرند كلماتي كه ارزش انها بيشتر از سكوت باشد
نام:آیدن نام خانوادگی:لینچ سن:18 محل تولد:ایرلند شغل:جستجوگر کوییدیچ در تیم ملی ایرلند رنگ مو:خرمایی رنگ چشم:عسلی علایق:کوییدیچ.تیم ملی ایرلند.بازی قایم موشک(این مورد آخر کمک بسیاری به جستجوگر شدن آیدن کرد. گروه:هافلپاف. چوب جارو:آدرخش تیپ ظاهری:همیشه ردای کوییدیچ بر تن دارد. توضیحات:آیدن لینچ فرزند جورج لینچ(یکی از بزرگترین جستجوگران معاصر)از همان کودکی استعداد بسیاری در تعقیب گریز و قایم موشک از خود نشان داد.در سن 8 سالگی توانست رکورد جهانی گفتن گوی زرین را به نام خود ثبت کند.(عرض 6 ثانیه).پس از به اتمام رساندن تحصیلاتش در هاگوارتز در تیم بریج استنفورد(یکی از تیم های گمنام ایرلندی)در پست جستجو گر شروع به فعالیت کرد و سپس ب دلیل استعداد فراوان در تیم ملی ایرلند پذیرفته شد.وی پسری زیرک و شجاع است هر چند که در جام جهانی در مقابل ویکتور کرام جستجوگر معروف ایرلندی تن به شکست داد.وی علاقه بسیاری به گروه هافلپاف دارد چرا که خود نیز مانند هلگا هافلپاف بنیانگذار این گروه بسیار دست و دلباز و بخشنده است.
تایید شد!(یک شکلک خوب برای خودت انتخاب کن و در ضمن پیشنهاد میکنم قبل از فعالیت تویه ایفای نقش بیشتر توش گردش کنی و با فضای ایفای نقش آشنا بشی...میتونی از تالار عمومی هافلپاف هم استفاده بکنی تا بتونی راحتتر با ایفای نقش آشنا بشی)
در لیست ثبت شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکاور در 1385/11/15 17:04:38 ویرایش شده توسط مارکوس فلینت در 1385/11/18 22:08:22
تره ور یک وزغ زیبا، دوست داشتنی و باهوش است. حدود ضریب هوشی وی را بین 199 تا 200 تخمین میزنند.
مادر وی، وزق خاتون، دختر وزغ شاه گلگک آباد بود که به همسری وزغ خان تره آبادی در آمد و به تره آباد رفت. مادر تره ور بر سر زا به ملکوت علی پیوست و پدرش را در غم مادرش که تازه توسط عمه ی خواهرش مرده بود تنها گذاشت. پدر تره ور در پنج سالگی تره ور مرد و تره ور را در غم مرگ مادرش تنها گذاشت. بنابراین به یک مغازه ی حیوان فروشی رفته و در آنجا خود را به فروش گذاشت و به خرید یک پسر لوس بی دست و پا افتاد.
تره ور گیغ، غرغور و مردم آزار است. خواننده ی مورد عاقه ی او وزغ ابلیس، و مکن مورد علاقه ی او ساحل جوب همسایه میباشد.
با تشکر، تره ور تره آبادی
دوست عزیز در پست قبلی توضیح دادم براتون که به دلیل اینکه شناسه شما (مالدبر) بسته شده فعلا نمیتونم شما رو با یه شخصیت دیگه وارد ایفای نقش کنم.منتظر باشید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/11/12 19:31:14
We'll Fight to Urgs mate, so don't shock your gecko!
نام:چارلی نام خانوادگی:ویزلی جنسیت:مذکر سن: 22 نوع چوبدستی:چوب درخت نخل به همراه تار مویی از یک غول غارنشین نوع جارو:پاک جاروی صندوق دار قد:186 رنگ چشم:آبی خوشرنگ خیلی جیگر رنگ مو:خرمایی متمایل به قرمز گروه:گریفندور شغل:شکار اژدها حیوان مورد علاقه:سوسک سیاه قلقلی علایق:داداش جیگرم بیل ویزلی توضیحات اضافی:من چارلی ویزلی هستم برادر فرد و جرج ویزلی و برادر دیگه بیل ویزلی و برادر دیگه ی رون ویزلی و خلاصه زیادن دیگه برادرا ولی جیگرتر از همشون بیل ویزلیه که خیلی ددوستش دارم بگذریم من کلا تو کتاب خیلی کم هستم ولی از این به بعد زیاد هستم خود رولینگ گفته تمام ماجراهای کلیدی کتاب هفت رو من رقم میزنم و برادر جیگرم بیل ویزلی من در اژدها سواری مهارت بسیاری دارم و کلا خیلی خفنم.
این شخصیت گرفته شده لطفا از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه رو انتخاب کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/11/11 22:46:53