همونطور که قبلا گفتم خیلی از ایراداتی که در کتاب مطرح میشه به دلیل ترجمه غلط یا متن غلط انگلیسیه مثلا در مورد هرمیون که داره راجع به معجون چند عصاره صحبت میکنه متن اصلی اینه:
“Ooh, you look much tastier than Crabbe and Goyle, Harry,” said Hermione,
before catching sight of Ron’s raised eyebrows, blushing slightly, and saying,
“Oh, you now what I mean—Goyle’s potion looked like bogies.”
که در بعضی pdf ها به اشتباه Goyle’s potion tastier like bogies نوشته شده یعنی میگه معجون گویل شبیه لولوخورخوره هاست
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
سلام منم با نظر ایگور موافقم.خیلی واضحه.دامبلدور فقط و فقط تحریک شده بود.
ببين دوست من،وقتي ما بحث ميكنيم نميخواهيم ببينيم كيا با يك نظر موافق هستند و كيا مخالف!لازم نيست زماني كه موضوعي مطرح شده،شما موافقت خودتان را اعلام كنيد،چون سودي براي نتيجه در بحث ندارد.وقتي ميبيني با نظر من موافقي نياز نيست اين را اعلام كني و فقط در صورتي كه مخالفي و اون هم با دليل بايد بيايي پست بزني! موفق باشيد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس سوروس در 1386/6/10 13:08:50 ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]Igor[/en] در 1386/6/10 15:05:58
من اول نميخواستم دخالتي بكنم ولي مثل اينكه مجبور به اين كار شدم! ببينيد انجمن تالار اصلي براي اين است كه اگر شما سوالي در مورد شش كتاب هري پاتر داريد در آنجا بپرسيد.اگر فكر ميكنيد تاپيكي براي آن سوال شما نيست،ميتوانيد درخواست مجوز كنيد! در اين انجمن فقط و فقط به بحث در مورد كتاب هفتم و اون هم به خاطر اينكه جلوي افشا سازي گرفته شود. پس لطفا اگر سوالي در مورد كتاب هاي قبلي داريد در انجمن تالار اصلي بيان كنيد.
موضوع بعدي اينكه،پرسي جان شما مجبور نيستي هر پستي در اين انجمن ميخوره،بعدش شما بپري و جواب بدي و يكي در ميون پست هاي شما باشد.من دوست ندارم پست اعضا را پاك كنم حتي اگر در مورد كتاب هاي قبلي باشد چون براي اون پست زحمت كشيده شده است و فقط در صورتي پاك ميكنم كه ديگه از حد خودش خارج شده باشد. اگر ميبينيد شخصي تازه وارد در اينجا اشتباهي انجام داده است،جواب سوالش را اگر ميدانيد بدهيد و من ناظر هم به ايشان اخطار خواهم داد كه دفعه ديگه اينجا سوال در مورد كتاب هاي قبلي يا هر موضوع ديگري كه خلاف قوانين باشد،نپرسد!
-------------------------- نقل قول:
بله ، ولی در هر صورت ما متوجه شدیم که اون حلقه جان پیچ بوده و دامبلدور هم اشاره میکنه که راه از بین رفتنش این بوده که دستم کنم . بعد متوجه کاری که سنگ میکنه شده و متوجه شده که اون سنگ یکی از همون سه مورد اصلیه
شايد من اشتباه ميكنم و اونم به خاطر ترجمه ها است!ولي اونجور كه من فهميدم آلبوس دامبلدور خودش در فصل ايستگاه اشاره ميكند كه او براي بار ديگر تحريك شد و آن انگشتر را در دستش كرد تا شايد بتواند خواهرش را ببينيد براي بار ديگر! من فكر كنم اونجور كه در كتاب آمده و طبق گفته هاي هري و هرميون همه جان پيچ ها با شمشير گودريك و دندان باسيليسك نابود خواهد شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
سلام. اشتباه میکنی پرسی. چون که آلبوس خودش اینو تقریبا میگه به هری. تو استگاه. میگه هیچکی به جز خودش متوجه نشد که حلقه و نگینش به درد میخورن. و اینکه سنگش همون سنگه داستانیه!!
بله ، ولی در هر صورت ما متوجه شدیم که اون حلقه جان پیچ بوده و دامبلدور هم اشاره میکنه که راه از بین رفتنش این بوده که دستم کنم . بعد متوجه کاری که سنگ میکنه شده و متوجه شده که اون سنگ یکی از همون سه مورد اصلیه
نقل قول:
همه چیز درست بود کتاب هیچ اشکالی نداشت فقط چون مطابق میل شما نبود نا را حتین استیپ چفت کننده خوبی بود و اون موقع که هری تونست متوقفش کنه اون زهنشو در اختیار هر قرار داده بود و هری با طلسم وارد فکرش شد.
بله کتاب خیلی خوب نوشته شد ولی همونطور که گفتی به این دلیل که خیلی از مواردش با خواسته یکسری افراد مطابقت نداشت ، از کتاب ناراضی بودند . در رابطه با خاطرات اسنیپ باید بگم که اسنیپ وقتی که داشت میمرد ، خاطراتش رو در اختیار هری میگذاره و ما میبینیم که ماده ای سبز از سرش به بیرون میریزه که همون خاطراتش هستن و مهم این هست که این با خواسته خود اسنیپ بوده .
نقل قول:
دوست عزیز این سایت برای هری پاتریاس اجازه بده همه تصمیم بگیرن و اگه خواستن در مورد چیزی بحث کنن. شما اگه خواستین تو اون بحث میتونین شرکت نکنین. این تاپیک رو هر کی زده برای این بوده تا سوالای ماها رفع بشه مسلماُ خوشش نمیاد که شما هی در جواب سوالای بقیه بگین :این سوالی که شما پرسیدی از نظر خودت ارتباطی به کتاب هفت داره ؟"
بهتر به عنوان و توضیح انجمنی که واردش میشی توجه کنی : یادگاران مرگ انجمن مخصوص بحث و گفتگو در مورد کتاب هفتم. لطفا برای باز کردن عنوان جدید با ناظر هماهنگ کنید. لطفا در مورد کتاب هفتم فقط در این انجمن مطالب خود را بنویسید. این انجمن مختص کتاب هفت هست ، در صورتی که شما میخوای در مورد مطلب دیگه ای بحث کنی از کتابی دیگه باید به انجمن تالار اصلی و یا اسرار مراجعه کنی . در ضمن شرکت من روی بحث ها و تذکر برخی موارد برای این نیست که اینجا ارتباطی با من داشته باشه یا کسی از من خواسته باشه که این کار رو کنم . من میام توی این انجمن که هم چیز جدیدی مطرح کنم و هم چیزهای جدید مطرح شده رو یاد بگیرم ، نه توی اطلاعات قدیمی کتاب دست و پا بزنم !!
نقل قول:
بالاخره دلیل اصلی که چوبدستی هری در شب خروجش از خونه دورسلی ها خود به خود به ولدمورت طلسم شلیک کرد و چوبدستی لوسیوس رو منفجر کرد چی بود؟
اگر اشتباه نکنم در بحثی که شد بین اعضای محفل به این نتیجه رسیدن که چوبدستی هری به طور خودکار و برای حفاظت از صاحبش این کار رو کرد ، چون دیدیم که هری گفت ، من تا حالا این طلسم رو ندیده بودم و ازش استفاده نکرده بودم . ولی خوب این مورد جای بحث داره و سوالی که مطرح میشه این هست که اگر قصدش محافظت بوده چرا مواقع دیگه خودکار این کار رو نمیکرد در برابر دیگران !
ما اینجا اومدیم تا هر سوالی که داریم مطرح کنیم مهم نیست که از چه کتابی باشه حتی میتونه از کتاب 1 باشه .
شاید نمیدونین که دیکه کتاب هری پاتری نمیاد و این آخرین کتابه. اکه این تاپیک انقدر طرفدار داره به خاطر این نیست که کتاب 7 خیلی قشنگ بوده به خاطر اینه که هر چی که بوده رولینگ تو این کتاب گفته و اگه چیزی رو نگفته ما داریم سعی کنیم تا جواب قانع کننده ای براش پیدا کنیم وگرنه جواب دادن به بعضی از سوالا که کاملا واضحاُ که .....(قصد توهین به کسی رو ندارم بعضی ترجمه ها واقعاُ تعریفی ندارن.)
" reza.h به نظرت این سوالی که پرسیدی ، به کتاب هفتم خیلی ربط داشت ؟ در هر صورت جای این مورد در این تاپیک نیست ولی در جواب به سوالت باید بگم که......." هر چند که جواب این سوالو چون بلد بودین داده بودی ولی میخوام بگم بر خلاف نظر شما اخر اون سوال بحث قشنگی میشد اگه شما اجازه میدادین.
دوست عزیز این سایت برای هری پاتریاس اجازه بده همه تصمیم بگیرن و اگه خواستن در مورد چیزی بحث کنن. شما اگه خواستین تو اون بحث میتونین شرکت نکنین. این تاپیک رو هر کی زده برای این بوده تا سوالای ماها رفع بشه مسلماُ خوشش نمیاد که شما هی در جواب سوالای بقیه بگین :این سوالی که شما پرسیدی از نظر خودت ارتباطی به کتاب هفت داره ؟"
من برای شما در جواب این حرفتون که:"در ضمن بهتره برای سوال هایی که میکنید کامل توضیح بدید ، تا هم ما سردرگم نشیم و هم اینکه شما جوابتون رو بگیرید. کریستین جیمسون از سوال شما سر در نیاوردم ، دقیقا بگید در کدوم کتاب و در کدوم فصل کتاب بود!" حتی صفحه ی کتاب رو هم نوشتم. اگه جوابی به سوالی نداری لطفاُ بقیه رو از اون سوال دور نکن.
جداُ بهتره ناظر رسیدگی کنه .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کریستین جیمسون در 1386/6/10 0:35:33 ویرایش شده توسط کریستین جیمسون در 1386/6/10 0:53:54 ویرایش شده توسط کریستین جیمسون در 1386/6/10 0:59:19
سلام. اشتباه میکنی پرسی. چون که آلبوس خودش اینو تقریبا میگه به هری. تو استگاه. میگه هیچکی به جز خودش متوجه نشد که حلقه و نگینش به درد میخورن. و اینکه سنگش همون سنگه داستانیه!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای بد به سرت میزنه. همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای خوب از سرت پر میزنه
در مورد حلقه مارولو باید بگم که دامبلدور متوجه شد که اون یه جان پیچ هست ، تنها راه از بین بردن اون جان پیچ این بود که اون رو دستت کنی و جادوش رو به جون بخری ! دامبلدور هم این کار رو کرد و اون جادو درش اثر کرد !
به هیچ وجه طمعی وجود نداشت و دامبلدور حلقه رو برای خودش نمی خواست
سلام. به shadowgirl: اینکه آلبوس حالش خراب شد به خاطر طمعش بوده!! چون که هنوزم دوست داشت اون سنگی رو که رو انگشتر بود بر داره و ماله خود کنه. به خاطر همین یه لحظه جادو های لرد رو فراموش کرده بود!!!! دلیل اصلیه شلیک خود به خودی چوب دستی چیزی بود که داخلش بود. یعنی پر ققنوس. چون همیشه به هری کمک میکرد اینجا هم حضورش رو اعلام میکنه!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای بد به سرت میزنه. همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای خوب از سرت پر میزنه
درباره اکلامنسی باید بگم که نه اینطور نیست ، نه لرد و نه دامبلدور نمیتونستن ذهن اسنیپ رو بدون اجازه خودش بخونن ! اون یه اکلامنسی ماهر بود ، به نظر من اسنیپ قدرت اکلامنسیش بیشتر از لرد و دامبلدور بود !