جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  106 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  121 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  247 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  196 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 اسفند 1383 20:24
نمایش جزئیات
آفلاین
سیریوس از شومینه وارد مغازه میشه
فرد:سلام سیریوس خوبی چی شده به مغازه ی ما سر زدی
سیریوس هیچی کمی از این وسایل شوخی میخوام
فرد:حالا جی میخوای؟؟
سیریوس:چند تا از تاول های خونی پاتلاق سیار یه چیزیم بده که بوی تعفن داشته باشه
فرد:برای چی میخوای
سیریوس:میخوام کریچر رو اذیت کنم
رون:هرمیون چیکار میخوای کنی اگه بفهمه حتما قشقرق به پا میکونه
سیریوس:اون با من راستی شما نمیخواد تو این مهمونی شرکت کنید خوش میگذره ها
فرد:خیلی دوست داشتیم اما فعلا مشغول فروش اجناسمون هستیم وقت نداریم بیا میشه 2 گالیون 27 سیکل
سیریوس:باشه فقط بزن به حساب
فرد :سیریو...
شپلخ !
رون:این سیریوس از اون بپیچونهاست ها حواست باشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 اسفند 1383 18:52
نمایش جزئیات
آفلاین
کتی:سلام
فرد:به به سلام علیکم خانم کتی بل چطوری ؟
کتی: بد نیستم.ببینم می خوای یه فروش خوب بکنی؟
-چرا که نه؟!
-من از اون اب نباتهای خون دماغ تون 1بسته میخوام از اون وسایل اتش بازی تون جدیدترین را بدین
-ولی پولش خیلی زیاد میشه.
-بی خیال بده.
- خوب پس می شه..
- بیا اینم پولت اگر وسیله تازه ای درست کردید ما راهم بی خبر نگذارید
-باشه .حتما برات یه نامه می فرستیم
-خوب فعلا
-بازم از این طرف ها بیا.خداحافظ
-خداحافظ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط گریفندور !!!
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: یکشنبه 9 اسفند 1383 21:06
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از اینکه فردی به خودش اومد یه چیزی یادش اومد :

فردی : راستی کی گفته بود من مردم؟؟

آرسنیوس : ( با موزیگریه زیاد ) اینجانب!!!

فردی: چی؟؟؟

آرسنیوس: مگه قرار نبود با هم بریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فردی: وای باز یادم رفت!!!!

آرسنیوس : عیب نداره عادت تو اینه دیگه

فردی : خوب به خاطر این چو انداختی که من مردم؟؟؟؟

آرسنیوس : نه این طوری هم نبود

فردی: پس چی؟

آرسنیوس : از من پرسیدن که تو که این قدر با فرد دوستی نمیدونی کجاست؟؟

فردی: خوب؟

آرسنیوس : من هم گفتم رفته سر قبر بابام

فردی :

آرسنیوس: راستی صداشو در نیار خودم رفته بودم برج العرب

فردی: خوش گذشت ؟

آرسنیوس : نمیدونی چه خوش گذشت جات خالی

ولی تو نبودی که مردم رو اذیت کنیم!!! :grin:

فردی : چی کارا کردین ؟

آرسنیوس : هیچی با اون 2 تا مشنگ ( آندره آغاسی و راجر فدرر) بالا رو گرفته بودیم اون بالا داشتیم تنیس بازس میکردیم

فردی: ای ول پس تو هم خوش گذروندی!!!

آرسنیوس : بد فرم !!

آرسنیوس : پس منتظر پیامت هستم دیگه

فردی: باشه حتما

آرسنیوس : مرسی

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرسنیوس جیگر در 1383/12/10 8:28:26
ویرایش شده توسط آرسنیوس جیگر در 1383/12/10 8:31:38
ویرایش شده توسط آرسنیوس جیگر در 1383/12/10 8:38:01
ویرایش شده توسط آرسنیوس جیگر در 1383/12/10 8:40:32
از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: یکشنبه 9 اسفند 1383 19:11
نمایش جزئیات
آفلاین
آرسینوس و مالی و رون و جورج و تمام مو قرمز ها میان مغازه فردی ..... یه دسته گل هم همراهشون دارن

مالی : فرد عزیزم ... فرد .... پسرم :bigkiss:

فرد : سلام مامان ... این کارا چیه .... ولم کن .....

مالی : آخه آخرین بار که دیدمت باهات دعوا کردم بعدشم همه فکر کردیم مردی ....

فرد : اگه اجازه بدید اینجا رو نگه دارم میبخشمتون

و به این راحتی مامان فرد حله

آرسینوس : فردی کتاب من چی شد ؟

فردی : سلامت کو ؟ مثلا من گم شده بودما !!! امشب با خر (خرچال) واست پست میکنم

آرسینوس : اوکی ... سلام خوبی ؟

فردی : بیرون !!!

فرد : رون عزیزم میتونی بیای واسه من اختراعاتم رو امتحان کنی ببینی کدومش بیشتر تاثیرش میمونه

رون :

________________________________
آرسینوس : الو .... فرد ... کجایی الان ؟

فرد : سلام آرسی جون ... من الان تو جزیره های هاوایی هستم .... خیلی خوش ....

بیب بیب بیب بیب

آرسینوس : الو .... الو .... فرد .... قطع کردی چرا ؟ .... الو .....

چند روز بعد ......

فرد برمیگرده لندن و میره کوچه دیاگون مغازه خودش :

فرد : آخییش بالاخره از اون دلفین های لعنتی راحت شدم و به مغازه خودم اومدم ......
ولی یه برگه اطلاعیه رو شیشه مغازش میبینه :

توجه توجه :

این مغازه به دلیل فوت ناگوار برادر فردی ملقب به خدای آشوب تخته شده حساب میشود

ارادتمند شما : حاجی دارکی (حامی آسلام)

فرد :

چند روز بعد ......

تق تق تق

حاجی دارکی : بیایید تو
فرد : سلام حاجی
حاجی : فرد خودتی ؟ یا روحته که با من حرف میزنه ؟ هنوز از حلوای خودت واست نگه داشتم میخوای ؟
فرد:
فرد : اومدم حکم باز شدن مغازمو بگیرم
حاجی : ولی من به روح ها نمیتونم اجازه بدم
فرد : روح چیه بابا من فردی هستم ... با هزار تا مکافات جونم رو از اون دلفین لعنتی نجات داد . حاجی من نمردم

فرد و حاجی که حسابی احساساتی شدن همدیگه رو بغل میکنن

فرد : یه چیزی یادت رفت :

حاجی : آهان آره اجازه نامه

و به خوبی و خوشی فردی به مغازه خودش برمیگرده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1384/6/14 23:17:28
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: یکشنبه 9 اسفند 1383 19:02
نمایش جزئیات
آفلاین
آرسینوس : الو .... فرد ... کجایی الان ؟

فرد : سلام آرسی جون ... من الان تو جزیره های هاوایی هستم .... خیلی خوش ....

بیب بیب بیب بیب

آرسینوس : الو .... الو .... فرد .... قطع کردی چرا ؟ .... الو .....

چند روز بعد ......

فرد برمیگرده لندن و میره کوچه دیاگون مغازه خودش :

فرد : آخییش بالاخره از اون دلفین های لعنتی راحت شدم و به مغازه خودم اومدم ......
ولی یه برگه اطلاعیه رو شیشه مغازش میبینه :

توجه توجه :

این مغازه به دلیل فوت ناگوار برادر فردی ملقب به خدای آشوب تخته شده حساب میشود

ارادتمند شما : حاجی دارکی (حامی آسلام)

فرد :

چند روز بعد ......

تق تق تق

حاجی دارکی : بیایید تو
فرد : سلام حاجی
حاجی : فرد خودتی ؟ یا روحته که با من حرف میزنه ؟ هنوز از حلوای خودت واست نگه داشتم میخوای ؟
فرد:
فرد : اومدم حکم باز شدن مغازمو بگیرم
حاجی : ولی من به روح ها نمیتونم اجازه بدم
فرد : روح چیه بابا من فردی هستم ... با هزار تا مکافات جونم رو از اون دلفین لعنتی نجات داد . حاجی من نمردم

فرد و حاجی که حسابی احساساتی شدن همدیگه رو بغل میکنن

فرد : یه چیزی یادت رفت :

حاجی : آهان آره اجازه نامه

و به خوبی و خوشی فردی به مغازه خودش برمیگرده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: یکشنبه 2 اسفند 1383 15:44
نمایش جزئیات
آفلاین
من رو به مامان: مامان چرا نون مارو آجر ميكني بذار منم كار كنم نون در بيارم
مالي:نه اصلا راهي نداره يا اين كا ر رو نميكني يا شيرمو حلالت نميكنم!!! :mama:

من: ولي مامان

مالي:ولي بي ولي ميري پشت سرت رو هم نيگا نميكني!!

من: باشه، بيرون از اتاق:

دو روز بعد

من با يه دسه گل ميام پيش مالي

مامان اين رو واسه شما گرفتم

مالي: جدي ميگي پسرم واي ي ي ي ي ي ي

من:حالا ميذاري مامان خواهش

مالي:ديوونم كردي پسر برو ولي اگه بابات فهميد با خودته ها

چشم مامان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر تغییر اندازه داده شده
MOVIE OF THE YEAR
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 بهمن 1383 08:57
نمایش جزئیات
آفلاین
تقو تقو تتق تتق

فردی: کییییییییییههههههههههه

آرسنیوس : من هستم!!!

فردی: بهو بهو ببه ببه

آرسنیوس : چه خبر ؟

فردی : هیچی بازار کساده

آرسنیوس : یه کاری باهات دارم !!!

فردی : هومک

آرسنیوس : یه کتاب میخوام !!!
فردی : چه کتابی؟؟؟

آرسنیوس : یه چیز میخوام که حقه های جادویی باشه

فردی: هومک!!!!!!

ببینیم چی کار میکنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از هری پاتریست بودن اعلام بازنشستگی می کنم
راه رو واسه جوونا باز کردم!
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: دوشنبه 19 بهمن 1383 06:55
نمایش جزئیات
آفلاین
آرسینوس : پس این کتاب ما چی شد ؟

فردی : 2 روزه که آمادست خودت نیومدی ببریش

آرسینوس : 2 روزه که مغازه رو اصلا باز نکردی که

فردی : آهان آره

آرسینوس :

فردی یه کتاب 2 متری رو روی پیشخوان میزاره و میگه :

بیا اینم همونی که میخواستی .... فقط به بابام (آرتور) نگو

آرسینوس : چقد بزرگه

فردی : به من ربطی نداره ... سفارش دادی حالا باید پولشو بدی

235 گالیون رد کن بیاد رفیق

آرسینوس : با اینکه گرونه ولی خوب باشه قبوله

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: دوشنبه 19 بهمن 1383 06:49
نمایش جزئیات
آفلاین
تق تق تق

بیرکا : چطوری همکار ؟

فردی : همکار ؟ ؟ آقا شما کی هستی ؟ برو بیرون
همکار دیگه چیه . من اصلا نمیشناسمتون


بیرکا : چه فرقی میکنه بالاخره که همکار میشیم

فردی : من همکار نمیخوام برو بیرون

بیرکا بدون ناراحتی از مغازه میره بیرون ...



تق تق تق

فردی : بله ؟ بفرمایی. در که بازه بیایید تو

بیرکا : همکار نمیخوای ؟

فردی : تو که باز پیدات شد نه نمیخوام

بیرکا : چی رو نمیخوای ؟

فردی : همکار نمیخوام

بیرکا : همکار در چه بخشی نمیخوای ؟

فردی : منو مسخره کردی ؟ گفتم همکار نمیخوام . برو بیرون

ناگهان یه فکری به مخ فردی میرسه :
چرا از این بیرکا برای تست کردن اختراعاتم استفاده نکنم

فردی : هی همکار عزیزم بیرکا جون بیا اینجا ببینم چیکار میتونم واست بکنم

چه همکار گلی هستی تو ....

چه پستی رو میخوای واسه شروع همکاریمون بدم بهت ؟

بیرکا : مدیریت چطوره ؟

فردی :

__________________________
آرسینوس : پس این کتاب ما چی شد ؟

فردی : 2 روزه که آمادست خودت نیومدی ببریش

آرسینوس : 2 روزه که مغازه رو اصلا باز نکردی که

فردی : آهان آره

آرسینوس :

فردی یه کتاب 2 متری رو روی پیشخوان میزاره و میگه :

بیا اینم همونی که میخواستی .... فقط به بابام (آرتور) نگو

آرسینوس : چقد بزرگه

فردی : به من ربطی نداره ... سفارش دادی حالا باید پولشو بدی

235 گالیون رد کن بیاد رفیق

آرسینوس : با اینکه گرونه ولی خوب باشه قبوله

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1384/6/14 23:15:42
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: دوشنبه 12 بهمن 1383 21:08
نمایش جزئیات
آفلاین
فردی : کتاب از این خفن تر پیدا نردی ؟

آرسینوس : چیه ؟ اینجوری میگی که قیمت رو ببری بالا ؟

فردی : برو بیرون !!!

آرسینوس : شوخی کردم بابا حالا چرا ناراحت میشی

فردی : فردا بعد از ظهر آمادست بیا ببر .

آرسینوس : اگه آماده نشد چی ؟

فردی : وقتی من میگم یعنی آماده مشه

آرسینوس : اگه نشه ؟

فردی : گفتم آماده میشه

آرسینوس : قاطی داریا تو هم

فردی : چی ؟

آرسینوس : هیچی . میگم آره آماده میشه . فعلا ........

فردی :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده