شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
اگه به اوايل كتاب ششم دقت كنين يه جايي هست كه نارسيسا ميگه:
"نارسيسا هق هق كنان گفت: ولي موفق نميشه! چطور ممكنه موفق بشه؟ در حالي كه خود لرد سياه-؟ بلاتريكس نفسش را در سينه حبس كرد.نارسيسا كه ظاهرا خود را باخته بود گفت: منظورم فقط اين بود...كه هيچ كس تا حالا موفق نشده..."
نارسيسا در اينجا به غير ممكن بودن ورود به هاگوارتز اشاره ميكنه و اين نشون ميده كه اون ميدونسته كه ماموريت دراكو چيه....
منم با هرمی موافقم! به نظر من کاملا آگاهی داشت! اگر نداشت چرا نگران بود که ولدمورت چه بلایی سر پسرش یعنی دراکو بیاره! البته خب ممکنه از یه چیزایی آگاهی نداشته باشه! ولی از قسمت اول و مهم قضیه که دراکو سعی داره مرگ خوارا رو بیاره مدرسه و آلبوس دامبلدورو بکشه خبر داشت!
به نظر من نمیدونست ولی از طریق لوسیوس و بلاتریکس میفهمه و از اسنیپ میخواد کمکش کنه چون اسنیپ رئیس گروهش بود و خیلی بهش نزدیک بود و این ماموریت خیلی نارسیسا رو نگران میکرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
شاید زندگی اون جشنی نباشه که آرزویش را داشتی اما حالا که به آن دعوت شدی تا میتونی زیبا برقص.
به نظر من شاید نارسیسا کاملا از جزیات این ماموریت خبر نداشته ولی می توان گفت تا حدودی مطلع بود و شاید این اطلاعات را از طریق خواهرش بلاتریکس بدست اورده بود و یا شایدهم وقتی که لرد ولدمورت داشت علامت شوم را روی دست دراکو داغ می کرد نارسیسا احساس خطر کرده بنابراین پیش اسنیپ رفته و از او در خواست کمک کرد و با او پیمان بست در ضمن نارسیسا این را هم می دونیسته که اگه دراکو نتونه این ماموریت و انجام بده خودش و شوهرش هم کشته خواهند شد
با تشکر پروتی پتیل
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مردمان روشن بین عشقی کامل در دردرون خویش دارند درست مثل همه ی انسان های دیگر تنها تفاوت این است که انها هیچ چیز دیگری در درون خود ندارند
بله...شايد گابريل دلاكور درست ميگه. البته توي كتاب فقط اشاره شده كه نارسيسا داشته به پاي اسنيپ مي افتاده و ازش به خاطر اين ماموريت سخت كمك مي خواسته. پس نميشه دقيقا گفت كه چه قدر ميدونسته ، چه قدر نميدونسته. ولي خب...شايد گابريل هم درست بگه.
اههه! شونصد سال بود پست این طوری نزده بودم. ببینید، احتمال اینکه نارسیسا از جزئیات ماموریت خبر داشته باشه، کمه! ولی حتما میدونسته ماموریت چیه! در حدی میدونسته که از خطرناکیش خبر داشته. مثلا اگه میدونست که دراکو دقیقا قراره چی کار کنه، من فکر میکردم نمیذاشت که این ماموریت جلو بره. چون آخر کتاب هفتم هم میفهمیم که نارسیسا اونقدر هم آدم بدی نبوده.
مورد دیگه ای که ثابت میکنه ( قطعی نه! ) که نارسیسا از جزئیات خبر نداشته، اینه که بلاتریکس به سیوروس اسنیپ میگه که من قابل اعتماد ترین مرگخوارشم که تا حدودی هم درست گفته بوده. ولی، بعدا می فهمیم که خیلی از چیز ها رو که به جان پیچ و هری مربوط بوده، به مرگخواراش نگفته ( فنجون! ) . خب پس من اگه جای ولدمورت بودم، نارسیسا رو مطلع نمیکردم کاملا.
نظر من اینه که نارسیسا به طور کلی، میدونسته موضوع ماموریت چیه، ولی چیزی از درون ماموریت دراکو نمیدونسته!
منم با نظر کسانی که گفتن نارسیسا از ماموریت دراکو با خبر بوده موافقم. اگه نارسیسا خبر نداشت هرگز نمی رفت پیش اسنیپ و ازش کمک بخواد. اون نمی خواست دراکو کسی رو بکشه بنابراین از اسنیپ خواست تا اونو بکشه.