؟؟؟؟؟؟آرتور سوار بر اسبش با آبرفورث که کینگزلی رو که از ترس غش کرده بود میان تو ! بارتی یه جادو میکنه آرتور رو تبدیل به یک در بزرگ میکنه! بعد میگه: بیگانه.... بیگانه که مدرسه بود پا میشه میاد آرتور رو میخوره! آبرفورث هم که کمرش درد میکرد اومد که منو جادو کنه گیلدروی میپره جلوم میگه: آبرفورث منو چند تا دوست داری؟ آبرفورث غش میکنه! به هر حال بارتی اونجا بمب ساعتی میذاره و با گیلدی میزنه به چاک! تا میان بیرون اونجا میترکه و به این ترتیب جیمز و سیریوس و آبرفورث و کینگزلی میرن اون دنیا! فقط آرتور شانس آورد که با بیگانه رفت! بارتی و گیلدی هم با هم میرن جردن یه بستنی میخورن...
غصه ما به سر رسید، آبرفورث به شناسه اش نرسید
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

