دلیل اصلی این که چوبدستی هری چوب لوسیوس خرد کرد این بود که چوبدستی ولدمورت برادر چوبدستی هریه.اون شبی که ولدمورت برگشتو اون اتفاقا افتاد چوبدستی هری یه خورده از نیروهای چوبدستی ولدمورتو گرفت وقتیم که هری داشت از خونه ی دورسلی ها میرفتو و ولدمورت تعقیبش کرد چوبدستی هری ولدمورتو شناخت که هم خویشاوند(برادر)بودوهم دشمن به خاطر همین یه خورده از نیروهایی رو که از چوبدستی ولدمورت گرفته بود به خودش برگردوند.چوبدستی هری اون موقع هم شجاعت هریو داشت هم کشندگی ولدمورتو به خاطر همین اون چیزی رو که برگردوند یه جادوی خیلی خیلی قوی شد که چوب لوسیوس به عمرشم ندیده بود پس خورد شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
((شعار ما: راحتی دوری از خطر معاشرت با کله گنده ها))!!
در مورد مالکیت چوب باید بگم که وقتی دراکو دامبلدور رو خلع سلاح کرد ، چوبدستی برتر متعلق به خودش شد ، در آخر کتاب هری از چوبدستی دراکو استفاده کرده بود و وقتی طلسم مرگ و خلع سلاح به هم برخورد کردند ، چوبدستی برتر ، چوب دراکو رو که مالک اصلیش بوده شناسایی میکنه و طلسم لرد رو به خودش بر میگردونه !
shadowgirl نوشته: بالاخره دلیل اصلی که چوبدستی هری در شب خروجش از خونه دورسلی ها خود به خود به ولدمورت طلسم شلیک کرد و چوبدستی لوسیوس رو منفجر کرد چی بود؟
در جواب شما بگم که دلیل اصلیش اینه که چوبدستی هری والده مورت رو به عنوان دشمن مالک خودش تشخیص داد و از هری در حالتی که کاری از دست خودش بر نمیومد دفاع کرد. -------------------------------------
یه سوال هم داشتم : من هنوز در مورد مالکیت چوب سرنوشت قانع نشدم. ببینید چون آخر کتاب 6 این دراکو بود که دامبلدور رو خلع سلاح کرد در واقع مستر جدیدش اون میشد. ولی هری دراکو رو از چوب خودش خلع سلاح میکنه. چوب سرنوشت هیچوقت عملاً متعلق به دراکو نبوده! و هرگز وقتی این چوب دست دراکو بوده هری اونو خلع سلاح نکرده! این با قانون چوبها درست در میاد؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]IGΘЯ[/en] در 1386/6/11 21:46:41 ویرایش شده توسط Romulus در 1386/6/12 0:15:53
[b][size=medium][color=CC0000]جادوی عشق، قوی ترین جادوهاست
ببینید ، اکلامنسی به این خاطر هست که بتونید ذهنتون رو ببندید ، وقتی شما بتونی ذهنت رو ببندی ، نه دامبلدور ، نه ولدمورت و نه اسنیپ میتونن به ذهن شما راه پیدا کنن . جادوگرا با اجازه و خواست هم به ذهن هم دیگه وارد میشن و ذهن خوانی میکنن .
هيچوقت،هيچكس نميتواند به صورت كامل بلد باشد به صورتي كه قدرت اسنيپ و لرد و دامبلدور بهش نرسد تا وارد مغزش بشوند. در ضمن در كتاب هفت آمده است كه هري ميگويد "فعلا كه نيازي به چفت شدن ندارم هرميون.اينكه ميتونم وارد مغز ولدمورت بشم،يك سود براي من است!" يك چنين چيزايي بود فكر كنم!پس هدف اصلي اين بود كه هري نتواند وارد مغز ولدمورت شود و البته شايد ورود لرد به مغز هري هم يكي از دلايل باشد ولي هدف اصلي،همان است كه گفتم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
ببینید ، اکلامنسی به این خاطر هست که بتونید ذهنتون رو ببندید ، وقتی شما بتونی ذهنت رو ببندی ، نه دامبلدور ، نه ولدمورت و نه اسنیپ میتونن به ذهن شما راه پیدا کنن . جادوگرا با اجازه و خواست هم به ذهن هم دیگه وارد میشن و ذهن خوانی میکنن . دامبلدور میخواست هری یاد بگیره که ذهنش رو ببنده تا لرد نتونه وارد ذهنش بشه !
ميخواستم بدونم اگه لرد سياه اينقدر در ذهن خواني قويه كه ميتونه ذهن اسنيپ رو هم بخونه پس چرا دامبلدور ميخواست هري اكلامانسي ياد بگيره؟
دامبلدور قصد داشت كه هري نتواند به مغز لرد ولدمورت برود و لرد از اين ارتباط سوء استفاده كند.دقيقا ميخواست جلوي اتفاقاتي مثل رفتن هري به وزارت در كتاب پنجم را بگيرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
من اصولا سوالی ندارم ولی می خواستم بگم بیشتر سوالهایی که اینجا مطرح میشه مربوط به مشکلات کتابه که بهتر اونجا زده بشه مثلا همون محلول گراب سوال هایی بهتره اینجا مطرح بشه که برای خواننده نامفهوم باشه نه غیر قابل درک !!!