سالازار اسليترين : که یه زن مشنگ داره
هري پاتر : دیوانه ساز
لرد ولدرموت : آلبوس دامبل
آلبوس دامبلدور : هیچی
هرميون گرنجر : توی کارنامه ی امتحانات کمترین نمره رو گرفته
جيمز سيريوس پاتر : ولدمورت
گودريك گريفيندور : شمشير گريفيندور شكسته
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
اگه یهو یه لولوخرخره جلوت ظاهر بشه ،چه شکلی میشه؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی قبلیم که بعد از این ساختمش ولی دوباره برگشتم به این
اینه
عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو
)
اینه
عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو
)
جزئیات کاربر

اممممم... آهان! بذارین با یه خاطره واستون نعریف کنم:
_ پروفسور لوپین!
_
_ پروفسور!
_
_ الو...
_ پلو!
_ میخواستم یه چیزی ازتون بپرسم. بگم؟ بگم؟
_ نه
_ اوکی، پس میگم.
پروفسور اسنیپ بعد از اینکه فهمید لولوخرخره ی نویل تبدیل به اون شده دیگه نذاشت اونو بیارین سر جلسه مگه نه؟
_ نه رومیلدا! اون لولوخرخره رو نابود کرد. من لولو خرخرمو میخوااام!
بعد از اینکه یکم اینور و اون ور رو پاییدم گفتم: پروفسور راستشو بخواین منو جرج یه لولوخرخره ی مامانی پیدا کردیم. میخواستم ازتون بخوام... میخواستم ببینم میشه اونو بیارین تو کلاس، یه کوچولو تمرین کنیم؟
_باشه پس خودت بیارش کلاس. فقط یادت باشه دوشیزه وین... نباید در صندوقی که لولوخرخره توشه رو باز کنی. میفهمی چی میگم؟؟؟
_حتما پروفسور
در اتاق فیلچ،قفسه ی پرونده های قدیمی...
فرد مخ بدعنق رو زده بود تا یه خرابکاری کنه و فیلچ رو از دفترش دور کنه. به خاطر همین هم من به راحتی تونستم وارد اتاق فیلچی بشم.
جرج گفته بود که فقط کافیه قفسه ی قهوه ای پرونده ها رو پیدا کنم... اهان اوناهاش... پیداش کردم.
قفسه ای قهوه ای رنگ اونجا بود که دائما وول میخورد و پرونده ها رو پرت میکرد بیرون. چوب دستیمو بالا بردم تا اون قفسه رو جابجا کنم، اما نه.... فقط یه نگاه توش بندازم!
آروم آروم به طرف قفسه رفتم. تا درش رو باز کردم، یه دست از اونجا اومد بیرون! کم کم تمام بدنشو کشید بالا... خدای من... باورم نمیشه! پروفسور ویکتور برگه ی منو تو دستش گرفته بود... صفر؟ جیـــــــــــــــــــــــــغ( تریپ جیمز)
حالا من بدو...پروفسور ویکتور بدو!
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق.
پروفسور لوپین که گیج شده بود، منو که پخشیده بودم رو زمین بلند کرد و گفت: ا؟ دوشیزه وین! شما مگه قرار نبود لولوخرخره رو بیارین؟ وای نه! مـــــــــــــــامــــــــــــان جونم!!!
یه گوی سفید تو هوا بود. اینکه ترس نداشت! کمی اونطرف تر هرمیون وایساده بود و داشت پوزخند میزد. هاج و واج نیگاش کردم، چشمکی زد و رفت. اطرافمو دیدم ولی نه پروفسور ویکتور رو دیدم، نه پروفسور لوپین، نه گوی و نه لولوخرخره، هیچکدوم اونجا نبودن! فقط خودم بودم و خودم! با کلی فکر که چرا ریاضیات جادویی رو صفر شدم؟؟؟
پ.ن پس از این خاطره میفهمیم که من از چی میترسم!!!
دامبلدور: خودشو میبینه که جوراب پاش نیست!
هری پاتر: دیوانه ساز ها
جیمزی: نهنگشو مرده پیدا میکنه!
لوپین: گوی سفید( همون ماه دیگه)
آسپ: منو میبینه که دارم با عله صحبت میکنم
بابای
_ پروفسور لوپین!
_
_ پروفسور!
_
_ الو...
_ پلو!
_ میخواستم یه چیزی ازتون بپرسم. بگم؟ بگم؟
_ نه
_ اوکی، پس میگم.
پروفسور اسنیپ بعد از اینکه فهمید لولوخرخره ی نویل تبدیل به اون شده دیگه نذاشت اونو بیارین سر جلسه مگه نه؟_ نه رومیلدا! اون لولوخرخره رو نابود کرد. من لولو خرخرمو میخوااام!
بعد از اینکه یکم اینور و اون ور رو پاییدم گفتم: پروفسور راستشو بخواین منو جرج یه لولوخرخره ی مامانی پیدا کردیم. میخواستم ازتون بخوام... میخواستم ببینم میشه اونو بیارین تو کلاس، یه کوچولو تمرین کنیم؟
_باشه پس خودت بیارش کلاس. فقط یادت باشه دوشیزه وین... نباید در صندوقی که لولوخرخره توشه رو باز کنی. میفهمی چی میگم؟؟؟
_حتما پروفسور
در اتاق فیلچ،قفسه ی پرونده های قدیمی...
فرد مخ بدعنق رو زده بود تا یه خرابکاری کنه و فیلچ رو از دفترش دور کنه. به خاطر همین هم من به راحتی تونستم وارد اتاق فیلچی بشم.
جرج گفته بود که فقط کافیه قفسه ی قهوه ای پرونده ها رو پیدا کنم... اهان اوناهاش... پیداش کردم.
قفسه ای قهوه ای رنگ اونجا بود که دائما وول میخورد و پرونده ها رو پرت میکرد بیرون. چوب دستیمو بالا بردم تا اون قفسه رو جابجا کنم، اما نه.... فقط یه نگاه توش بندازم!
آروم آروم به طرف قفسه رفتم. تا درش رو باز کردم، یه دست از اونجا اومد بیرون! کم کم تمام بدنشو کشید بالا... خدای من... باورم نمیشه! پروفسور ویکتور برگه ی منو تو دستش گرفته بود... صفر؟ جیـــــــــــــــــــــــــغ( تریپ جیمز)
حالا من بدو...پروفسور ویکتور بدو!
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق.
پروفسور لوپین که گیج شده بود، منو که پخشیده بودم رو زمین بلند کرد و گفت: ا؟ دوشیزه وین! شما مگه قرار نبود لولوخرخره رو بیارین؟ وای نه! مـــــــــــــــامــــــــــــان جونم!!!
یه گوی سفید تو هوا بود. اینکه ترس نداشت! کمی اونطرف تر هرمیون وایساده بود و داشت پوزخند میزد. هاج و واج نیگاش کردم، چشمکی زد و رفت. اطرافمو دیدم ولی نه پروفسور ویکتور رو دیدم، نه پروفسور لوپین، نه گوی و نه لولوخرخره، هیچکدوم اونجا نبودن! فقط خودم بودم و خودم! با کلی فکر که چرا ریاضیات جادویی رو صفر شدم؟؟؟
پ.ن پس از این خاطره میفهمیم که من از چی میترسم!!!
دامبلدور: خودشو میبینه که جوراب پاش نیست!
هری پاتر: دیوانه ساز ها
جیمزی: نهنگشو مرده پیدا میکنه!
لوپین: گوی سفید( همون ماه دیگه)
آسپ: منو میبینه که دارم با عله صحبت میکنم
بابای
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
من اومــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم!!!
جزئیات کاربر

سالازار اسليترين : گودريك گريفيندور مي بينه 
هري پاتر : لردولدرموت
لرد ولدرموت : آلبوس دامبلدور
آلبوس دامبلدور : البوس دامبلدور بدون ريش
هرميون گرنجر : مدرك سمج با كمترين نمره
جيمز سيريوس پاتر : يويوي سبز رنگ
گودريك گريفيندور : شمشير گريفيندور شكسته

هري پاتر : لردولدرموت
لرد ولدرموت : آلبوس دامبلدور
آلبوس دامبلدور : البوس دامبلدور بدون ريش
هرميون گرنجر : مدرك سمج با كمترين نمره
جيمز سيريوس پاتر : يويوي سبز رنگ
گودريك گريفيندور : شمشير گريفيندور شكسته
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!!
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/10/21
آخرین ورود: پنجشنبه 19 بهمن 1391 09:31
از: ن، لايه ای كه زمين را فرا گرفته!
پستها:
842

Re: اگه یهو یه لولوخرخره جلوت ظاهر بشه ،چه شکلی میشه؟
ارسال شده در: پنجشنبه 24 مرداد 1387 11:26
جزئیات کاربر

Re: اگه یهو یه لولوخرخره جلوت ظاهر بشه ،چه شکلی میشه؟
ارسال شده در: پنجشنبه 29 شهریور 1386 02:28
یکسلی:صورت اسنیپ چاپلوس
هری:(اين قسمت به دليل افشاسازي پاك شد!)
هرمیون:صورت کریه مالفوی
رون:هرمیون در صورت خانم نوریس
اسنیپ:یاد بابای هری اونم با اون...با اون...عینکش
دامبلدور:گریندل والد
ولدومورت:صورت هری ...فقط هری...هری...
ببخشید یه ذره خشن بود
هری:(اين قسمت به دليل افشاسازي پاك شد!)
هرمیون:صورت کریه مالفوی
رون:هرمیون در صورت خانم نوریس
اسنیپ:یاد بابای هری اونم با اون...با اون...عینکش
دامبلدور:گریندل والد
ولدومورت:صورت هری ...فقط هری...هری...
ببخشید یه ذره خشن بود
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دنیس در 1386/6/29 12:07:57
هری ا
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118