تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
69 کاربر(ها) آنلاین هستند (51 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
68
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
بازی با كلمات
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

دریاچه آن روز خلوت و آرام بود و فقط او بود که در آن شنا میکرد.دانش آموزان خسته فرصتی برای فرار از درس و استراحت پیدا کرده بودند و روبروی دریاچه دراز کشیده بودند.بعضی هم پاهایشان را داخل آب کرده بودند و با هم صحبت میکردند.
روی آب پرید و چند موج کوچک به وجود آورد.خوشحال بود که از دنیای پر تلاطم بیرون دریاچه جداست.با خوشحالی دندان هایش را که مثل سنگ سفت بود به هم زد و شاخک هایش را تکان داد و شروع به چرخیدن به دور خودش کرد.ماهی مرکب غول پیکر دریاچه آن روز خیلی سرحال بود.
وووو!
خیلی خوب بود، تا آخرش نفهمیدم که منظور ماهی مرکب دریاچه ست!
تایید شد!
روی آب پرید و چند موج کوچک به وجود آورد.خوشحال بود که از دنیای پر تلاطم بیرون دریاچه جداست.با خوشحالی دندان هایش را که مثل سنگ سفت بود به هم زد و شاخک هایش را تکان داد و شروع به چرخیدن به دور خودش کرد.ماهی مرکب غول پیکر دریاچه آن روز خیلی سرحال بود.
وووو!
خیلی خوب بود، تا آخرش نفهمیدم که منظور ماهی مرکب دریاچه ست!
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/15 15:31:26
جزئیات کاربر

هری احساس دردی سخت در پیشانیش حس کرد. به همین خاطر از خواب پرید. وقتی بلند شد یاد خوابی افتاد که دیده بود. نمیتوانست به خوبی به یاد بیاورد چون هنوز خسته بود ولی بعد از این که ایستاد به یاد اورد.
یادش امد که با رون روی قایقی ایستادند. ان موقع دریا پر تلاطم بود. بعد از مدت کوتاهی به یکباره موج بلندی به صورت وحشی قایق انها را ویران کرد. هر دو به اب افتادند.
رون سعی کرد با شناکردن فرار کند اما دریا او را غرق کرد. هری به صخره ای رسید.
میخواست که انتقام رون را از دریا بگیرد. اما هیچ سلاحی نداشت. او فقط در اطرافش سنگ میدید.
تایید شد!
یادش امد که با رون روی قایقی ایستادند. ان موقع دریا پر تلاطم بود. بعد از مدت کوتاهی به یکباره موج بلندی به صورت وحشی قایق انها را ویران کرد. هر دو به اب افتادند.
رون سعی کرد با شناکردن فرار کند اما دریا او را غرق کرد. هری به صخره ای رسید.
میخواست که انتقام رون را از دریا بگیرد. اما هیچ سلاحی نداشت. او فقط در اطرافش سنگ میدید.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مارکز دیگوری در 1388/5/15 12:54:28
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/15 13:07:55
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/15 13:10:49
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/15 13:07:55
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/15 13:10:49
نقل قول:
-دریاخیلی متلاطمه... امروز به ماهیگیری نرو ...
دختر نگران بود.
پسر سنگی را که دور گردنش بود به دختر نشان داد : سنگ شانسمه ... نگران نباش ، سالم برم می گردونه ...
چشمان غمگین دختر به دریا خیره شد و پسر رفت .
*
موج بلندی به قایق اصابت کرد ، باد شدید کم کم تبدیل به طوفانی وحشی شده بود .
پسر بادبان را جمع کرد و پاروزنان سعی کرد تا راه فراری بیابد .
هوا خیلی سرد بود ، او خسته بود و خانواده اش گرسنه ... باید سالم و با دست پر به خانه بر میگشت ... او قول داده بود ...
*
موجی آرام سنگی را به ساحل آورد ...
دختر سنگ را ندید ... او هنوز هم به دریا خیره بود ، منتظر ...
***
عجب کار سختی بودا!
خیلی خوب بود دوست عزیز
تایید شد!
کلمات جدید:دریا، موج، سنگ، شنا، خسته،فرار،قایق، تلاطم،صخره،وحشی
-دریاخیلی متلاطمه... امروز به ماهیگیری نرو ...
دختر نگران بود.
پسر سنگی را که دور گردنش بود به دختر نشان داد : سنگ شانسمه ... نگران نباش ، سالم برم می گردونه ...
چشمان غمگین دختر به دریا خیره شد و پسر رفت .
*
موج بلندی به قایق اصابت کرد ، باد شدید کم کم تبدیل به طوفانی وحشی شده بود .
پسر بادبان را جمع کرد و پاروزنان سعی کرد تا راه فراری بیابد .
هوا خیلی سرد بود ، او خسته بود و خانواده اش گرسنه ... باید سالم و با دست پر به خانه بر میگشت ... او قول داده بود ...
*
موجی آرام سنگی را به ساحل آورد ...
دختر سنگ را ندید ... او هنوز هم به دریا خیره بود ، منتظر ...
***
عجب کار سختی بودا!

خیلی خوب بود دوست عزیز
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرگی در 1388/5/13 15:51:18
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/14 0:06:11
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/14 0:06:11
جزئیات کاربر

دریا، موج، سنگ، شنا، خسته،فرار،قایق، تلاطم،صخره،وحش
1.عموما در روش های مشابه ، اگر بخواهند قدرت نویسندگی کسی را بررسی کنند ، کلماتی نمیدهند که تماما در یک سبک باشند ،چون مثل دریا صاف و راکد میشه و این یکنواختی اصلا خوب نیست ! شما خودت به عنوان ناظر و مسئول تایید که پستهای قبلی را مطالعه کردی ، آیا به این نتیجه نرسیدی که اکثریت آنها یک موضوع کلی رو دنبال میکنند و فقط تفاوت های جزیی دارند ؟! خسته نشدی عزیزم ؟ اینجوری در حقیقت شما دست قوه خلاق ذهن را به میزان زیادی میبندید و یکی از فاکتور های مهم داستان نویسی را حذف میکنید و به نتیجه مطلوب هم نمیرسید ، چون همه کلمات در یک سبک هستند و هیچی تلاطمی وجود نداره و سر هم بندی آنها کار حضرت فیل نیست ، یک توصیف صحنه از موج و دریا و ... مشکل ما را در این پروسه حل میکند ، اما اگر کلماتی کاملا بی ربط به هم ارایه بشوند باعث میشه که طرف بتونه توی کلمات شناور باشه، ان موقع هست که شما میتوانید معیار سنجش مناسبی برای طرف درخواست دهنده در نظر بگیرید .
2.این سایت ایفای نقش هری پاتر است ، اما من پستهای اخیر را که مطالعه کردم به جز معدودی هیچ ارتباطی به دنیای رولینگ ندارند ،یعنی یک موج سبز غیر هری پاتری
حالا من نمیگویم قوانین سهمگین فن فیکشن نویسی را برای این موضوع پیاده کنیم ، اما حداقل انتظار داریم پورتال ورودی یک ایفای نقش مرتبط با ان ایفای نقش باشد .وگرنه اینطوری که سنگ روی سنگ بند نمیشه !
3.مثل صخره سخت نباشین و اجازه این را به اعضا بدهید که روش های کلیشه ای و سنت های قدیمی رو بشکنند ، برای مثال در پست قبلی من ، اشاره شده که کلمات را داخل متن به کار ببرید ، من تعجب میکنم !!! مگر من کلمات در جای دیگری به جز متن به کار بردم ؟! در پست من شاهد یک میکس کلمات از وقایع اخیری بودیم که بر قهرمان ، گذشته بود ، کلمات مفهوم داشتند و تصویر در ذهن خواننده ایجاد میکردند ،دقیقا مثل اینکه در یک دنیای وحش ِ بدون قفس زندگی میکنی ! نه این که کاملا پرت آورده شده باشند و آیا این تاپیک هدف جز جلوگیری از ورود اسپم به انجمن ها دارد یا خیر ، اگر پاسخ "بله" باشد ، باز هم تایید نشدن آن پست توسط شما جای بحث دارد ، با این حال زدن چون من روی یک قایق در دنیای کلمات شناورم ! یه پست دیگر وقتی از من نمیگیرد اما انتظار دارم موارد بالا در راستای بهبود کیفیت مورد بررسی قرار بگیرند.
اما با این وضعیت من از این تاپیک فرار میکنم !
1.عموما در روش های مشابه ، اگر بخواهند قدرت نویسندگی کسی را بررسی کنند ، کلماتی نمیدهند که تماما در یک سبک باشند ،چون مثل دریا صاف و راکد میشه و این یکنواختی اصلا خوب نیست ! شما خودت به عنوان ناظر و مسئول تایید که پستهای قبلی را مطالعه کردی ، آیا به این نتیجه نرسیدی که اکثریت آنها یک موضوع کلی رو دنبال میکنند و فقط تفاوت های جزیی دارند ؟! خسته نشدی عزیزم ؟ اینجوری در حقیقت شما دست قوه خلاق ذهن را به میزان زیادی میبندید و یکی از فاکتور های مهم داستان نویسی را حذف میکنید و به نتیجه مطلوب هم نمیرسید ، چون همه کلمات در یک سبک هستند و هیچی تلاطمی وجود نداره و سر هم بندی آنها کار حضرت فیل نیست ، یک توصیف صحنه از موج و دریا و ... مشکل ما را در این پروسه حل میکند ، اما اگر کلماتی کاملا بی ربط به هم ارایه بشوند باعث میشه که طرف بتونه توی کلمات شناور باشه، ان موقع هست که شما میتوانید معیار سنجش مناسبی برای طرف درخواست دهنده در نظر بگیرید .
2.این سایت ایفای نقش هری پاتر است ، اما من پستهای اخیر را که مطالعه کردم به جز معدودی هیچ ارتباطی به دنیای رولینگ ندارند ،یعنی یک موج سبز غیر هری پاتری
حالا من نمیگویم قوانین سهمگین فن فیکشن نویسی را برای این موضوع پیاده کنیم ، اما حداقل انتظار داریم پورتال ورودی یک ایفای نقش مرتبط با ان ایفای نقش باشد .وگرنه اینطوری که سنگ روی سنگ بند نمیشه !3.مثل صخره سخت نباشین و اجازه این را به اعضا بدهید که روش های کلیشه ای و سنت های قدیمی رو بشکنند ، برای مثال در پست قبلی من ، اشاره شده که کلمات را داخل متن به کار ببرید ، من تعجب میکنم !!! مگر من کلمات در جای دیگری به جز متن به کار بردم ؟! در پست من شاهد یک میکس کلمات از وقایع اخیری بودیم که بر قهرمان ، گذشته بود ، کلمات مفهوم داشتند و تصویر در ذهن خواننده ایجاد میکردند ،دقیقا مثل اینکه در یک دنیای وحش ِ بدون قفس زندگی میکنی ! نه این که کاملا پرت آورده شده باشند و آیا این تاپیک هدف جز جلوگیری از ورود اسپم به انجمن ها دارد یا خیر ، اگر پاسخ "بله" باشد ، باز هم تایید نشدن آن پست توسط شما جای بحث دارد ، با این حال زدن چون من روی یک قایق در دنیای کلمات شناورم ! یه پست دیگر وقتی از من نمیگیرد اما انتظار دارم موارد بالا در راستای بهبود کیفیت مورد بررسی قرار بگیرند.
اما با این وضعیت من از این تاپیک فرار میکنم !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
جزئیات کاربر

دوست عزیز
در مورد چرایی این پست شما ، نوع الفاظ به کار برده شده و نتایجی که به راحتی میشه گرفت بنده صحبتی نمیکنم و میپردازیم به محتوای پست :
نقل قول:
ببینید دوست گرامی، تایپیک های کارگاه نمایشنامه نویسی، و بازی با کلمات که مدت زیادی دروازه ورودی ایفای نقش بودند، در فکر میکنم پاییز سال گذشته قفل و در واقع تعطیل شدند.
در بازگشایی دوباره این تایپیک ها، طبق صحبت هایی که با مدیریت انجام گرفت، به این نتیجه رسیدیم که ارسال یک پست مقبو در کارگاه نمایشنامه نویسی، انتظار زیادی از یک کاربر تازه وارد به حساب میاد. لذا بازی با کلمات راه اندازی شد تا این سطح انتظار تعدیل بشه.
صحبت شما هم دقیقا با این موضوع ارتباط داره.هدف از تایید بازی با کلمات، اینه که کاربر تازه وارد، حداقل توانایی خودش رو به نمایش بگذاره. و یا حتی اعتماد بنفس خودش رو برای بودن در یک جامعه پر جمعیت مجازی در بدو ورود بدست بیاره.
حالا اینکه ما بیایم کلمات نامرتبط با هم بدیم و تاکید کنیم که پست ها هری پاتری باشن، انتظار زیادیه و درواقع برگشت به همون خونه اول یعنی مسائل مربوط به کارگاه نمایشنامه نویسی هست.
در مورد کلمات فعلی، اولا که این کلمات توسط بنده گذاشته نشده، ثانیا مونتگومری که این کلمات رو گذاشتن، از بهترین اعضای این سایت هستن، توانایی ایشون به همه ثابت شده و تا به حال، کلماتی که ارائه کردند همواره مورد تایید اعضا و مدیران بوده و هست. از نظر من که نظارت این انجمن رو بر عهده دارم هم ایشون صلاحیت کامل رو در این عرصه دارند.
نقل قول:
ما هیچ جا در این سایت، دست هیچ عضوی رو برای شکستن روش های کلیشه ای نبستیم! در واقع بنده در جایگاهی نیستم که بخوام این کار رو انجام بدم، مواضع مدیریت هم اینطوری نیست، قطعا اعضای قدیمی ما، بسیار حساس تر از شمای تازه وارد(؟) هستند و اگر موردی باشه سریعا به مسوولین امر تذکر میدن.
هدف از تایید بازی با کلمات رو در پاراگراف بالا توضیح دادم.
زدن این پست و توضیح برای شما هم وقتی از من نمیگیره، بلکه بنده این رو وظیفه خودم میدونم که به هر کاربر عزیز ِ معترض یا منتقدی توضیح بدم.
بازم ممنون از صحبت هاتون
موفق باشید
در مورد چرایی این پست شما ، نوع الفاظ به کار برده شده و نتایجی که به راحتی میشه گرفت بنده صحبتی نمیکنم و میپردازیم به محتوای پست :
نقل قول:
1.عموما در روش های مشابه ، اگر بخواهند قدرت نویسندگی کسی را بررسی کنند ، کلماتی نمیدهند که تماما در یک سبک باشند ، شما خودت به عنوان ناظر و مسئول تایید که پستهای قبلی را مطالعه کردی ، آیا به این نتیجه نرسیدی که اکثریت آنها یک موضوع کلی رو دنبال میکنند و فقط تفاوت های جزیی دارند ؟! اینجوری در حقیقت شما دست قوه خلاق ذهن را به میزان زیادی میبندید و یکی از فاکتور های مهم داستان نویسی را حذف میکنید و به نتیجه مطلوب هم نمیرسید ، چون همه کلمات در یک سبک هستند و سر هم بندی آنها کار حضرت فیل نیست ، یک توصیف صحنه از موج و دریا و ... مشکل ما را در این پروسه حل میکند ، اما اگر کلماتی کاملا بی ربط به هم ارایه بشوند ان موقع هست که شما میتوانید معیار سنجش مناسبی برای طرف درخواست دهنده در نظر بگیرید
2.این سایت ایفای نقش هری پاتر است ، اما من پستهای اخیر را که مطالعه کردم به جز معدودی هیچ ارتباطی به دنیای رولینگ ندارند ، حالا من نمیگویم قوانین سهمگین فن فیکشن نویسی را برای این موضوع پیاده کنیم ، اما حداقل انتظار داریم پورتال ورودی یک ایفای نقش مرتبط با ان ایفای نقش باشد .
ببینید دوست گرامی، تایپیک های کارگاه نمایشنامه نویسی، و بازی با کلمات که مدت زیادی دروازه ورودی ایفای نقش بودند، در فکر میکنم پاییز سال گذشته قفل و در واقع تعطیل شدند.
در بازگشایی دوباره این تایپیک ها، طبق صحبت هایی که با مدیریت انجام گرفت، به این نتیجه رسیدیم که ارسال یک پست مقبو در کارگاه نمایشنامه نویسی، انتظار زیادی از یک کاربر تازه وارد به حساب میاد. لذا بازی با کلمات راه اندازی شد تا این سطح انتظار تعدیل بشه.
صحبت شما هم دقیقا با این موضوع ارتباط داره.هدف از تایید بازی با کلمات، اینه که کاربر تازه وارد، حداقل توانایی خودش رو به نمایش بگذاره. و یا حتی اعتماد بنفس خودش رو برای بودن در یک جامعه پر جمعیت مجازی در بدو ورود بدست بیاره.
حالا اینکه ما بیایم کلمات نامرتبط با هم بدیم و تاکید کنیم که پست ها هری پاتری باشن، انتظار زیادیه و درواقع برگشت به همون خونه اول یعنی مسائل مربوط به کارگاه نمایشنامه نویسی هست.
در مورد کلمات فعلی، اولا که این کلمات توسط بنده گذاشته نشده، ثانیا مونتگومری که این کلمات رو گذاشتن، از بهترین اعضای این سایت هستن، توانایی ایشون به همه ثابت شده و تا به حال، کلماتی که ارائه کردند همواره مورد تایید اعضا و مدیران بوده و هست. از نظر من که نظارت این انجمن رو بر عهده دارم هم ایشون صلاحیت کامل رو در این عرصه دارند.
نقل قول:
3.اجازه این را به اعضا بدهید که روش های کلیشه ای و سنت های قدیمی رو بشکنند ، برای مثال در پست قبلی من ، اشاره شده که کلمات را داخل متن به کار ببرید ، من تعجب میکنم !!! مگر من کلمات در جای دیگری به جز متن به کار بردم ؟! در پست من شاهد یک میکس کلمات از وقایع اخیری بودیم که بر قهرمان ، گذشته بود ، کلمات مفهوم داشتند و تصویر در ذهن خواننده ایجاد میکردند ، نه این که کاملا پرت آورده شده باشند و آیا این تاپیک هدف جز جلوگیری از ورود اسپم به انجمن ها دارد یا خیر ، اگر پاسخ "بله" باشد ، باز هم تایید نشدن آن پست توسط شما جای بحث دارد ، با این حال زدن یه پست دیگر وقتی از من نمیگیرد اما انتظار دارم موارد بالا در راستای بهبود کیفیت مورد بررسی قرار بگیرند.
ما هیچ جا در این سایت، دست هیچ عضوی رو برای شکستن روش های کلیشه ای نبستیم! در واقع بنده در جایگاهی نیستم که بخوام این کار رو انجام بدم، مواضع مدیریت هم اینطوری نیست، قطعا اعضای قدیمی ما، بسیار حساس تر از شمای تازه وارد(؟) هستند و اگر موردی باشه سریعا به مسوولین امر تذکر میدن.
هدف از تایید بازی با کلمات رو در پاراگراف بالا توضیح دادم.
زدن این پست و توضیح برای شما هم وقتی از من نمیگیره، بلکه بنده این رو وظیفه خودم میدونم که به هر کاربر عزیز ِ معترض یا منتقدی توضیح بدم.
بازم ممنون از صحبت هاتون
موفق باشید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/9 16:10:32
seems it never ends... the magic of the wizards :)
مطالبی چند :
1.عموما در روش های مشابه ، اگر بخواهند قدرت نویسندگی کسی را بررسی کنند ، کلماتی نمیدهند که تماما در یک سبک باشند ، شما خودت به عنوان ناظر و مسئول تایید که پستهای قبلی را مطالعه کردی ، آیا به این نتیجه نرسیدی که اکثریت آنها یک موضوع کلی رو دنبال میکنند و فقط تفاوت های جزیی دارند ؟! اینجوری در حقیقت شما دست قوه خلاق ذهن را به میزان زیادی میبندید و یکی از فاکتور های مهم داستان نویسی را حذف میکنید و به نتیجه مطلوب هم نمیرسید ، چون همه کلمات در یک سبک هستند و سر هم بندی آنها کار حضرت فیل نیست ، یک توصیف صحنه از موج و دریا و ... مشکل ما را در این پروسه حل میکند ، اما اگر کلماتی کاملا بی ربط به هم ارایه بشوند ان موقع هست که شما میتوانید معیار سنجش مناسبی برای طرف درخواست دهنده در نظر بگیرید .
2.این سایت ایفای نقش هری پاتر است ، اما من پستهای اخیر را که مطالعه کردم به جز معدودی هیچ ارتباطی به دنیای رولینگ ندارند ، حالا من نمیگویم قوانین سهمگین فن فیکشن نویسی را برای این موضوع پیاده کنیم ، اما حداقل انتظار داریم پورتال ورودی یک ایفای نقش مرتبط با ان ایفای نقش باشد .
3.اجازه این را به اعضا بدهید که روش های کلیشه ای و سنت های قدیمی رو بشکنند ، برای مثال در پست قبلی من ، اشاره شده که کلمات را داخل متن به کار ببرید ، من تعجب میکنم !!! مگر من کلمات در جای دیگری به جز متن به کار بردم ؟! در پست من شاهد یک میکس کلمات از وقایع اخیری بودیم که بر قهرمان ، گذشته بود ، کلمات مفهوم داشتند و تصویر در ذهن خواننده ایجاد میکردند ، نه این که کاملا پرت آورده شده باشند و آیا این تاپیک هدف جز جلوگیری از ورود اسپم به انجمن ها دارد یا خیر ، اگر پاسخ "بله" باشد ، باز هم تایید نشدن آن پست توسط شما جای بحث دارد ، با این حال زدن یه پست دیگر وقتی از من نمیگیرد اما انتظار دارم موارد بالا در راستای بهبود کیفیت مورد بررسی قرار بگیرند.
__________
دریا، موج، سنگ، شنا، خسته،فرار،قایق، تلاطم،صخره،وحش
__________
عزازیل ، پروردگار فریب ، بر صخره ای تکیه کرده بود و چگونگی سرکوب موج های متلاطم دریا را که دیوانه وار و خستگی ناپذیر بر پیکر سنگی این بنای عظیم میکوفتند ، نظاره میکرد و به بندگان خود می اندیشید .
پیروانی که ناتوان از فرار ، در چنگال مرگ گرفتار میشدند و عاجز از اشاعه ی ماموریت فساد خود ، به دنیای بالا میشتافتند .
در حقیقت مرگ قهرمان مردم فنا پذیر است ، نه کسانی که انسان از آنها به عنوان اسطوره یاد میکند .
اما عزازیل از راه خود بازنمی نشست و نا امید نمیشد ، چرا که از نفس قدرت طلب انسان ها آگاه بود و میدانست که با تکیه بر این نقطه ، بر جهان سلطه خواهد کرد.
تایید شد!
1.عموما در روش های مشابه ، اگر بخواهند قدرت نویسندگی کسی را بررسی کنند ، کلماتی نمیدهند که تماما در یک سبک باشند ، شما خودت به عنوان ناظر و مسئول تایید که پستهای قبلی را مطالعه کردی ، آیا به این نتیجه نرسیدی که اکثریت آنها یک موضوع کلی رو دنبال میکنند و فقط تفاوت های جزیی دارند ؟! اینجوری در حقیقت شما دست قوه خلاق ذهن را به میزان زیادی میبندید و یکی از فاکتور های مهم داستان نویسی را حذف میکنید و به نتیجه مطلوب هم نمیرسید ، چون همه کلمات در یک سبک هستند و سر هم بندی آنها کار حضرت فیل نیست ، یک توصیف صحنه از موج و دریا و ... مشکل ما را در این پروسه حل میکند ، اما اگر کلماتی کاملا بی ربط به هم ارایه بشوند ان موقع هست که شما میتوانید معیار سنجش مناسبی برای طرف درخواست دهنده در نظر بگیرید .
2.این سایت ایفای نقش هری پاتر است ، اما من پستهای اخیر را که مطالعه کردم به جز معدودی هیچ ارتباطی به دنیای رولینگ ندارند ، حالا من نمیگویم قوانین سهمگین فن فیکشن نویسی را برای این موضوع پیاده کنیم ، اما حداقل انتظار داریم پورتال ورودی یک ایفای نقش مرتبط با ان ایفای نقش باشد .
3.اجازه این را به اعضا بدهید که روش های کلیشه ای و سنت های قدیمی رو بشکنند ، برای مثال در پست قبلی من ، اشاره شده که کلمات را داخل متن به کار ببرید ، من تعجب میکنم !!! مگر من کلمات در جای دیگری به جز متن به کار بردم ؟! در پست من شاهد یک میکس کلمات از وقایع اخیری بودیم که بر قهرمان ، گذشته بود ، کلمات مفهوم داشتند و تصویر در ذهن خواننده ایجاد میکردند ، نه این که کاملا پرت آورده شده باشند و آیا این تاپیک هدف جز جلوگیری از ورود اسپم به انجمن ها دارد یا خیر ، اگر پاسخ "بله" باشد ، باز هم تایید نشدن آن پست توسط شما جای بحث دارد ، با این حال زدن یه پست دیگر وقتی از من نمیگیرد اما انتظار دارم موارد بالا در راستای بهبود کیفیت مورد بررسی قرار بگیرند.
__________
دریا، موج، سنگ، شنا، خسته،فرار،قایق، تلاطم،صخره،وحش
__________
عزازیل ، پروردگار فریب ، بر صخره ای تکیه کرده بود و چگونگی سرکوب موج های متلاطم دریا را که دیوانه وار و خستگی ناپذیر بر پیکر سنگی این بنای عظیم میکوفتند ، نظاره میکرد و به بندگان خود می اندیشید .
پیروانی که ناتوان از فرار ، در چنگال مرگ گرفتار میشدند و عاجز از اشاعه ی ماموریت فساد خود ، به دنیای بالا میشتافتند .
در حقیقت مرگ قهرمان مردم فنا پذیر است ، نه کسانی که انسان از آنها به عنوان اسطوره یاد میکند .
اما عزازیل از راه خود بازنمی نشست و نا امید نمیشد ، چرا که از نفس قدرت طلب انسان ها آگاه بود و میدانست که با تکیه بر این نقطه ، بر جهان سلطه خواهد کرد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط !!! در 1388/5/9 13:24:47
ویرایش شده توسط !!! در 1388/5/9 13:52:22
ویرایش شده توسط !!! در 1388/5/9 13:52:47
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/9 16:47:54
ویرایش شده توسط !!! در 1388/5/9 13:52:22
ویرایش شده توسط !!! در 1388/5/9 13:52:47
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/9 16:47:54
دریا، موج، سنگ، شنا، خسته،فرار،قایق، تلاطم،صخره،وحش
____________
هری چشماشو باز کرد ، دیدش تار بود ، جای دلپذیر و نرمی قرار داشت ، آرامش غیر منتظره ای بر وجودش مستولی شده بود ، آیا او مرده بود ؟! ... آیا اینجا بهشت موعود بود ؟! .... از وقایع اخیر ، تنها کلماتی مبهم و گذرا در ذهنش باقی مونده بود ...
لرد ولد مورت ، جان پیچ ، فرار ، قایق ، دریا ، تلاطم ، موج ، صخره ، وحشت ، جینی .... جینی ؟!!!!!
هری با سرعت از جا بلند شد ، دردی ناگهانی ، تمام بدنش رو فرا گرفت ، دستی بزرگ و نیرومند اونو به حالت دراز کش برگردوند .
هری که تازه قدرت تشخیص محیط پیرامونش رو به دست اورده بود ، نگاهی به اطراف انداخت ، داخل کلبه ویزلی ها بود ... و هاگرید در حالی که با دستمال ابریشمی بزرگ و کثیفش چشماشو پاک میکرد بالای سرش نشسته بود .
هری با صدایی خاموش گفت : جینی ... !
هاگرید گفت: هری اون حالش خوبه ، رون و هرمیون خودشون رو به موقع به ما رسوندند و گفتند که تو رفتی دنبال جان پیچ ها ی اسمشو نبر ، بیل و ریموس سریعا دست به کار شدن و با یه گروه کوچیک ، اومدن دنبالت ، هری اونا شما رو وسط آب پیدا کردند ، قایقتون متلاشی شده بود ... خیلی شانس اوردی که اونا زودتر از مرگخوارا بهتون رسیدن ...
این چیز ها برای هری اهمیت چندانی نداشت ، هری دومرتبه با صدایی خاموش گفت : جینی .... !
هاگرید گفت: اون حالش خوبه هری ، حالش خوبه ...
در همین هنگام ، درون چارچوب در ، جینی ظاهر شد ، در حالی که پتویی دور خودش پیچیده بود ، قیافه ی خسته ای داشت و به هری لبخند میزد ...
دوست عزیز، باید کلمات رو در متن استفاده کنید نه اینکه همه رو به این صورتی که نوشتید بکار ببرید!
یک بار دیگه، کلمات رو در قالب متن به کار ببرید دوست عزیز.
تایید نشد!
____________
هری چشماشو باز کرد ، دیدش تار بود ، جای دلپذیر و نرمی قرار داشت ، آرامش غیر منتظره ای بر وجودش مستولی شده بود ، آیا او مرده بود ؟! ... آیا اینجا بهشت موعود بود ؟! .... از وقایع اخیر ، تنها کلماتی مبهم و گذرا در ذهنش باقی مونده بود ...
لرد ولد مورت ، جان پیچ ، فرار ، قایق ، دریا ، تلاطم ، موج ، صخره ، وحشت ، جینی .... جینی ؟!!!!!
هری با سرعت از جا بلند شد ، دردی ناگهانی ، تمام بدنش رو فرا گرفت ، دستی بزرگ و نیرومند اونو به حالت دراز کش برگردوند .
هری که تازه قدرت تشخیص محیط پیرامونش رو به دست اورده بود ، نگاهی به اطراف انداخت ، داخل کلبه ویزلی ها بود ... و هاگرید در حالی که با دستمال ابریشمی بزرگ و کثیفش چشماشو پاک میکرد بالای سرش نشسته بود .
هری با صدایی خاموش گفت : جینی ... !
هاگرید گفت: هری اون حالش خوبه ، رون و هرمیون خودشون رو به موقع به ما رسوندند و گفتند که تو رفتی دنبال جان پیچ ها ی اسمشو نبر ، بیل و ریموس سریعا دست به کار شدن و با یه گروه کوچیک ، اومدن دنبالت ، هری اونا شما رو وسط آب پیدا کردند ، قایقتون متلاشی شده بود ... خیلی شانس اوردی که اونا زودتر از مرگخوارا بهتون رسیدن ...
این چیز ها برای هری اهمیت چندانی نداشت ، هری دومرتبه با صدایی خاموش گفت : جینی .... !
هاگرید گفت: اون حالش خوبه هری ، حالش خوبه ...
در همین هنگام ، درون چارچوب در ، جینی ظاهر شد ، در حالی که پتویی دور خودش پیچیده بود ، قیافه ی خسته ای داشت و به هری لبخند میزد ...
دوست عزیز، باید کلمات رو در متن استفاده کنید نه اینکه همه رو به این صورتی که نوشتید بکار ببرید!
یک بار دیگه، کلمات رو در قالب متن به کار ببرید دوست عزیز.
تایید نشد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط !!! در 1388/5/8 5:02:27
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/8 12:26:16
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/8 12:31:02
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/8 12:26:16
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/5/8 12:31:02
جزئیات کاربر

به دریای متلاطم چشم دوخته بود. امواج، وحشیانه به صخره ها کوبیده می شدند. دریا هم غمگین بود؛ درست مثل او. از این زندگی خسته شده بود. می خواست از آدم ها ی اطرافش فرار کند. به یک دنیای دیگر برود. هر جایی جز این جا. سنگی برداشت و آن را با تمام قدرت در دریا انداخت و با نا امیدی از آن جا دور شد. کاش این زندگی تمام می شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج