رشته خیالهای جادوآموزان هافلپاف با صدای پاهایی که لرزان و متزلزل گام برمیداشتند، گسست. همه به سوی منبع صدا بازگشتند تا ببینند چه کسی ناخوانده وارد تالارشان شده.
تازهوارد قدبلند، لاغر و برفرنگ بود؛ مانند گیاهی که در جایی کمنور رشد کرده باشد. چشمانش در دو چاله عمیق فرو رفته بودند و موهای سیاهش آشفته به نظر میرسیدند.
بچههای هافلپاف پیش از این او را دیده بودند؛در کتاب "زندگی من در میان خونآشامها". همان کتابی که آیلین از آن نفرت داشت؛ زیرا به نظرش تصویر درستی از خونآشامها نشان نمیداد.
زاخاریاس پیش از همه واکنش نشان داد.
- سنگوئینی؟
نیکلاس ردای فرسوده مرد را از نظر گذراند. نگاه هیپرنیوس روی غم چشمانش متمرکز شد و آیلین تلوتلو خوردنش را دید.
سنگوئینی نتوانست حرفی بزند. حتی پاهایش سرکشتر و خستهتر از آن بودند که به فرمانش برای صاف ایستادن گوش دهند. بلافاصله افتاد و آیلین و هیپرنیوس او را گرفتند.
آیلین بلافاصله کمر سنگوئینی را گرفت و هیپرنیوس خم شد و بازویش را دور شانهاش حلقه کرد.
خونآشام به شدت به دو هافلپافی تکیه داشت؛ دستش که بر شانههای آیلین و هیپرنیوس قفل شده بود، به شاخه خزانزده میمانست.
وقتی سنگوئینی را بر مبلی زرد نشاندند، آیلین کنارش زانو زد.
- چه احساسی دارین؟ چهجوری میتونیم کمکتون کنیم؟
خونآشام با ولع به آیلین خیره شد. آیلین بلافاصله رو به دیگران کرد.
- گرسنه هستن!
و بلافاصله، یقهاش را باز و گردنش را برهنه کرد تا به خونِآشام کمکی کرده باشد. زاخاریاس مچ دستش را گرفت.
- به پسرت فکر کن! میدونم از زندگیت خسته شدی و همچنین میخوای بهش کمک کنی؛ اما نباید این کار رو انجام بدی.
آیلین با شنیدن نام پسرش دوباره یقهاش را بست؛ لیک نمیتوانست مانند آن نویسنده ابله که سنگوئینی را تبدیل به عروسک نمایشی کرده بود،او را با سبزیجات سیر کند. یادش به معجونی افتاد که برای چنین مواقعی در اتاقش داشت.
- جناب فلامل، من معجونی تو اتاقم دارم که روش نوشته "برای خونآشامها." طبقه اول کمدم، سمت چپ.
نیکلاس سر تکان داد و بی اتلاف وقت معجون را آورد. مایعی جوشان و قرمز. آیلین زانو زد.
- میدونم به اندازه شکار براتون کاربرد نداره؛ اما سیرتون میکنه.
در حالی که سنگوئینی معجون را مینوشید، هیپرنیوس با نگاه به دست لاغر و ظریف خونآشام گفت:
- زخمی شده!
و بلافاصله، حرکت موجی شکلی به چوبدستیاش داد تا زخم را درمان کند.
وقتی سنگوئینی آرام آرام به خواب میرفت، هلگا با خود اندیشید:
- میدونستم انتخاب یه نفر برای تصاحب جام، کار آسونی نیست. در ظاهر، همهشون حسن نیت واقعی دارن. باید ببینم تو شرایط سختتر، هر کدوم چه واکنشی نشون میدن.
آنلاینها
12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] تالار عمومی هافلپاف!
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ به: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ به: تالار عمومی هافلپاف!
پاسخ به: تالار عمومی هافلپاف!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج












S.O.S