سر وصدای عجیبی از میدان کوچه ی شفتنكلاه ميومد .آبرفورث كه داشت طبق معمول با دماغه مبارك ور میرفت که ناگهان از قسمت تاریك كوچه بیرکا گفت : یو ها ها ها. آبرفورث خودشو خيس کرد...کینگزلی مای بیبی آورد اما آبرفورث عوض تشكر با آفتابه تو دهنه کینگ چوبشو فرو کرد. فرشته محبت فرود آمد و دست کشید بر سر کینگزلی و مو درآمد اما در همین هنگام کینگزلی بلند گفت:آهای بیوفا دیگه دوستم نداری آخه تو چطور دلت میاد بگی دوست ندارم؟؟
پری : پس کچل بمون تا بمیری.. بعدش کینگزلی به حالت غش رو زمین ولو شد بعدش ونوس با تیم پزشکیه خودش سریع وارد عمل شد و سه سوت كينگ رو معالجه کرد و فرستادش اون دنيا! بعد هم به بهشت مرلين(بهشت زهراي جادوگري)زنگ زد و یه دو متر در یه متر قبر سفارش داد کینزگلی پا شد گفت آخه من اینقدر چاق نیستم
پری:خب از این کمتر ندارم ميخواي بخوا نميخواي هم.....دنگ... حرف پری تموم نشده بود كه سه چهار تا هيپو گريف اومدن تا همه رو بکشن سردسته ی اونا باك بیك بود كه مثل همیشه حاضر بود جانش را فدای شخصی بکنه قیافه اش مثل کلنگ ناجور و بی ریخت باشه مثل بن كه تا حالا فقط یه بار یکی عاشقش شد ولی حیف که این عشق دوامی نداشت و به ناكجاآباد کشید....خلاصه باک بیک و دوستاش بدون توجه به سام وایز به هاگوارتز پناهگاه سوسکها رفتن که مانیا از یه سوراخ همه چیزو دید و با سرعت رفت تا هاگرید رو خبر کنه و اونجا بیاره که يهو يه گله سنتور بهش حمله كردند.
مانيا فرياد زد:هگريد بیا كمكم كن
ناگهان فلور خشمگین اومد تو و كينگزلي اوارا در آغوش گرفت . كينگزلي : تو فلوري !؟
`پس فکر کردی کیم ؟
من فکر کردم یه پری نازو خوشگلی فلور با ناز و کرشمه میگه : واقعا که پس نمیدونستی که من کی هستم؟
کینگزلی که فهمید پری نیست فلورو شوتید توی یکی از مغازه ها که در ضلغ غربي فاضلاب تهران-قزوين بود. در همين حين بر و بچ گلگلي با سر پریدن تو فاضلاب و سوسک رو بلاخره له کردن
بعد از اون ماجراهمه گریه میکردن بجز یکی که اون كسي نبود جز عمه ی پدر شوهر خاله ی ونوس که الهه ای بود بس ترسناک و خفناک که با دیدن گیلدی یک دل نه صد دل عاشقش نشده بود و جورابش بو که چه ارض کنم انگار یه موجوده عظیم الجثه ابله مثل سگ مرده انداختن تو کفشش ناگهان فلور جلو آمد و گفت این بوي بديه كه از لباس هری میاد جون تو راست میگم بايد با آفتابه شسته بشه اه اه این لیلی یا نمید چي مي كشن از دست بو گند هري بنگالِ زن ذليل تو ذلیلیت لنگه نداره!
هري هم با دمپايي میفته به جون نميد و تا مي خوره کتکش ميزنه که يهو لولو از راه رسید و بیل،بیل در دست جلو اومد و با یه ضربه جانانه ......بندریا.....اهل محل...همشهریا...فریاد زد:کی فلورو به مهمونیه امشب دعوت كرده ؟ نورممد داد زد :من.چطور مگه؟؟ اونم به جای جواب دو تا ميزنه تو ملاج نورممد و نورممد با کله پاچه ای که دستش بود راهیه بیمارستان میشود جاسم دونبال آمبولانس مثل خر میدوه که پاش میخوره به آفتابه ي مرلين که نمید چشمش ميوفته به مادر شوهر هری و یكراست دو تا می خوابونه تو گوشش و يه بادمجون بزرگ از رو زمين بر میداره و بدون اینكه اونو پوست بکنه میاندازه به جاروی سیبل .سیبل می افته روی بیرکا هم شترق میفته رو سیرکا که نمید توماسو ميبينه و يك كفگرگی جانانه نميزنه توماس ميگه:ای نامرد حالا دیگه با اونایی .نمید هم که پس از هری دلباخته ی کینگزلی شده بود ( خود نمید نمیدونست ) داد می زنه :کینگزلی جینی با جارو ظاهر میشه و یه راست میخوره به نمید که داشت عاشقانه به كينگ نگاه میکرد و تو دلش میگفت:
ای خدا چی می شد اگه الان هري ميمرد؟
که ناگهان هری مرد.
و دوباره زنده ...همه داشتن به هری خوش آمد میگفتند كه ناگهان یکی پرید جلو.نمید بود كه بسیار شاد بود از اینکه هری اون دنیا زياد نمونده.آخه میخواست با کینگزلی بعد از مرگ هری ازدواج کنه ولی ناکام ماند و به خاطرات خوب گذشته برسه برای همین چاقو رو بر هري فرود آورد و با خوشحالی به سمت کینگزلی سیاه ,کچل حمله كرد چون نمیخواست فرصت رو از دست بده با یک پرش دیدنی کینگزلی رو به زمین پرتاب كرد اما کینگزلی افتاد روی همزاد هری و این شد که نمید دیگه نتونست کنترل خودشو حفظ کنه و با صدای بلند جيغ كشيد و گفت : من کینگزلی رو میخوام .همزاد داد زد:بابا از رو من پا نشو نمید با دسته بیل آفتاد دنبال هری گفت :همزاد میکشمت.
همزاد گفت:بابا اینا چیه واسه خودتون می گین ؟ مگه زده به مخچه هاتون با بیل؟من که در رفتم
- اوی بگیرش بیرکا ...
ناگهان جینی جلوی بیرکا میپره
- اوووووق ....
چی کار می کنی و ملاقه رو پرت میکنه سمت كینگزلی اما كینگزلی كه حسابی دست و پا چلفتیه پاش میخوره به آفتابه ی
مسي كه وسط فیلمبرداران افتاده بود.
ملت که از فیلم بدشون اومده بود...شروع کردن به پرت کردن اشغال به پرده سینما...
آنلاینها
32 کاربر(ها) آنلاین هستند (25 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
29
مهمانان
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
داستان با سه کلمه => پرده اول: اتاق هری و آفتابه مرلین
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
داستان با سه کلمه => پرده دوم: کینگزلی و نمید
داستان با سه کلمه => پرده اول: اتاق هری و آفتابه مرلین
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
