پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

62
نفر همین الان آنلاین‌اند 32 نفر در «انجمن»
1 عضو 61 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

57 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
آخرین ورود
جمعه 28 مرداد 1384 22:12
عضویت
1383/10/06
پست‌ها
232
این یه پیشنهاده:

حالا که به تعداد جادوگرا (جدها) اضافه میشه میتونیم سه تا جادوگر دیگه به مرور زمان اضافه کنیم که بشه هفت تا و اسم داستان رو بزاریم....افسانه هفت جادوگر....و بعد از تموم شدنش اونو ویرایش کنیم و تو قسمت مقاله ها بنویسیم.
----------------------------

جد سیریوس به داخل غار میره و خوشحال از اینکه توی اون برهوت یه سایه پیداکرده فریاد میزنه:آخ جووووون!!!
جد هری: کی بود؟! جد پیتر: چی بود؟! جد سوسک:خار...پف!!!...
-------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
آخرین ورود
شنبه 15 دی 1386 19:43
عضویت
1383/04/22
پست‌ها
259
اون کسی نبود جز ..
ملت : هوق؟
نویسنده : نه .. معرفی میکنم .. جد سیریوس ...
جد سیریوس دستشو سایبون میکنه .. غار را میبنه : آخ جون سایه .. بدو بدو میره توی غار ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
آخرین ورود
جمعه 28 مرداد 1384 22:12
عضویت
1383/10/06
پست‌ها
232
جد هری: بمون سوسک!...راستی تو از کجا پیدات جناب سوسک؟!
جد سوسک:خوب راستش...یعنی...نمیدونم به اینجای داستان فکر نکردم...خوب ولش کن بهتره بخوابیم تا فردا انتهای غار خیلی درازه...
درمورد اون صدا باید فردا کار کنیم الان تاریکه...هیچی پیدا نیس!
صبح روز بعد... 14دسامبر 1313 میلادی...دوربین جادوگری رو نشون میده که وسط بیابون تلو تلو میخوره درحالی که سه جادوگر دیگه(جدها) تو غار خوابیدن ...شخص دیگری آمده بود...

-----------------------------

هرماینی ببخشید طولانی شد!

-----------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وه که چه بیرنگ و بینشان که منم...کی ببینم مرا چنان که منم؟!

تصویر تغییر اندازه داده شده
آخرین ورود
شنبه 15 دی 1386 19:43
عضویت
1383/04/22
پست‌ها
259
جمعه 13 دسامبر سال 1313 میلادی در صحرای آریزونا :

دوربین یک جادوگر را نشون میده که داره تو صحرا تلو تلو میخوره........
_________________

پرفسور اينيگو ايماگو
بعد يهو يه چيز صداي عجيب شنيده ميشه
.....يكي گفت صدا از اون طرف بود بيا بريم ببينيم چي شده
_________________
هرمیون گرنجر
جادوگر دومی به اولی (جد پتیگرو): من میترسم میگی چی بود ؟
جادوگر اولی به دومی(جد هری پاتر) : نمیدومن . خوب میریم ببنیم چی بوده دیگه ..
_________________
دنیس کریوی

جادوگر دوم : خر نشو اگه يه چيزه خطر ناك باشه چيكار ميكني ؟
جادوگر اول : آخه چرا بايد خطرناك باشه ؟
_________________
هرمیون گرنجر
جد هری دست جد پیتر را میگیره میکشونه طرف صدا .. جد یتر داره از ترس می لرزه . با هم میرند تا به یک غار (وسط بیابون و غار؟!!! ) میرسند . جد پیتر مثل داوود سعی میکنه در بره جد هری مثل فرهاد پشت یقشو میگیره .....
_________________
مرلين كبير
درون غار: جد هری: تو چی فکر میکنی؟ یعنی الان اینجای داستان یه خرس باید بیاد؟
اون یکی: من چه کاره بیدم.

===سوسک ===
ناگهان جد سوسك وارد غار ميشه... اين جد به اون جد: من از بچگي از سوسك مي ترسيدم... اون جد به اين جد: من از تو بيشتر مي ترسيدم!
جد سوسك: نه! نترسين! من از اون سوسك هاي وحشي نيستم! براي كمك به شما اومدم...
===پیتر پتیگرو===
پیت وارد غار می شه(از در پشتی) بعد با کفش می زنه تو سر سوسکه ولی سوسکه نمی میره و ملت می شن.... بعد معلوم شده که سوسکه بدنسازی می رفته و استادهههههههههههههه
====کریچر===
جدسوسک :مرتیکه میگم برای کمک شما اومدم بعد با دمپایی میزنی رو من حالا که این طور شد اصلا راهنمایی نمی کنم تا نتونین از بیابون رد شین اینم بدونین که موانع بسیاری تو سر راهتونه
جد پیتر: این کفش بود
====اینیگو ===
جد سوسك : وسط دعوا نرخ تعيين ميكني...خب...اگه ميخواين راهنماييتون كمك شرط داره
جد ها : چه شرطي؟؟؟؟
===پیتر پتیگرو ===
جد سوسک: خرج داره
جد پیت: بیشین بینیم با..................... سوسک کش میارما....
====================
==========
بچه ها از این به بعد پستی که اول هر صفحه زده میشه باید داستان های قبل را نقل قول کنه . اوکی؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
آخرین ورود
دوشنبه 2 شهریور 1388 13:39
عضویت
1383/05/17
پست‌ها
231
جد سوسک: خرج داره
جد پیت: بیشین بینیم با..................... سوسک کش میارما....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
آخرین ورود
یکشنبه 27 خرداد 1386 15:01
عضویت
1383/07/20
پست‌ها
333
جد سوسك : وسط دعوا نرخ تعيين ميكني...خب...اگه ميخواين راهنماييتون كمك شرط داره
جد ها : چه شرطي؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!
آخرین ورود
پنجشنبه 21 آذر 1392 23:20
عضویت
1383/09/08
پست‌ها
1223
جدسوسک :مرتیکه میگم برای کمک شما اومدم بعد با دمپایی میزنی رو من حالا که این طور شد اصلا راهنمایی نمی کنم تا نتونین از بیابون رد شین اینم بدونین که موانع بسیاری تو سر راهتونه
جد پیتر: این کفش بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
آخرین ورود
دوشنبه 2 شهریور 1388 13:39
عضویت
1383/05/17
پست‌ها
231
پیت وارد غار می شه(از در پشتی) بعد با کفش می زنه تو سر سوسکه ولی سوسکه نمی میره و ملت می شن.... بعد معلوم شده که سوسکه بدنسازی می رفته و استادهههههههههههههه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در جنگ سرباز بی طرف وجود ندارد .....
دامبلدور نمرده ....
آخرین ورود
سه‌شنبه 31 تیر 1393 22:31
عضویت
1383/05/14
پست‌ها
715
ناگهان جد سوسك وارد غار ميشه... اين جد به اون جد: من از بچگي از سوسك مي ترسيدم... اون جد به اين جد: من از تو بيشتر مي ترسيدم!
جد سوسك: نه! نترسين! من از اون سوسك هاي وحشي نيستم! براي كمك به شما اومدم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سلطان سوسك بي همتا!
تولد نقش
1398/05/26
آخرین ورود
دیروز ساعت 16:39
عضویت
1382/10/21
پست‌ها
1713
درون غار: جد هری: تو چی فکر میکنی؟ یعنی الان اینجای داستان یه خرس باید بیاد؟
اون یکی: من چه کاره بیدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.