آقا، دعوا بدون حضور من فايده نداره، قبول نی

!
درود!
من لازم ميدونم با وجود مختوم كردن بحث توسط دوستان به نوعی، بازم اينجا در مورد اتفاقاتی كه افتاد يه اظهار نظری بكنم. گرچه همه چی به خوبی و خوشی تموم شد علیالظاهر، منتها من اين پست رو ميزنم واسه دل خودم، اگه علاقه نداشتين الزامی به پاسخگويی نيست، با توجه به اينكه هيچ كس علاقهای به ادامهی بحث نمیبينه... اينم بگم كه من يه بحث رو شروع كردم، نه يه مشاجره رو، شخصا" دوست داشتم بحث با يه نتيجه به پايان برسه. حالا اگه قرار نيس اين طوری باشه هم مشكلی نيست...
گودی

،
مثال از پايه غلطه، ما قراری با هم نذاشتيم كه بخواد اجرا بشه.
مسئلهی تدريسها در هاگوارتز ( كه اين با مثال گودريك مطابقه، چون ما قرار گذاشتيم... )... لينی عزيز، مشخصا" شايد يكی از ضرباتی كه هاگوارتز در اين ترم خورد كنار رفتن دو دبير و معلق شدن سه كلاس از شيش تا كلاس بود. اما استرجس میتونست مخالفت كنه...
نقل قول:
اما در مورد تدریس. درسته استر موافقت کرد. چی کار جز این میتونست بکنه؟ بگه الا و بلا باید کاری که نمیخواینو انجام بدین؟
دقيقا" آره. اگه استر احساس میكرد كه با رفتن دو دبير وضعيت هاگوارتز بد ميشه موظف بود مخالفت كنه و اجازه نده همچين اتفاقی بيفته. اين جزء وظايف ناظره كه با هر مسئلهای موافقت نكنه...
اما اتفاقی كه افتاد اين بود كه استرجس موافقت كرد، حالا كاری به بعضی حرفهای بعدی ندارم... در اون بازهی زمانی استرجس موافقت كرد، پس كار ما با مجوز مدير هاگ انجام شده و قانونی به حساب مياد، اگر مشكلی هست، مشكل اول از قانونه...
لينی، يه گزاره از سدريك قرار دادی: شما ها جدی گرفتید که اون پیام ها را ارسال می کنید.
نقل قول:
شما دارین اینجا میگین ما هاگ رو جدی گرفتیم و پخ توهین آمیز فرستادیم. یعنی مارو متهم به این کار کردین.
اون بحث اون روز اون قدر پيچ خورد و پيچ خورد تا اينكه سدريك اين حرف رو زد... لينی، تو خودت توی چت باكس عنوان كردی كه اصلا" از موضوع پيامشخصیها به عنوان علت كنار كشيدن هاگوارتز باخبر نبودی... كه بعد همهی اون حرفا با هم شروع كردن به پيچ خوردن و كار به اينجا رسيد... تا اين همه روز هيچ كس از جمله خودت نمیدونست مسئله رو... تا اين كه به لطف اون مباحثات يا بهتر بگم مجادلات مداوم سدريك اين حرفو زد. آيا گفتن حرفی كه تا حالا زده نشده و بعد از اين همه مدت در چت باكس ارائه ميشه نشون ميده هافلپاف قصدش اين بود كه ساير گروهها رو زير سوال ببره؟
اين همه مدت كسی خبر نداشت. با پرسشها و حرفهای متعدد اين گزاره توسط سدريك در چت باكس شكل گرفت...
هافلپاف هيچ قصدی من باب توهين به ساير گروهها نداشت، اما اگه اين طور برداشت شده كه اين قصد رو داره،
هافلپاف اشتباه كرده. و من پوزش میخوام.
در مورد مسئلهی پخها، چيزی كه نوشته شد اين بود « به نام خدايی كه عدالت را آفريد، چيزی كه شما ( هافلپاف ) از آن بیخبريد. » يا هر جملهی ديگهای توی اين مايهها... و پیام های ديگهی مرتبط با همين جملات اينچنينی... ما هافلپافی هستيم، روی كاغذ هر عضوی میتونه اين پيام شخصیهای اين چنينی رو بفرسته... اما مسلما" با منطق جور در نمياد كه يك هافلپافی نسبت به گروه خودش اين طوری پخ بفرسته. دقت كنين من هيچ اشارهای به راون و گريف نمیكنم، فقط دارم هافلپاف رو از صورت مسئله پاك میكنم كه يه جوری اين مثال بعيد كه اون پيام شخصیها كار يه هافلی بوده به طور كلی تموم شده در نظر گرفته بشه.
ولی به طور مسلم فرستنده با ايفای نقش آشنا بوده و در جريان اوضاع هم بوده...
نقل قول:
باو خود هافل یک بار اومد گفت کار زشتیه که گریفیا اعضای ایفای نقش رو ترغیب میکنن گروهشون بیان! در حالیکه این عملو هافل داره انجام میده.
اگه قراره هر حرفی زده بشه، با دليل و مدرك باشه، دهن همه بسته ميشه...
خواهشا" در پوشش حرف نزنيد، هر چی هست رك و راست بگيد. من ناراحت نميشم.
بله... همچين قضيهای بوده. « من » رفتم با دابی صحبت كردم در راستای حضورش در گروه ما كه يك گريفيندوری بود... دابی هم الآن گريفيندوريه. منم سر اين مسئله از گودريك معذرتخواهی كردم.
مثال يا مورد ديگهای كه در خاطر من باشه بر میگرده به اسكورپيوس كه اعضايی رو با هماهنگی با من دعوت كرده بود به تالار در دوران ركود هافل، كه البته قضيهیاون اعضا با دابی متفاوته، چون دعوت دابی كار شايستهای نبود...
نميگم به طور قطعی اين صحبتها نبوده، منتها بدون ارائهی برهان و دليل حرفی رو زدن ابهام آفرينی میكنه. اگر هم موردی در بارهی اين موضوع مطرح شده بوده من عذرخواهی میكنم.
نقل قول:
اما اگه یکبار بعنوان کسی جز هافلی نگاه کنی، میبینی که واقعا زیادی دارین بزرگش میکنین. یک کلمه رو بیرون کشیدین و بحث راه انداختین.
اين كه بچههای هافل همگی با هم واكنش نشون ميدن، نشونهی عدم هماهنگی در شركت در اين بحث هاست و نشونهی علاقه به گروهشون كه واكنش نشون ميدن.
به طور مسلم هافلپاف در ارائهی صحبتش از قالبِ جملاتِ سريع و تندی بهره برده بوده در اين اواخر، اما حق شايد سمت هافل باشه و حرفهای هافلیها با صحت آميخته باشن، اما قالب بيان مناسب نبود و من موافقم و به خاطر قالب بد صحبت در مواردی معذرت میخوام.
نكتهی بعدی خطاب به بعضی ديگر و جدا از قسمت بالا با لينی...
من قبلا" هم گفته بودم، مجددا" ميگم هافلپاف برای ما خيلی خيلی ارزشمنده... نمیدونم توی اين ما استثنايی هست يا نه، ولی اگه باشه من نيستم، و همون طور كه خيلیها رو ميشناسم ميدونم برای اونا هم اين شكلی نيست...
حالا اين كه يكی بگه فعاليتی كه میكنيد و كسی نمیبينه فقط به درد خودتون میخوره... بدون در نظر گرفتن جنبهی توهين آميز حرف، فعاليتمون فراتر از صرفا" « به درد خوردنه »...اين تابستون يكی از بهترين تابستونهایی بود كه با هافل داشتم، گرچه نسبت به سايرين كم كار بودم... اما رول مینوشتيم، سريع و پشت سر هم و لذت میبرديم... يا هم شوخی میكرديم، با هم بوديم، با هم میخنديديم... و حتی در مواردی اين چنينی حتی در قالبی غلط نشون داديم كه به هافل چقدر علاقه داريم كه وقتی يه حرفی پيش مياد، ميريزيم پاسخگو باشيم... كه بهتره از اين به بعد ناظر كچل هم بدونه اين مسائل رو كه بعدش كلهی افراد خاطی در كاسهی مرلينگاه پر از كثافتكاریهای پيوز فرو نره

!
بیشك روانیها گروهشون رو دوست دارن... نمونهاش امضای آرنولد كه گواه علاقهاش به راونه، نمونهاش لينی كه ميگه گروهش صميمی ترينه، و نمونهاش افراد ديگهی پايبند به گروهشون...
و همين طور گريفيندور و اسليترين...
اما گفتم، تويی كه خارج از گروه نشستی و از خيلی چيزا خبر نداری... نمیدونی چی به چيه، نمیدونی كی به كيه، نمیدونی چه كسايی توی اون گروه جون كندن يه كچلی مثل من رول نويسی رو ياد بگيره دی:، نمیدونی چه نقدهايی تو تالار خورده، نمیدونی اين تابستون فعال ترين قسمت، هافل بوده، نمیدونی اين گروه واسه اعضاش يه ارزشه، يه خونهی طلايی رنگ آرامش بخشه... خواهشمندم در مورد هافلپاف هر چی دوست داری نگو.
با منطق در مورد چيزی كه میبينيم نظر بديم، نه در مورد مسائلی كه ازشون به طور كامل ناآگاهيم...
حالا میشه خواهشا دیگه ادامه ندین؟ نمیخوام خدشه ای توی روابطمون بوجود بیاد. از کلمه جوگیر ناراحت شدین؟ باشه هافل به هیچ وجه جوگیر نیست. حله؟
واقعا ارزش داشت یه کلمه این همه ناراحتی رو بوجود بیاره؟ اگه به جای کشیدن بحث هاگ و اون پخا، از اول مستقیما میگفتین نگو جوگیر و این کلمه ناراحتمون کرده، خب از همون اول جوگیرو رد میکردم.
گلرت، سدریک، ریتا و هر هافلیه دیگه ای که ناراحت شده، اگه چیزی توی پستای نحوه گفتم که ناراحتتون کرده پوزش میطلبم.من نمیدونم كی و در چه زمانی من میتونم يه مباحثهی سالم و بیدردسر رو ببينم. اصلا" چرا به خاطر حرف زدن در اين تاپيك بايد در روابطمون خدشه ايجاد بشه؟
بله، اگه بيايم مباحثه رو تغيير بديم به مجادله يا مشاجره معلومه. به طور مسلم قالب حرفهای هافلیها تو اين مدت خوب نبود، در اين تاپيك هم بچهها حالت حرف رو از بحث كردن كلا" عوض كردن... من خودم ميبرمشون تالار سرشون رو میكنم تو كاسهی مرلين گاه حاليشون بشه

. منتها اگه علاقهای به ادامهی اين بحث نيست كه هيچی...
ولی به طور كلی گويا بحث با همون ابهاماتی كه شروع شد برخلاف ميل من به پايان رسيد، اگه نمیخواين به پايان برسه خوشحال ميشم...
و اما گلرت...
نقل قول:
مطمئناً توی هر بحث و دعوایی هر دو طرف مقصرن.
آقاجان، بحث با دعوا فرق داره

!
نقل قول:
من از بقیه ی هافلی ها هم می خوام که دیگه این بحث رو ادامه ندن.
من كه گفتم ترجيح ميدادم بحث با يك نتيجه به اتمام میرسيد.
هيچی...
ممنون!
شاد باشين

!