جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

23 کاربر(ها) آنلاین هستند (20 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
22 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

داستان های پنــچ کلمه ای!

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 3 خرداد 1392 19:25
نمایش جزئیات
آفلاین
جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان کشتن سوسک سیاه بود.
- لوسیوس زندانی رو بیار.
- اطاعت میشه ارباب!

آتش خشم تمام وجودش را فرا گرفته بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 3 خرداد 1392 14:50
نمایش جزئیات
آفلاین
جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان کشتن سوسک سیاه بود.
- لوسیوس زندانی رو بیار.
- اطاعت میشه ارباب!

آتش خشم تمام...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 3 خرداد 1392 11:33
نمایش جزئیات
آفلاین
جرقه های آتش در هوا چشمان لرد وادمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان کشتن سوسک سیاه بود.
- لوسیوس زندانی رو بیار.
- اطاعت میشه ارباب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 3 خرداد 1392 08:16
نمایش جزئیات
آفلاین
جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان کشتن سوسک سیاه بود.
-لوسیوس... زندانی رو بیار!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 3 خرداد 1392 03:50
نمایش جزئیات
آفلاین
جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان کشتن سوسک سیاه بود .........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خیلی دلم می‌خواست برگردم ایران ولی متاسفانه همین الانشم ایرانم

很舒適,幸福的 生活,紫色寶石 和鑽石的眼淚和血。
哦,天哪腳的 袖扣盛開櫻 花鼻,舌痛, 流淚的月亮

哦,天哪腳的袖扣盛開櫻 花鼻,舌痛,流淚的月亮
我有一個類我,我耳語

老師來到我用尺子量,說

底線騙你,是一個延伸......

我教授你是什麼意思
不知道這是什麼


فمینیست بزرگ

پاسخ به: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: جمعه 3 خرداد 1392 00:42
نمایش جزئیات
آفلاین
جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود معطوف کرد. اکنون زمان....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جاگسن در 1392/3/3 1:06:14
پاسخ به: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: پنجشنبه 2 خرداد 1392 22:37
نمایش جزئیات
آفلاین
جرقه های آتش در هوا چشمان لرد ولدمورت را به خود . . .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: شنبه 24 فروردین 1392 14:57
نمایش جزئیات
آفلاین
و هم اکنون شروع داستان!

یکی بود یکی نبود جرقه های اتش در هوا...

با سه کلمه ادامه بدید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...

Only Raven


هیچ چیز غیر ممکن نیست


جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

تصویر تغییر اندازه داده شده

Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: یکشنبه 18 دی 1384 15:56
نمایش جزئیات
آفلاین
خب همونطور که قبلا گفته بودم این تاپیک فقط تا صد صفحه اجازه پست زدن داره پس باید تا اون موقع داستان تموم بشه وگرنه نیمه تموم میمونه .الانم که یکم بیشتر شده خودتون با هم کنار بیان یه جوری آخرش رو برام بفرستید تا ادامش بزارم .بعد اونو میفرستیم قسمت مقالات البته به اسم سه نفر که بیشترین پست رو تو این انجمن زدن.منتظرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: داستان های سه کلمه ای!
ارسال شده در: یکشنبه 18 دی 1384 15:22
نمایش جزئیات
آفلاین
نفرینی دیگر از سوی ولدمورت را دريافت کرد ، او خود برای فرستادن یک نفرین دیگر اماده کرد در این بین اتفاقی باور نکردنی رخ داد . اتفاقي كه تن همه را به لرزه در آورد.يك نور خيره كننده و سپس ديگر نه هري بود نه ولدمورت شايد آنها به وسیله آن نور به مكان ديگري منتقل شده بودند اما نه اتفاق دیگری افتاده بود اتفاقی که بوي مرگ ميداد بله ولدمورت و هری به مكاني خالي از زمان فرستاده شده بودند که فقط هري و ولدمورت حضور داشتند آن ها گيج و منگ به اطرافشان كه حاله اي از نور بوجود آمده بود نگاه ميكردند که ناگهان اسنیپ با عصایش ظاهر شد و کاری كرد كه هري از تعجب عصايش را به سمت اسنيپ نشانه رفت. ولي اسنيپ دير متوجه هری شد و طللسم سکتوم سمپرای هری به اسنیپ برخورد کرد و اسنيپ با تمام قدرتي كه داشت بر روي زمین افتاد و با عصایش اثر طلسم هری را از بین برد و توانست او را هم به زمین بیاندازد و بعد خود سری بلند شد اما ولدمورت طلسمي به سمت هری فرستاد و اسنیپ با طلسم اواداکداورا طلسمی به سمت ولدمورت فرستاد و باعث شد تكه اي از بدنش كنده شد و طلسمی که به سمت هری فرستاده بود خنثی شود ولی ولدمورت دست از کار نمیکشید او دوباره طلسمی...
---------------------------------
لطفا فقط با سه کلمه ادامه بدهید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!