بیرکا : چطوری همکار ؟
فردی : همکار ؟
؟ آقا شما کی هستی ؟ برو بیرون
همکار دیگه چیه . من اصلا نمیشناسمتون
بیرکا : چه فرقی میکنه بالاخره که همکار میشیم
فردی : من همکار نمیخوام برو بیرون
بیرکا بدون ناراحتی از مغازه میره بیرون ...
تق تق تق
فردی : بله ؟ بفرمایی. در که بازه بیایید تو
بیرکا : همکار نمیخوای ؟
فردی :
تو که باز پیدات شد
نه نمیخوام بیرکا : چی رو نمیخوای ؟
فردی : همکار نمیخوام
بیرکا : همکار در چه بخشی نمیخوای ؟
فردی : منو مسخره کردی ؟
گفتم همکار نمیخوام . برو بیرون ناگهان یه فکری به مخ فردی میرسه :
چرا از این بیرکا برای تست کردن اختراعاتم استفاده نکنم
فردی : هی همکار عزیزم بیرکا جون بیا اینجا ببینم چیکار میتونم واست بکنم
چه همکار گلی هستی تو ....
چه پستی رو میخوای واسه شروع همکاریمون بدم بهت ؟
بیرکا : مدیریت چطوره ؟
فردی :

__________________________
آرسینوس : پس این کتاب ما چی شد ؟
فردی : 2 روزه که آمادست خودت نیومدی ببریش
آرسینوس : 2 روزه که مغازه رو اصلا باز نکردی که
فردی : آهان آره
آرسینوس :
فردی یه کتاب 2 متری رو روی پیشخوان میزاره و میگه :
بیا اینم همونی که میخواستی .... فقط به بابام (آرتور) نگو
آرسینوس :
چقد بزرگه
فردی : به من ربطی نداره ... سفارش دادی حالا باید پولشو بدی
235 گالیون رد کن بیاد رفیق
آرسینوس : با اینکه گرونه ولی خوب باشه قبوله
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

