تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
84 کاربر(ها) آنلاین هستند (73 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
81
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
دور دوم انتخاب بهترینها
دور دوم هفتاد و هفتمین دورهٔ انتخاب بهترینهای سایت جادوگران برای فصل تابستان ۱۴۰۵ آغاز شده است؛ با رأی خود از اعضای اثرگذار جامعه قدردانی کنید.
مهلت شرکت: ۲۹ و ۳۰ شهریور
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
ماجراهای مرموز مدرسه هاگوارتز
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/13
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
از: پریوت درایو - شماره 4
پستها:
3768

پس از این اشعار آبر فو.رث تعظیمی کرد و به جای خود برگشت تریلانی که به ذوق آمده بود دو سه بار برای وی کف زد:
- آفرین آفرین مبادا بستن شناسه ها را ترک کنی حتی اگر روزی موفق به بستن 100 تایشان شوی 20 روز طول میکشد تا همه اعضا را ببندی.
- آفرین به شما سیبل عزیزم با این مهارت خیره کننده در ریاضی
این را پروفسور مک گونگال گفت که از گوشه مجلس بلند شده بود و به وسط آمده بود. سپس تعظیمی کرد و بعد از اینکه سرش را شق و رق با لا گرفت این ابیات را خواند:
سواد و نظم و دیسیپلین شعار (1)بنده می باشد... سخن هایم میان جمع بس کوبنده می باشد
هر آن کس که خطا کار است پوستش کنده می باشد ... سرو کارش با بیسکوییت سفت و مانده می باشد
منم استاد فن گربه رقصانی(2) ، تریلانی
================
1- به این در زبون خودشون میگن motto
2- به این یکیم در زبون خودشون میگن Transfiguration Dancing Cat مخففش TDC
-------------------------------------------------------------------------
با توجه به اینکه اینجا مدرسه است و الان هم زمان امتحانات سوالاتی برای اذهان شما خوانندگان طرح گردیده است:
سوال دینی و معارف جادوگری:
انتخاب موذمال برای قرعه کشی و درآمدن تریلانی برای تدریس DADA را چطور با عدل دامبل توجیه میکنید؟
سوال ریاضی:
اگر آبر خروس روزی موفق به بستن 10 شناسه شود و روزی 5 عضو جدید در سایت ثبت گردند و اگر مدیران دیگر نیز روزی هر کدام به تناوب یکی از شناسه ها را اوتوتو گردانند با فرض اینکه تعداد مدیران در اول ماه یکی افزایش و وسط ماه دو تا کاهش یابد و آبرخروس نیز در هاگزهد روزی دو تا نوشیدنی کره ای را وسط طراحی قالب برای سایت نوش جان گرداند پیدا کنید تاریخ طلاق ریکو را؟
تست هوش:
اون ساحره ای که به گیلیدی چشمک میزد کی بود؟
الف) یکی از مدیره های سایت همان که استاد فن TDC است.
ب) یک خر ماده
ج) هرمیون گرنجر که میخواسته به هر وسیله ای به آداس خیانت کنه
د) خطای دید بوده چون گیلیدی از بچگی چشماش مشکل داشته
ويرايش شد!(آلبوس دامبلدور)
- آفرین آفرین مبادا بستن شناسه ها را ترک کنی حتی اگر روزی موفق به بستن 100 تایشان شوی 20 روز طول میکشد تا همه اعضا را ببندی.
- آفرین به شما سیبل عزیزم با این مهارت خیره کننده در ریاضی
این را پروفسور مک گونگال گفت که از گوشه مجلس بلند شده بود و به وسط آمده بود. سپس تعظیمی کرد و بعد از اینکه سرش را شق و رق با لا گرفت این ابیات را خواند:
سواد و نظم و دیسیپلین شعار (1)بنده می باشد... سخن هایم میان جمع بس کوبنده می باشد
هر آن کس که خطا کار است پوستش کنده می باشد ... سرو کارش با بیسکوییت سفت و مانده می باشد
منم استاد فن گربه رقصانی(2) ، تریلانی
================
1- به این در زبون خودشون میگن motto
2- به این یکیم در زبون خودشون میگن Transfiguration Dancing Cat مخففش TDC
-------------------------------------------------------------------------
با توجه به اینکه اینجا مدرسه است و الان هم زمان امتحانات سوالاتی برای اذهان شما خوانندگان طرح گردیده است:
سوال دینی و معارف جادوگری:
انتخاب موذمال برای قرعه کشی و درآمدن تریلانی برای تدریس DADA را چطور با عدل دامبل توجیه میکنید؟
سوال ریاضی:
اگر آبر خروس روزی موفق به بستن 10 شناسه شود و روزی 5 عضو جدید در سایت ثبت گردند و اگر مدیران دیگر نیز روزی هر کدام به تناوب یکی از شناسه ها را اوتوتو گردانند با فرض اینکه تعداد مدیران در اول ماه یکی افزایش و وسط ماه دو تا کاهش یابد و آبرخروس نیز در هاگزهد روزی دو تا نوشیدنی کره ای را وسط طراحی قالب برای سایت نوش جان گرداند پیدا کنید تاریخ طلاق ریکو را؟
تست هوش:
اون ساحره ای که به گیلیدی چشمک میزد کی بود؟
الف) یکی از مدیره های سایت همان که استاد فن TDC است.
ب) یک خر ماده
ج) هرمیون گرنجر که میخواسته به هر وسیله ای به آداس خیانت کنه
د) خطای دید بوده چون گیلیدی از بچگی چشماش مشکل داشته
ويرايش شد!(آلبوس دامبلدور)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/8/1 2:10:43
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
جزئیات کاربر

اندر احوالات هاگوارتز اینطور روایت کنند که پس از هوشت شدن آمبریج از تدریس درس DADA استادان بسیاری سعی نمودند دم دامبل را دیده و این درس را هلپی بالا بکشند که در راس آنها مانند همیشه اسنیپ قهرمان قرار داشت.
ولی دامبلی هم بید کتک زنی نبود که نتواند حساب سایرین را برسد بنا براین اعلامیه ای به این مضمون منتشر نمود:
« نظر به اینکه اساتید محترم و محترمه نسبت به این درس نظر دارند و با دید ناپاک به آن چشم دوخته اند به این خاطر که عصمت این درس حفظ گردد و در عین حال عدل دامبل نیز خدشه دار نگردد از تمام شما دعوت میگردد تا در قرعه کشی انتخاب استاد برای این درس شرکت کنید.
مکان دفتر بنده »
این اعلامیه ولوله ای در هاگوارتز انداخته بود و حتی دانش آموزانی بودند که به وسیله معجون استاد نما میخواستند خود را به آن مکان برسانند
القصه از این های و هوی که بگذریم به هری میرسیم که مثل همیشه برای اینکه نخود هایش در این اش هم ریخته شود تصمیم گرفت به نوعی خودش را در جلسه زور چپان نماید در نتیجه مثل همیشه به ردای نامرئی کننده خود روی آورد ولی در شب قرعه کشی در حالی که به سمت جایگاه میرفت هرمیون مچش را گرفت:
- هان بگو به کجا چنین شتابان
-- اگر قول بدهی که زبان در کام و واندوم در جیب گیری تو را خبر داده و با خود خواهم برد
و بدین گونه بود که علارغم اعلامیه های نمید که اکیدا نزدیکی جنس مونث را به فاصله ای نزدیک تر از دو متر ممنوع کرده بود این دو یار غار در زیر ردا به محل قرعه کشی وارد شدند.
چنین بود که هری به همراه هرمیون در اتاقی که بالای اتاق مورد نظر بود جا خوش کردند و از روزنه ای شروع به بررسی موقعیت کردند
بله جمع همه جمع بود ...در همان لحظه ورود فرد موسوم به موذمال که معلوم نبود از کدام آشپزخانه ای مدرک داشت هوار زد
آقایان و خانم ها هشدار که ما را علاف نکنید و گرنه آن روی مازامولایم به بالا می آید به صدای من هر کسی عددی را نشان دهد و با شمارش آنها قرعه به هر کی افتاد تدریس DADA با اوست...
آآآی سر از من ته از اسنیپ هوشتک
انگشت بود که بسان شمع های هاگوارتز به آسمان رفته بود موذمال آنها را شمرد و نشمرده شروع کرد و قرعه به تریلانی افتاد
تریلانی پیرزنی بود خمیده قامت ... با چشمان کور مکوری ... عینک استکانی و ریختی بدتر از ارواح ....اخراج شده از تدریس که گویا آنطور که ماگل ها اعتقاد داشتند با عزراییل فامیل بود صداهای اعتراض و پیف و پیف از هر طرف بلند بود که ناگاه مثل این به نظر رسید که تریلانی قصد سخنرانی دارد چشمانش را در حدقه های گود رفته اش چرخاند و اینگونه آغاز نمود:
تمام پیشگویی های من با طیب خاطر بود .... اقلا نصف اونها شرح حال مرگ پاتر بود
کلاس نازنینم رو به اون سنتور خر دادن .. که عقلش در حدودای الاغ و اسب و قاطر بود
خدایی بود که سنتور ها سم داشتند و نمیتوانستند تا این بالا بیایند و گرنه معلوم نبود سر پیرزن بیچاره چه بلایی میامد البته گیلیدی نیز با شنیدن اسم خر کمی گره بر ابروانش افتاد که سریع با دیدن ساحره ای که به وی چشمک میزد دوباره به حال خوش برگشت.
سپس تریلانی بادی در گلو انداخته و ادامه داد:
- عزیزان من و استادان گرامی همانطور که من خود را معرفی کردم شما نیز هر کدام خودتان رامعرفی و شمه ای از کارهای بدیع خود در گذشته بیان کنید مشروط بر اینکه اولا معرفی ها باید نظم و به شعر باشد و ثانیا آن را در مصرع های کوتاهی انجام دهید.
آبر چش پاک که معروف به رو داری بود اول از همه جلو آمد و شروع به خواندن این ابیات کرد:
همیشه توی میخونم (1) ، مدام آواز میخونم ... کنم طراحی قالب (2) همینجا پشت پیشخونم
عیالم ریکو هر چی که بخواد میگم به چشم جونم ... منم مشتی ممل که هست استکبار در خونم (3)
خوش آن روزی که 100 ID بقفلانی ، تریلانی
==============
پا ورقی:
1- دور از چشم حاجی دارکی در کلمه «میخونم» اولی م کسره دارد
2- theme ، ثیم ، چیزی که مملی با آن در سایت استکبار کند ، مایه سرگرمی اعضا
3- در جدیدترین آزمایش خونی که مملی داده این رقم به حد دو برابر نرمال رسیده است
ولی دامبلی هم بید کتک زنی نبود که نتواند حساب سایرین را برسد بنا براین اعلامیه ای به این مضمون منتشر نمود:
« نظر به اینکه اساتید محترم و محترمه نسبت به این درس نظر دارند و با دید ناپاک به آن چشم دوخته اند به این خاطر که عصمت این درس حفظ گردد و در عین حال عدل دامبل نیز خدشه دار نگردد از تمام شما دعوت میگردد تا در قرعه کشی انتخاب استاد برای این درس شرکت کنید.
مکان دفتر بنده »
این اعلامیه ولوله ای در هاگوارتز انداخته بود و حتی دانش آموزانی بودند که به وسیله معجون استاد نما میخواستند خود را به آن مکان برسانند
القصه از این های و هوی که بگذریم به هری میرسیم که مثل همیشه برای اینکه نخود هایش در این اش هم ریخته شود تصمیم گرفت به نوعی خودش را در جلسه زور چپان نماید در نتیجه مثل همیشه به ردای نامرئی کننده خود روی آورد ولی در شب قرعه کشی در حالی که به سمت جایگاه میرفت هرمیون مچش را گرفت:
- هان بگو به کجا چنین شتابان
-- اگر قول بدهی که زبان در کام و واندوم در جیب گیری تو را خبر داده و با خود خواهم برد
و بدین گونه بود که علارغم اعلامیه های نمید که اکیدا نزدیکی جنس مونث را به فاصله ای نزدیک تر از دو متر ممنوع کرده بود این دو یار غار در زیر ردا به محل قرعه کشی وارد شدند.
چنین بود که هری به همراه هرمیون در اتاقی که بالای اتاق مورد نظر بود جا خوش کردند و از روزنه ای شروع به بررسی موقعیت کردند
بله جمع همه جمع بود ...در همان لحظه ورود فرد موسوم به موذمال که معلوم نبود از کدام آشپزخانه ای مدرک داشت هوار زد
آقایان و خانم ها هشدار که ما را علاف نکنید و گرنه آن روی مازامولایم به بالا می آید به صدای من هر کسی عددی را نشان دهد و با شمارش آنها قرعه به هر کی افتاد تدریس DADA با اوست...
آآآی سر از من ته از اسنیپ هوشتک
انگشت بود که بسان شمع های هاگوارتز به آسمان رفته بود موذمال آنها را شمرد و نشمرده شروع کرد و قرعه به تریلانی افتاد
تریلانی پیرزنی بود خمیده قامت ... با چشمان کور مکوری ... عینک استکانی و ریختی بدتر از ارواح ....اخراج شده از تدریس که گویا آنطور که ماگل ها اعتقاد داشتند با عزراییل فامیل بود صداهای اعتراض و پیف و پیف از هر طرف بلند بود که ناگاه مثل این به نظر رسید که تریلانی قصد سخنرانی دارد چشمانش را در حدقه های گود رفته اش چرخاند و اینگونه آغاز نمود:
تمام پیشگویی های من با طیب خاطر بود .... اقلا نصف اونها شرح حال مرگ پاتر بود
کلاس نازنینم رو به اون سنتور خر دادن .. که عقلش در حدودای الاغ و اسب و قاطر بود
خدایی بود که سنتور ها سم داشتند و نمیتوانستند تا این بالا بیایند و گرنه معلوم نبود سر پیرزن بیچاره چه بلایی میامد البته گیلیدی نیز با شنیدن اسم خر کمی گره بر ابروانش افتاد که سریع با دیدن ساحره ای که به وی چشمک میزد دوباره به حال خوش برگشت.
سپس تریلانی بادی در گلو انداخته و ادامه داد:
- عزیزان من و استادان گرامی همانطور که من خود را معرفی کردم شما نیز هر کدام خودتان رامعرفی و شمه ای از کارهای بدیع خود در گذشته بیان کنید مشروط بر اینکه اولا معرفی ها باید نظم و به شعر باشد و ثانیا آن را در مصرع های کوتاهی انجام دهید.
آبر چش پاک که معروف به رو داری بود اول از همه جلو آمد و شروع به خواندن این ابیات کرد:
همیشه توی میخونم (1) ، مدام آواز میخونم ... کنم طراحی قالب (2) همینجا پشت پیشخونم
عیالم ریکو هر چی که بخواد میگم به چشم جونم ... منم مشتی ممل که هست استکبار در خونم (3)
خوش آن روزی که 100 ID بقفلانی ، تریلانی
==============
پا ورقی:
1- دور از چشم حاجی دارکی در کلمه «میخونم» اولی م کسره دارد
2- theme ، ثیم ، چیزی که مملی با آن در سایت استکبار کند ، مایه سرگرمی اعضا
3- در جدیدترین آزمایش خونی که مملی داده این رقم به حد دو برابر نرمال رسیده است
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/28 12:46:38
Minerva McGonagall
Head of Gryffindor House
Deputy Headmistress
Less Expectation , Less Disappointment
Head of Gryffindor House
Deputy Headmistress
Less Expectation , Less Disappointment
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
:bigkiss: dostar