جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان کشتن سوسک سیاه بود.
- لوسیوس زندانی رو بیار.
- اطاعت میشه ارباب!
آتش خشم تمام وجودش را فرا گرفته بود.
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
10 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
داستان های پنــچ کلمه ای!
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/01/04
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: سهشنبه 22 مهر 1393 14:48
از: شیون آوارگان
پستها:
201

جزئیات کاربر

جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان کشتن سوسک سیاه بود .........
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خیلی دلم میخواست برگردم ایران ولی متاسفانه همین الانشم ایرانم
很舒適,幸福的
生活,紫色寶石
和鑽石的眼淚和血。
哦,天哪腳的
袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,
流淚的月亮
哦,天哪腳的袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,流淚的月亮
我有一個類我,我耳語
老師來到我用尺子量,說
底線騙你,是一個延伸......
我教授你是什麼意思
不知道這是什麼
فمینیست بزرگ
很舒適,幸福的
生活,紫色寶石
和鑽石的眼淚和血。哦,天哪腳的
袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,
流淚的月亮哦,天哪腳的袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,流淚的月亮我有一個類我,我耳語
老師來到我用尺子量,說
底線騙你,是一個延伸......
我教授你是什麼意思
不知道這是什麼
فمینیست بزرگ
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/10/16
تولد نقش: 1390/10/27
آخرین ورود: پنجشنبه 15 تیر 1396 17:28
از: امدن و رفتن من سودی کو!!!
پستها:
674

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: پنجشنبه 29 خرداد 1404 20:14
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

خب همونطور که قبلا گفته بودم این تاپیک فقط تا صد صفحه اجازه پست زدن داره پس باید تا اون موقع داستان تموم بشه وگرنه نیمه تموم میمونه .الانم که یکم بیشتر شده خودتون با هم کنار بیان یه جوری آخرش رو برام بفرستید تا ادامش بزارم .بعد اونو میفرستیم قسمت مقالات البته به اسم سه نفر که بیشترین پست رو تو این انجمن زدن.منتظرم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

نفرینی دیگر از سوی ولدمورت را دريافت کرد ، او خود برای فرستادن یک نفرین دیگر اماده کرد در این بین اتفاقی باور نکردنی رخ داد . اتفاقي كه تن همه را به لرزه در آورد.يك نور خيره كننده و سپس ديگر نه هري بود نه ولدمورت شايد آنها به وسیله آن نور به مكان ديگري منتقل شده بودند اما نه اتفاق دیگری افتاده بود اتفاقی که بوي مرگ ميداد بله ولدمورت و هری به مكاني خالي از زمان فرستاده شده بودند که فقط هري و ولدمورت حضور داشتند آن ها گيج و منگ به اطرافشان كه حاله اي از نور بوجود آمده بود نگاه ميكردند که ناگهان اسنیپ با عصایش ظاهر شد و کاری كرد كه هري از تعجب عصايش را به سمت اسنيپ نشانه رفت. ولي اسنيپ دير متوجه هری شد و طللسم سکتوم سمپرای هری به اسنیپ برخورد کرد و اسنيپ با تمام قدرتي كه داشت بر روي زمین افتاد و با عصایش اثر طلسم هری را از بین برد و توانست او را هم به زمین بیاندازد و بعد خود سری بلند شد اما ولدمورت طلسمي به سمت هری فرستاد و اسنیپ با طلسم اواداکداورا طلسمی به سمت ولدمورت فرستاد و باعث شد تكه اي از بدنش كنده شد و طلسمی که به سمت هری فرستاده بود خنثی شود ولی ولدمورت دست از کار نمیکشید او دوباره طلسمی...
---------------------------------
لطفا فقط با سه کلمه ادامه بدهید
---------------------------------
لطفا فقط با سه کلمه ادامه بدهید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

