به نظر من تقصير كار نه با لرد سياه (چون آرزوي نابودي دشمنانش رو داره) و نه تقصير كسي ديگه اي به نظر من تقصير خود دامبلدوره مي دونيد چرا ؟ براي اينكه هري رو از اخبار بي اطلاع گذاشت و هم خودش درس چفت شدگي رو درس نداد ( با اينكه مي دونست هري و اسنيپ هر دو با هم لجن ) و هم معلم درس دفاع در برابر جادوهاي سياه را خودش انتخاب نكرد و صد ها دليل ديگه من فكر كنم براي جبران اين امر در كتاب 6 همه كار براي هري بكنه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
How can you escape...if they can see everything? V.M
وقتی اونها میتونند همه چیز رو ببینند ... چطوری میتونی فرار کنی؟ وی ام
فلور دلاكور نوشته: ولی مرگ سریوس مشکوکه و اینکه چرا لحظه ی مرگش خندید! جایه تعجب داره و خیلی عجیبه
اولا از فلور تشكر ميكنم دوما اينكه اين چيزي كه جناب فلور عزيز گفته من جايي نديدم.يعني اگه برين كتاب 5 رو بخونين سريوس اون لحظه نخنديد.ميتونيد برين ببينين.((تنديس.فصل 35.پشت پرده.صفحه 316))
متن: سيريوس خنده كنان به او گفت: - زود باش ديگه.تو بهتر از اين ميتوني مبارزه كني! صدايش در اتاق غار مانند پيچيد.دومين پرتو نوراني درست به سينه اش اصابت كرد. هنوز خنده اش((اينجارو دقت كنين)) به طوره كامل از چهره اش زايل نشده بود كه چشمهايش از حيرت گشاد شد.
سرژ خیلی قشنگ توضیح داد ولی من نمی فهمم ولدمورت چرا مقصره؟ اون کلا هدفش همین بوده و به هدفشم رسید ما هنوز تو مرگ سریوس شک داریم ولی اگر مرده باشه به نظر من مقصر واقعی وجود نداره دلیلم اینکه اتفاق می یوفته و ما نمی تونیم جلوشو بگیرم اگر بخواد چیزی بشه حتما می شه مثلا گفته شد چرا با زمان برگردان زنده نشد چون مرگ رو نمی شه کاریش کرد و خواهی نخواهی حتما اتفاق می یوفته در اینجا خیلی اگر وجود داره اگر اون اینکارو نمی کرد اگر اون اینکارو می کرد ولی همه ی اینا اگر هست همون طور که همه گفتن هری نمی تونست تصمیم دیگه ای بگیره اگر نمی رفت دچار عذاب وجدان می شد پس اون کاری رو کرد که فکر می کرد درسته و حتی دامبلدور اون خودشو مقصر می دونه ولی شرایط باعث شد نتونه هری رو با خبر کنه شرایط خیلی مهمه یا اسنیپ اون هم می خواست کمک کنه ولی تا جنبید یکم دیر شد پس مقصر نیست در آخر همه ی اونای که تویه سالن درگیر بودن یه زمانی من فکر می کردم همه مقصر هستن و این حس بدبینی من بود ولی حالا که خوب به قضیه نگاه می کنم هر فرد اون کاری رو انجام داد که فکر می کرد درسته و همین کارها باعث یک اتفاق می شن کلا زندگی همینطوره ولی مرگ سریوس مشکوکه و اینکه چرا لحظه ی مرگش خندید! جایه تعجب داره و خیلی عجیبه در آخر هر چیزی بخواد اتفاق بیفته حتما اتفاق می یوفته و حتی جادو هم نمی تونه جلوشو بگیره و هر فرد در اون شرایط اونکاری رو انجام می ده که فکر می کنه خوبه به همین دلیل با این حرفا هیچ کس مقصر نیست
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
به نظر من فقط تقصیر خود هری بوده چون که باید عقلش میرسید و اون خواب رو جدی نمیگرفت..راستی یه سوال؟ چرا هری هر وقت میخواد بره دنبال ماجرا جویی یه نفر آدم درست حسابی رو همراهش نمیبره .مثلا وقتی میخواست بره توی حفره اصرار چرا یکی از استاد ها رو همراهش نبرد؟
نميشه گفت تخصيره((تقصير)) كسي بوده.چون مثلا من كه پارسال تصادف كردم و يه موتوريه رو به كشتن دادم نميتونم بگم تقصيره كي بوده((البته تصادفش طوري بود كه هيچ كدوممون خلاف نكرده بوديم)) مثلا ميتونم بگم اگه من سريعتر حركت ميكردم زود تر به محل ميرسيدم و به موتوريه بر خورد نميكردم و خيلي چيزهايه ديگه.......ميشه گفت كه قضيه سريوس هم كمي همينجوريه.هزار تا دليل ميشه آورد.مثلا اينكه هري نبايد باور ميكرد.يا دامبلدور بايد با هري صحبت ميكرد.يا سريوس بايد وقتي داشت آينه رو ميداد بهش ميگفت كه اين چيه.يا اگه آمبريج اونارو معطل نكرده بودن شايد خيلي زود هري ميرسيد به سازمانه اسرار و قبل از اينكه سريوس بياد خودشو به كشتن بده و ديگه سريو نميره.اگه كريچر راست ميگفت.اگه سريوس با كريچر خوشرفتاري ميكرد.اگه و اگه.....هزار تا دليل وجود داره...
ولي در كتاب خودش اشاره كرده كه دامبلدور بيشتر از همه خودشو مقصر ميدونه كه بايد زود تر به هري اطلاعات ميداد.
اين چيزهايي كثل اينكه كريچر دروغ گفت تمامه اينها يه اتفاق بود. ولي مقصر اصلي كسيه كه باعث اين اتفاق ها شدهيعني كساني كه با علم باعث اين مشكلات شدند.نه مثل كريچر كه از رويه عصبانيت يا حرص و نه مثل هري كه از رويه احساس و ناداني.
دو نفر مقصر اصلين.اون دو نفر باعث اين اتفاق شدن و من اون دو نفرو نميبخشم.
1.لرد ولدمورت..كه خوده هري در كتابه 4 اشاره كرد كه باعث همه اتفاق هايه بديكه افتاده اونه.
2.دامبلدور كه خودش هم در آخر كتاب 5 گفت كه............
اگه كسي با نظره من كه صرفا يه نظره مخالفه بگه و من با جانو دل ميشنوم.
به نظر من بيشترش تقصير هري بووده اگه چفت شدگي رو ياد مي گرفت اين اتفاق ها نمي افتاد و اينكه بخواد قهرمان بازي در بياره رفت دنبال سريوس مي تونست با يكم فكر بيشتر هم از طريقه آيينه سيريوس و هم از طريق اسنيپ اون موقعي كه ديگه آمبريج هري رو گرفته بوود دير بوود براي گفتن به اسنيپ به نظر من هري از همون روز اولي كه اوومد اين مدرسه قوانين رو زير پا گذاشت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo