سالن انتظار
در هاي سالن باز مي شود و چند مرد جارو سوار که دارند بسته هاي آبميوه اي را حمل مي کنند وارد مي شود . مردي که جلوتر از همه ي آنها قرار دارد فرود مي آيد ،از جارويش پياده مي شود و به سمت ميز منشي مي آيد .
با پشت دستش سيبيلهايش را صاف مي کند ، سرفه اي مي کند و مي گويد:
- اهم ..اهم ..ببخشيد خانم اينجا ستاد انتخاباتيه هوگو ويزليه؟
- بله بفرماييد .
-مرد برچسب بزرگ دماوند بر روي لباس کارش را نشان مي دهد و مي گويد
- ما از طرف شرکت دماوند مزاحم شديم ، ما حاضريم آبميوه هاي دماوند رو به طور مجاني به شما بدهيم به شرط آن که شما تبلغات ما رو انجام بديد و ما رو به عنوان اسپانسر قبول کنيد .
- خيلي ممنون آقا همون طور که مستحضر هستيد ما علاوه بر تبيلغ شما که قرار است تبلغ کنيم ، تبليغ کاشي سمنان و کارخانه هاي لوازم کامپيتر رو نيز انجام مي دهيم ،اگر کمي وقتمون از تبليغ شما کاسته شد موردي نداره که نه ؟
- نه ابداً ، در ضمن اين هم کارت آدرس شبکه ي پرواز ما هستش ، اگر مقداري پول يا بازم آبميوه خواستيد مي تونيد به شومينه ي کار خانه ي ما مراجعه کنيم . ممنون خداحافظ
- خداحافظ
سالن کنفرانس
عده اي از ساحره ها و جادوگران بر روي صندلي هايي که آرم کاشي سمنان بر رويش حک شده بود نشسته بودند و داشتند سخنان هوگو را ياداشت مي کردند .
هرکس سوالي مي پرسيد که بارتي کراوچ از قسمت مرگ خوارن بلند شد و پرسيد:
-آيا اين درسته که چون آلبوس دامبلدور ستاد شما رو زده شما اميد به پيروزي در وزارت داريد ؟
هوگو با آرمش پاسخ مي داد :
- نه
-2- آيا اين درسته که شما يک روز قبل از انتخابات به نفع پرسي ويزلي کنار مي کشيد ؟
- در فکر همچين چيزي بودم ولي نه
-آيا اين درسته که شما به سيريوس بلک و آلبوس سوروس پاتر رشوه براي کنار کشيدن به نفع شما داديد ؟
- خير من تکذيب مي کنم
-آيا اين درسته که شما بارتي کراوچ رو به قتل رسوندين تا همه از شرش خلاص بشن ؟
- نه ولي هرکي کشته ازش ممنونم که يه مزاحم رو کم کرده
-آيا اين درسته که فاميل ها گلگومات (غول ها) داشتن شما رو له مي کردن ؟
-خير
-آيا اين درسته که آقاي اليواندر قصد جون شما رو کرده بود ولي شما با کارد ميوه خوري اونو خفه کردين ؟
- خير ايشون مي خواستند من رو از تيم کوييديچشون بندازند بيرون ولي بعد به اشتباهشون پي بردند و از من خواستند تا ايشون رو بزنم ولي من نزدم
بعد از سوال هاي بارتي و جواب هايش دامبل که عزيز دل هوگو بود از ميون محفليا ايستاد و شروع کرد :
-با سلام خدمت شما دوست عزيز و نماينده ويزلي ها!
من چند سوال از شما داشتم كه بدم نيومد بپرسم!به هر حال ما هم حق راي داريم و اينا!
- البته که داريد بفرماييد .
-آيا شما از دامبلدور نميترسيد؟آيا ريش من به اندازه كافي دراز نيست؟پس چرا ستاد شما از بقيه ستاد ها خلوت تره؟آيا شما از ريش دراز من خجالت نميكشي!؟
- تر س که نه ولي ازت حساب مي برم چه اون موقع که اگور کاهو بودي چه الآن که دامبلي . ستاد به اين شلوغي . از ريشت هم خجالت نمي کشم ولي از خودت چرا مي کشم
-من هر چي در اين ستاد جستجو نمودم هيچ اثري از يك ليوان آب هم نبود..آيا شما قرار نيست براي جمع كردن راي،غذاهاي مناسب بديد؟ستاد هاي ديگه از اين راه خيلي طرفدار جمع كردند.نظرتون چيه؟
- همين الآن منشي ام اطلاع داد که آبميوه ها اومده مي تونيد بريد بخوريد در ضمن يه نگاه به آرم صندلي هم بنداز
-آيا آرتور و مالي ويزلي از شما حمايت ميكنن يا از پسر ارشدشون؟چون تو يه جلسه خصوصي كه من ديشب به آرتور داشتم نظرش بيشتر رو شما بود..چرا اينا شما رو ترجيح ميدن؟
-شايد به خاطر اينه که من ارتشي هستم و طرفدار محفل و عمو خب مرگ خواره
-شما براي رفع مشكلات ما چه برنامه اي دارين؟من به شخصه خيلي عصبيم كه چرا هنوز پرفسور كوييرل و استرجس پادمور شناسه شون باز هست.آيا شما قول بلاك كردن آنها رو به من ميديد؟
- من برنامه هاي زيادي براي سايت و وزارت دارم و اگر خودم بلاک بشم نمي زارم اين دو عزيز بلاک بشوند .
-براي حمايت از حذب ريش هاي بلند كه به رياست مرلين در حال انجام ماموريت است چه برنامه اي دارين؟آيا شما قول ميدهيد كه منافع ما رو در ارجعيت قرار دهيد و در عوض حمايت ما رو از خودتون به عمل بياريد؟
- برنامه ي کوچکي دارم جوابش رو بهت پيام شخصي مي دم .
-آيا شما اسموت نيستيد؟ما وزير با مو نميخوايم..نميخوايم!
- توجه داشته باشيد که من تازه واردم واز اينجور چيزا چيزي نمي فهمم .
-ز 10 به اين انتخابات چند ميدهيد؟آيا جرات ميكنيد عددي غير از 10 بديد؟
- من 11 مي دهم و جرات اين کار رو دارم من ...
-نظرتون در مورد آغوش دامبلدور،خود دامبلدور و كلاس هاي خصوصيش چيه؟آيا سعي در شركت اونها كرده ايد؟
دامبل که نگذاشته بود هوگو جوابش را کامل بدهد به همين منظور هوگو گفت : آدم با آفتابه ي مرلين گاه آفتاب بگيره ولي ضايع نشه
دامبل دوباره پرسيد.
-نظرتون در مورد آغوش دامبلدور،خود دامبلدور و كلاس هاي خصوصيش چيه؟آيا سعي در شركت اونها كرده ايد؟
- خوبه ، بد نيست ،بله سعي مي کنم
- ممنون
ساحره اي ديگر در حال پرسش بود که صداي انفجاري به گوش رسيد .
مردم به بيرون از سالن کنفرانس رفتند و ديدند که صدا ناشي از زياده روي خوردن و نوشيدن آبميوه ها توسط پيتر پتي گرو و منجر شدن وي بود .
پايان
در هاي سالن باز مي شود و چند مرد جارو سوار که دارند بسته هاي آبميوه اي را حمل مي کنند وارد مي شود . مردي که جلوتر از همه ي آنها قرار دارد فرود مي آيد ،از جارويش پياده مي شود و به سمت ميز منشي مي آيد .
با پشت دستش سيبيلهايش را صاف مي کند ، سرفه اي مي کند و مي گويد:
- اهم ..اهم ..ببخشيد خانم اينجا ستاد انتخاباتيه هوگو ويزليه؟
- بله بفرماييد .
-مرد برچسب بزرگ دماوند بر روي لباس کارش را نشان مي دهد و مي گويد
- ما از طرف شرکت دماوند مزاحم شديم ، ما حاضريم آبميوه هاي دماوند رو به طور مجاني به شما بدهيم به شرط آن که شما تبلغات ما رو انجام بديد و ما رو به عنوان اسپانسر قبول کنيد .
- خيلي ممنون آقا همون طور که مستحضر هستيد ما علاوه بر تبيلغ شما که قرار است تبلغ کنيم ، تبليغ کاشي سمنان و کارخانه هاي لوازم کامپيتر رو نيز انجام مي دهيم ،اگر کمي وقتمون از تبليغ شما کاسته شد موردي نداره که نه ؟
- نه ابداً ، در ضمن اين هم کارت آدرس شبکه ي پرواز ما هستش ، اگر مقداري پول يا بازم آبميوه خواستيد مي تونيد به شومينه ي کار خانه ي ما مراجعه کنيم . ممنون خداحافظ
- خداحافظ
سالن کنفرانس
عده اي از ساحره ها و جادوگران بر روي صندلي هايي که آرم کاشي سمنان بر رويش حک شده بود نشسته بودند و داشتند سخنان هوگو را ياداشت مي کردند .
هرکس سوالي مي پرسيد که بارتي کراوچ از قسمت مرگ خوارن بلند شد و پرسيد:
-آيا اين درسته که چون آلبوس دامبلدور ستاد شما رو زده شما اميد به پيروزي در وزارت داريد ؟
هوگو با آرمش پاسخ مي داد :
- نه
-2- آيا اين درسته که شما يک روز قبل از انتخابات به نفع پرسي ويزلي کنار مي کشيد ؟
- در فکر همچين چيزي بودم ولي نه
-آيا اين درسته که شما به سيريوس بلک و آلبوس سوروس پاتر رشوه براي کنار کشيدن به نفع شما داديد ؟
- خير من تکذيب مي کنم
-آيا اين درسته که شما بارتي کراوچ رو به قتل رسوندين تا همه از شرش خلاص بشن ؟
- نه ولي هرکي کشته ازش ممنونم که يه مزاحم رو کم کرده
-آيا اين درسته که فاميل ها گلگومات (غول ها) داشتن شما رو له مي کردن ؟
-خير
-آيا اين درسته که آقاي اليواندر قصد جون شما رو کرده بود ولي شما با کارد ميوه خوري اونو خفه کردين ؟
- خير ايشون مي خواستند من رو از تيم کوييديچشون بندازند بيرون ولي بعد به اشتباهشون پي بردند و از من خواستند تا ايشون رو بزنم ولي من نزدم
بعد از سوال هاي بارتي و جواب هايش دامبل که عزيز دل هوگو بود از ميون محفليا ايستاد و شروع کرد :
-با سلام خدمت شما دوست عزيز و نماينده ويزلي ها!
من چند سوال از شما داشتم كه بدم نيومد بپرسم!به هر حال ما هم حق راي داريم و اينا!
- البته که داريد بفرماييد .
-آيا شما از دامبلدور نميترسيد؟آيا ريش من به اندازه كافي دراز نيست؟پس چرا ستاد شما از بقيه ستاد ها خلوت تره؟آيا شما از ريش دراز من خجالت نميكشي!؟
- تر س که نه ولي ازت حساب مي برم چه اون موقع که اگور کاهو بودي چه الآن که دامبلي . ستاد به اين شلوغي . از ريشت هم خجالت نمي کشم ولي از خودت چرا مي کشم
-من هر چي در اين ستاد جستجو نمودم هيچ اثري از يك ليوان آب هم نبود..آيا شما قرار نيست براي جمع كردن راي،غذاهاي مناسب بديد؟ستاد هاي ديگه از اين راه خيلي طرفدار جمع كردند.نظرتون چيه؟
- همين الآن منشي ام اطلاع داد که آبميوه ها اومده مي تونيد بريد بخوريد در ضمن يه نگاه به آرم صندلي هم بنداز
-آيا آرتور و مالي ويزلي از شما حمايت ميكنن يا از پسر ارشدشون؟چون تو يه جلسه خصوصي كه من ديشب به آرتور داشتم نظرش بيشتر رو شما بود..چرا اينا شما رو ترجيح ميدن؟
-شايد به خاطر اينه که من ارتشي هستم و طرفدار محفل و عمو خب مرگ خواره
-شما براي رفع مشكلات ما چه برنامه اي دارين؟من به شخصه خيلي عصبيم كه چرا هنوز پرفسور كوييرل و استرجس پادمور شناسه شون باز هست.آيا شما قول بلاك كردن آنها رو به من ميديد؟
- من برنامه هاي زيادي براي سايت و وزارت دارم و اگر خودم بلاک بشم نمي زارم اين دو عزيز بلاک بشوند .
-براي حمايت از حذب ريش هاي بلند كه به رياست مرلين در حال انجام ماموريت است چه برنامه اي دارين؟آيا شما قول ميدهيد كه منافع ما رو در ارجعيت قرار دهيد و در عوض حمايت ما رو از خودتون به عمل بياريد؟
- برنامه ي کوچکي دارم جوابش رو بهت پيام شخصي مي دم .
-آيا شما اسموت نيستيد؟ما وزير با مو نميخوايم..نميخوايم!
- توجه داشته باشيد که من تازه واردم واز اينجور چيزا چيزي نمي فهمم .
-ز 10 به اين انتخابات چند ميدهيد؟آيا جرات ميكنيد عددي غير از 10 بديد؟
- من 11 مي دهم و جرات اين کار رو دارم من ...
-نظرتون در مورد آغوش دامبلدور،خود دامبلدور و كلاس هاي خصوصيش چيه؟آيا سعي در شركت اونها كرده ايد؟
دامبل که نگذاشته بود هوگو جوابش را کامل بدهد به همين منظور هوگو گفت : آدم با آفتابه ي مرلين گاه آفتاب بگيره ولي ضايع نشه
دامبل دوباره پرسيد.
-نظرتون در مورد آغوش دامبلدور،خود دامبلدور و كلاس هاي خصوصيش چيه؟آيا سعي در شركت اونها كرده ايد؟
- خوبه ، بد نيست ،بله سعي مي کنم
- ممنون
ساحره اي ديگر در حال پرسش بود که صداي انفجاري به گوش رسيد .
مردم به بيرون از سالن کنفرانس رفتند و ديدند که صدا ناشي از زياده روي خوردن و نوشيدن آبميوه ها توسط پيتر پتي گرو و منجر شدن وي بود .
پايان
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چه کسی بود صدا زد هوگو ؟ 



